Press ESC to close

شهادت امام‌ حسین و آمرزیده شدن خلایق به‌ واسطه گریه بر ایشان هم با اجازه حضرت‌ زهراست...

ائمه‌ طاهرین علیهم‌السلام در هر ابعادی شاخص هستند. فاطمه‌ زهرا علیهاالسلام خدمت پدرش آمد و فرمود: پدر جان! طفلی که در شکم من است، همین‌طور می‌گوید «أنا العطشان! أنا العطشان!». پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: دخترم! این فرزندت را در کربلا شهید می‌کنند. فرمود: این فرزند را می‌خواهم چه‌ کنم؟ پیامبر فرمود: شفاعت اُمّتِ من با اوست، دوستانش را شفاعت می‌کند. فاطمه‌ زهرا علیهاالسلام فرمود: پدر جان! به دیده‌ منّت دارم‌. پس شهادت امام‌ حسین علیه‌السلام خون خدا، و آمرزیده شدن خلایق به‌ واسطه گریه بر امام‌ حسین علیه‌السلام هم با اجازه حضرت‌ زهراست. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

هیچ‌کدام از ائمه به عنوان «خرج عن دین» کشته نشدند، حالا در رجعت اول امام حسین می‌آید و خدا افشا می‌کند که دین، حسین است...

اگر رجعت نباشد، کار دنیا ناقص است. صحیح بودن کار تمام دنیا به‌واسطه رجعت است. رجعت می‌آید احقاق حق از امام‌حسین می‌کند. از خون علی‌اصغر، از دست‌های بریده آقا اباالفضل، از ناله‌هایی که زهرا زده و از سیلی‌ای که خورده حمایت می‌کند. رجعت قلدرفاش‌کن است. رجعت حد ندارد. در رجعت اول امام‌حسین می‌آید. چرا می‌آید؟ تا به مقصدش برسد. هیچ‌کدام از ائمه به عنوان «خرج عن دین» کشته نشدند. حالا خدا افشا می‌کند که دین، حسین است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

حضرت زهرا مظلوم‌تر از امام حسین است...

تمام خلقت می‌گویند: حسینِ مظلوم؛ اما عقیده‌ام این است: زهرای عزیز علیهاالسلام از امام حسین علیه‌السلام مظلوم‌تر است. چرا؟ امام حسین علیه‌السلام دفاعی کرد؛ وقتی اهل کوفه گفتند: «بُغضاً لِأبیک»، دست به شمشیر کرد، همه را روی هم ریخت. زهرای عزیز بازویش را شکستند، صورتش را نیلی کردند، فشارش دادند. زهرا علیهاالسلام مظلوم‌تر از امام حسین علیه‌السلام است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

اگر همه خلقت برای من باشد، آن‌ را می‌دهم، کفش زهرا را می‌گیرم و بو می‌کنم...

به امام‌ زمان می‌گویم: آقاجان! دو چیز است که نزدِ تو و منحصر به توست، نزدِ من نیست. یکی پیراهن آقا امام‌ حسین و دیگری کفش مادرت‌ زهرا. وقتی حضرت‌ زهرا را در کوچه زدند، کفش حضرت آن‌جا افتاد. اگر همه خلقت برای من باشد، آن‌ را می‌دهم، کفش زهرا را می‌گیرم و بو می‌کنم. بوی کفش زهرا مافوق تمام خلقت است، چون وصل به زهراست. ابن‌عباس کسری داشت که وقتی امیرالمؤمنین کفشش را پینه می‌زد و می‌دوخت، به او گفت: ابن‌عباس! این کفش من چقدر می‌ارزد؟ ابن‌عباس گفت: چیزی نمی‌ارزد. حضرت فرمود: ارزش این کفش در نزد من، از ریاست و اِمارت بر شما بالاتر است؛ مگر این‌که حقی را از ظالمی بگیرم و احقاق حق کنم. اگر من بودم، می‌گفتم: آقا! کفش تو پیش من از تمام خلقت بالاتر است، چون پای تو به آن خورده‌ است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

امام حسین علیه‌السلام گفت تو وکیل ما هستی...

به امام رضا علیه‌السلام گفتم: امام حسین علیه‌السلام گفت تو وکیل ما هستی، تو هم ما را وکیل خودت قرار بده. یک چیز به من بگو، القاء و افشاء بده، یاد این‌ها بدهم. من این وکالت را می‌خواهم. مگر امام حسین علیه‌السلام نگفت ایشان وکیل من است، می‌خواهی صحن را تعمیر کنی، برو اجازه بگیر؟ امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام را داری که وکیل می‌شوی. بیا علی داشته باش. از همه جا بِبُر، بگو علی! بگو زهرا! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

این‌که می‌گوییم ما تسلیم خدا هستیم، این‌ها عشقی است؛ باید تسلیم علی علیه‌السلام بشوید...

این‌که می‌گوییم ما تسلیم خدا هستیم، این‌ها عشقی است؛ باید تسلیم علی علیه‌السلام بشوید. ببین زینب علیهاالسلام چقدر تسلیم است. اگر امام زمان (عجل الله فرجه) می‌گوید: اشک چشمم تمام شود، خون گریه می‌کنم، برای تسلیمیِ زینب است؛ تمام وجودش مانند برادرش، در اختیار امر است. تمام موهای بدنش، تمام گلبول‌های خون زینب، امر است. رفقا! اگر خیری از دستتان جاری شد، شکر خدا کنید که بدانید امام زمان برای خیر گریه می‌کند. تمام وجود زینب خیر است، چون تسلیم است. اگر تو تسلیم باشی، از دستتت خیر جاری می‌شود و خدا محبت ائمه را به تو می‌دهد. محبت پیش خداست، به تو می‌دهد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

ما باید از آن‌هایی که امر خدا را اطاعت نمی‌کنند تبرّی بجوییم، حتی اگر خودمان باشیم...

یک نفر می‌گفت: من ده دفعه رفتم کربلا، توفیق شد! چرا یک‌ دفعه پولش را ندادی به کسی که می‌سوزد و نمی‌تواند برود؟ نمی‌گویم زیارت نرو، با شروط برو، جوری برو که امام حسین علیه‌السلام قبولت کند. می‌خواهم آبروی ماورایی داشته باشید. اطاعت امر شما را در تمام خلقت سرافراز می‌کند. ما باید از آن‌هایی که امر خدا را اطاعت نمی‌کنند، تبرّی بجوییم؛ همین‌طور از خودمان هم [اگر] که امر خدا را اطاعت نکنیم، تبرّی بجوییم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

قدرت و نفَس و کارتان را تقدیم ولایت کنید تا خدا یاریتان کند...

