هرکسی در این عالم سهمی بر گردنش است که در اولویت رسیدگی باید باشد...
یک مسأله دیگر هم در مورد پرداخت دیون شرعی و صدقات به مستحق وجود دارد که خیلی مهم است. چرا میگوید در صدقات، خمس و سهم امام، فطریه، و کلاً در بخششهای ما، خویشاوندان، دوستان و همسایهها بر بقیه مقدم هستند؟ چون خدا آنها را «سهم» ما قرار داده است. هرکسی در این عالم سهمی بر گردنش است. همانطور که به زن و بچه ما، کسی غیر از خود ما رسیدگی نمیکند و از غریبهها کسی توقع ندارد که کار کنند و خرج خانواده ما را بدهند، هیچکس نسبت به اقوام، دوستان و همسایههای ما، از خود ما اولیتر نیست. اگر هرکسی به نزدیکان خودش ببخشد، تمام فقرا نزدیکان داراتر از خودشان دارند، پس به همه میرسد و هیچکس بینصیب نمیماند. منبع: کتاب سخاوت
اگر همه اطاعت امر میکردند، همه در رفاه بودند...
اصل این است که بپذیریم همان کس که این مال را به ما داده، باز هم میدهد. امور این عالم، همه نظم دارد؛ ما این نظم را بههم میزنیم. خدا مقرّر کرده که از خمس اموال مردم، از زکات و فطریههای واجب، فقرا تأمین شوند و فقر از بین برود. اگر همه مردم خمس و زکات میدادند، اگر دریا و جنگل و کوهها را که خدا برای فقرا قرار داده، در اختیار آنها میگذاشتند، اگر این غصبکردنها نبود، و خلاصه اگر همه اطاعت امر میکردند، همه در رفاه بودند. در زمان حکومت امام زمان (عجلاللهفرجه) بهخاطر همین است که همهجا را خوبی و خیر و برکت و رفاه فرا میگیرد، چون همه، امر را اطاعت میکنند. منبع: کتاب سخاوت
بلای خلقپرستی بعد از پیامبر به خاطر بیسخاوتی گریبانگیر مردم شد...
دور پیامبر صلی الله علیه و آله خیلی شلوغ شد. خدا گفت: هر کسی میخواهد با پیامبر نجوا کند، چیز خیلی کمی صدقه بدهد. هیچکسی نزد پیامبر نیامد؛ فقط امیرالمؤمنین علیهالسلام، امام حسن علیهالسلام و امام حسین علیهالسلام، سلمان و اباذر، میثم و مقداد آمدند؛ هفتاد هزار نفر نیامدند. وقتی امر خدا را اطاعت نکردند و سخاوت نکردند، دنبال خلق رفتند، گرفتار ابنزیاد و شریح قاضی شدند و امام حسین را کشتند؛ این عذابی بود که به آن مبتلا شدند. اگر صدقه داده بودند، رفعش میشد. منبع: کتاب جامع ولایت
ائمه خودشان نمیخوردند و میبخشیدند، شما هم خودتان بخورید و هم به فکر فقرا باشید...
اگر ما مذهب داریم، باید پیرو رئیس مذهبمان باشیم. رئیس این مذهب کارش این است که خودش غذا را بستهبندی میکند و بالای سر کسانی میگذارد که در ظاهر دین هم ندارند. اگر پیرو رسولالله صلی الله علیه و آله هستیم، ایشان میفرمایند: من دیشب ناراحت بودم، چون درهمی از بیتالمال نزد من بود، اما من به کسی برخورد نکردم که به او کمک کنم. اگر پیرو امیرالمؤمنین علیهالسلام هستیم، ایشان خانهای کاهگلی بیشتر نداشت، همواره هم به فکر فقرا بود. یا مگر امام حسن علیهالسلام نبود که سالی دو بار همه اموالش را بین فقرا تقسیم میکرد؟ همه چهارده معصوم همینگونه بودند. همانها هم به ما میگویند: شما نمیتوانید مثل ما بشوید. ما طوری هستیم که خودمان نمیخوریم و میبخشیم؛ اما شما، هم خودتان بخورید و هم بهفکر فقرا باشید. منبع: کتاب سخاوت
مؤمن که سرش را روی بالش میگذارد، اگر به فکر این نباشد که حاجت برادر مؤمن را برآورد، از ائمه نیست، یعنی نجوا نکرده و ارتباط ندارد...
شما وقتی خوابیدی و به فکر سخاوت باشی، در فکر برآورده شدن حاجت مؤمن هستی، شما داری نجوا میکنی. امام صادق علیهالسلام میفرماید: مؤمن که سرش را روی بالش میگذارد، اگر به فکر این نباشد که حاجت برادر مؤمن را برآورد، از ما نیست، یعنی نجوا نکرده است و ارتباط ندارد. یک روز پیامبر صلی الله علیه و آله چند شتر آورد و فرمود: هر کس دو رکعت نماز کند و در آن فکر و خیال نکند، حواسش پیش محبوبش باشد، من یکی از شترها را به او میدهم. همه نماز خواندند، فکر همه را گفت. یکدفعه به حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود: زهرا جان! تو هم فکر کردی و گفتی اگر نماز بخوانم و فکر نکنم، شتری که چاق است را بردارم تا به فقرا بیشتر برسد. فوراً جبرئیل نازلشد و گفت: یا محمد! این نماز است، فکر زهرا نماز است، زهرا به فکر فقرا است. منبع: کتاب نجوا
مگر با خدا حرف زدن شوخی است؟ مگر هرکسی میتواند با خدا حرف بزند؟...
در روایت است که خدا به پیامبرش گفت: لبیک من آن است که اجازه دادم با من حرف بزنی. مگر شوخی است؟ آیا هرکسی میتواند با خدا حرف بزند؟ بعضی آنقدر دنیا دورشان را گرفته است که تا آخر عمر یک «لا اله الا الله» واقعی نمیگویند. هر کسی بخواهد ندای خدا را بشنود، باید با امر ولایت رفتار کند و سخی باشد. ندای خدا از تمام عالم میآید؛ خدا که یک جا نیست. انگار همه عالم با شما حرف میزند. منبع: کتاب نجوا
خودت را در مقابل خدا و ائمه محتاج بدان...
بیتوته یعنی در حضور امر ولایت میروی. وقتی با خدا و ائمه طاهرین علیهمالسلام بیتوته میکنی، با مافوق خلقت نجوا کردهای. وقتی با ائمه نجوا کردی، شما در حضور آنها هستی. همیشه باید اینطوری باشید، آنوقت خدا اجازه حرف به شما میدهد، چون باید بگویی: ایخدا! من احتیاج به تو دارم. خودت را در مقابل خدا و ائمه محتاج بدان. خودت را نابود کن، آنوقت ولایت شما را بود میکند و امام زمان (عجلاللهفرجه) به شما نوید و دلداری میدهد. منبع: کتاب نجوا
بیتوته عمومی است، اما نجوا پذیرفته شدن از جانب ائمه و خصوصی است...
یتوته: اول باید امام زمان (عجلاللهفرجه) شما را بپذیرد، آنوقت به شما اجازه میدهد که نجوا کنی، چون شما امر خدا را اطاعت کردهای، یعنی داخل حریم ولایت و محدوده شدهای. حالا که داخل بیتوته شدی، با خدا و امیرالمؤمنین علیهالسلام و ائمه علیهمالسلام نجوا میکنی. «بیتوته» کنار رفتن از خلق است، بیتوته عمومی است، «نجوا» خصوصی و پذیرفته شدن است. منبع: کتاب نجوا
بیتوته یعنی خلوت کردن با خدا...
بیتوته یعنی یک فرصت داشته باشی و از اهل دنیا خارج بشوی، از خلق هم کنار بروی، عناد نداشته باشی، سخی باشی و توی فکر کمک کردن به مردم بروی. اگر فکر نداشته باشی، موفق نمیشوی. وقتی موفق میشوی که کمک به فقرا کنی، آنوقت رشد میکنی. بیتوته یعنی خلوت کردن با خدا. چطور؟ شما نباید به فکر این باشی که با محبت اهل دنیا خلوت کنی؛ چون باید در این دنیا یک مقصد داشته باشی، مقصدت خدا و ولایت باشد. این هر دو یکی هستند. منبع: کتاب نجوا
من نمیخواهم متقی بشوم که خودم نجات پیدا کنم، در متقیبودن، به فکر مردم هستم...
من هر روز یک دور تسبیح صلوات میفرستم و میگویم: خدایا! آنهایی که محشر و قیامت کم آوردهاند و کسری دارند، رفعش را بکن. من نه فقط به فکر دنیای شما هستم، به فکر برزخ و قیامت شما هم هستم. من نمیخواهم متقی بشوم که خودم نجات پیدا کنم. اینکه خدا میگوید اعمال متقی را من قبول میکنم، میخواهم متقی بشوم که [خیرم] به مردم برسد؛ در متقیبودن، به فکر مردم هستم. حضرت زهرا علیهاالسلام به امام حسن علیهالسلام فرمود: «عزیز من! وقتی دعا به کسی بکنی، خدا مَلَکی برایت خلق میکند که او در حق تو دعا میکند». من اصلاً در فکر نیستم که مَلَک به من دعا کند، در این فکر هستم که مردم به یک نوایی برسند؛ حالا مَلَک میخواهد دعا بکند یا نکند. خدا در دنیا مرا تأمین کرده است، در آخرت هم میکند. چه کسی اینطور است؟ فقط متقی. منبع: کتاب احکام ولایت
متقی کسی است که امام المتقین، علی علیهالسلام را قبول داشته باشد...
بهترین عمل، ولایت است. اگر بهترینِ اعمال، نماز است که سنّیها آن را بجا میآورند. پس چرا اهل آتشند؟ اگر بهترین اعمال را بجا میآورند، چرا خدا آنها را میسوزاند؟ خدا میگوید: «إنما یتقبل الله من المتقین». متقی کسی است که امام المتقین، علی علیهالسلام را قبول داشته باشد. شرط عبادت این است که متقی باشی تا اعمالت قبول باشد، تو باید اتصال به امام المتقین باشی. حالا امام المتقین، علی علیهالسلام، متقی را معلوم کرده، شما باید تسلیم متقی باشید؛ چون خدا و چهارده معصوم علیهمالسلام به متقی نظر کرده و او را تأیید کردهاند. او از همه خلقت آگاه است، اما شما آگاهی ندارید. باید پیرو متقی باشید تا آمرزش پیدا کنید و با او محشور شوید. منبع: کتاب انجمن ولایت
منکِر امیرالمؤمنین ابدالآباد در جهنم است...
وقتی امیرالمؤمنین علیهالسلام ضربت خورد، منادی میان زمین و آسمان ندا داد: ارکان خدا شکست. این ندا به اهل جهنم رسید. آنهایی که معصیتکار بودند، اما بغض امیرالمؤمنین علیهالسلام را نداشتند و منکِر نبودند، رقّت کردند و این رقّت باعث نجاتشان از آتش جهنم شد؛ چون منکِر نبودند. وای به حال کسی که منکِر باشد! او ابد الآباد در جهنم است. الان خیلی منکِر پیدا شده، اما نمیتوانم افشاء کنم. نه که ندانم، بهدینم میبینم و میدانم، ولی افشاء نمیکنم. چونکه اگر افشاء کنم، رسوایی به بار میآورد. منبع: کتاب انتقاد
مبادا با یک عمر عبادت، اشتباه رفته باشیم...
بیایید فکر کنید نجاتدهنده ما کیست؟ کیست که ما را به ماوراء میرساند؟ کیست که ما را هدایت میکند؟ بیایید به صراط مستقیم برگردید. مبادا که با یک عمر عبادت، اشتباه رفته باشیم. چقدر ابنملجم عبادت کرد؟ چقدر شعر برای امیرالمؤمنین علیهالسلام گفت؟ طوری صحبت میکرد که انگار بنده امیرالمؤمنین است؛ اما به واسطه دنیا، به واسطه یک زن، علی علیهالسلام را کشت. اینهمه نماز خواند و «ایاک نعبد و ایاک نستعین» گفت، اما یک «اهدنا الصراط المستقیم» نگفت. بیایید ما «اهدنا الصراط المستقیم» بگوییم. اگر صراط مستقیم را تشخیص بدهید، دست از آن برنمیدارید. صراط مستقیم، علیبنابیطالب علیهالسلام است. منبع: کتاب افشای احکام
خدایا! به ما صفات علی بده، ما به فقرا سر بزنیم...
خدایا! ما را پیرو امیرالمؤمنین علیهالسلام قرار بده. به ما صفات علی علیهالسلام بده. امیرالمؤمنین فرمود: حسن جان! حسین جان! من در خرابهها میرفتم، به فقرا سر میزدم. من در ظاهر [از دنیا] میروم، شما بروید به آنها سر بزنید. حالا امام حسن علیهالسلام در خرابه آمده، میبیند یکی از آنها دارد گریه میکند و میگوید کسی بود، میآمد به ما سر میزد، تا حتی این دیوار سلام به او میکرد. خدایا! ما از آنها باشیم که به فکر فقرا باشیم، به فقرا سر بزنیم. منبع: کتاب جامع ولایت
کسانی که انفاقشان را امیرالمؤمنین رد کرد، خودشان هم رد هستند...
