حضرت [امام رضا به خود] میپیچد. یک وقت ندا داد: جوادم، عزیزم، کجایی؟ بیا، میخواهم با تو نجوا کنم و ولایت را در ظاهر به تو بسپارم. آمد سر پدر را به دامن گرفت، وداع امامت را گفت
حضرت [امام رضا به خود] میپیچد. یک وقت ندا داد: جوادم، عزیزم، کجایی؟ بیا، میخواهم با تو نجوا کنم و ولایت را در ظاهر به تو بسپارم. آمد سر پدر را به دامن گرفت، وداع امامت را گفت