هیکل من رشد کرده، اما عقلم رشد نکرده. بیایید رشد هیکل ما، رشد عقل باشد. این یقین توست که تمام ماوراء را می‌بیند و به تمام ماوراء سِیر دارد. تمام این عالم تنظیم است. تو قدرتت را تقدیم ولایت کن؛ نفَست، کارَت را تقدیم ولایت کن؛ حالا خدا یاریت می‌کند. اگر اراده خودت را کنار گذاشتی، خودت را محتاج خدا، محتاج ولیّ الله الأعظم، امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) دانستی، ماورایی‌ات می‌کند. به قلب مبارکتان بگویید: ای قلب! بیا حمایت از حسین علیه‌السلام کن. ای اشیاء بدن من! ای قلب من! ای جان من! بیا خودت را بگذار در اختیار زهرا علیهاالسلام. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

با سِیر کردن در خلقت، یقین می‌کنی غیرِ حجت خدا ناچیز است...

بشر باید سِیر خلقتی داشته‌ باشد. وقتی سِیر کرد، می‌بیند یک سَمْت خلقت است، یک سَمْت فراتر از خلقت، یعنی حجّت [است]. حالا این‌ را یقین می‌کنیم، فقط حجت را چیز می‌بینیم، مابقی را ناچیز. شما باید این سِیر را داشته‌ باشید. با این سِیر، یقین می‌کنید. حالا این یقین، هم یقین به خداست و هم یقین به‌ قرآن است؛ دیگر کسی را نمی‌بینید. این‌طور که شدی، دیگر باید به‌ فکر فرمان بردن و اطاعت از امر باشید. همان‌طور که عبدالعظیم‌ حسنی به امر امام بود، حالا می‌فرماید زیارت او مطابق زیارت امام‌ حسین علیه‌السلام است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: روح ولایت است]

من ثواب نمی‌خواهم؛ من علی دارم، حسین دارم، زهرا دارم، چه غم دارم؟ چه کم دارم؟...

رفتم مشهد، گفتم: یا امام رضا! من زیارتم را هدیه می‌کنم به آن‌هایی که نیامدند. حالا آوردم جلو، گفتم: الآن قیامت است، خدایا! تو مرا روبرو می‌کنی، می‌گویی: تمام زیارت‌هایت را بخشیدی، حواله کردی. حسین! اگر این‌ها را، همه را پس بدهی، فردوس می‌روی. گفتم: من به دینم، نمی‌خواهم فردوس بروم، می‌دهم به این‌ها؛ چیزی که دادم، داده‌ام! اگر تبرّی داشتی، این‌طور می‌شوی. گفتم ثواب نمی‌خواهم. وقتی این‌طوری شدی، خدا باز یک چیزی به تو می‌دهد. باز من در این فکر نیستم؛ اگر چیزی داد، داد. نداد، نداد. من علی علیه‌السلام دارم، حسین علیه‌السلام دارم، زهرا علیهاالسلام دارم، چه غم دارم؟ چه کم دارم؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

انتظار الفرج یعنی انتظار پایان گمراهی‌ها، نه این‌که امام زمان بیاید کاه و جوی ما را درست کند...

خواست شیعه این‌ است که ولایت افشا شود. من اگر بمیرم با عقده این‌که هنوز رجعت نیامده‌است می‌میرم؛ اگر در فردوس باشم ناراحتم. به تمام آیات قرآن راست می‌گویم. چرا؟ دلم می‌خواهد رجعت بشود. به خدا گفتم: اگر مرا جایی قرار دهند و آب‌های هفت‌ طبق آسمان را روی من بریزند، باز هم برای مصیبت حضرت‌زهرا و امام‌حسین می‌سوزم، تا زمانی‌که احقاق حق از دشمنان آن‌ها بشود. نشده‌ است که من با عقده از دنیا رفته‌ام. بهشت که من را تأمین نمی‌کند، احقاق حق این‌ها مرا تأمین می‌کند. باید همه‌تان این‌طور شوید. اگر این‌طور نباشید، مثل حیوانی هستید که یونجه و جو به او داده‌اند و قانع شده‌است. ما باید قانع نشویم و انتظار رجعت را بکشیم. آن دو نفر یا بنی‌امیه و بنی‌عباس چه کردند؟ این‌همه جوان را گمراه کردند. ما می‌سوزیم، کِی می‌شود آن حقیقت اسلام و قرآن و توحید یعنی امام‌زمان بیاید؟ انتظار الفرج یعنی این، نه این‌که بیاید کاه و جوی ما را درست کند. انتظار الفرج یعنی انتظار رجعت، اگر این‌طور نباشید والله، بالله، تالله، نفهمیده‌اید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

اگر درون بشر خیانت نباشد، وصل به رجعت است...

مؤمن واقعی، خودش رجعت است. چرا؟ اصلاً از جوانی خیال خیانت هم نکرده‌ام. در رجعت خیانت تمام می‌شود. اگر درون بشر خیانت نباشد، وصل به رجعت است. اگر بخواهی می‌شود که بشوی وگرنه این حرف در دنیا زده نمی‌شد؛ اما زحمت دارد، گذشت می‌خواهد، یقین می‌خواهد. مگر سلمان «منّا اهل‌ البیت» نشد؟ مگر شاه‌ عبدالعظیم حسنی به جایی نرسیده که زیارتش مطابق زیارت امام‌ حسین است؟ پس شدنی است، «إنّ اکرمکم عند الله اتقاکم». [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

رجعت از بهشت و فردوس بالاتر است، چون در خدمت تمام چهارده معصوم هستی...

در رجعت مؤمن دیگر زمان ندارد، یعنی زمان در اختیار اوست و به هر کجا که بخواهد می‌رود. همان‌طور که زمان در اختیار امام است، آن‌ها عطا می‌کنند و زمان در اختیار مؤمن قرار می‌گیرد. رجعت یعنی خدمت دوازده‌ امام و زهرا بودن. اگر تو در بهشت باشی، خدمت یکی دو تا از ائمه هستی، تازه حضوراً نمی‌توانی در مقام آن‌ها بروی. روایت است که در بهشت امام‌حسین را دعوت می‌کنی و خدمت همان امام هستی؛ اما در رجعت حضور دوازده‌امام، چهارده‌معصوم هستی. پس رجعت از بهشت و فردوس بالاتر است. بیخود نیست که گفته‌ام: یا امام‌زمان! می‌خواهم بیایم، اگر هفتاد حوریه به‌ من بدهند، می‌گویم می‌خواهم در رجعت باشم، این‌ها مزاحم من هستند! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

حکومت الله، حکومت ولایت است، نه اسلام...

