Press ESC to close

ائمه اطهار

باید خواست خدا یعنی چهارده معصوم را واسطه برد، نه خلق را...

ما باید خدا را «درست‌کن» بدانیم؛ اما «واسطه آوردن» به‌ غیر از «خود درست‌کردن» است. همان‌طور که رسول‌ اکرم صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله نیز در ماجرای نجران «واسطه بردن» را به ما یاد می‌دهد؛ اما واسطه باید چهارده‌ معصوم علیهم‌السلام باشند. یعنی چهارده‌ معصوم خواست خدا هستند؛ باید «خواست خدا» را واسطه برد، نه «خلق» را. اگر کسی بی‌واسطه ولایت درِ خانه‌ خدا را بزند، منیّت خود را برده‌ است، خدا می‌گوید: گم‌شو! تو نباید مَنت را ببری، باید علی و فاطمه و حسن و حسین و پیامبر علیهم‌السلام را ببری. منبع: کتاب روح ولایت است

«حبل‌ المتین» یعنی ائمه اطهار علیهم‌السلام...

شما قلبت باید «یا علی، یا زهرا، یا حسین»، بگوید؛ محبت چهارده‌ معصوم علیهم‌السلام درون قلب شما باشد، آن‌وقت شما داری ائمه را به اعضاء و جوارحت افشا می‌کنی. خدایا! علی را در قلب ما بگذار تا با خدا دیدن کند. چون خدا گفت: در قلب مؤمن هستم. خدایا! علی هم بیاید در قلب ما، با خدا دیدن کند. آن‌وقت این نجوا، ارتباط و اتصال است و شما به «حبل‌المتین» یا ریسمان الهی چنگ زده‌ای. «حبل‌المتین» یعنی ائمه علیهم‌السلام؛ شما به ائمه چنگ زده‌ای، دیگر به خلق چنگ نمی‌زنی. اصحاب‌ امام‌ حسین علیه‌السلام با امام‌ حسین نجوا کردند، اتصال به امام‌ حسین پیدا کردند. امام‌ حسین «حبل‌المتین» است. منبع: کتاب نجوا

اگر رجعت را بخواهید، دوازده‌امام و چهارده‌معصوم را خواسته‌اید...

اگر رجعت را بخواهید، دوازده‌امام و چهارده‌معصوم را خواسته‌اید. بیایید رجعت‌خواه شوید که چه‌وقت می‌شود ما خدمت ائمه برسیم. شخصی خدمت امام‌صادق آمد و طلب بهشت کرد، حضرت فرمود: تو الان در بهشت هستی. خدمت یک امام بودن بهشت است؛ پس خدمت دوازده‌امام، چهارده‌معصوم بودن چیست؟ در رجعت، خدمت امر خدا و مقصد خدایی. پس کوشش کنید و از امام‌زمان بخواهید که آقا جان! ما دوست داریم حضور شما باشیم؛ اما کی می‌شود که بیایی و رجعت را رهبری کنی تا ما خدمت همه‌تان باشیم؟ کی می‌شود بیایی و احقاق حق از بنی‌امیه و دشمنان مادرت‌زهرا کنی؟ [رجعت]

با دوستان خدا دوستی کن، تا عضو خواست و مقصد خدا شوی...