وقتی امیرالمؤمنین علیهالسلام ضربت خورد، مردم برایش شیر آوردند. حضرت گفت: حسن جان! در آخر جمعیت، ظرف شیر آن زن را بگیر و بیاور. همه را رد کرد و از هیچکس دیگری شیر نگرفت؛ چون میدانست اینها حسینش را میکشند. حالا که انفاقشان را رد کرد، خودشان هم رد هستند. خدا نکند آنها ما را رد کنند. کسیکه دنبال خلق است، تکذیب است، تأیید نیست. تا میتوانید کنار بروید. اگر ایمان به علی علیهالسلام و اولادش دارید، کنار بروید. منبع: کتاب افشای احکام
آنچه خوبی در خلقت هست، امام است...
هر کسی حال بیتوته ندارد. بیتوته را باید امام زمان (عجلاللهفرجه) اجازه بدهد تا موفق شوی که نجوا کنی. بیتوته وصل به خداست، وصل به امام زمان است، که به یک عالَم میارزد. چونکه عالَم خلق است؛ خلق که به تو عظمت و لذت نمیدهد؛ امام، عزت، شرافت و دین است. آنچه خوبی در خلقت هست، امام است. اگر امام را اینطور شناختی، آنوقت عبادتت لذتبخش است. اگر بخواهی اینطوری باشی، باید منتظر الهام باشی. کسیکه منتظر الهام است، اینطرف و آنطرف نمیرود، توی حرفهای دنیا نیست. خدا به شما سرمایه داده، سرمایه حقیقی شما ولایت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام است؛ با ولایت از اهل دنیا کنار برو. منبع: کتاب نجوا
اگر تبرّی از غیر امر نداشته باشیم، ارتباطمان با ولایت مصنوعی است...
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: اویس، برادر من است. اویس چه کار کرده که برادر پیامبر شده و بوی بهشت میدهد؟ چون اویس حضور جسمی نداشت، بلکه با ولایت ارتباط داشت. ارتباط یعنی تبرّی و تولّی. اگر تبرّی نداشته باشیم، ارتباطمان مصنوعی است. شما باید با خدا و ولایت ارتباط و اتصال داشته باشید، یعنی اهل دنیا نباشید، به فقرا کمک کنید، به فکر مردم باشید؛ نه اینکه با تلویزیون، ماهواره، ویدیو و فضای مجازی ارتباط داشته باشید؛ آنوقت شما با اینها نجوا کردهاید، نه با خدا و ولایت. «إنّما الدنیا فناء و الآخره بقاء»، تمام فانی هستند، ولایت باقی است؛ شما باید با باقی ارتباط و اتصال داشته باشید و نجوا کنید. شما اگر بخواهی به جایی برسی، باید با امر نجوا کنی، عناد نداشته باشی و سخی باشی. منبع: کتاب نجوا
وقتی شما به یاد امر خدا هستی، امر هم یاد شما هست و با هم نجوا میکنید...
وقتی شما به یاد امر خدا هستی، امر هم یاد شما هست و با هم نجوا میکنید. امام صادق علیهالسلام میفرماید: فلانی! مریض شدی؟ عرض کرد: بله. امام فرمودند: ما مریض شدیم. فرمودند: بهتر شدی؟ عرض کرد: بله. امام فرمود: ما بهتر شدیم. ببین این شخص چطور با امام زمانش نجوا میکند و ارتباط و اتصال دارد. چون این شخص متصل به وجود ائمه علیهمالسلام بود، اما ما وجودمان به وجود خلق [اتصال] است. منبع: کتاب نجوا
عزیزان من! خُلق حَسَن و اخلاق حَسَنه داشته باشید...
شخصی خدمت امام حسن مجتبی علیهالسلام آمد و گفت: ای حسنبنعلی! زیر این آسمان، دروغگوتر از تو و پدرت علی نیامده! چنین حرفی دارد میزند. امام به او نمیگوید: که من امامم، پدرم جانشین رسولالله صلی الله علیه و آله است، چرا این حرف را میزنی؟ تو کافر شدهای. امام به او فرمود: ای عزیز من! اگر پدرم اینطوری هست، دعا کن خدا او را بیامرزد. اگر من اینطوری هستم، دعا کن خدا مرا بیامرزد. اگر تو هم دروغ میگویی، خدا تو را هم بیامرزد. چرا دلتنگ هستی؟ اگر گرسنهای، بیا به خانهمان برویم، ما تو را در آغوش میگیریم. اگر خرجی نداری، به تو میدهیم، طوری با او رفتار کرد که یکدفعه گفت: «لا إله إلّا الله، محمّد رسولُالله، علی ولیُّ الله». بنا کرد به معاویه بد گفتن، گفت: خدا معاویه را لعنت کند، او برای ما اینطوری تعریف و تبلیغ کرده است. عزیزان من! خُلق حَسَن و اخلاق حَسَنه داشته باشید. منبع: کتاب جامع ولایت
بترسید از زمانی که جسمتان در حضور باشد، اما ارتباط و اتصال نداشته باشید...
ارتباط فراتر از حضور و دیدن امام [معصوم] است. در حضور امام بودن و امام را دیدن، ملاک نیست. این دو نفر، بیست و سه سال حضور پیامبر صلی الله علیه و آله بودند، چهار امام را دیدند، پس چرا اهلجهنم هستند؟ این دو نفر جسمشان در حضور بود. بترسید از زمانی که جسمتان در حضور باشد، اما ارتباط و اتصال نداشته باشید. شما باید با امر خدا ارتباط داشته باشید. امر خدا، وجود مبارک امیرالمؤمنین علیهالسلام است. منبع: کتاب نجوا
قبولی کل خلقت در ارتباط با ولایت است...
عزیز من! شما باید به جاذبه الهی خلقت وصل باشی و ارتباط داشته باشی. به توحید، به ائمه علیهمالسلام، به قرآن وصل شوی؛ این جاذبه الهی شما را بگیرد. هر آنچه که در این خلقت به وجود میآید، باید به وجود ولایت متصل باشد. چرا میگوید پیش متقی برو؟ چون متقی وصل به خدا و ولایت است. قبولی کل خلقت در ارتباط با ولایت است. تمامی آسمانها و زمین، تا حتی عرش خدا، کهکشانها، باید با ولایت ارتباط داشته باشند، وگرنه قبولی ندارند. ارتباط با ولایت ائمه اطهار، نجاتدهنده تمام خلقت است. منبع: کتاب نجوا
عمود آسمانها و زمین، ولایت امیرالمؤمنین است...
خدا از درخت طوبی عرش را آفرید و از عرش، آسمانها و زمین را خلق کرد. حالا تمامی اینها عمودهایی دارند که به واسطه آن عمود، خلقت سر پاست. امیرالمؤمنین علی علیهالسلام میفرماید: «انا عمود الدین»، من عمود دینم. عمود آسمانها و زمین، ولایت امیرالمؤمنین است. عمود، امر ولایت است که به آسمانها پخش میشود، چطور؟ وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله به معراج رفتند، قطار شتری دیدند که میرود. از جبرئیل پرسیدند: بار این شترها چیست؟ فرمود: فضائل پسر عمویت علی است که سیهزار، سیهزار سال است که میرود. اینها امر ولایت است که به هفت آسمان پخش میشود. مردم زمین لیاقت ندارند، برای آنها نمیآید، چون به ولایت جسارت کردند و خدا فرمود: «إرتدّ الناس بعد رسولالله إلّا خمسه». فقط پنجنفر: سلمان، مقداد، اباذر، میثم و عمار ماندند، بقیه مرتد و کافر شدند. منبع: کتاب نجوا
درخت طوبی لطف ولایت است که در دنیا و آخرت به مؤمن و متقی میشود...
خدای تبارک و تعالی از نور خودش ولایت را صادر کرد و از نور ولایت، درخت طوبی را خلق کرد. یک شاخهای از درخت طوبی در دنیا برای مؤمن و متقی میآید، در آخرت هم شاخهای از درخت طوبی در قصر مؤمن و متقی میآید. درخت طوبی لطف ولایت است که در دنیا و آخرت به مؤمن و متقی میشود، چون اتصال به لطف و عنایت ولایت هستند. این لطف و عنایت شامل همهکس نیست. ولایت، صفاتالله است و با آن زندگی میکند. این مؤمن و متقی صفاتالله را از دنیا به آخرت برده است، چون ولایت را تا آخر رسانده؛ مردم ولایت را تا آخر نمیرسانند. منبع: کتاب نجوا
حضرت خدیجه یک خدیجه زنانه نیست، با خدا نجوا داشته...
پیامبر از غار حراء آمده، میگوید: خدیجه! من پیامبر شدم، خدا مرا تأیید کرده. خدیجه جان! بیا و تسلیم من بشو. گفت: محمد! من تسلیم تو بودم که همسرت شدم. این خدیجه یک خدیجه زنانه نیست، با خدا نجوا داشته. اگر واقع یک مؤمنی نجوا داشته باشد، خدای تبارک و تعالی این شخص را ارادهالله میکند؛ نه اراده اینجا، اراده خلقت میکند؛ خدیجه علیهاالسلام از همانهاست. بیخود نیست که باید خدیجه، صندوقچه زهرا علیهاالسلام باشد. وقتی خدیجه این را گفت، پیامبر قدری شگفتزده شد: خدایا! به من گفتی تبلیغ کن، تو عدهای را زودتر تبلیغ کردی! یک نفرش خدیجه است، تو خدیجه را تبلیغ کردی. عزیزان من! قربانتان بروم، هم پیامبر تبلیغ میکند، هم خدا. منبع: کتاب عارف ولایت
امام زمان به کسی راه میدهد که «لحمُک لحمی، دمُک دمی» باشد...
چند چیز است که اتصال به هم هستند: اول خدا، بعد رسول الله، بعد علی ولیّ الله، بعد قرآن مجید. اگر من اینطور گفتم، خیال نکنید که اینها سلسله مراتب است، نه؛ تمام اینها یک وجودند، «لَحمُک لَحمی، دَمُک دَمی». آنوقت شیعه هم اتصال به اینهاست، حرف من سر شیعگی است. اگر امام زمان (عجلاللهفرجه) و امیرالمؤمنین علیهالسلام با دوست خودش «لَحمُک لَحمی» نباشد، با چه کسی باشد؟ اگر امام زمان با تو که امر را اطاعت میکنی، نجوا نکند، با چه کسی نجوا کند؟ آیا زیر این آسمان، به غیر از دوازده امام، چهارده معصوم علیهمالسلام، کسی از شیعه بالاتر هست؟ امام زمان به او راه میدهد که «لحمُک لحمی، دمُک دمی» باشد. میآید به من سر میزند، راز دلش را هم میگوید که یک خُرده دلش خوش شود. میفرماید: حسین! مردم مسموم شدند، اهل دنیا شدند، به دنیا نمیرسند. منبع: کتاب عارف ولایت
عباد الله الصالحین دوستان امیرالمؤمنین هستند که گناه نمیکنند...
«السلام علیک أّیها النّبی و رحمهالله و برکاته»: سلام به پیامبر صلی الله علیه و آله میدهی. چونکه خدا گفت: «إنّ الله و ملائکته یصلّون علی النّبی، یا أیها اّلذین آمنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیماً». حالا که میگویی سلام بر پیامبر، خدا پیامبر را رحمت و برکت برای عالَم قرار داده است. ولایتِ پیامبر، رحمت و برکت به عالَم است.«السلام علینا و علی عباد الله الصالحین»: به آنهایی که صالح هستند سلام میدهد، نه آنهایی که گناه میکنند. صالح کیست؟ کسیکه دوست علی علیهالسلام باشد. سلام بر ما، منظور کسانی هستند که گناه نمیکنند، خدا میگوید آنها جزء ما هستند.«السلام علیکم و رحمهالله و برکاته»: سلام بر شما؛ به شما که نبی را اطاعت کردید، ولیّ را اطاعت کردید. منبع: کتاب انجمن ولایت
تسلیم بودن این است که خودت را در مقابل ولایت دارای کسری بدانی و فرمان ببری...
«أشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شریک له»: خدایا! ما شهادت میدهیم که تو شریک و نظیر نداری. «و أشهد أنّ محمّداً عبده و رسوله، اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد»: و شهادت میدهیم که محمد صلی الله علیه و آله، بنده و رسول توست. بنده باید فرمان خدا را ببرد. خدا دارد به ما تذکر میدهد که در همه کارها تسلیم باشیم، تا به کمال و جمال برسیم. تسلیم بودن به این است: (ما هنوز توجه نداریم،) باید خودت را [در مقابل خدا و ولایت دارای] کسری بدانی، نه اینکه چیزی باشی و هستی داشته باشی. تسلیم این است که ما باید فرمان دوازده امام، چهارده معصوم علیهمالسلام را ببریم. اگر به ما میگوید تسلیم پیامبر صلی الله علیه و آله شوید، باید تسلیم امر پیامبر شویم، نه تسلیم هیکل پیامبر. امر پیامبر، علیبنابیطالب علیهالسلام است. منبع: کتاب انجمن ولایت
قوّه را خدا باید بدهد، تو هم قدرتت را صرف امر کن...