از زمانی‌ که خدا به رسول‌الله گفت: بلغ! بلند شو و تبلیغ‌کن، مردم تبلیغ را نپذیرفتند و طرف اسلام رفتند، چهار یا پنج‌ نفر طرف ولایت آمدند. الان هم در دنیا حکومت اسلام برقرار است، اما در رجعت تمام حکومت‌های خیالی سرنگون می‌شود و تمام دنیا یک حکومت می‌شود، آن‌ هم حکومت «الله» است، نه حکومت اسلام. حکومت الله، حکومت ولایت است. حکومت الله، امر کرده علی‌ بن ابی‌طالب باشد، امر کرده امام‌حسین باشد، امام‌حسین را که شهید کردند؛ امر کرده که ائمه باشند، اما مردم فرمان نبردند. در هر زمانی‌ که این‌ها آمدند به‌ غیر از ظلم و جنایت چیز دیگری ندیدند. امام‌ سجاد می‌گوید: اگر رسول‌الله برعکس سفارش کرده‌ بود، اذیتی نبود که مردم در حق ما اهل‌بیت نکرده باشند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

لبّیک به امام‌حسین این‌ است که پیرو خلق نباشید...

رفقای‌عزیز! امام‌حسین علیه‌السلام به‌ فکر شماست، نگاه به باطن شما می‌کند، ظاهر یک‌حرفی است. نگاه به باطن حُرّ کرد، دید حُرّ می‌خواهد این‌طرف بیاید، می‌خواهد «هل من ناصر» امام‌حسین علیه‌السلام را لبیک بگوید؛ گفت: عباس‌جان! از ابن‌سعد بخواه امشب را به ما وقت بدهد. امام می‌خواهد حُرّ را این‌طرف بیاورد، یک‌کاری بکنید که امام‌حسین علیه‌السلام شما را طرف خودش بیاورد. عزیزان من! امام شما را دعوت می‌کند، بیایید به او لبّیک بگویید. لبّیک به امام‌حسین علیه‌السلام این‌است که پیرو خلق نباشید. حُرّ پیرو خلق بود که خلق را رها کرد و پیرو امر شد. امر امام‌حسین علیه‌السلام است، امروز امر امام‌زمان (عجل‌الله‌فرجه) است. بیایید عزیزان من! شما هم پیرو امر باشید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: حر]

امام حسین غصه می‌خورد که علی‌اکبر و قاسم دارند برای او کشته می‌شود، چون‌که امرِ خلیفه وقت را اطاعت نکرده‌ است...

زینب می‌گوید: برادر جان! قربان دل پر حسرتت بروم. دل پر حسرت امام‌حسین علیه‌السلام این نبود که بماند، حسین که نمُرده است، باید بفهمیم زینب چه می‌گوید. زینب می‌خواست امام‌حسین علیه‌السلام همه این‌ها را بهشتی کند. چرا زینب گفت: حسین‌جان! برادر! قربان دل پر غصه‌ات بروم؟ برادری که به زعفر می‌گوید تمام نفَس‌هایی که این‌ها می‌کشند، در قبضه قدرت من است؛ از امام‌حسین علیه‌السلام که در این خلقت قدرتمندتر نیست، پس چرا این‌ را می‌گوید؟ آیا می‌دانی امام‌حسین علیه‌السلام غصه چه‌کسی را می‌خورد؟ غصه می‌خورد که علی‌اکبر دارد برای او کشته می‌شود، قاسم دارد برای او کشته می‌شود، چون‌که امام‌حسین امرِ خلیفه وقت را اطاعت نکرده‌است؛ امام‌حسین علیه‌السلام دلش برای این‌ها می‌سوزد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: حر]

همان‌طور که خواست خدا علی است، خواست علی رجعت است...

کسی می‌تواند رجعت را تشویق کند که القای ولایت به او بشود. رجعت واحد است. همان‌طور که خدا خواستش علی است، علی خواستش رجعت است. چرا؟ یک خلخال از پای بچه یهودی کشیده‌اند، فریاد می‌زند کمرم! چرا ظلم شد؟ حالا علی‌اکبر و علی‌اصغر را کشته‌اند نمی‌گوید کمرم؟ امام‌حسین را کشته‌اند نمی‌گوید کمرم؟ آیا امیرالمؤمنین نمی‌خواهد احقاق حق از دخترش زینب بشود؟ در رجعت، خدا رضایت حضرت‌زینب و رضایت امام‌حسین و اهل‌بیت را فراهم می‌کند. اربعین افشای زحمت‌های حضرت‌زینب است که در زمان رجعت افشا می‌شود. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

امام‌زمان خودش را فدای زینب می‌کند که آماده شده از امام‌حسین دفاع کند، خودِ امام‌حسین چیز دیگری است...

حضرت زینب [موقع خواستگاری] گفت: هر وقت برادرم حسین خواست به مسافرت برود، من هم بی‌چون و چرا با او بروم. آن‌ موقع حضرت‌زینب علیهاالسلام دارد خودش را فدای امام‌حسین علیه‌السلام می‌کند. حالا امام‌زمان (عجل‌الله‌فرجه) می‌فرماید: اشک چشمم تمام شود، برایت خون گریه می‌کنم. ببینید نکته حساس این‌جاست که امام‌زمان (عجل‌الله‌فرجه) خودش را فدای زینب علیهاالسلام می‌کند، نه فدای امام‌حسین علیه‌السلام، چون حضرت‌زینب آماده شده که از امام‌حسین دفاع کند؛ خودِ امام‌حسین چیز دیگری است. امام‌زمان (عجل‌الله‌فرجه) فدای کسی می‌شود که فدای امام‌حسین شده، معرفت این‌ است. رفقای‌عزیز! بیایید دفاع از ولایت کنید، تا امام‌زمان (عجل‌الله‌فرجه) جانش را فدایتان کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

لشکر یزید افشا را زیر سم اسب کردند، نه هستی خدا را...