ولایت هم مثل خدا توحیدی است، کفوی ندارد. خدا، دوازده امام و چهارده معصوم علیهم‌السلام را از نور خودش خلق کرد، نظرش به آن‌هاست؛ یعنی تمام ممکنات را محض آن‌ها خلق کرده که اگر نباشند، تمام ممکنات نابود می‌شوند. خدا، ائمه علیهم‌السلام را از تمام این خلقت بیشتر دوست دارد. حالا اگر تو آمدی به تمام ممکنات، پشت پا زدی و دوستی با آن دوستان خدا (یعنی زهرای عزیز علیهاالسلام و امیرالمؤمنین علیه‌السلام) پیدا کردی، تقریباً عضو آن خواستِ خدا شده‌ای، عضو مقصد خدا، دل خدا شده‌ای؛ چون خدا دلش چهارده معصوم علیهم‌السلام را می‌خواهد، تو هم باید این‌طور بشوی. باید ببینی زهرا علیهاالسلام، یعنی خلقت‌هایی فدایش! حسین علیه‌السلام، یعنی خلقت‌هایی فدایش! باید مثل خدا باشی، ائمه علیهم‌السلام را بخواهی. آن‌قدر که این‌ها را خواستی، تو از ممکنات جدا شده‌ای، آمده‌ای توی خواست خدا و مقصد خدا، آمده‌ای توی دل خدا که این‌ها را می‌خواهد. [عارف ولایت]

ممکنات را محض ائمه اطهار و امرشان بخواه...

ممکنات را خدا آفریده که امورات مردم، امورات خلق بگذرد. اشیاء را خدا روی حکمت خلق کرده که امورات خلق و آنچه جاندار است بگذرد. دریا، کوه، درخت، همه را برای تأمین نیازهای بشر خلق کرده؛ باید این‌ها را مثل یک کارخانه‌ای ببینی که دارد کار می‌کند. توی همه این‌ها، خدا ائمه علیهم‌السلام را می‌خواهد. تو هم اگر ممکنات را می‌خواهی، باید محض دوازده امام، چهارده معصوم علیهم‌السلام و امرشان بخواهی. هر چه را که در این عالمِ خلقت می‌بینی، یک مصداق دارد. حالا که در تمام ممکنات فکر کردی، می‌بینی که این‌ها همه‌اش خلق است؛ اما چهارده معصوم علیهم‌السلام، حجت خدا و از نور خدا هستند و مصداقی ندارند. [عارف ولایت]

خالق تمام خلقت خداست، اما نگهداری آن با امام معصوم است...

چرا با خدا حرف‌ زدن این‌قدر خوب است؟ چون یقین داری امام‌زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) و خدا هست؛ یعنی داری با هستی حرف می‌زنی. این‌ها هستی عالم هستند. هستی تمام خلقت خداست؛ نگهداری تمام خلقت، الان وجود مبارک امام‌زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) است. چرا؟ می‌فرماید: اگر حجت نباشد، عالم فروریزان می‌شود. هر کدام از ائمه علیهم‌السلام در زمان خودشان این‌طور بوده‌اند؛ یعنی نگهداری خلقت را داشته‌اند که اگر نباشند، عالم فروریزان می‌شود؛ اما خالق تمام خلقت خداست. [ترجمه احکام]

وقتی با خدا و ائمه طاهرین (علیهم السلام) بیتوته می‌کنی، با مافوق خلقت نجوا کرده‌ای...

بیتوته: یعنی در حضور امر ولایت می‌روی. وقتی با خدا و ائمه طاهرین (علیهم السلام) بیتوته می‌کنی، با مافوق خلقت نجوا کرده‌ای. وقتی با ائمه (علیهم السلام) نجوا کردی، شما در حضور آنها هستی، همیشه باید این طوری باشید، آن وقت خدا اجازه حرف به شما می‌دهد، چون باید بگویی: ای خدا! من احتیاج به تو دارم. [نجوا]

ارتباط با ولایت ائمه اطهار (علیهم السلام) نجات‌دهنده تمام خلقت است....