«بحول الله و قوّته أقوم و أقعد»: یعنی خدایا! به حول تو حرکت میکنیم. خود ولایت هم حول و قوّه را از خدا میگیرد و ما از ولایت میگیریم و میگوییم: ایخدا! ای قدرت تمام خلقت! ما بفهمیم که قدرت ما امیرالمؤمنین علی علیهالسلام است. امیرالمؤمنین هفت قلعه خیبر را در هم ریخت. خدا حول و قوّه را به امیرالمؤمنین علی علیهالسلام داد. به داوود گفت: علی بگو، آهن در دستت نرم میشود. نگفت خدا بگو، گفت: علی بگو. عیسی به حول و قوّه ولایت، مُرده را زنده میکرد.«حول»: نیروئی است که وجود دارد. یعنی تو به آن کار موفق میشوی. «قوّه»: قدرتی است که درونت هست؛ اما هنوز آشکار نشده. قوّه را خدا باید بدهد، تو هم قدرتت را صرف امر کن. منبع: کتاب انجمن ولایت
ذکر تأیید نمیشود، مگر به محبت علیبنابیطالب علیهالسلام...
من شاید روزی نزدیک به دو هزار ذکر میگویم؛ اما وقتی گفتم، به وجود امیرالمؤمنین علیهالسلام [قسم]، تمام اینها را هدیه میکنم، به روح حضرت زهرا علیهاالسلام، دوازده امام، مؤمن، مؤمنه، شهدای کربلا، شهدای احد، زینب کبری، امّکلثوم، تا حتی حضرت معصومه علیهاالسلام. یعنی تمام اینها را انفاق میکنم. بعد میگویم: خدایا! تو را به حق امام زمان قَسَمت میدهم، مرا عارف قرار بده، تا این ذکرها که میگویم، یک چیزی گیر اینها بیاید. من که برای خودم نگفتم. عارف بودن به تو جزا میدهد، نه ذکر. چون ذکر تأیید نمیشود، مگر به محبت علیبنابیطالب علیهالسلام. منبع: کتاب انجمن ولایت
نجوای با ولایت ذکر است...
نجوای با ولایت ذکر است. ذکر، حقیقتش یقین است. حالا امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرماید: «أنا ذکر الله». سلیمان با قالیچهاش از بالای سر مردم رد میشد. دهقانی او را دید و گفت: خدایا! این از عدالت توست؟ این بنده توست، من هم بنده تو هستم؟ دستهایش را نشان داد، تاول زده بود. سلیمان متوجه شد، پائین آمد و گفت: ای دهقان! یک «سبحانالله و الحمدلله و لا إله إلا الله و اللهاکبر» بگویی، از حشمت من بالاتر است. به چه دلیل سلیمان این را میگوید؟ چون حشمت، نابود میشود؛ اما آن ذکر، باقی میماند؛ البته ذکر با حقیقت. چرا اهلتسنن اینهمه ذکر میگویند، اما ذکرشان باطل است؟ چون ذکر حقیقی را قبول ندارند. ذکر که میگویند، خدا یک چیزی به آنها میدهد؛ اما ذکر حقیقی، ولایت است. «أنا ذکر الله». منبع: کتاب انجمن ولایت
قبولی امیرالمؤمنین عصاره تمام اعمال است...
قبولی امیرالمؤمنین عصاره نماز، عصاره حج و عصاره روزه است. عصاره تمام اعمال است. روح تمام اینها امیرالمؤمنین است؛ والا آنها جسم است، مثل مرده ای که روح ندارد
خدایا! به غیر از تو هیچکس نمیتوانست ائمه را به وجود بیاورد که به واسطه آنها آمرزیده شویم...
«لا إله إلا الله»: هیچ مؤثری، مؤثر نیست؛ فقط خدا مؤثر است. فقط خدا قدرت دارد که ولایت را به من داده. تو که «لا إله إلا الله» میگویی، این ذکر، توحید است. داری میگویی: خدایا! به غیر از تو هیچکس نمیتوانست ائمه را به وجود بیاورد. «لا إله إلا الله» تشکر از خداست که خدا واسطههایی در مقابل ما و گناهانمان قرار داده که به واسطه آنها آمرزیده شویم. پیامبر صلی الله علیه و آله به آن عربی که از او سؤال کرد: یا رسولالله! یکحرفی بزن تا ما هدایت شویم. فرمود: یک «لا إله إلا الله» بگو تا رستگار شوی. منظور پیامبر، این «لا إله إلا الله» است.«الله اکبر»: یعنی خدا بزرگ است که ولایت به من داد. منبع: کتاب انجمن ولایت
سجده یعنی در مقابل خدا و ولایت تواضع کن...
ما اگر عبادت میکنیم، باید عبادت با امر باشد. نماز که میخوانیم، باید سر به زمین بگذاریم، یعنی در مقابل خدا و ولایت تواضع کنیم. سجده یعنی امر. سجده، خضوع در مقابل خداست. این سجده روح دارد، این سجده وصل است، نه این سجدههایی که ما میکنیم. خدا به شیطان گفت: به آدم سجده کن؛ یعنی به کانالی که ائمه میخواهند بیایند، گفت سجده کن. این مثل آن است که الآن به ما اشکال میکنند و میگویند شما به مُهر سجده میکنید! از من در این مورد سؤال شد، گفتم: ما سرمان را روی مُهر میگذاریم، برای اینکه اگر زمین کثیف است، پیشانیمان کثیف نشود. ما به مُهر کاری نداریم. اما اهلتسنن میگویند: به هر چیزی میشود سجده کرد. پدر عیسی، امیرالمؤمنین علی علیهالسلام است که در آستین حضرت مریم روح دمید. پدر آدم، [پدر] خاک بود. امیرالمؤمنین علی علیهالسلام، ابوتراب یعنی پدر خاک است. عمَر لعنهالله میگفت به هر چیزی سجده کنید، ولی به خاک سجده نکنید. منبع: کتاب انجمن ولایت
منزه است آن خدایی که امیرالمؤمنین علی علیهالسلام را از نور خودش خلق کرد تا به واسطه او به بهشت برویم...
«سبحان ربّی العظیم و بحمده»: یعنی تسلیم شو، عظیم خداست. حالا من سجده میکنم و میگویم «سبحان ربّی الأعلی و بحمده». تو به چه کسی میگویی؟ تو به جهلت میگویی. تو جهل داری، چونکه وقتی حرف حق گفته میشود، تو چیز دیگری میگویی.تسبیحات اربعه: «سبحانالله و الحمدلله و لا إله إلا الله و اللهاکبر»«سبحانالله»: خدا از هر عیبی منزه است. خدایا! ما را بیعیب کردی که ولایت به ما دادی. منزه است آن خدایی که امیرالمؤمنین علی علیهالسلام را از نور خودش خلق کرد تا به واسطه او به بهشت برویم.«الحمدلله»: خدا را حمد میکنیم. خدایا! تشکر میکنیم که به ما ولایت دادی. «الحمدلله» که من این ذکر را موفق شدم که بگویم. یعنی موفق شدم عظمت خدا را تشخیص بدهم، عظمت خدا را از هر عظمتی بالاتر حساب کردم. حالا من در اطاعت خدا سر فرو بردم. منبع: کتاب انجمن ولایت
قبولی ولایت نماز است، نه رکوع و سجود...
تو باید در ولایت، رکوع و سجود داشته باشی، نه در نماز. اگر در نماز رکوع و سجود داشته باشی، چقدر سنّیها نماز میخوانند، چرا اهل آتشند؟ چون خدا میگوید: اگر عبادت جنّ و انس کنی، اما امیرالمؤمنین علی علیهالسلام را به «الیوم أکملت لکم دینکم» قبول نداشته باشی، تو را در آتش جهنم میسوزانم. شما آن رکوع و سجودت باید با قبولی ولایت باشد. قبولی ولایت نماز است، نه رکوع و سجود.رکوع: یعنی درباره ولایت تواضع داشته باشی.سجود: یعنی تواضع به ولایت کن. در سجده با پا و دست و زانوهایت، با سر و اعضا و جوارحت در مقابل ولایت تواضع کن. منبع: کتاب انجمن ولایت
کسی موفق میشود خدا و ولایت را تشویق کند که سخی باشد و اهل دنیا نباشد...
اینقدر این سوره توحید مهم است که میگوید اگر سه دفعه آن را بخوانی، یک ختم قرآن کردهای. من همیشه شبها و ظهرها آن را میخوانم. چرا؟ چون داری خدا را حمد و ستایش میکنی. چرا سوره توحید اینقدر ثواب دارد؟ چون خدا دلش میخواهد که شما خدا را تشویق کنید. خدا هم دلش میخواهد شما ولایت را تشویق کنید. شما باید هر دو کار را بکنید. اما چه کسی به این کار موفق میشود؟ کسی که سخی باشد و اهل دنیا نباشد. عزیزان من! دنیا شما را گرفتار میکند، هر روز یک چیز تازهای پیش رویت میآورد. منبع: کتاب انجمن ولایت
همانطور که خدا بیهمتاست، مقصدش هم بیهمتاست...
«الله الصّمد»، «لم یلد و لم یولد»: کسی از تو زائیده نشده و از کسی زائیده نشدهای. کل خلقت باید زائیده شوند. همانطور که خدا «لم یلد و لم یولد» است، مقصدش هم «لم یلد و لم یولد» است [یعنی ازلی است، از خلق زاده نشده، نور خداست]. مگر خدا به غیر از امیرالمؤمنین علیهالسلام، مقصد دیگری دارد؟ حالا نگوئید که من علی علیهالسلام را خدا کردم. نه، من میخواهم به شما بگویم که مقصد خدا اینقدر اُفقش بالاست. «و لم یکن له کفواً أحد»: تو همتایی نداری. هر چیزی جفت دارد. همانطور که خدا بیهمتاست، مقصدش هم بیهمتاست. مقصدش هم جفت ندارد. دوازده امام، چهارده معصوم علیهمالسلام همه آنها یکی هستند، یک وجودند، یک نورند؛ پس همتا ندارند. عزیز من! اگر شهادت میدهی که خدا کفو ندارد، چرا دنبال آن کسی که کفو دارد، میروی؟ منبع: کتاب انجمن ولایت
حضرت زهرا نه ضالین را میپذیرد، نه کسی که با ضالین است...
همه اینها شکر خداست. شما باید شکرانه کنید که دنبال آنها نرفتید. خدایا! شکر که جزء «ضالین» نیستیم. خدایا! شکر که مستحق شدیم با زهرا علیهاالسلام باشیم، لیاقت پیدا کردیم با امیرالمؤمنین علیهالسلام باشیم. مستحب است که وقتی «و لا الضالین» گفتی، «الحمد لله» بگویی؛ یعنی «الحمد لله» که من جزء «ضالین» نیستم. زهرای عزیز، بلال، مقداد، سلمان و اباذر را پذیرفت چونکه جزء «ضالین» نبودند، اما عباس جزء «ضالین» بود که زهرای عزیز او را نپذیرفت. اگر با «ضالّین» هم باشی، حضرت زهرا تو را نمیپذیرد. نماز دعاست؛ حالا که داری دعا میکنی، باید علی علیهالسلام را ببینی، باید زهرا علیهاالسلام را ببینی. امیرالمؤمنین روح است، زهرای عزیز روح است؛ تو باید روح را ببینی و آن را قبول کنی، نه اینکه فقط دعا بخوانی. هر آنچه را که میخواهی، باید از امیرالمؤمنین و زهرای عزیز بخواهی. منبع: کتاب انجمن ولایت
مغضوب یعنی کسی که مردم را گمراه میکند، ضاّلین کسانی هستند که دنبال خلقند و دنبال ائمه نمیروند...
«صراط الذین أنعمت علیهم»: راه شیعیانی که به آنها نعمت ولایت دادی. خدایا! ما جزء آنهایی باشیم که امیرالمؤمنین علی علیهالسلام را دوست دارند. «غیر المغضوب علیهم»: نه راه کسانی که به آنها غضب کردی. «مغضوب» یعنی کسی که مردم را گمراه میکند. خدا به بدعتگذاران غضب میکند. خدایا! ما جزء کسانی نباشیم که امیرالمؤمنین علی علیهالسلام را دوست ندارند، آنها «مغضوب» هستند. «و لا الضالین»: نه راه گمراهان. «ضاّلین» چه کسانی هستند؟ کسانی هستند که دنبال خلقند و دنبال ائمه نمیروند. اول، عمر و ابابکر گمراه هستند، بعد پیروان آنها، بعد کسانیکه بدعت به دین میگذارند؛ اینها «ضاّلین» هستند. خدایا! ما جزء «ضاّلین» نباشیم. منبع: کتاب انجمن ولایت
هدایت یعنی حرف شنیدن؛ دوازده امام، چهارده معصوم میگویند برو دنبال متقی تا هدایت شوی...