رجعت خیلی ابعاد دارد. کسی باید حرف رجعت را بزند که القا و افشا داشته‌باشد. رجعت خواست اهل‌بیت را به‌وجود می‌آورد. تا آن‌زمان از اهل‌بیت حمایت نشده‌است؛ اما خدا خواستِ اهل‌بیت را در رجعت صددرصد افشا می‌کند. امام‌زمان دنیا را پاک‌سازی می‌کند، دیگر دشمن زهرا نیست، دشمن حسین نیست؛ همه دوست هستند. تو اول باید رجعت را بفهمی، بعد حرفش را بزنی. رجعت نه این‌که ائمه زنده شوند و بیایند، ائمه که زنده هستند، مگر هستی خدا می‌میرد؟ هستی خدا دوازده‌امام، چهارده‌معصوم است. مگر هستی خدا را می‌توان زیر سم اسب کرد؟ نه؛ آن‌ها افشا را زیر سم اسب کردند، نه هستی خدا را. امام‌حسین در تمام خلقت افشا شد. سر امام‌حسین قرآن می‌خواند: «ام حسبت ان اصحاب‌ الکهف و الرقیم کانوا من آیاتنا عجبا» خواهر! کار من از اصحاب‌کهف و رقیم عجیب‌تر است. امام روح است، روح را که نمی‌شود کشت. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

خدا انجام واقعه کربلا را به انتخاب ائمه گذاشت و امام حسین آن را پذیرفت...

کاری که امام‌ حسین علیه‌السلام کرد، هیچ‌کدام از ائمه نکردند. «لَا إکراه فِی الدِّین» خدا به تمام ائمه علیهم‌السلام ابلاغ کرد این‌ کار (واقعه عاشورا) می‌خواهم انجام شود، وقتی به اسیری ناموس می‌رسید، همه می‌گفتند: خدایا! اگر امر کنی انجام می‌دهیم، اما می‌ترسیم از امتحان در نیاییم. فقط امام‌ حسین علیه‌السلام گفت: من این‌ کار را می‌کنم. ای‌خدا! تمام فدای تو، ناموسم فدای تو، زینب علیه‌السلام فدای تو، دخترم فدای تو، پسرم فدای تو، علی اکبرم فدای تو، علی اصغرم فدای تو. حالا که همه را داده، در قتلگاه افتاده و می‌گوید «رضاً برضائک، تسلیماً بأمرک» ای معبود سماء! ای‌خدا! امرت را اطاعت کردم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

اگر شما گوش شنوا داشته‌ باشید، ملائکه آسمان هم شب‌ عاشورا حسین‌ حسین می‌گویند...

زمانی انگلیس‌ها عراق را گرفتند و آقای کاشانی و روحانی و چند نفر دیگر را به عنوان تبعید به خارج بردند. ایشان نقل می‌کرد: شبی دیدیم که از بیشتر فرنگ صدای حسین‌ حسین می‌آید. آن‌وقت متوجه شدیم که آن شب، شب‌ عاشوراست. اگر شما گوش شنوا داشته‌ باشید، ملائکه آسمان هم شب‌ عاشورا حسین‌ حسین می‌گویند. همه ملائکه منتظر رجعتند که احقاق حق شود و تا آن‌ زمان این ندا را سر می‌دهند؛ اما بعضی خلق خلق می‌گویند، زمان آن دو نفر همین‌طور بود. آن‌قدر قضایای امام‌حسین بالاست که عقل کل خلقت‌ها یعنی امام‌زمان، در مصیبت جدش حسین خیلی وارد نمی‌شود. پس اگر ما مداخله کنیم، مقصد خودمان را گفته‌ایم و توجه به آن مقصد واقعی نداریم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

شیعه دائم عزادار امام‌حسین است و خوشی دنیا را قبول نمی‌کند، مگر گذران باشد...

شیعه دائم عزادار امام‌حسین علیه‌السلام است و خوشی دنیا را قبول نمی‌کند، مگر گذران باشد. خوشی شیعه بعد از رجعت است، یعنی وقتی‌که احقاق حق شد، وگرنه دائم می‌سوزد و چاره‌ای هم ندارد. اگر عقد فرزندت هست، لبخند بزن، اما همیشه باید دلت بسوزد. اگر بشر غیر از این‌ باشد، نه شیعه است و نه دوست، چون انتظار رجعت ندارد. من شب عروسی پسرم، به یک اتاق خلوت رفتم و یاد حضرت‌قاسم افتادم که امام‌حسین علیه‌السلام، فاطمه را روز عاشورا به عقد او درآورد. عوض این‌که بخندم و بگویم و برقصم، آن‌قدر گریه کردم که از حال رفتم. حالا وقتی این‌طور شدی، امام‌زمان هم می‌آید و به تو سر می‌زند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

یاوران امام زمان از اصحاب امام حسین بالاترند...

با این‌که امام‌زمان درباره اصحاب امام‌حسین می‌فرماید: «السلام علیکم یا مطیع لله و لرسوله»، پدر و مادرم به قربانتان؛ اما یاوران امام‌زمان از اصحاب امام‌حسین بالاترند. آن‌ها اصحاب امام‌حسین هستند، اما رجعت خواست و مقصد حضرت است. اصحاب امام‌حسین حمایت از رجعت کردند و به خواست امام‌حسین متصلند. آن‌ها با همه حرف‌هایشان، در زمان رجعت می‌آیند، پس رجعت مهم‌تر است. چرا؟ در زمان امام‌حسین نشد که مثل رجعت بیایند و تمام را پاک‌سازی کنند؛ با امام‌زمان می‌آیند و همه را پاک‌سازی می‌کنند. امام‌حسین نشد که به‌اصطلاح در ظاهر فتح کند، فرزندانش را کشتند و شهیدش کردند؛ امام‌زمان فتح می‌کند، او و یاورانش احقاق حق می‌کنند. حالا که احقاق حق کردند، آقا امام‌حسین خیلی خوشحال است. نه فقط امام‌حسین، بلکه صد و بیست و چهار هزار پیامبر خوشحالند. نه این‌که آن‌ها خوشحالند، آسمانی‌ها خوشحالند. تمام این‌ها برای امام‌حسین غمناک شدند، اما آن‌زمان همه این‌ها خوشحال می‌شوند. حالا که همه خوشحال شدند، زهرای‌عزیز هم خوشحال می‌شود. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

امام حسین نفرین نکرد چون نابودی تمام ظالمان در رجعت را می‌خواست...

