Press ESC to close

فدای ولایت شدن

امام حسین اگر غلام را سجده می‌کند، امر را سجده می‌کند...

خدا رحمت کند حاج‌ شیخ‌ عباس تهرانی را که می‌گفت: امام‌حسین علیه‌السلام در تمام صحرای‌ کربلا، صورت به‌ صورت دو نفر گذاشت: یکی آقا علی‌اکبر، یکی هم غلام. ببین امام‌حسین چه‌کار می‌کند؟ خم شد و صورت به‌ صورت غلام گذاشت. همان‌طور که صورت به‌ صورت آقا علی‌اکبر گذاشت، صورت به‌ صورت غلام هم گذاشت. حالا که صورت به‌ صورت غلام گذاشت، او را سجده کرد. چرا؟ چون فدای حسین شد. امام‌حسین می‌خواهد یک‌چیز بالاتری به او بدهد. اگر غلام را سجده می‌کند، امر را سجده می‌کند. می‌بیند که این غلام جانفشانی کرد، فدای ولایت شد، جزء ذات شد، جزء خودش و پدرش امیرالمؤمنین علیه‌السلام و مادرش زهرای‌ عزیز شد، آن‌وقت صورت به صورتش گذاشت. منبع: کتاب حر

دفاع از ولایت این‌ است که ما هیچ‌ چیزی نداریم، جانمان را فدا کنیم، وگرنه حساب است...

خودِ امام‌حسین علیه‌السلام چقدر ارزش دارد که امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) می‌گوید: ای اصحاب باوفای جدّم! پدر و مادرم به قربانتان؟ شما با جدّ من بی‌وفایی نکردید. چرا ما بی‌وفایی می‌کنیم؟ چرا ما این‌ها را فراموش می‌کنیم؟ ما باید از ولایت دفاع کنیم. دفاع این‌ است: هیچ‌ چیزی نداریم، جانمان را فدا کنیم. این دفاع است، وگرنه حساب است. آن‌قدر اصحاب امام‌حسین تسلیم بودند که شب‌ عاشورا به امام‌حسین گفتند: حسین‌ جان! هزار دفعه در راه تو کشته‌ شویم، زنده‌ شویم و باز کشته‌ شویم، جانمان را فدایت می‌کنیم. روایت صحیح داریم، ظهر عاشورا بعد از شهادت اصحاب، وقتی صدای «هل من ناصر» امام‌حسین بلند شد، بدنهای اصحاب تکان خوردند؛ یعنی حسین‌جان! اجازه بده جان به ما برگردد، ما حاضریم. منبع: کتاب حر

ما باید افتخارِ فدا شدن برای بقاء داشته‌ باشیم...

عشق‌بازی معنایش این است که ما هیچ انتظاری نداشته‌ باشیم، همه چیزمان را فدا کنیم؛ وگرنه عاشق نیستیم. چرا ما این‌طوری هستیم؟ «من» داریم، می‌خواهیم بمانیم. ما باید افتخارِ فدا شدن برای بقاء داشته‌ باشیم. به‌دینم، به‌ایمانم، این درست‌ است؛ بقیه‌اش مثل آب تصفیه نشده‌ است. ما هنوز نفهمیدیم نبودن، بودن است. چطور نبودن، بودن است؟ به‌ قدری شهدای کربلا درجه پیدا کردند که امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) جان خودش و پدر و مادرش را فدای آن‌ها می‌کند. مگر شوخی است؟ اگر امام نباشد، تمام عالم فروریزان می‌شود؛ حالا امام زمان می‌فرماید: پدر و مادرم به قربانتان. منبع: کتاب حر

امام‌حسین به اصحابش عنایت کرد، شهید شدند و زودتر به جایگاهشان رسیدند...

مطلق کسی است که جانش را فدای امامش کند. در تمام روی زمین، مطلق، اصحاب امام‌حسین‌ هستند که جانشان را فدا کردند. حالا خدا به این‌ها عنایت کرد؛ چون‌که اگر این‌جا در دنیا بودند به ماوراء نمی‌رسیدند، حالا که شهید شدند به ماوراء رسیدند. امام‌حسین علیه‌السلام به این‌ها عنایت کرد، شهید شدند و زودتر به جایگاهشان رسیدند. حالا ببین چه لذتی می‌برند؛ امام، شب‌ عاشورا جلوه‌ای کرد، جای آن‌ها را نشانشان داد، حوریه‌هایشان را به آن‌ها نشان داد؛ اما سرهایشان را زیر انداختند، مثل این‌که نامحرم دیده‌اند. امام‌حسین دید این‌ها یک‌ چیز دیگری می‌خواهند، یک‌دفعه جلوه‌ای دیگر کرد، دیدند امام‌حسین دارد می‌رود، این‌ها هم دنبال امام‌حسین‌اند؛ یعنی به ولایت اتصال شدند، آن‌وقت با یکدیگر شوخی می‌کردند. منبع: کتاب حر