«إهدنا الصراط المستقیم»: خدایا! ما را به صراط مستقیم وادار کن. خدایا! تویی که صراط مستقیم، علی علیهالسلام را یاد ما دادی؛ تویی که حسن و حسین علیهماالسلام را یاد ما دادی. شما اگر صراط مستقیم را بروید، به خدا میرسید. آن صراط مستقیم، تو را به امیرالمؤمنین علی علیهالسلام میرساند. آن صراط مستقیم، تو را به معنی قرآن میرساند. اما اگر راه دیگری بروی، به بیراهه میروی. کجا میروی؟ اصلاً هدایت یعنی چه؟ هدایت یعنی حرف شنیدن؛ تو بیا به حرف دوازده امام، چهارده معصوم علیهمالسلام برو تا هدایت شوی. حالا دوازده امام، چهارده معصوم به تو میگویند برو دنبال متقی تا هدایت شوی. اما بیهدایتی، حرف نشنیدن است؛ بیهدایتی، مخالفت کردن است. منبع: کتاب انجمن ولایت
خدا میگوید من عبادت بیهدایا را قبول نمیکنم، هدایای عبادت، علیبنابیطالب علیهالسلام است...
«إیاک نعبد»: ای خدا! شکر میکنیم؛ حالا که دین به ما دادی، تشخیص دین به ما دادی، آنوقت تو را اطاعت میکنیم. خدایا! فقط تو را عبادت میکنیم، نه به غیر از تو، آن هم عبادت با محبت علی علیهالسلام. شما وقتی عبادت میکنید، باید با عبادتتان هدایایی بیاورید. هدایای عبادت، علیبنابیطالب علیهالسلام است. خدا میگوید من عبادت بیهدایا را قبول نمیکنم. عبادت بیعلی علیهالسلام، روح ندارد، سلیقهای است. عبادت اگر روح نداشته باشد، جسم است. از عبادت باید به ولایت برسی، نه به خلق. از عبادت باید به اطاعت برسی، چون نجاتدهنده تو ولایت است، نه عبادت. «إیاک نستعین»: خدایا! ما نمیتوانیم، فقط از تو یاری میخواهیم؛ درباره ولایت ما را کمک کن، ما را یاری کن. منبع: کتاب انجمن ولایت
خدایا! تو رحیمتر از علی، کسی را در خلقت قرار ندادی و رحمانیتت را در زهرا تجلی دادی...
«الرحمن الرحیم»: صاحب رحمان و رحیم تویی. تویی که رحمان و رحیم را به ما میدهی. تویی که علی علیهالسلام و زهرا علیهاالسلام و چهارده معصوم علیهمالسلام را به ما میدهی. خدایا! تو رحیمتر از علی علیهالسلام، کسی را در خلقت قرار ندادی. خدایا! رحمانیتت را در زهرا علیهاالسلام تجلی دادی. «مالک یوم الدین»: خدایا! تو مالک علی علیهالسلام و زهرا علیهاالسلام و چهاردهمعصوم علیهمالسلام هستی؛ تو مالک دین ما هستی، مالک بهشت و فردوس هستی. خدایا! تو فقط مالکیت داری، هیچکس مالکیت به ولایت ندارد. حالا تو کجا میروی؟ ولایت را از چه کسی میخواهی؟
رحمانیت خدا شامل همه میشود، اما نسبت به شیعه امیرالمؤمنین، رحیم است...
«بسم الله الرحمن الرحیم»: یعنی به نام آن خدایی که «رحمان» است. رحمانیت خدا و بخشش او شامل همه میشود. این سفره جود خداست. خدا کسی است که به کافر و مسلمان، به همه رحم میکند؛ ولی نسبت به شیعه امیرالمؤمنین علیهالسلام، مهربان و «رحیم» است. خدا رحیم است، رحمکننده به ماست. چرا دنبال کسی میروی که به تو رحم نمیکند؟ بیا دنبال خدا برو. «الحمد لله ربّ العالمین»: یعنی ای خدا! حمد و ستایش، منحصر به توست. خدایا! حمد و ستایش میکنم تو را که ولایت به ما دادی. خدا خوشش میآید که وقتی تو «بسم الله الرحمن الرحیم، الحمد لله ربّ العالمین» میگویی، عقیدهات این باشد که خدایا! تو را حمد میکنیم که ما محبت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام داریم. منبع: کتاب انجمن ولایت
علی دیدن، خدا دیدن است؛ خدا دیدن، علی دیدن نیست...
حالا وضو گرفتی، اذان و اقامه گفتی، میخواهی نماز بخوانی. اولِ اذان و اولِ نماز، «الله اکبر» میگویی. «الله اکبر»: الله اکبری که اول نماز میگویی، یعنی خدایا! من دنیا را پشت سرم ریختم. ایخدا! آمدم رو به تو. وقتی «الله اکبر» میگویی، باید امیرالمؤمنین علی علیهالسلام را ببینی. چون علی علیهالسلام دیدن، خدا دیدن است؛ خدا دیدن، علی علیهالسلام دیدن نیست. چرا؟ هر چه بخواهی غیر از این به عنوان خدا ببینی، یک بُت درست کردهای. منبع: کتاب انجمن ولایت
ابنملجم «إیاک نعبد و إیاک نستعین» گفت، اما «إهدنا الصراط المستقیم» را کُشت...
قرآن میگوید نماز، ما را از فحشاء و منکر نجات میدهد. مگر ابنملجم نماز نمیخواند؟ خدا رحمت کند حاج شیخ عباس تهرانی را، میگفت: یا نبود، یا کمنظیر بود مانند ابنملجم که تمام صورتش پینه داشت از بس خدا، خدا میکرد؛ به بیابان میرفت و صورتش را به خاک میمالید. عزیزان من! چرا ما فرق نمیکنیم؟ مگر این که قرآن میگوید نماز، ما را از فحشاء و منکر نجات میدهد، صحیح نیست؟ چرا فحشاء و منکرِ ما زیادتر میشود؟ چرا ما فکر نداریم؟ مگر شیطان «إیاک نعبد و إیاک نستعین» نگفت؟ والله، بهتر از من میگفت! خیلی با طمأنینه میگفت! میگفت: خدایا! تو سزاوار سجدهای، من تو را سجده میکنم. شیطان «إیاک نعبد و إیاک نستعین» گفت، اما «إهدنا الصراط المستقیم» نگفت. ابنملجم «إیاک نعبد و إیاک نستعین» گفت، اما «إهدنا الصراط المستقیم» را کُشت. امیرالمؤمنین علی علیهالسلام میفرماید: «أنا صراط المستقیم، أنا وجهالله، أنا خیر الله، أنا أسد الله». خدای تبارک و تعالی، مقصدش ولایت است. اصل نماز، «إهدنا الصراط المستقیم» است. منبع: کتاب انجمن ولایت
مگر تو پیرو چهارده معصوم نیستی؟ مگر آنها نماز نمیخواندند؟ در صورتی که والله، خودشان نماز هستند...
آقای دانشجو که نماز نمیخوانی! آقایی که حالا دیپلم یا لیسانس گرفتهای و نماز نمیخوانی! مگر تو پیرو دوازده امام، چهارده معصوم علیهمالسلام نیستی؟ کدام یک از آنها نماز نمیخواندند؟ در صورتی که والله، خودشان نماز هستند. به دینم علی علیهالسلام خودش نماز است. «إهدنا الصراط المستقیم»: صراط مستقیم، علی علیهالسلام است. روایت داریم جوانی که به نماز میایستد، خدا به او مباهات میکند و میگوید: ای ملائکه من! این جوان با همه آمال و آرزویش رو به من ایستاده است. ای ملائکه من! تمام گناهانش را آمرزیدم، دعایش را هم مستجاب میکنم؛ اما کسی که واقعاً سمت خدا بیاید و درخواست کند که خدا او را به صراط مستقیم، یعنی صراط علی علیهالسلام وادار کند. منبع: کتاب انجمن ولایت
امامحسین تا آخر «هل من ناصر» میگفت، میگفت بیائید طرف منِ نمازخوان...
میلیاردها نماز میخوانند، اما چون امیرالمؤمنین علی علیهالسلام را قبول ندارند، اهل آتشند. پس نماز کیست؟ نماز، علی علیهالسلام است؛ نماز، ولایت است؛ نماز، زهرا علیهاالسلام است. آیا آنها خودشان نماز نمیخواندند؟ حالا امامجماعت محلهتان اینطور شده، تو نباید نماز بخوانی؟ بدان تو خودت را از پیروی ولایت جدا کردی، خودت را از حضرتزهرا جدا کردی، خودت را از امیرالمؤمنین علی علیهالسلام جدا کردی، خودت را از امامحسین علیهالسلام جدا کردی. مگر امامحسین تا آخر «هل من ناصر» نمیگفت؟ میگفت بیائید اینطرف، بیائید طرف منِ نمازخوان. تو خیال کردهای که فهمیده شدهای! عزیز من! مگر نمیگویی امامجماعت محلهمان بد شده؟ تو که از او بدتر شدهای! او باز یک سَری به زمین میگذارد و سجدهای میکند، تو که بدتر شدهای، تو آن را هم انجام نمیدهی. پس تو باید چه کنی؟ باید بگویی: خدایا! شکر که من بیدار شدم. شکرانه کنی که مثل او نیستی. تازه باید نمازت را با حضور قلب بخوانی. نماز با حضور قلب، یعنی نماز با ولایت. عزیزان من! بیائید تفکر داشته باشید. بیائید حرف بشنوید. بیائید فردای قیامت، شما را پیش نمازخوانها ببرند، نه پیش بینمازها. منبع: کتاب انجمن ولایت
یقین به امام زمان، یعنی بدانید که در این خلقت، کسی مانند امام زمان نیست که ما طرفش برویم، این امامشناسی است...
اول باید یقین به ولیالله الاعظم (عجل الله فرجه)، روح تمام خلقت، داشته باشید. یقین به امام یعنی چه؟ یعنی بدانید که در این خلقت، کسی مانند امام زمان (عجل الله فرجه) نیست که ما طرفش برویم؛ این امامشناسی است. کسی هم مانند خدا در ظاهر نیست که او را پرستش کنیم؛ این خداشناسی و توحید است. بعد از یقین، به سوی نور حرکت کنید. مگر خدا نمیگوید من ائمه علیهمالسلام را از نور خودم خلق کردم؟ والله، تمام خلقت ظلمت است؛ مگر اتصال به نور شود. بعد از حرکت، به امر امام زمانتان عمل کنید. اینطوری باید ولایت را بشناسید که دست از آن برندارید و تزلزل نداشته باشید. منبع: کتاب جامع ولایت
شما نمیتوانید بگویید من از این گناه میگذرم، باید توان امام زمان و حضرت زهرا و امیرالمؤمنین را ببینید که آنها کمکتان میکنند...
گناه هر چه باشد، وقتی اسبابش فراهم میشود، بگویید زهرا جان! علیجان! امام زمان! کمکم کن. فوری کمک میرسد. شما نمیتوانید بگویید من از این گناه میگذرم؛ باید توان امام زمان (عجل الله فرجه) و توان حضرت زهرا علیهاالسلام و امیرالمؤمنین علیهالسلام را ببینید که آنها کمکتان میکنند. علی و زهرا خنثیکن گناه هستند. شما باید باتوانِ بیتوان باشید؛ بتوانید گناه کنید و نکنید؛ بتوانید به زن مردم نگاه کنید و نکنید؛ بتوانید مال مردم را بخورید و نخورید. آخر، هر کسی گمراهیاش یکجوری است. حُرِّ زمان باشید. الآن امام زمان (عجل الله فرجه) «هل مِن ناصر» میگوید، من میشنوم و لبیک میگویم؛ شما به چهکسی لبیک میگویید؟ منبع: کتاب جامع ولایت
مگر خدا سوره حمد و توحید را نازل نکرده است؟ شما به سوره قرآن کافر شدهاید یا به امام جماعت محلهتان که نماز نمیخوانید؟...
من یک دوستی داشتم، دو پسر داشت که به کشورهای خارجی رفته بودند. تا حتی ایشان به خدا قسم میخورد و میگفت از آرد آنجا هم نمیخوردند. از ایران گندم برده بودند و آنجا آسیاب میکردند. منتهیالآمال، مفاتیح و قرآن داشتند. همیشه میگفتند الحمدلله که مانند خارجیها نشدیم و در مکتب علی علیهالسلام داریم زندگی میکنیم. بعد از مدتی اینها به ایران آمدند و به آنها پُست و مقامی دادند. وقتی خلافهای اینجا را دیدند، دیگر نماز نخواندند و روزه هم نگرفتند. پدرشان ناراحت بود و گریه میکرد، میگفت: تمام هستیام رفت. من پیر شدهام، تمام ابعادم این بود که این دو جوان را تحویل اسلام دادهام؛ اما حالا دیگر نه نماز میخوانند و نه روزه میگیرند. اینها هم به امام جماعت محلهشان نگاه کرده بودند. گفتم: به آنها بگو: عزیزان من! من دوستی دارم که پیرمرد است و یک کناری است؛ رفتم با او صحبت کنم، سراغ شماها را گرفت. گفتم: بچههایم نماز نمیخوانند، روزه نمیگیرند. آن پیرمرد از من سؤال کرد که آیا اینها کافر به قرآن هستند یا نه؟ گفتم نه والله. آن پیرمرد گفت: مگر خدا سوره حمد را نازل نکرده است؟ مگر خدا سوره توحید را نازل نکرده است؟ شما به سوره قرآن کافر شدهاید یا به امام جماعت محلهتان؟ به او هم گفتم قرآن را جلویشان باز کن و حرفهای مرا به آنها بزن. انصافاً این مرد وقتی رفته بود و به آنها گفته بود، در جواب به او گفته بودند: پدرجان! تاکنون چند وقت است که نماز نخواندهایم، ما توبه کردیم و بر عهده میگیریم که تمام نمازهایمان را قضا کنیم. منبع: کتاب انجمن ولایت
مگر تا حالا عبادت برای امام جماعت محلهتان میکردی و روزه برای او میگرفتی که الآن میگویی چرا این بد شده است، من نماز نمیخوانم؟...