چرا امام‌حسین علیه‌السلام نفرین نکرد؟ اگر امام‌حسین نفرین می‌کرد، به بنی‌امیه می‌کرد، این‌ که کار صورت نمی‌دهد، [حتی اگر] بنی‌امیه هم سقط شدند؛ اما امام‌حسین حواسش پیش رجعت است که همه دنیا اصلاح شود و همه ظالمان به سزایشان برسند، نه فقط بنی‌امیه. متقی خیال امام‌حسین را هم می‌فهمد که امام مقصدش هدایت و دفاع از ولایت است. امام‌حسین فرمود: ای شمشیرها! اگر دین جدم، یعنی اگر ولایت باقی می‌ماند، به‌ من بخورید؛ یعنی من فدای ولایت می‌شوم. این عصاره حرف است. همه خلقت باید دفاع از ولایت کنند. چرا؟ اگر تمام خلقت دفاع از ولایت کنند، همه اهل‌بهشت می‌شوند. زمان رجعت همین‌طور می‌شود، دنیا بهشت می‌شود. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

حضرت زهرا، انفاق گنه‌کاری که مغرض نباشد و به ولایت ادب کند را در نظر می‌گیرد...

زهرای‌ عزیز دفتر دارد، این دفتر را برای قیامت شما گذاشته، در آن نوشته چقدر پول دادی، چقدر برنج دادی، چقدر پیاز و رُب دادی، تمام را می‌نویسد. عده‌ای هستند به امر زهرای عزیزند، شیعه‌ها قیامت به امرش هستند. روز قیامت فاطمه‌ زهرا علیهاالسلام می‌فرماید: این افراد در جلسه پسرم حسین علیه‌السلام می‌آمدند، انفاق داشتند و مُغرض نبودند؛ یعنی پیرو عمر و ابابکر نبودند. علی‌جان! فکری به حال این‌ها بکن. اصلاً گنه‌کار، فرزند زهرا علیهاالسلام می‌شود انگار، ادب داشته‌ باشید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

حضرت زهرا کسی که یک کبریت به زغال زده برای مجلس امام حسین را هم فراموش نمی‌کند...

مجلسی بود به‌ نام حضرت‌قاسم؛ در آن مجلس، حاج‌اشرف و حاج‌مظلوم بودند که از ماوراء خبر می‌داد. یک‌ نفر یک کبریت به زغال زده‌ بود. وقتی آخرِ دهه شد، حضرت‌ زهرا علیهاالسلام همه را اسم‌نویسی کرد. حضرت‌ زهرا علیهاالسلام به آن مَلَک گفت: همه را نوشتی؟ گفت: بله، نوشتم. حضرت فرمود: یک‌ نفر را جا گذاشتی. گفت: چه‌کسی را؟ حضرت فرمود: آن‌کسی‌ که یک کبریت زد، یادت رفت بنویسی. یک کبریت به زغال زده تا برای مجلس امام‌حسین علیه‌السلام روشن شود، زهرای‌ عزیز فراموش نمی‌کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

امام حسین برای کافر شدن مردم گریه می‌کند، نه برای آنچه در راه خدا داده...

چرا امام‌حسین علیه‌السلام این‌همه درجه دارد؟ چون امام‌حسین علیه‌السلام سفینه نجات است. همه ائمه علیهم‌السلام یک نور هستند، تمامشان کِشتی‌اند؛ اما سفینه، امام‌حسین علیه‌السلام است. این‌کاری که امام‌حسین علیه‌السلام کرد، نجات‌دهنده تمام خلقت است، خلقت به‌واسطه امام‌حسین علیه‌السلام نجات پیدا می‌کند. چرا این‌قدر امام‌حسین علیه‌السلام عزیز است؟ امام‌حسین علیه‌السلام به‌فکر نجات و هدایت است. برادرش، جوانانش، همه را داده؛ تمام آن مصیبت‌ها به‌جای خود، اما «هَل مِن ناصر» می‌گوید. وقتی به اهل‌کوفه فرمود: برای چه مرا می‌کُشید؟ گفتند: «بُغضاً لِأبیک»: به‌خاطر بغضی که با پدرت، امیرالمؤمنین علیه‌السلام داریم. امام دید تمام این‌ها کافر شده‌اند، بنا کرد به گریه‌کردن. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

حیوان، زمین کربلا را احترام می‌کند، اما مردمِ مسلمانِ نمازخوان، امامشان را می‌کُشند!...

خاک، خوردنش حرام است؛ امّا این منحصر به امام‌حسین علیه‌السلام است که خوردن تربتش حلال است و تربتش شفاست. هنوز امام‌حسین علیه‌السلام نیامده، حیوانات در سرزمین کربلا که امام‌حسین علیه‌السلام می‌خواهد در آن بیاید، از شکارشان می‌گذرند. شما از چه می‌گذرید؟ حیوان، زمین کربلا را احترام می‌کند؛ اما مردمِ مسلمانِ نمازخوان، امامشان را می‌کُشند! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

روز عاشورا زمین کربلا گریه می‌کند، داد می‌زند، ناله می‌کند، می‌گوید: حسین! زینب!...

روز عاشورا وقتی نگاه می‌کنی، می‌بینی تمام صحرای‌کربلا گریه است؛ تمام این سرزمین داد می‌زند و ناله می‌کند. ناله‌های زینب افشاست، سکینه و رقیه دارند در بیابانها می‌دَوند، اسب بی‌صاحب امام‌حسین علیه‌السلام درِ خیمه آمده. کجایید عزیزان من؟ بفهمید امام‌ حسین علیه‌السلام چه‌کار کرده، زینب علیهاالسلام چه‌کار کرده. تمام هیکل شیعه آتش است. تمام سرزمین کربلا می‌گوید: حسین! می‌گوید: زینب! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

این‌که می‌فرماید هر روز عاشوراست، یعنی هر روز باید یاد امام‌حسین و یاد اسیری زینب باشیم...

وقتی به کربلا رفتم، با زینب علیهاالسلام نجوا کردم و گفتم: زینب‌جان! تو وقتی می‌خواستی از این‌جا بروی، گفتی: چون چاره نیست می‌گذارمت، ای پاره‌پاره‌تن! به خدا می‌سپارمت، هرگز غم تو از دل خواهر بیرون نمی‌رود. گفتم: زینب‌جان! غم امام‌حسین علیه‌السلام از دل دوستانش بیرون نمی‌رود. این‌که می‌فرماید هر روز عاشوراست، یعنی هر روز باید یاد امام‌حسین علیه‌السلام و یاد اسیری زینب علیهاالسلام باشیم. اگر همیشه یاد امام‌حسین علیه‌السلام باشید، اتصال هستید. من شبها یک لیوان آب بالای سرم می‌گذارم، هر دفعه از این آب می‌خورم و می‌گویم: سلامُ الله عَلیک یا حسین! فدای لب خشکت حسین‌ جان! لعنت بر قاتلین تو و موکلان آب فرات! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

مصیبت سایر ائمه جهانی بود، مصیبت امام‌حسین خلقتی بود و هست...