عزیز من! شما باید به جاذبه الهی خلقت وصل باشی و ارتباط داشته باشی. به توحید، به ائمه (علیهم السلام) به قرآن وصل شوی. این جاذبه الهی شما را بگیرد؛ هر آنچه که در این خلقت به وجود می‌آید، باید به وجود ولایت متصل باشد؛ چرا می‌گوید پیش متقی برو؟ چون متقی وصل به خدا و ولایت است؛ قبولی کل خلقت در ارتباط با ولایت است؛ تمامی آسمان‌ها و زمین، تا حتی عرش خدا، کهکشان‌ها، باید با ولایت ارتباط داشته باشند، وگرنه قبولی ندارند. ارتباط با ولایت ائمه اطهار (علیهم السلام) نجات‌دهنده تمام خلقت است. [نجوا]

خودت را در مقابل خدا و ائمه محتاج بدان. خودت را نابود کن؛ آن وقت ولایت شما را بود می‌کند و امام زمان به شما نوید و دلداری می‌دهد....

خودت را در مقابل خدا و ائمه محتاج بدان. خودت را نابود کن؛ آن وقت ولایت شما را بود می‌کند و امام زمان به شما نوید و دلداری می‌دهد. [نجوا]

بقا آنجاست که علی (علیه السلام) را قبول دارند، چهارده معصوم را قبول دارند و گناه نمی‌کنند...

به تمام آیات قرآن! فقط متقی است که علی (علیه السلام) می‌گوید. بیایید این حرفها را عمل کنید. «انما الدنیا فناء و الآخره بقاء» دنیا فناست؛ اما اگر امر را اطاعت کنید در همین دنیا به آخرت و بقا دست پیدا می‌کنید. بقا آنجاست که علی (علیه السلام) را قبول دارند، چهارده معصوم را قبول دارند و گناه نمی‌کنند. اینکه ما داریم نیستی است، مگر از خلق گمراه کنار بروید تا به هستی برسید. [افشای احکام]

ما نفهمیده‌ایم حاجتی که داریم ائمه باید اصلاح کنند...

آدم باید با پدر حقیقی‌اش لال بازی نکند، نجوا کند. ما نفهمیده‌ایم حاجتی که داریم ائمه باید اصلاح کنند. من در کارگاه مهمی استاد بودم و می‌خواستم مستقل شوم، اما صاحب آنجا من را رها نمی‌کرد. پیش امام رضا رفتم و گفتم: آقا جان! این خیلی قلدر است، کمکم کن. در عالم رویا، آقا یک دوکچه به من داد. فهمیدم که حضرت سر رشته کار را به دستم داد. بعد به آن شخص غلبه کردم و مستقل شدم. بیایید در خانه این ها! در خانه چه کسی می‌روید؟ [افشای احکام]

ائمه طاهرین سه روز، سه روز، غذا نمی‌خوردند و غذایشان را به فقرا می‌دادند. حالا می‌گوید تو این کار را نکن، هم بخور و هم بخوران....

ائمه طاهرین سه روز، سه روز، غذا نمی‌خوردند و غذایشان را به فقرا می‌دادند. حالا می‌گوید تو این کار را نکن، هم بخور و هم بخوران. [افشای احکام]

به غیر از وجود مبارک امیرالمؤمنین (علیه السلام) و ائمه اطهار در تمام خلقت نوری نیست...

شما اول باید تشخیص نور بدهید. به غیر از وجود مبارک امیرالمؤمنین (علیه السلام) و ائمه اطهار در تمام خلقت نوری نیست. اما اغلب ما دنبال ظلمت می‌رویم. بعد از تشخیص نور باید حرکت کنید و تسلیم آن باشید. [افشای احکام]

اسم اینها، یک عظمتی دارد، یقین اینها، یک عظمتی دارد، خواستن اینها، یک عظمتی دارد، حرف این‌ها را زدن، یک عظمتی دارد، فکر این‌ها را کردن یک عظمتی دارد. صدها عظمت دارد. ...