خیلیها پیش من میآیند و میگویند بچههای ما نماز نمیخوانند، یا اینکه من شنیدهام الآن در دانشگاه صده هشتاد از مردم، نماز نمیخوانند. عدهای هم هستند که خمس و سهم امام نمیدهند. بدانید که این تکلیف از روی دوش شما برداشته نشده است. به اولیای امور هم کاری نداشته باشید. حالا وقتی به او میگویی: چرا نماز نمیخوانی؟ در جواب میگوید: چرا امام جماعت محله ما اینطوری شده است؟ آقای مهندس! آقای دانشجو! از شما سؤال میکنم: مگر خدای شما، امام جماعت محلهتان بوده؟ مگر تا حالا عبادت از برای امام جماعت محلهتان میکردی؟ آیا روزه از برای او میگرفتی که الآن میگویی چرا این بد شده است؟ اگر قدری تفکر داشته باشی، میبینی تو اشتباه کردهای، نه او. خدا رحمت کند آقای بروجردی را، یک نفر پیش او آمد و گفت: یک طلبهای دزدی کرده. گفت: نه؛ یک دزد، لباس طلبه را پوشیده است. طلبه که دزدی نمیکند، طلبه که خیانت نمیکند، طلبه که اینقدر شهوترانی نمیکند. این لباس اهل علم، لباس تکلیف است. باز هم تکرار میکنم که به اولیای امور کار نداشته باشید. منبع: کتاب انجمن ولایت
وقتی کسی اینطرف بیاید، او را میخواهم، چون دوست علی است...
با عشق حضرتمعصومه علیهاالسلام و امامرضا علیهالسلام به این جلسه بیایید. آن عشق به شما تذکر هماهنگی میدهد، اما عشق دیگری نداشته باشید. این جلسه، ایمان به شما میدهد، محبت امامحسن و امامحسین علیهماالسلام به شما میدهد، محبت خدا به شما میدهد. امامحسین «هل مِن ناصر» گفت؛ یعنی بیایید اینطرف تا شما را بخواهم. من هم وقتی کسی اینطرف بیاید، او را میخواهم، از پسرم هم بیشتر میخواهم؛ چون دوست علی علیهالسلام است. امامحسین به علیاکبر علیهالسلام فرمود: جلوی من راه برو. شما هم جلوی من راه میروید، از شما خوشم میآید. نه اینکه شما را ببوسم، با قدمهایتان نجوا میکنم؛ چونکه رو به امر میروید، «إنّه لیس من أهلک» نشدید و امر را اطاعت میکنید. منبع: کتاب امام رضا
تو سجدهات باید سجده امر باشد، یعنی تواضع در مقابل ولایت داشته باشی؛ این است که خدا میگوید از سجدهکنندگان خوشم میآید...
نماز، همهاش سجده ولایت است، وگرنه توجه ندارید. چرا به شیطان گفت به آدم سجده کن؟ امر را گفت سجده کن، آن کانالی که دوازده امام، چهارده معصوم علیهمالسلام از آن بیرون آمدند را گفت سجده کن. تو سجدهات باید سجده امر باشد، یعنی تواضع در مقابل ولایت داشته باشی؛ این است که خدا میگوید از سجدهکنندگان خوشم میآید. چرا اهلتسنن اینهمه سجده میکنند، اما مورد لعنت هستند؟ چون سجده ولایت نمیکنند. منبع: کتاب انجمن ولایت
نماز باید به عمود دین اتصال داشته باشد، یعنی به علیبنابیطالب...
در روایت است که «الصلوه معراج المؤمن». همانطور که پیامبر صلی الله علیه و آله به معراج رفت و با خدا حرف زد، تو هم در نماز داری با خدا حرف میزنی. همینطور میفرماید: «الصلوه عمود الدین»، نماز عمود دین است. امیرالمؤمنین علیهالسلام هم میفرماید: «أنا عمود الدین». نماز باید به عمود دین اتصال داشته باشد، یعنی به علیبنابیطالب علیهالسلام. اگر اتصال نباشد، مثل جایی است که تاریک است. منبع: کتاب انجمن ولایت
نماز، شکرانه ولایت است...
نماز و روزه تمرین ولایت است، نه اینکه تو را به جایی برساند، نه اینکه تو را از آتش نجات دهد. تمرین نماز این است که میگویی: خدایا! من تواضع میکنم؛ شیطان سجده نکرد، من شیطان نیستم. خدایا! به من گمشو نگو. اما عصاره نماز، ولایت است. چرا خدا اینقدر روی نماز تکیه کرده است؟ چونکه خدا دلش میخواهد با او حرف بزنی. نماز شکرانه ولایت است: شکر میکنی که من ولایت دارم، شکر میکنی که اینقدر قدرت به من دادی تا شیطان را زمین بزنم و اطاعتش نکنم. منبع: کتاب انجمن ولایت
اصل، ولایت است؛ قبله هم ولایت است...
اینکه میگوید شما رو به قبله بایست، یعنی رو به ولایت بایست، رو به علی علیهالسلام بایست، رو به زهرا علیهاالسلام بایست. چونکه اصل، ولایت است؛ قبله هم ولایت است. چرا؟ اگر دوازدهامام، چهاردهمعصوم علیهمالسلام را قبول نداشته باشی، نمازت به درد نمیخورد و تمام عبادتهایت هیچ است؛ برای اینکه مقصد خدا را قبول نداری. اینکه به تو گفته رو به کعبه بایست، چون زایشگاه علی علیهالسلام است. منبع: کتاب انجمن ولایت
قبولی هر نمازی به «أشهد أن علیاً ولیالله و حجهالله» است، چونکه آسمانیها هم این را میگویند...
اذان و اقامهای که در آن «أشهد أنّ علیاً ولیالله و حجهالله» نباشد، اصلاً به درد نمیخورد. من این جمله را از آقایگلپایگانی شنیدم که میگفت: اگر نمازت را شروع کرده باشی اما یادت رفته باشد که اذان و اقامه بگویی، میتوانی نمازت را بشکنی و اقامه را بگویی و نمازت را دوباره بخوانی. هیچکجا نمیشود نماز را شکست، اما اینجا میگفت نماز را بشکن و اقامه بگو. نمازی که در آن علی علیهالسلام نباشد، نماز نیست. چونکه اذان و اقامه، نگهدار نماز توست؛ هم نگهدار است و هم نگهبان. نماز، بیاذانِ با «أشهد أنّ علیاً ولیالله و حجهالله» نه نگهبان است، نه نگهدار. قبولی هر نمازی به «أشهد أن علیاً ولیالله و حجهالله» است، چونکه آسمانیها هم این را میگویند. چرا؟ چون خدا خوشش میآید. منبع: کتاب انجمن ولایت
یزید پیش امام زمانش یعنی حضرت سجاد آمده، امام ردّش نمیکند؛ امام یعنی این...
اینها [ائمه اطهار] «رحمه للعالمین» هستند، یعنی خدای تبارک و تعالی اینها را رحمت خودش قرار داده. رحمت خدا که بیحدّ است. یزید اظهار پشیمانی میکند، تا حتی به حضرت سجاد علیهالسلام میگوید: آیا من آمرزیده میشوم؟ امام فرمود: برو نماز غفیله بخوان. حضرت زینب علیهاالسلام گفت: آخر حجت خدا! چقدر شما رئوف هستی؟ امام سجاد فرمود: عمهجان! من حجت خدا هستم. من که نمیتوانم حق را نگویم، حرف حق را باید زد. یزید پیش امام زمان یعنی حضرت سجاد آمده، امام ردّش نمیکند. ما کجا میرویم؟ امام یعنی این. یزید تا میرفت وضو بگیرد، خون از دماغش میریخت. آخر موفق نشد. منبع: کتاب حضرت زینب
منظور از بالِ آقا ابوالفضل، پر و بال ملائکه نیست، منظور اراده اللهی است؛ یعنی هر چه اراده کند، انجام میدهد...
وقتی آقا ابوالفضل علیهالسلام در ظاهر بهدنیا آمد، امیرالمؤمنین علیهالسلام بنا کرد بازوهای آقا ابوالفضل را بوسیدن. امّالبنین میگوید: آقا جان! مگر بازوهای فرزندم عیبی دارد؟ فرمود: نه، این بازوها و دستها را در کربلا جدا میکنند. این دستها فدای حسینم میشود. حالا خدا دو بال به آقا ابوالفضل داده؛ آن اراده اللهی باز به غیر از بال است. با بالش هر کجا بخواهد میرود. البته منظور از بالِ آقا ابوالفضل، پر و بال ملائکه نیست، بلکه منظور اراده اللهی است؛ یعنی هر چه آقا ابوالفضل اراده کند، انجام میدهد. امام، آقا ابوالفضل را مثل خودش قرار داده است. شیعه واقعی هم ارادهالله است، چه برسد به آقا ابوالفضل! شیعه واقعی از انبیاء، به جز پیامبر آخرالزمان، بالاتر است. آقا ابوالفضل ولیّ نبود؛ اما ولیّپرست و ولیّخواه بود، شما هم باید ولیّخواه باشید.
گهواره امام حسین فطرس را شفا داد، چون امام حسین در آن بود، مثل تربت...
گهواره امام حسین علیهالسلام شفا داد فطرس را، خود امام حسین علیهالسلام چیز دیگری است. چرا گهواره ارزش پیدا کرد؟ چون امام حسین علیهالسلام در آن بود؛ مثل تربت. خیال نکنی فقط تربت امام حسین علیهالسلام شفاست؛ تو اگر حسین بگویی، خلق نگویی، پای تو هم شفا میشود؛ چون جنبه مغناطیسی با امام حسین علیهالسلام داری. قربان آن موقع که حسین میگویی؛ چنان حسین علیهالسلام به شما نظر میکند. منبع: کتاب عارف ولایت
هر کدام از شما، اهلبیت شما، یک ذره ناراحتی داشته باشید، من ناراحتم، اصلاً انگار به جان من اتصالید...
امام صادق علیهالسلام به آن شخص فرمود: تو مریض شدی، من مریض شدم. دارد حالی تو میکند، میگوید تا حتی آن کسالتی که تو داری، من هم دارم، من با تو یکی هستم، تو را اینقدر دوست دارم. امام صادق علیهالسلام خوش است که بادین باشی. مؤمن واقعی هم دلش خوش است که از آنها جدا نشوی. به دینم قسم، به ایمانم قسم، نمیخواهم تملّق بگویم، هر کدام از شما، اهلبیت شما، یک ذره ناراحتی داشته باشید، من ناراحتم، اصلاً انگار به جان من اتصالید. خدایا! تو شاهد باش که تملّق نمیگویم، حقیقت را میگویم. شما ولایی هستید. خود امام صادق علیهالسلام هم همین را میگوید. منبع: کتاب عارف ولایت
من دارم شما رفقا را حفظ میکنم، هیچ اجری هم نمیخواهم، مگر خدمت به ولایت و فقرا...
من دارم شما رفقا را حفظ میکنم؛ والله، ولایتِ شما را حفظ میکنم. دارم درِ خانه مهاجر و انصار میروم، میخواهند همه شما را ببرند، دور شما میگردم؛ هیچ اجری هم نمیخواهم. همانطور که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: من اجری از شما نمیخواهم «إلّا المَودّهَ ذَوِی القُربیٰ»: مگر دوستی اهل بیتم. من فقط چیزی که از شما میخواهم، خدمت به ولایت و فقراست. امیرالمؤمنین علیهالسلام هم وقتی میخواست در ظاهر از دنیا برود، حرف دیگری نزد؛ فرمود: حسنجان! حسینجان! دست از خدمت به فقرا برندارید، به آنها کمک کنید. منبع: کتاب عارف ولایت
ائمه کسی را جوابگو میکنند که به فکر هدایت مردم باشد، بخواهد خودش توی آتش بیفتد، اما دوست علی در آتش نیفتد...
