پیامبر از غار حراء آمده، می‌گوید: خدیجه! من پیامبر شدم، خدا مرا تأیید کرده. خدیجه‌ جان! بیا و تسلیم من بشو. گفت: محمد! من تسلیم تو بودم که همسرت شدم. این خدیجه یک خدیجه زنانه نیست، با خدا نجوا داشته. اگر واقع یک مؤمنی نجوا داشته باشد، خدای تبارک و تعالی این شخص را ارادهالله می‌کند؛ نه اراده این‌جا، اراده خلقت می‌کند؛ خدیجه علیهاالسلام از همان‌هاست. بی‌خود نیست که باید خدیجه، صندوقچه زهرا علیهاالسلام باشد. وقتی خدیجه این را گفت، پیامبر قدری شگفت‌زده شد: خدایا! به من گفتی تبلیغ کن، تو عده‌ای را زودتر تبلیغ کردی! یک نفرش خدیجه است، تو خدیجه را تبلیغ کردی. عزیزان من! قربانتان بروم، هم پیامبر تبلیغ می‌کند، هم خدا.
منبع: کتاب عارف ولایت