اسم اینها، یک عظمتی دارد، یقین اینها، یک عظمتی دارد، خواستن اینها، یک عظمتی دارد، حرف این‌ها را زدن، یک عظمتی دارد، فکر این‌ها را کردن یک عظمتی دارد. صدها عظمت دارد. آخر، از کدامش برایتان بگویم؟ مگر اسمش نیست که وقتی به کشتی نوح می‌زند آرام می‌گیرد؟ کشتی نوح، چیزی نیست که یقین به ولایت کند. مگر کشتی نوح جان دارد؟ دارد به تو می‌فهماند. می‌گوید اسم این‌ها، وقتی در قلبت باشد، آرامش پیدا می‌کنی. [قلب المؤمن، عرش الرحمن]

قلب تو، عرش خداست. برای چه عرش خداست؟ ائمه طاهرین، خودشان آنجا هستند؛ اما تو باید محبت آنها و یقین آنها در قلبت باشد....

قلب تو، عرش خداست. برای چه عرش خداست؟ ائمه طاهرین، خودشان آنجا هستند؛ اما تو باید محبت آنها و یقین آنها در قلبت باشد. [قلب المؤمن، عرش الرحمن]

نه خدا محدود است، نه ائمه طاهرین ‎(علیهم السلام) خلق محدود است...

یکی از علمای مهم مشهد، اینجا آمده بود و راجع به امام زمان (علیه السلام) و ائمه (علیهم السلام) صحبت می‌کرد. به من گفت: ائمه ‎(علیهم السلام) که کسری ندارند. پس چرا به عرش می‌روند و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در آنجا برایشان صحبت می‌کند؟ گفتم، آقا من خجالت می‌کشم، دستت درد نکند! اینها در مقابل خلق کسری ندارند. تمام علم خلق، ذراتی از این‌هاست که به خلق داده شده؛ اما اینها در مقابل خدا که کسری دارند. فیض خدا، که انتها ندارد. دائم به اینها فیض می‌رسد. مگر این‌ها معلومات دارند که یک معلومات مختصری داشته باشند و بخواهد به معلوماتشان اضافه شود؟ این‌ها محدود نیستند. نه خدا محدود است، نه ائمه طاهرین ‎(علیهم السلام) خلق محدود است. آن عالم گفت: دستت درد نکند [قلب المؤمن، عرش الرحمن]

از آنچه که روی زمین و آسمان‌ها است، مصداق این فرمایش امام صادق (علیه السلام) نداریم که می‌فرماید: اگر ما نباشیم، زمین اهلش را فرو می‌برد...

از آنچه که روی زمین و آسمان‌ها است، مصداق این فرمایش امام صادق (علیه السلام) نداریم که می‌فرماید: اگر ما نباشیم، زمین اهلش را فرو می‌برد یا در جای دیگر می‌فرماید: ما حجتیم از برای خلقت، مادرم زهرا (علیها السلام) حجت است از برای همه ما. خدا در حدیث کساء می‌فرماید: من تمام خلقت را به واسطه اینها خلق کردم. [ترجمه احکام]

شیعه باید هم عترت را و هم قرآن را قبول کند؛...

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) وقتی می‌خواست از دنیا برود، فرمود: دو چیز بزرگ می‌گذارم: قرآن و عترت. حالا شیعه باید هم عترت را و هم قرآن را قبول کند؛ اما بعضی گفتند: «حسبنا کتاب الله»؛ یعنی ما فقط کتاب خدا را قبول داریم. حالا می‌فرماید: اینها مرتد و کافرند. پس، نباید جزء اینها باشیم که مرتد و کافر باشیم. ما باید طبق فرمایش پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) هم قرآن و هم عترت را قبول کنیم. چون عترت و قرآن توأم با هم هستند. [ترجمه احکام]

اگر حجت نباشد، عالم فروریزان می‌شود...