چه شخصی میشود جوابگو؟ اشخاصی که غرض و مرض نداشته باشند؛ خودخواه و خودپرست نباشند؛ حرام نخورده باشند و دنبال حرام نباشند؛ چشم و پایشان را حفظ کنند؛ از گرسنگی بمیرند اما دستشان را جلوی کسی دراز نکنند؛ به غیر خدا و امام زمان و ائمه، کسی را نبینند؛ به فکر مردم باشند، به فکر هدایت مردم باشند؛ تاحتی بخواهند خودشان توی آتش بیفتند اما دوست علی علیهالسلام در آتش نیفتد؛ نه فدای علی علیهالسلام بشود، فدای دوست امیرالمؤمنین بشود، (من والله حاضرم فدای شما بشوم)؛ آنوقت از آن علمی که ائمه طاهرین در این خلقت دارند، یک ذراتی به این شخص میگویند، «العلمُ نورٌ یَقذِفه اللهُ فی قَلبِ مَن یَشاء» را به او میدهد؛ این شخص میشود جوابگو. منبع: کتاب عارف ولایت
جواب در مقابل کسی که «العِلمُ نُورٌ یَقْذِفُهُ اللهُ فِی قَلْبِ مَنْ یَشَاء» دارد، خنثی است؛ آن هم متقی است...
عزیزان من! اگر شما متقی بشوید، هفتاد و دو فرقه را به دینم، محکوم میکنید. حضرت زینب علیهاالسلام، یزید را محکومش کرد. مگر کسی میتواند متقی را محکوم کند؟ آنچه که جواب است، در سینهاش ریخته؛ جوابگوست. همه آمدند اینجا، به دینم، محکوم از این در بیرون رفتند. جواب در مقابل کسی که «العِلمُ نُورٌ یَقْذِفُهُ اللهُ فِی قَلْبِ مَنْ یَشَاء» دارد، خنثی است؛ آن هم متقی است. تمام قدرتها را حضرت زینب علیهاالسلام در هم شکست، متقی هم همینطور است. بیخود نیست میگوید بروی پیش متقی، او شما را رستگار میکند. به دینم، رستگاری شما به این حرفهاست. منبع: کتاب حضرت زینب
مصیبتی که حضرت زینب داشت، هیچ زنی در عالم نداشته و نخواهد داشت؛ شجاعتی هم که حضرت زینب دارد، هیچکس نداشته و نخواهد داشت...
وقتی حسابش را میکنی، در تمام زنان عالم، هیچکس مثل حضرت زینب و امّکلثوم علیهماالسلام لطمه نخوردهاند. ببین به مادرشان اینجور توهین و جسارت کردند، پدرشان را شهید کردند، بعد هم امام حسن و امام حسین علیهماالسلام را اینجور جسارت کردند؛ اما مصیبتی که حضرت زینب علیهاالسلام داشت، هیچ زنی در عالم نداشته و نخواهد داشت. شجاعتی هم که حضرت زینب علیهاالسلام دارد، هیچکس نداشته و نخواهد داشت. منبع: کتاب جامع ولایت
معرفت، خواست امام زمان است، حضرت زینب را بشناسید و گریه کنید...
به آقا امام زمان میگویند: آقاجان! شنیدیم شما میگویی گریه میکنم، اگر اشک چشمم تمام شود، خون گریه میکنم. میفرماید: آری؛ میپرسند: برای چه؟ مصیبت جدّت؟ ببین عدالت این است، میگوید: او هم بود، گریه میکرد. میگویند: برای عمویت عباس؟ میفرماید: او هم بود، گریه میکرد. میگویند: برای چه مصیبتی؟ میفرماید: برای عمههایم که توهین به آنها شد، اسیرشان کردند. توهین به ولایت اینقدر مهم است که امام زمان میگوید جانم فدای آن کسیکه حاضر شد به خاطر ولایت، توهین به او کنند. عزیز من! بیا به امام زمان معرفت پیدا کن. وقتی معرفت پیدا کردی، همان معرفت، خواست امام زمان است. آن زینبی که خودش را آماده کرده و به خاطر ولایت، اسیر شده، اینقدر والامقام است. حضرت زینب علیهاالسلام را بشناسید و گریه کنید. منبع: کتاب جامع ولایت
علی علیهالسلام خدا نیست و از خدا جدا نیست؛ مقصد خدا و امر خداست...
بر شاه بالِ جبرئیل «علی» نوشته شد که با آن به سرعت حرکت میکرد. بر عرش «یا علی» نوشته شد و استقرار یافت. بر ماه «علی» نوشته شد. بر باد «علی» نوشته شد و جریان یافت. زنگ در بهشت «یا علی» است. در تمام خلقت «علی» است. صوت خدا «علی» است. خداحافظیِ خدا با رسولالله صلی الله علیه و آله در معراج «یا علی» است. پسِ پرده وحی «علی» است. علی علیهالسلام خدا نیست و از خدا جدا نیست. علی علیهالسلام [لم یکن له] کفواً احد است، مقصد خدا و امر خداست؛ «ذکرُ الله» و ذات خداست. جهان اگر فنا شود، علی به پاش میکند. تمام کارها را خدا دست علی علیهالسلام داد. اول و آخر، علی علیهالسلام است. ظاهر و باطن، علی علیهالسلام است. این منحصر به امیرالمؤمنین علی علیهالسلام است. منبع: کتاب جامع ولایت
اسمِ امیرالمؤمنین را مافوق باید بگذارد، علی علیهالسلام مافوقی جز خدا ندارد...
خدای تبارک و تعالی برای اسمگذاری هیچکدام از ائمه نفرمود که اسم خودم را روی او گذاشتم. اسمِ امیرالمؤمنین را مافوق باید بگذارد، علی علیهالسلام مافوقی جز خدا ندارد. ابوطالب، امیرالمؤمنین را به دست رسولالله داد، اینجا امیرالمؤمنین چشم گشود. امیرالمؤمنین علی علیهالسلام به روی خلق و دنیا چشم نمیگشاید، به روی «ولیّ خدا» چشم میگشاید، پیامبر صلی الله علیه و آله هم «نبیّ» است و هم «ولیّ» است. «عینُ الله» به روی «نور خدا» چشم میگشاید و روی دست پیامبر، آیه «قد أفلَحَ المُؤمنون» میخوانَد. رسولالله فرمود: من هم در نامگذاری او به خداوند پیشی نمیگیرم. آخر مافوقِ امیرالمؤمنین، خداست. دید لوحی میان زمین و آسمان پدیدار گشت، در آن لوح نوشته شده بود که خدا میفرماید: من «علی اعلی» هستم، اسم این فرزند را «علی» بگذار، خدا اسم خودش را روی امیرالمؤمنین گذاشت. این مختص امیرالمؤمنین است. «اسمُ الله» علی علیهالسلام است. منبع: کتاب جامع ولایت
اسم مبارک علی علیهالسلام است که مشکلگشای همه خلقت است...
اسم مبارک علی علیهالسلام است که مشکلگشای همه خلقت است. موسی «یا علی» گفت، عصا را انداخت و اژدها شد و مارهای سَحَره فرعون را بلعید، و باز «یا علی» گفت و دست کرد و اژدها را گرفت، دوباره عصا شد. عیسی «یا علی» گفت و مُرده را زنده کرد؛ «یا علی» گفت و در پرنده گِلین دمید و او جان گرفت و به پرواز در آمد. داوود «یا علی» گفت و آهن به دستش نرم شد. جبرئیل «یا علی» گفت و هشت شهر قوم لوط را زیر و رو کرد. در تمام ائمه اطهار این منحصر به امیرالمؤمنین است که «جَنبُ الله» است، کنار خداست. خدا شریک ندارد، اما علی علیهالسلام همکار خداست؛ گِل آدم را سرشت و خدا جان داد؛ در آستین مریم دمید و عیسی را بار برداشت؛ موقع قیامت هم علی علیهالسلام است که میدمد و مُردهها جان میگیرند.
این مختص امیرالمؤمنین است که اگر مردم بر حبّ او جمع میشدند، خدا اصلاً جهنم را خلق نمیکرد...
خداوند تبارک و تعالی درباره هیچکدام از ائمه طاهرین بیان نفرمود که به عزّت و جلالم سوگند، اگر عبادت ثقلین کنید و علی علیهالسلام را به «الیوم أکملت لکم دینکم» قبول نداشته باشید، شما را با صورت در جهنم میاندازم. همینطور روایت است که اگر مردم بر حبّ او جمع میشدند، خدا اصلاً جهنم را خلق نمیکرد؛ این مختص امیرالمؤمنین علی علیهالسلام است. فقط امیرالمؤمنین علیهالسلام است که با تمام پیامبران در خفا و با پیامبر آخرالزمان آشکارا آمد. تا حتی موقع ظهور امام زمان (عجل الله فرجه) هم امیرالمؤمنین علیهالسلام به کمک امام زمان میآید و مُهر «مؤمن» و «منافق» به مردم میزند. منبع: کتاب جامع ولایت
تنها امیرالمؤمنین علی علیهالسلام است که محل ظاهر شدنش «قبله» شد...
هیچکدام از ائمه طاهرین محل به دنیا آمدن ظاهریشان خانه خدا نبود و محل ظاهر شدن هیچکدام از ائمه «قبله» نگشت، این منحصر به امیرالمؤمنین علی علیهالسلام است. لفظ مبارک «امیرالمؤمنین» مختص به امیرالمؤمنین علی علیهالسلام است و رسول اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر خُم فرمود: از این پس به لفظ «امیرالمؤمنین» باید به علی سلام کنید. شخصی به یکی از ائمه طاهرین به لفظ «امیرالمؤمنین» سلام کرد، حضرت ناراحت شد و گفت: این لفظ فقط مختص به امیرالمؤمنین علی علیهالسلام است. تا حتی روایت داریم اگر کسی از خلق این لفظ را بر خود بگذارد، خدا او را به دردی گرفتار میکند و رسوایش میکند. همینطور روایت داریم اگر کسی اسم «علی» بر فرزندش بگذارد، هر بار که او را صدا میزند، خدا مَلَکی خلق میکند که تا آخر عمر برایش استغفار کند. منبع: کتاب جامع ولایت
فقط امیرالمؤمنین است که همسرش نور خداست و عقدش در عرش معلی انجام شد...
در تمام ائمه طاهرین، فقط امیرالمؤمنین است که همسرش نور خدا، ناموس خدا، حضرت زهراست. عقد و ازدواج هیچکدام از ائمه طاهرین، تا حتی رسولالله صلی الله علیه و آله در عرش مُعلّی بسته نشد؛ اما عقد امیرالمؤمنین علی علیهالسلام و زهرای عزیز علیهاالسلام در عرش مُعلّی بسته شد و خدا آب و نمک را مَهر زهرا علیهاالسلام قرار داد. برای ازدواج ظاهری هیچکدام از ائمه، ستارهای از آسمان نیامد که در خانهاش برود. خدا این زمینه را فراهم کرد که دهان مردم بسته شود و مردم را قانع کند و به آنها بگوید: امر علی و زهرا با من است؛ آنها خاکی نیستند و ماورائیاند. کار علی و زهرا، خلقتی است، نه خلقی. منبع: کتاب جامع ولایت
هر چند ائمه طاهرین یک نورند، اما علی علیهالسلام «نورٌ عَلی نور» است...
خدا به پیامبر صلی الله علیه و آله میفرماید: اگر علی را معرفی نکنی، هیچ کاری نکردهای. پیامبر هم به سلمان فرمود: یا سلمان! اگر همه عالم رفتند یکطرف، تو برو طرف علی. چرا پیامبر اینقدر تعریف امیرالمؤمنین را کرده است؟ چون امر خداست، امر را اطاعت میکند. اما در خود ائمه طاهرین، خدا عظمائیتی به امیرالمؤمنین علی علیهالسلام داده است. خصوصیاتی است که مختص به خود امیرالمؤمنین علیهالسلام است، برای بقیه ائمه طاهرین علیهمالسلام نیست؛ یعنی هر چند ائمه طاهرین «کُلّهم نورٌ واحد» هستند، یک نورند؛ اما علی علیهالسلام «نورٌ عَلی نور» است. منبع: کتاب جامع ولایت
خدا هیچ خلقتی را بدون محبت و ولایتِ علی نمیپذیرد، این قانون خداست...
خدا نوری دارد که اتصال به خودش است، آن هم علیبنابیطالب علیهالسلام است؛ میفرماید «نورُ الله»، نمیفرماید «خلقُ الله». خدا خلقت را که خلق کرده، امر روی آن گذاشته؛ امر، ولایت است. خدا هیچ خلقتی را بدون محبت و ولایتِ علی علیهالسلام نمیپذیرد، این قانون خداست. دوازده امام، چهارده معصوم، حجت بر تمام خلقت هستند. خلقت در مقابل ولایت کسری دارد، اما ائمه طاهرین فقط مافوقشان خداست. یک نگاه به این جهان باید بکنی و علی علیهالسلام را بشناسی، یعنی بدانی که مانندش غیر از خدا هیچکسی نیست. این شناخت علی علیهالسلام است، مابقیاش حرف است. اینکه [خدا] امیرالمؤمنین را معرفی کرد، میخواهد شما بهشت بروید؛ والله، بالله، این علی علیهالسلام نیست، چیز دیگری است. منبع: کتاب جامع ولایت
پیامبر در اذانش «أشهد أنّ علیاً ولیّالله» میگفت، اما افشا نکرد تا جسارت بیشتری به ولایت نکنند...
