به امام زمان میگویم: آقاجان! دو چیز است که نزدِ تو و منحصر به توست، نزدِ من نیست. یکی پیراهن آقا امام حسین و دیگری کفش مادرت زهرا. وقتی حضرت زهرا را در کوچه زدند، کفش حضرت آنجا افتاد. اگر همه خلقت برای من باشد، آن را میدهم، کفش زهرا را میگیرم و بو میکنم. بوی کفش زهرا مافوق تمام خلقت است، چون وصل به زهراست. ابنعباس کسری داشت که وقتی امیرالمؤمنین کفشش را پینه میزد و میدوخت، به او گفت: ابنعباس! این کفش من چقدر میارزد؟ ابنعباس گفت: چیزی نمیارزد. حضرت فرمود: ارزش این کفش در نزد من، از ریاست و اِمارت بر شما بالاتر است؛ مگر اینکه حقی را از ظالمی بگیرم و احقاق حق کنم. اگر من بودم، میگفتم: آقا! کفش تو پیش من از تمام خلقت بالاتر است، چون پای تو به آن خورده است.