تمام ائمه علیهم‌السلام تا حتی امیرالمؤمنین علیه‌السلام، تا حتی فاطمه‌ زهرا علیهاالسلام، تا حتی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، شهید شدنشان به کلّ خلقت ابلاغ نشد، فقط شهادت امام‌حسین علیه‌السلام ابلاغ شد. مصیبت ائمه علیهم‌السلام جهانی بود، مصیبت امام‌حسین علیه‌السلام خلقتی بود و هست. ملائکه‌ها دارند گریه می‌کنند، ریگ و سنگ و درخت، عرش و فرش، همه گریه می‌کنند، تمام باید به امام‌حسین علیه‌السلام پناه بیاورند. مصیبت امام‌حسین علیه‌السلام به تمام خلقت، به هفت‌ طبقه آسمان اثر کرده‌است، همه عزادار امام‌حسینند، از بس این مصیبت مهم است! بهشت همه‌اش سُرور است، اصلاً غم در آن‌ نیست، اما برای امام‌حسین علیه‌السلام گریه می‌کند، می‌خواهد با تمام خلقت هماهنگ باشد. خدا هم به بهشت قول داد که دوستان حسینم را در بغلت می‌آورم. اگر شما هم گریه واقعی برای امام‌حسین علیه‌السلام بکنید، از هفتاد هزار نفرِ گمراه جدا شده‌اید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

لکه اشکی که حضرت ابراهیم برای امام حسین ریخت، از قربانی کردن فرزندش بالاتر بود...

مگر ابراهیم نبود که به خدا گفت: اگر پسرم را می‌کُشتم بهتر بود [تا این قوچ را قربانی کنم]؟ خدا گفت: یا ابراهیم! قربانی برای حسین (علیه‌السلام) است. گفت: حسین کیست؟ خدا روضه امام‌حسین علیه‌السلام را برای ابراهیم خواند. ابراهیم لکّه‌ اشکی ریخت، حالا «ذبح‌ العظیم» شد. خدا گفت: یا ابراهیم! به عزت و جلالم، این لکه اشکی که برای امام‌حسین علیه‌السلام ریختی، بهتر است از این‌که بچه‌ات را قربانی می‌کردی. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

اول روضه‌خوان امام حسین، خود خداست...

امام‌حسین علیه‌السلام مانند پدرش امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام است. هر کسی‌که مبتلا به گناه یا ترک‌اولی می‌شد، خدای تبارک و تعالی فرموده‌ بود که اگر می‌خواهید دعایتان را مستجاب کنم، مرا به پنج‌ تن علیهم‌السلام قسم دهید. آمرزش هر کسی به‌ واسطه گریه برای امام‌حسین علیه‌السلام است. آدم ابوالبشر وقتی مبتلا به ترک‌اولی شد، خدا گفت: مرا به این پنج‌ نور پاک قسم بِده. تا به اسم امام‌حسین علیه‌السلام رسید، اشک ریخت و گفت: خدایا! دلم شکست، حسین کیست؟ خدا برای آدم روضه خواند. اول روضه‌خوانِ حسین علیه‌السلام، خودِ خداست. گفت: این حسین است که در صحرای‌ کربلا کُشته می‌شود و بدنش از تشنگی تَرک تَرک می‌شود؛ تا آدم لکه اشکی برای امام‌حسین علیه‌السلام ریخت، توبه‌اش قبول شد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

امام حسین مرا در بغل گرفت تا مثل ذخیره‌ای شوم که شما رفقا را به او برسانم...

وقتی به کربلا رفتم، گفتم: حسین‌جان! آقاجان! فدایت شوم، دلم می‌خواهد سگِ درِ خانه‌ات شوم. به خودت قسم، حرفی ندارم. نه شأن می‌خواهم، نه مقام؛ هیچ چیز نمی‌خواهم. فقط حسین‌جان! تو را دوست دارم. حالا درخواست از تو می‌کنم: تو را به حق علی‌اکبرت، عنایت کن به من، به سینه من، این حرف‌ها را سوغاتی ببریم برای رفقای عزیزی که انتظار دارند. گفتم: حسین‌ جان! من این‌قدر به رفقایم افتخار می‌کنم. حسین‌ جان! آقاجان! خودت مرا بغل گرفتی، به سینه‌ات چسباندی، ریختی در سینه‌ام آن‌چه که باید بریزی، قبول دارم، مثل یک پدری که بچه‌اش را در بغل بگیرد. جان من! عزیز من! اگر شما خالص و مخلص باشید، امام حسین علیه‌السلام در بغلت می‌گیرد. چرا مرا این‌طوری کرد؟ من مثل یک ذخیره‌ای شدم که شما رفقا را برسانم به امام حسین علیه‌السلام. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

توهین به مؤمن از شرک به خدا بالاتر است...

اگر شما هم با خدا باشید، خدا افشایتان می‌کند. می‌گوید: اگر توهین به یک مؤمن کنی، خانه مرا خراب کرده‌ای. از حضرت سؤال می‌کنند: چه گناهی است که خیلی بالاست؟ حضرت می‌گوید: شرک به خدا. می‌گویند: از آن بالاتر هست؟ می‌فرماید: کَلّ بر مردم. (این آدم‌هایی که بیکارند، به این افراد بیکار پول ندهید تا بروند سرِ کار، یا یک کار برایش جور کن). از حضرت پرسیدند: از آن بالاتر چیست؟ فرمود: توهین به مؤمن از شرک به خدا بالاتر است. این مؤمن، قطره‌ای از محبت امام حسین علیه‌السلام را دارد، حالا خدای تبارک و تعالی خانه‌اش را فدای یک مؤمن می‌کند؛ فدای توهینش می‌کند، نه فدای جانش. ببین خدا چقدر ولایت را احترام می‌کند! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امام حسین خونش تربت است، علی علیه‌السلام جای پایش تربت است...