همانجا [در غدیر] سلمان و اباذر بلند شدند و اذان گفتند و در اذانشان «أشهد أنّ علیاً ولیّالله و حجهالله» گفتند. شخصی آمد، به پیامبر صلی الله علیه و آله گفت: اینها یک چیزهائی در اذانشان میگویند. پیامبر فرمود: آنها درست میگویند. خود پیامبر هم در اذانش «أشهد أنّ علیاً ولیّالله» میگفت؛ اما دید اگر افشا کند، این مردم اصلاً نه قرآنش را قبول میکنند، نه اذانش را. حضرت دید که اگر افشا کند، جسارت بیشتری به ساحت قدس ولایت میشود. افشا نکرده، طناب گردن امیرالمؤمنین علی علیهالسلام انداختند؛ افشا نکرده همسر عزیزش را کتک زدند و کشتند؛ اگر افشا میکرد، با آنها چه میکردند؟ ایناست که پیامبر افشا نکرد. منبع: کتاب انجمن ولایت
خدا افشا کرد «الیوم أکملت لکم دینکم» یعنی علی علیهالسلام دین است...
پیامبر، امیرالمؤمنین را روی دست آورد و گفت: «من کنت مولاه، فهذا علی مولاه. اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله و العن من أنکره…» حالا وقتی رسولالله، امیرالمؤمنین را معرفی کرد، یکدفعه خدا افشا کرد: «الیوم أکملت لکم دینکم»: علی علیهالسلام دین است. مقصد خدا این است. دینی که خدا میخواهد، این است. اسلامی که خدا میخواهد، این است. یعنی امر خدا و مقصد خدا، علیبنابیطالب علیهالسلام است. حالا پیامبر صلی الله علیه و آله گفت: ای مردم! من از دنیا میروم، وصیّ من امیرالمؤمنین علی علیهالسلام است. تا حالا دین «اسلام» بود، اما از حالا به بعد، دین «ولایت» شد. پیامبر فرمود: من تا الآن نبی بودم، اما حالا علی علیهالسلام ولیّ است؛ یعنی علی علیهالسلام، ولیّ کل خلقت است. منبع: کتاب انجمن ولایت
خدا به پیامبر گفت: اگر علی علیهالسلام را معرفی نکنی، هیچ کاری نکردهای...
از طرف خدا جبرئیل نازل شد که: یا محمّد! امیرالمؤمنین علی علیهالسلام را معرفی کن: «یا أّیها الرّسول بلّغ ما اُنزل إلیک من رّبک و إن لم تفعل فما بلّغت رسالته». تا پیامبر صلی الله علیه و آله ذرهای مسامحه کرد، خدا گفت: اگر علی علیهالسلام را معرفی نکنی، هیچ کاری نکردهای. حالا پیامبر صلی الله علیه و آله فوراً اطاعت کرد. خدا گفت: امیرالمؤمنین علی علیهالسلام را روی دست بیاور و بلند کن که همگان بدانند جانشین و وصیّ تو و حجت خدا ایناست، تا اینکه کس دیگری را به عنوان جانشین تو معرفی نکنند. حالا تازه این معرفی امیرالمؤمنین علیهالسلام است، نه حقیقت علی علیهالسلام. منبع: کتاب انجمن ولایت
خدایا هیچ کسی نیست که مثل تو «نبیّ» و «ولیّ» و «حجّت» را معرفی کند، خدایا تو کردی...
حالا دوباره میگویی: «الله اکبر»: یعنی ای خدای بزرگ! چه کسی این کارها را کرد؟ خدایا! تو کردی. دوباره میگویی: «لا إله إلا الله»: هیچ کسی نیست که اینطوری «نبیّ» را معرفی کند، «ولیّ» را معرفی کند، «حجّت» را معرفی کند؛ خدایا! تو کردی. آیا تا به حال اینطوری اذان گفتهاید؟ اگر اینطوری اذان بگویید، نمازتان ارزش دارد؛ خدا را تا اندازهای شناختهاید، رسولالله صلی الله علیه و آله را شناختهاید، حالا علی علیهالسلام را هم تا اندازهای شناختهاید. اینجور حال پیدا کن. از کجا حال پیدا کنیم؟ سخاوت کن. دنیا را فراموش کن، اینقدر فکر و خیال باطل نکن. منبع: کتاب انجمن ولایت
«خیر العمل» دوستی امیرالمؤمنین و «عمل صالح» عمل به ولایت است...
«حیّ علی خیر العمل»: بشتابید به سوی خیرِ عمل؛ یعنی هر عمل خیری در ذیل ولایتِ اهلبیت مقبول است؛ یعنی دوستی امیرالمؤمنین علی علیهالسلام بهترین عمل است، این کار بهترین کار است. چه کاری؟ ولایت. چه کاری؟ تسلیم بودن. این از هر عملی بهتر است. مگر در قیامت نداریم که عدهای میگویند: «ربّ ارجعون لعلّی أعمل صالحاً»: ما را برگردان تا عمل صالح کنیم؟ مگر اینها نماز نمیخواندند؟ مگر سخاوت نمیکردند که میگویند ما را برگردان تا عمل صالح کنیم؟ عمل صالح، عمل به ولایت است. عمل کردن به ولایت این است که گناه نکنید و سخاوت شما به امر ولایت باشد تا زمان رجعت. منبع: کتاب انجمن ولایت
حقیقت و باطن نمازِ مؤمن، تبعیت محض از ولایت علیبنابوطالب علیهالسلام است...
«أشهد أنّ علیاً حجهالله»: یعنی شهادت میدهم که خدا حجت را به کل خلقت تمام کرده، «ولیّ» برای ما معلوم کرده. این مثل همان است که خدا گفت: نعمت را به شما تمام کردم. بعد میگویی: «حیّ علی الصلوه»: بپاخیزید! برای چه بپاخیزید؟ برای ولایت. بشتابید به سوی نماز، بشتابید در امر پذیرش و تبعیت از امر ولایت. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «أنا صلوه المؤمن، أنا حیّ علی الصلوه، أنا حیّ علی الفلاح، أنا حیّ علی خیر العمل». حقیقت و باطن نمازِ مؤمن، تبعیت محض از ولایت علیبنابیطالب علیهالسلام است. «حیّ علی الفلاح»: بشتابید به سوی ولایت. منبع: کتاب انجمن ولایت
جان، عنایت خداست؛ ولایت، رحمت خداست...
خدای تبارک و تعالی امیرالمؤمنین علی علیهالسلام را که از نور خودش بهوجود آورده، به او اشراف به کل خلقت داده؛ علی علیهالسلام مشکلگشای کل خلقت است. تمام خلقت در مقابل ولایت صغیر هستند. تو از کجا میگویی که خلقت صغیر است؟ خدا به کل خلقت جان داده، جان ارزش ندارد؛ اما آنچه که به این جان دمیده میشود، یعنی «ولایت» ارزش دارد. این خارجی جان دارد، اما نجس است. جان، عنایت خداست؛ ولایت، رحمت خداست. وقتی میگوید: «لا إله الله، محمّد رسولالله، علی ولیالله» ولایت به او دمیده میشود و پاک میشود. منبع: کتاب انجمن ولایت
کل خلقت در مقابل ولایت صغیر است، تا حتی انبیاء، به غیر از پیامبر آخرالزمان، چون ترک اولی دارند...
«أشهد أنّ امیرالمؤمنین علیاً ولیّالله»: حالا خدا «ولیّ» برای تو درست میکند؛ نه تنها برای تو، بلکه به کل خلقت «ولیّ» است. مگر خدا صغیر است که بخواهد برای خودش «ولیّ» بگیرد؟ یعنی کل خلقت در مقابل ولایت صغیر است، تا حتی انبیاء، به غیر از پیامبر آخرالزمان. چرا؟ چون ترک اولی دارند. تمام خلقت در مقابل امیرالمؤمنین علی علیهالسلام صغیرند، امیرالمؤمنین علی علیهالسلام «ولیّ» به کل خلقت است. ببین خدا دارد تو را آماده میکند، برایت «ولیّ» درست میکند، تو صغیر هستی. اگر تو صغیر نباشی، نمیگویی «من»، هم صغیری و هم بی عقل. کتاب انجمن ولایت
اگر ما تسلیم محمّد صلی الله علیه و آله هستیم، به امر خدا تسلیم پیامبر شدهایم؛ این یعنی خداشناسی...
«أشهد أنّ محمّداً رسولالله»: ای خدای عزیز، شهادت میدهیم که این محمّد صلی الله علیه و آله رسول توست، فرستاده توست، ما باید به فرستاده تو گوش بدهیم. تو وقتی گفتی «أشهد أن لا أله الا الله» هیچ مؤثری مؤثر نیست به غیر از خدا، خدا دارد برای تو مؤثر درست میکند، میگوید تسلیم محمّد صلی الله علیه و آله بشوید. به کل خلقت میگوید تسلیم نماینده من بشوید. «إنّ الله و ملائکته یصلّون علی النّبیّ، یا أّیها اّلذین آمنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیماً» یعنی تسلیم محمّد صلی الله علیه و آله شوید. اگر ما تسلیم محمّد صلی الله علیه و آله هستیم، به امر خدا تسلیم پیامبر شدهایم؛ این یعنی خداشناسی، چونکه ما داریم امر خدا را اطاعت میکنیم. کتاب انجمن ولایت
الله اکبر یعنی خدا از آنچه که در تمام خلقتها هست، بزرگتر است...
«الله اکبر»: خدا بزرگ است. درخت و کوه هم بزرگ است. این الله اکبری که گفتی، یعنی خدا از آنچه که در تمام خلقتها هست، بزرگتر است. اگر الله اکبرِ اینطوری گفتی که خدا از همه خلقتها بزرگتر است، پس چرا طرف کس دیگری میروی؟ چرا کس دیگری را مؤثر میدانی؟ اگر خدا را اینطوری ببینی، هر شیئی در نزدت کوچک است. «أشهد أن لا إله إلا الله»: یعنی خدایا، شهادت میدهیم به یگانگی تو، هیچ مؤثری مؤثر نیست به غیر از تو، تا حتی انبیاء، تا حتی اولیاء، تا حتی امیرالمؤمنین علیهالسلام، مؤثر نیست. ما باید خدا را اینطوری حس کنیم، او را که نمیبینیم. کتاب انجمن ولایت
اذان آماده شدن برای این است که با خدا حرف بزنی، با ولایت حرف بزنی...
هر چیزی معنی دارد، هر چیزی عصارهای دارد. اگر عصاره اعمال را ببینی، به آن کارَت یقین پیدا میکنی؛ اما اگر یقین نداشته باشی، عادت است. حالا اذان هم عصاره دارد که ما باید آن را بفهمیم. چقدر نماز خواندیم اما متوجه نشدیم. اول اذان، بعد اقامه میگویید تا برای حرف زدن با خدا آماده شوید. اذان آماده شدن برای این است که با خدا حرف بزنی، با ولایت حرف بزنی. کارهایت را زمین گذاشتهای، اتصال و ارتباطت را با مردم قطع کردهای، میخواهی بروی رو به خدا، میخواهی نماز بخوانی، ببین از اینجا آمادهات میکند. کتاب انجمن ولایت
آقا فرمود: اذان بگو؛ وقتی اذان گفتم، فرمود: معنی اذان را به اینها بگو...
یک شب به خدا گفتم: خدایا، من دیگر به رفقایم چه بگویم؟ من که چیزی بلد نیستم. شب خواب دیدم همین جایی که الآن هستم، همه آمدهاند. هر کسی یک کاسهای، یک ظرفی آورده است. به اینها گفتم: چه کار دارید؟ چه میخواهید؟ گفتند: ما ولایت میخواهیم. من از خواب بیدار شدم، بلند شدم و رفتم بیرون، نشستم و شروع به گریه کردم. گفتم: خدایا، من که اینها را نفرستادم، تو فرستادی. من که چیزی ندارم به اینها بدهم. یک چیزی به من بده، تا به اینها بدهم. این بندههای خدا از راه دور و نزدیک میآیند. بعد خواب دیدم که آقا فرمود: اذان بگو. وقتی اذان گفتم، آقا فرمود: معنی اذان را به اینها بگو. کتاب انجمن ولایت
پیامبر گفت: برو بالای خانه خدا و اذان بگو...
من یک شب خواب دیدم که در مکّه هستم، یک جمعیت خیلی زیادی آنجاست. یعنی بیرون مسجدالحرام بود، یک منبری گذاشته بودند، پیامبر صلی الله علیه و آله روی منبر ایستاده بود و به تمام این جمعیت نگاه میکرد. وقتی پیامبر مرا دید، صدایم زد و گفت: حسین! گفتم: بله، گفت: برو بالای خانه خدا و اذان بگو. اینقدر کثرت جمعیت بود که من توان نداشتم. فوراً یک نفر که بغل دست پیامبر بود، حالا مَلَک بود یا کس دیگری، آمد و جمعیت را خلاصه پس و پیش کرد، یک کوچهای باز کرد و من وارد مسجدالحرام شدم. وقتی از پلهها بالا میرفتم، میگفتم که اگر بالای خانه خدا قرار گرفتم، ده مرتبه «أشهد أنّ أمیرالمؤمنین علیاً ولیّالله» را میگویم، چون که منتها آرزویم همین بود که پیامبر اکرم امر کند. کتاب انجمن ولایت
شستن صورت، دستها و مسح سر و پاها در وضو رازی دارد...