ائمه طاهرین یک نور هستند، جزء خلق نیستند. چرا؟ هیچ جا نداریم، نمی‌گوید اگر عیسی نباشد یا موسی نباشد یا ابراهیم نباشد، تمام خلقت فروریزان می‌شود. هیچ جا نداریم. من اغلب کتب را در نظر دارم. اگر شما خبر تازه‌ای دارید، من انعام می‌دهم. ما همه صد و بیست و چهار هزار پیامبر را قبول داریم؛ اما هیچ‌کدام را خداوند تبارک و تعالی نفرموده، تا حتی ابراهیم را، که اگر نباشد عالم فروریزان می‌شود. می‌فرماید: اگر حجت نباشد، عالم فروریزان می‌شود. [ترجمه احکام]

سوال شد: ناجی کیست؟ فرمود: کسانی که دوازده امام، چهارده معصوم (علیهم السلام) را قبول داشته باشند...

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: بعد از من، امت من هفتاد و دو فرقه خواهند شد. بعضی از مورخین نوشته‌اند: دوازده فرقه. بعد فرمود: تنها یک فرقه از اینها ناجی‌اند. بقیه را کنار زد. سوال شد: ناجی کیست؟ فرمود: کسانی که دوازده امام، چهارده معصوم (علیهم السلام) را قبول داشته باشند، ما را حجت خدا بدانند و بدانند که خدای تبارک و تعالی ما را مدیر عامل خلقت قرار داده است؛ طوری قرار داده که اگر ما نباشیم در هر زمانی، عالم فروریزان می‌شود. [ترجمه احکام]

امام صادق (علیه السلام) دارد بار دین را می‌کشد. چه کار می‌کند؟ به فقرا می‌دهد...

روایت داریم امام صادق (علیه السلام) یک چیزی روی کولش بود و می‌رفت. بارش ریخت. این‌ها همه پهن شد. کسی بود به امام عرض کرد: آیا کمک نمی‌خواهید؟ امام فرمود: نه، من خودم می‌خواهم ببرم. امام صادق (علیه السلام) دارد بار دین را می‌کشد. چه کار می‌کند؟ به فقرا می‌دهد. تو هم داری بار دین را می‌کشی. اما یک دفعه می‌بینی یک دارا، بار شیطان را می‌کشد. چرا؟ چون انفاق ندارد

حضرت فرمودند: اگر مادرت می‌رفت، تو هم می‌رفتی...

یکی می‌خواست برود مسأله‌ای از امام صادق (علیه السلام) بپرسد. پول نداشت. گفت من بروم چیزی از ابوحنیفه بپرسم یک پولی بگیرم، بیایم بدهم. چهار، پنج قدم رفت، بعد گفت: امام صادق (علیه السلام) راضی نیست تو بروی طرف کسی که این‌ها را انکار کرده است و برگشت. تا رفت یک پولی را پیدا کرد. آمد درِ کلیاس امام صادق (علیه السلام) ، حضرت فرمودند: اگر مادرت می‌رفت، تو هم می‌رفتی. (خب، مساله دو تا شد. این بی‌حیاگری نیست. اگر شیطان در نظر شما می‌گوید که این حرف بی‌حیاگری است. این حرف عین حیاست.) امام فرمود: پدرت مسافرت رفته بود. یک جوانی پشت بام خوابیده بود. مادرت طرف او رفت و یک مرتبه برگشت. گفت: ای امانت خدا! کجا می‌روی؟ آن چند قدمی که مادرت رفت، تو هم عوضی رفتی. ای کسی که صحبت من را می‌شنوی! مواظب باش عوضی نروی. کجا عوضی می‌روی؟ موقعی که دنبال خلق رفتی. ببین! اینکه امام صادق (علیه السلام) گفت چون می‌خواست برود دنبال خلق، یعنی ابوحنیفه.

تو تشنه ما نیستی، تشنه آبی! تو هم تشنه دنیایی...

شخصی آمده خدمت امام صادق (علیه السلام)، عرض می‌کند: یابن رسول الله! من دلم می‌خواهد خواب شما را ببینم. حضرت می‌فرماید: امشب آب نخور، ببین چه می‌شود. یک قدری نان و خرما خورد. خواب دید توی آب انبار است، یا سر چاه است، سر جوی آب است. صبح آمد. امام فرمود: تو تشنه ما نیستی، تشنه آبی! تو هم تشنه دنیایی.