تربت امام حسین علیه‌السلام شفاست. خاک کف پای امیرالمؤمنین علیه‌السلام محبت است، نجات است، رستگاری است. اصلاً خدا جهنم را خلق کرده برای دشمنان علی؛ روایت داریم، قسم می‌خورد، اگر کسی دشمن علی نبود، اصلاً جهنم را خلق نمی‌کردم. پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله فرمود: یا علی! اگر مردم توان داشتند، درباره تو حرفی می‌گفتم که مردم، قدمی که می‌گذاری، خاک کف پایت را، از برای تَیمُّن و تبرک بردارند. امام حسین علیه‌السلام خونش تربت است، علی علیه‌السلام جای پایش تربت است. این را چه کسی می‌فهمد؟ خود امام حسین علیه‌السلام که جانش را فدای پدرش علی علیه‌السلام کرد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

خدا خیلی رئوف است، اما راجع به ولایت غیور است، عفو خدا شامل حال دشمنان علی نمی‌شود...

امام حسین علیه‌السلام با مردم ساخت؛ تاحتی جوان عزیزش علی اکبر علیه‌السلام، علی اصغر علیه‌السلام، آقا ابوالفضل علیه‌السلام را شهید کردند، همه این‌ها را صبر کرد؛ بغض خودش را فراموش کرد، بغض علی اکبرش، حضرت عباس، شهداء را فراموش کرد، دید کوفیان ممکن است توبه کنند. وقتی گفت: برای چه مرا می‌کشید؟ گفتند: «بُغضاً لِأبیک»، آن‌وقت دوازده فرسخ لشکر را در هم ریخت. آیا می‌فهمی امر یعنی چه؟ عفو خدا خیلی بزرگ است، اما خدا راجع به کسانی که امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام را قبول ندارند، عفو ندارد. خدا خیلی رئوف است؛ اما راجع به ولایت، غیور است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

مغزی نیست که حقیقت عظمت ولایت را بفهمد، ما در پرتو ولایت حرف می‌زنیم...

هزار حرفی که خدا به پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله گفته نزن، به تمام جزءهای کلام الله، راجع به امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام بوده؛ مغزی در عالم نبوده که [پیامبر] به او بگوید. خود امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام حرف‌هایش را در چاه می‌زند، مغزی نیست که حرف علی علیه‌السلام را بگوید. حالا هم مغزی نیست که بگوید، من در پرتو ولایت حرف می‌زنم، نه از ولایت؛ ولایت چیز دیگری است. مگر زبانی هست که بتواند از کمال، جمال، قدرت و بزرگواری خدا و دوازده امام علیهم‌السلام و چهارده معصوم علیهم‌السلام حرف بزند؟ خدا ازلی است، این‌ها هم ازلی هستند؛ اما چه کسی می‌فهمد؟ زینب علیهاالسلام [که به سر امام حسین] می‌گوید: برادر! با من حرف بزن. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

عاشورا روز تجدید عهد با امام حسین است، عاشورا نجات من و توست...

رفقای عزیز! عاشورا ما باید تجدید بیعت کنیم، بگوییم: حسین‌جان! تو گفتی هر روز عاشوراست، اما یک عاشورایی داریم که به عرض سال، آن خون تو، آن زحمت‌های تو به وجود می‌آید. حسین‌جان! ما آمدیم تجدید کنیم؛ یعنی حسین‌جان! ما کسانی نبودیم که خلق‌پرست بشویم، یا دنبال ساز و آواز و لهو و لعب برویم؛ ما کسانی بودیم که امر تو را اطاعت کردیم، امر تو وجود مبارک امام زمانِ ماست. همین‌طور که شهداء امر تو را اطاعت کردند، ما اطاعت کردیم؛ اما حسین‌جان! می‌خواهیم نگهمان داری که ما همین‌طور باشیم؛ مبادا از امر وجود مبارک امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) خارج شویم. خدایا! ما امام حسین علیه‌السلام را بهتر بشناسیم. خدایا! زینب علیهاالسلام را هم بهتر بشناسیم. زینب علیهاالسلام را فقط امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) شناخت. این‌طوری با امام حسین (علیه‌السلام) صحبت کنید، جوابتان را می‌دهد. عاشورا در زمان آدم هم نقل بوده، عاشورا نجات من و توست. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

تو اگر حمایت از امام زمانت می‌کردی، همه خلقت به‌واسطه تو آمرزیده می‌شدند‌...

اصحاب امام حسین علیه‌السلام، خواستشان امام حسین علیه‌السلام است، حالا جانشان را فدای خواست کردند. امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) هم می‌گوید: جان من به قربان شما، خواست من هم شما هستید. اصحاب امام حسین علیه‌السلام مطیع شدند؛ حالا امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) ولایت را می‌خواهد، آن کسی را می‌خواهد که امرش را اطاعت کند. نه فقط امام حسین علیه‌السلام، خود حجه بن الحسن (عجل‌الله‌فرجه) حامی این‌ها شده، می‌گوید پدر و مادرم را به قربانشان می‌کنم. خدای تبارک و تعالی دارد عنایت، عدالت و صفایش را افشاء می‌کند؛ می‌گوید به‌واسطه این‌ها که حمایت از حسین علیه‌السلام کردند، همه خلقت را می‌آمرزم. همان‌طور که می‌گوید اگر مؤمنی در شهری باشد، آن شهر حفظ است. تو اگر حمایت از امام زمانت می‌کردی، همه خلقت به‌واسطه تو آمرزیده می‌شدند‌. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

اگر تمام حاجی‌ها دنبال امام حسین حرکت کرده بودند رو به کربلا، یزید سگِ کی بود که امام حسینِ ما را بکشد؟...

امام حسین علیه‌السلام دارد می‌آید، غریبانه هم می‌آید؛ با اهل‌بیتش دارد غریبانه می‌آید. حالا حرفم این است که ای حاجی‌ها! وقتی صاحب‌خانه از خانه بیرون آمد، چرا شما در خانه ماندید؟ به عقیده ولایتی من، آن خانه برای شما غصب بود. اگر تمام این چند میلیون حاجی، دنبال امام حسین علیه‌السلام حرکت کرده بودند رو به کربلا، یزید سگِ کی بود که امام حسینِ ما را بکشد؟ نیامدند؛ این مثل همان است که مادرش حضرت زهرا علیهاالسلام، درِ خانه مهاجر و انصار رفت و گفت بیایید، نیامدند. به حضرت زهرا علیهاالسلام گفتند می‌آییم و نیامدند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

پولی که در راه خدا، در انفاق خرج می‌شود را باید شکرانه کنید و آن را ببوسید...