شستن صورت، دستها و مسح سر و پاها در وضو رازی دارد. شستن سر و صورت در وضو: یعنی خدایا، هر گناهی که با اینصورت انجام دادم، آن را شستشو کن، تا با صورت پاک به جانب تو بایستم و تو را عبادت کنم و با پیشانی پاک سر به سجده گذارم. شستن دستها در وضو: یعنی خدایا، از گناه دستم را شستم. خدایا، گناهانی که با دستم مرتکب شدهام را تطهیر کن. مسح سر در وضو: یعنی خدایا، از هر خیال باطل و هوا و هوس خامی که در سر پروراندهام، مرا تطهیر کن و آن خیال باطل را از من دور کن. مسح پا: یعنی خدایا، من از رفتن به مکان زشت، پاک شوم و این پا را از هر گناهی که با آن انجام دادهام تطهیر کن. کتاب انجمن ولایت
کمک به فقرا، نگهداری خودتان، مالتان و ولایتتان است...
حالا شما چهجور باشی؟ به چیزی غیر از ولایت علاقه نداشته باش. من یک چیزی را میخواهم [اما] علاقه ندارم. چرا میخواهم؟ چون خیرش به مردم میرسد. اگر چیزی را میخواهی، ماشینت را میخواهی، کسبت را میخواهی، باید بخواهی که خیرش به مردم برسد. البته شما باید محکم کار کنید که هم عائلهات را اداره کنی که جزء شهدا باشی و هم به مردم بدهی. کمک به فقرا، نگهداری خودتان است. کمک به فقرا، نگهداری باغتان است، تا حتی نگهداری ولایتتان است. کمک به فقرا، هم عبادت است، هم اطاعت است و هم خدا و پیامبر خوششان میآید. اما همین پول را میدهی، یک جایی که امر نیست. آنوقت هم شقاوت است، هم لجاجت است و هم گناه است. منبع: کتاب کمال کل کمال
شما باید به ماوراء برسید، اما حضرت زهرا ماوراء در اختیارش است...
هنگام ظاهر شدن زهرای عزیز علیهاالسلام، زنان قریش به کمک حضرت خدیجه علیهاالسلام نیامدند. حالا حضرت زهرا علیهاالسلام میگوید: مادر جان! زنان بهشتی به کمکت میآیند. دارد حالیِ خلقت میکند: من که زهرا هستم، ماوراء در اختیارم است. شما باید به ماوراء برسید، اما حضرت زهرا علیهاالسلام ماوراء در اختیارش است. یکدفعه خدیجه علیهاالسلام دید چهار زن مجلله «حوّاء، آسیه، مریم بِنت عمران و ساره» از بهشت آمدند. من قسم میخورم که خدیجه علیهاالسلام کمک نمیخواست، اینها برای دلخوشیاش آمدند. منبع: کتاب جامع ولایت
حضرت خدیجه در اختیار پیامبر است که خدا او را صندوقچه حضرت زهرا قرار میدهد...
خدیجه علیهاالسلام در اختیار پیامبر صلی الله علیه و آله است که خدا او را صندوقچه زهرا علیهاالسلام قرار میدهد. مگر هر زنی میتواند صندوقچه زهرای عزیز علیهاالسلام بشود؟ قربان دامان خدیجه علیهاالسلام، قربان خاک کف پایش که آن را مثل تربت زهرا علیهاالسلام به چشمم میکِشم. زهرا علیهاالسلام از این دامن به دنیا آمد. این دامن نیست، خلقت است؛ مافوق خلقت را به دنیا آورد. منبع: کتاب جامع ولایت
منتظر دعوت خلق نباش، منتظر دعوت خدا باش که خلق میکند، آنوقت تا قیامت هدایتی...
دلم میخواهد شما از جوّ دنیا بیرون بیایید و در جوّ ماوراء بروید. تا در جوّ ماوراء نروید، کسری دارید. چطور شما در جوّ ماوراء بروی؟ خدا میگوید: «اُدعونی»، بیا. دارد صدایت میکند. منتظر آن صدا باش، منتظر صدای دیگری نباش. تو به این حرف صد در صد یقین کن، جای دیگری نرو. اگر کار میکنی، مشهد میروی، زیارت میروی، تمام اینها وظیفه است. حالا مردم تو را دعوت میکنند. آن یکی تو را مجلسِ غیر امر دعوت میکند، آن یکی به گناه دعوتت میکند، آن یکی میگوید بیا طرفدار شخص باش. تمام اینها دعوت میکنند، اما خلقند؛ اما خدا خلقکُن است. به تمام آیات قرآن، به سیجزء کلامالله، اگر این حرف را بفهمید، نه هدایت بشوید، بلکه هدایت هستید تا یومالقیامه. منبع: کتاب کمال کل کمال
بترسید از وقتیکه برای شما عذاب بیاید، یکی از عذابهای خدا این است که دنبال ولایت نرویم...
یک عاق والدینی شما شنیدهاید که تو باید امر پدر را اطاعت کنی. اگر پدر گفت نماز نخوان، تو نمیخوانی؟ اگر گفت نرو انشای ولایت را یاد بگیر، تو نمیروی؟ او دارد کفر از دهانش بیرون میآید، نه شکر؛ عناد دارد. اینجا اگر به حرفش بروی، عاق هستی؛ اما جلویش نایست، احترامش کن. اما درونت این باشد، درونت باید تمرین ولایت باشد. از کجا سلمان به اینجا رسید؟ امر را اطاعت کرد. از کجا عبدالعظیم به اینجا رسید؟ امر را اطاعت کرد. حالا بگوید نرو؟ خب گفتند که همهشان به عذاب مبتلا شدند. نگویی تعصبی میگویم. مگر نمیگفتند که برو کِشتی را ببین، اما پنبه در گوشَت بگذار که حرف نوح را نشنوی؟ این هم همان است. حالا یکدفعه عذاب آمد. بترسید از وقتیکه برای شما عذاب بیاید. یکی از عذابهای خدا این است که دنبال ولایت نرویم. منبع: کتاب کمال کل کمال
شما اگر خیلی ترقی کنید جلد ولایتید، نه اینکه ولایت باشید، ولایت یک حرف دیگری است...
شما اگر خیلی ترقی کنید جلد ولایتید، نه اینکه ولایت باشید؛ ولایت یک حرف دیگری است. ولایت در قلبت تجلی کرده است. حالا تو اینقدر ارزش پیدا میکنی [که کسی] تو را زیارت کند، دوازده امام، چهارده معصوم را زیارت کرده است. آن چیزی که در درونت است، میآید زیارت میکند. یعنی نور ائمه در دل توست، من میآیم آن نور را در دل شما زیارت میکنم، تو جلد آنی. حالا ببین تو چه کسی هستی. ما برای چند شاهی مال دنیا چه کار میکنیم؟ تو بلبل باغ ملکوتی، نه از عالم خاک. اصلاً عالم دنیا، خاکی است. مثل این است که داری خاکبازی میکنی، عشقبازی میکنی. دست بردار، بیا با ملکوت اعلی و با آنها سر و کار داشته باش. منبع: کتاب کمال کل کمال
تو باید با چیزهایی دیگر برخورد داشته باشی، اما پیش تو اصل، ولایت باشد...
پیامبر میفرماید اولاد دو حق بر گردن پدر و مادر دارد، یکی از آنها اسم خوب است. چونکه آنجا آدم را به اسم صدا میزنند. خوش به حال کسی که اسمش علی باشد، حسن باشد، حسین باشد، اسم اینها باشد. اگر اسمش علی باشد، روایت داریم که یک دانه علی بگویی، خدا مَلَکی خلق میکند، تا آخر عمر برایت ثواب بنویسد. چرا؟ تو از علی خوشت آمده است که اسم بچهات را علی گذاشتهای. این اسمها چیست میگذارند؟ اصلاً ما مردم گیج شدهایم. ما در ولایت گیجیم. تو باید با چیزهایی دیگر برخورد داشته باشی، اما پیش تو، اصل، ولایت باشد. بخواهی ولایتخواه باشی، بیایی ولایت قبولکن باشی، بیایی اطاعت ولایت بکنی. اما خدا نکند ما از این حرفها عبوری باشیم. منبع: کتاب کمال کل کمال
حزبالله این است که تمام خلقت لا اله الا الله، محمد رسولالله، علی ولیالله بگوید، تو هم بگویی...
کل کمال این است که تو با کل اشیاء و با کل خلقت رفیق میشوی. اما باید این حرف را لمس کنید، باید این حرف را یقین کنید. کل خلقت دارد «لا اله الا الله» میگوید، تو هم داری «لا اله الا الله» میگویی؛ پس شما یک سنخهاید. من، شما را دارم با کل خلقت رفیق میکنم. به این حرفها توجه کنید. به حضرتعباس قسم، تمام این حرفها ماورائی است. در کدام کتاب این حرفها نوشته شده است؟ حزبالله این است که تمام خلقت «لا اله الا الله» بگوید، تو هم بگویی؛ تمام خلقت «محمد رسولالله» بگوید، تو هم بگویی؛ تمام خلقت «علی ولیالله» بگوید، تو هم بگویی؛ آنوقت شما حزب خدا میشوی.
خدا قسم خورده است رزقمان را میدهد، رزق از غیر خواستن شرک است...
خدا که قسم خورده است رزقت را میدهد، چرا ما رزق را از کس دیگری میخواهیم؟ اصلاً چرا بعضی از ما حالیمان نیست که مشرک شدهایم؟ چرا شخص را مؤثر میدانی؟ دعا کردن به شخص، به خاطر لطفی که کرده، یک حرفی است؛ مؤثر دانستن، یک حرف دیگری است. خدا کارهایش دقیق است: «فمن یعمل مثقال ذره خیراً یره، و من یعمل مثقال ذره شراً یره». باید توجه کامل داشته باشیم. بشر باید دائم آگاه باشد. یک دم غافل از آن شاه نباشید، شاید دم زند آگاه نباشید.
به قربان خاک کف پای امّالبنین، قربان معرفت امّالبنین که اول سراغ امام حسین را میگیرد، نه پسرهایش را...
یک قدری که اهلبیت علیهمالسلام به مدینه نزدیک شدند، بشیر به امر امام سجاد علیهالسلام یک عَلَم سیاه برداشت، آمد رو به مدینه. «الله أکبر» میگفت، حسین حسین میگفت. همه سراغ حسین علیهالسلام را میگیرند. من به قربان خاک کف پای امّالبنین، قربان معرفت امّالبنین، اول حرفی که زد، گفت: بشیر! به من بگو حسین، هست؟ اصلاً سراغ پسرش را نگرفت. سراغ بچههایش را نمیگیرد، سراغ حسین علیهالسلام را میگیرد. بشیر گفت: بیایید بر سَرِ قبر پیامبر، آنجا خبر میدهم. گفت: یا اهل یثرب! یا اهل مدینه! بدانید از مردها فقط امام سجاد و امام باقر علیهماالسلام باقی ماندهاند، همه را شهید کردند.
زیارت مؤمن واقعی ثواب زیارت جمع ائمه اطهار را دارد...
الان شما مؤمنید؛ من وقتی به قصد زیارت و خوبی به شما نگاه میکنم، امام میفرماید ثواب زیارت جمع ما به تو داده میشود. چقدر زحمت میکشند که به زیارت قبر ائمه بروند؟ اما اینجا میفرماید ثواب زیارت جمعِ «ما ائمه» را به تو میدهد؛ تا حتی ثواب زیارت حضرت زهرا علیهاالسلام را میدهد. پس قدر همدیگر را بدانیم. چرا یک کارهایی میکنید؟ چرا شیطان یک خدشههایی به ما میزند؟ تو قدر بدان که چه کسی هستی. ببین الان چه ثوابی داری میکنی؟ تمام اینها بهخاطر دوستی ولایت است.
امیرالمومنین میفرماید دست و جوارحت را نزد خدا بگذار، خدا میفرماید نزد ولایت بگذار...
اگر گفته شود لوح و قلم، قلم عمومیت دارد، اما لوح، یک لوح است. تمام قلمهای خلقت باید به آن لوح وصل باشد. آن لوح، ولایت است. شما باید توجهتان اینطوری باشد، قلمتان هم به امر باشد. حالا امیرالمؤمنین، کل کمال را معلوم میکند. میفرماید: «یا کمیل! دست و جوارحت را در نزد خدا بگذار». حالا که در نزد خدا گذاشت، خدا که دست و جوارح نمیخواهد، میفرماید: ای دست! ای چشم! ای پا! ای نفس! برو در اختیار ولایت قرار بگیر. تا [حتی] نفَس تو در اختیار ولایت است. چرا توجه نمیکنید؟ مگر امامحسین علیهالسلام نمیفرماید نفسهایی که اینها میکشند در اختیار من است؟ الان نفسی که دارید میکشید، در اختیار حجت خدا، امام زمان است.