یک نفر کاتب شدید، یک نفر سوزن نخ کردید، هماهنگ شدید، جد من را کشتید...

یک نفر خدمت امام صادق (علیه السلام) آمد، عرض کرد، آقا جان، من دوستی دارم می‌خواهد خدمت شما برسد، آمد، گفت: آقا جان، من هیچ کاری نکردم. من فقط کاتب بودم، اینها که کربلا بودند، نوشتم، اینها هفتاد هزار تا بودند. حضرت اینقدر گریه کرد، روایت داریم از ریش‌هایش اشک می‌چکید. گفت: آقا، ما که حرفی نزدیم، گفت: یک نفر کاتب شدید، یک نفر سوزن نخ کردید، هماهنگ شدید، جد من را کشتید. آدمی که طرفدار بدعت‌گذار است، هماهنگ می‌کند. چرا طرفداری می‌کنی؟ چرا طرف بدعت‌گذار می‌روی؟ می‌گوید: وظیفه است. تو چه وظیفه‌ای داری؟

چه کسی امام صادق (علیه السلام) را کشت؟...

حضرت امام صادق توی بستر افتاده است، ببین، تا نفس آخر حسین می‌گویند، تا نفس آخر که در ظاهر در این عالم می‌خواهد بکشند، می‌گویند: علی. حالا این شخص تا امام را دید، روایت داریم، استخوان سرش مانده بود، تمام استخوانهایش از زهر آب شده بود. چه کسی زهرش داده بود؟ نماز شب‌خوان، حج برو، مکه برو، الغوث‌گو، عبادت‌کن، خدا، خدا کن، چه کسی کرده است؟ چه کسی امام صادق (علیه السلام) را کشت؟ انگلیسی‌ها کشتند؟ یهودیها کردند؟ آمریکاییها کردند؟ حالا بنا کرد گریه کردن. منظور من این است حضرت نگاهی کرد. گفت چرا گریه می‌کنی؟ گفت: آخر، یابن رسول الله شما را به این حال می‌بینم. گفت: برای جدم حسین گریه کن.

ائمه (علیهم السلام) نور خدا هستند. واسطه بین خلق و خدا...

برو در خانه خدا را بزن، امیرالمؤمنین (علیه السلام) می‌گوید: خدا! جوابش را بده. زهرای (علیها السلام) عزیز می‌گوید: خدا! جوابش را بده. امام زمان (عج الله فرجه) می‌گوید: خدا! جوابش را بده، ائمه (علیهم السلام) نور خدا هستند. واسطه بین خلق و خدا، وقتی که برای آن شخص دعا می‌کنند، خدا سفارش امیرالمؤمنین (علیه السلام) و حضرت زهرا (علیها السلام) را رد نمی‌کند.

شما باید حب ائمه (علیهم السلام) دورنتان نقش ببندد. نباید حب دنیا را داشته باشی...

از یک کامپیوتر کمتر نباش، آن شکل و قیافه تویش نقش بسته، شما باید حب ائمه (علیهم السلام) دورنتان نقش ببندد. نباید حب دنیا را داشته باشی، بغضش را داشته باش، نه حبش را. حب این است که امر ائمه (علیهم السلام) در دل شما نقش ببندد. تمام ارزش ما به این است که یاد ائمه (علیهم السلام) باشیم. عروسی پسرم بود، خیلی جمعیت آمده بود، باید آنجا بروم، رفتم توی اتاق گریه می‌کردم. آن نقش حضرت قاسم (علیه السلام) در دلم هست، این عروسی پیش‌آمد شده، یوم است؛ اما وقتی آن نقش را داری، با آن نقش محشور می‌شوی. چرا؟ عشق و ذوق دنیا تو را گول نمی‌زند. امر را ببینی، غیر امر را هم ببینی.