عقیده‌ام این است: آن پولی که در راه خدا، در انفاق خرج می‌شود، باید شکرانه کنید؛ آن را ببوسید! حالا برایت می‌گویم، عزیز من! پول‌هایی که در راه حق می‌رود، چطور می‌گویی آن را ببوس؟ آن‌موقع که در راه امام حسین علیه‌السلام می‌دهی، ببوس! آقا ابوالفضل علیه‌السلام وقتی که دستش جدا شد، رفت جلو و دست را برداشت، این دست را بوسید، گفت: تو از من بهتر بودی و رفتی شدی فدای شاه شهیدان؛ ای دست! تو اول شهید شدی در راه حسین. حالا پول‌هایی که می‌دهید عزیز من همین‌طور است. آقا ابوالفضل علیه‌السلام دستی که در راه خدا داد، بوسید. شما هم پولی که در راه خدا می‌دهید، ببوسید! چرا؟ [چون] ذخیره می‌شود. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

همین‌طور که برای امام حسین پول می‌دهید، برای حضرت زینب هم بدهید تا آمرزیده شوید...

عاشورا بوده، این عاشورا که جلو می‌آید برای توست که پولی بدهی و آمرزیده شوی. غذای امام حسین علیه‌السلام خیلی حساب دارد. همین‌طور که برای امام حسین علیه‌السلام پول می‌دهید، برای زینب علیهاالسلام هم بدهید تا آمرزیده شوید. ان‌شاءالله امیدوارم یک انفاقی بدهید. بگویید: خدایا! شکر، ما باشیم و هر سال این کار را بکنیم؛ مال ما حلال باشد. امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) پدر و مادرش را قربانتان می‌کند. بگویید: خدایا! شکر، ما را موفق کردی. اگر امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) پدر و مادرش را می‌دهد، ما پولمان را می‌دهیم. شکر کنید شبیه امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) شدید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امام حسین رحمه الله الواسعه است، به فکر نجات همه است، حتی قاتلش...

به امام حسین علیه‌السلام می‌گویند: «السلام علیک یا رحمه الله الواسعه». این خواست امام حسین علیه‌السلام است. «رحمه الله الواسعه» یعنی همه را در بر می‌گیرد. به شمر در گودی قتلگاه گفت: اگر به‌واسطه مال دنیا مرا می‌کشی، من به تو می‌دهم؛ دست از این کار بردار، من قول بهشت به تو می‌دهم. شمر گفت: من یک درهم ابن زیاد را از پدر و مادر تو بیشتر می‌خواهم! این‌جا حرام‌زادگی خودش را بروز داد، چون امام را نمی‌خواهد، مال دنیا را می‌خواهد. اما منظور مطلب این است: امام حسین علیه‌السلام به فکر نجات همه هست، تا حتی قاتلش. متقی هم همین‌طور است، تمام هدفش نجات است، تمام هدفش کارگشایی مردم است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

تصرف ولایی یعنی حجت خدا نگاه کند، تو مانند ولیّ بشوی...

وقتی که امام حسین علیه‌السلام از حضرت زینب علیهاالسلام طلب پیراهن کهنه کرد، زینب علیهاالسلام غَش کرد و افتاد. حالا لشکر ابن زیاد دارد «هل مِن مبارز» می‌گوید. امام حسین علیه‌السلام دست گذاشت در قلب زینب علیهاالسلام، تصرّف ولایی کرد. تصرّف ولایی یک حرفی است که حجّت خدا نگاه کند، تو مانند ولیّ بشوی. گفت: خواهرجان! تا این‌جا وعده من با خدا بوده؛ اگر تو را آوردم، می‌خواستم که یزید زحمت‌های ما را از بین نبرد. تو باید بروی «هل من ناصر» بگویی. دارند در شام لعنت به پدر ما می‌کنند؛ باید پرچم معاویه را بکَنی، پرچم پدرمان علی علیه‌السلام را نصب کنی. گفت: برادر! به دیده منّت. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

حضرت زینب که به سر امام حسین می‌گوید با ما حرف بزن، دارد زنده بودن امام حسین را افشا می‌کند...

حالا زینب علیهاالسلام آمده و در کوفه دارد به امر برادرش خطبه می‌خواند. یک وقت دید مردم توجه به یک جایی دیگر کردند، دید سر برادرش را به نی زده‌اند. من به فدای خاک کف پای زینب علیهاالسلام بشوم! ببین چه‌طوری افشاء کرد! حالا وقتی یزید گفته این‌ها خارجی هستند، حضرت زینب علیهاالسلام می‌خواست افشاء کند. می‌دانی چطور زینب علیهاالسلام، امام حسین علیه‌السلام را می‌شناخت؟ قطعه قطعه امام حسین علیه‌السلام را می‌شناخت، نه امام حسین علیه‌السلام را بشناسد. یک دفعه به آقا امام حسین علیه‌السلام گفت: برادر! با من حرف بزن! نمی‌زنی، با این بچه صغیر بزن! برادر! تو که دنبال ما بودی، چرا در خانه خولی به مهمانی رفتی؟ تو که با ما مهربان بودی! سر مبارک امام حسین علیه‌السلام فرمود: «أم حَسِبت أنّ أصحابَ الکهفِ و الرّقیم کانوا مِن آیاتنا عَجباً». ای خواهر من! اصحاب کهف و رقیم متوجه بودند، ولایتشان را حفظ کردند، اما اهل کوفه نکردند، بنی‌امیه نکردند، مرا کشتند؛ ظاهر مرا کشتند. آیا کسی متوجه شد؟ امام این است. امام حسین علیه‌السلام گفت: هیچ آیه‌ای مثل این دو آیه در قرآن عجیب نیست؛ اما خواهر! قصه من عجیب‌تر است که به حرف یک نفر بروند، مرا شهید کنند و سرم را بالای نی کنند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

یاد امام حسین به حضرت زینب تزریق شده که او را فراموش نمی‌کند...

حالا این زینب علیهاالسلام موقع حرکت دادن کاروان چه کار می‌کند؟ گفت: حسین جان!برادرجان! چون چاره نیست می‌گذارمت، ای پاره پاره تن! به خدا می‌سپارمت؛ هیچ‌وقت تو را فراموش نمی‌کنم. این تزریق است. رفقا! تزریق یعنی حرف‌ها را فراموش نکنید! آن‌وقت دارید با این حرف‌ها عشق می‌کنید. امام حسین علیه‌السلام جواب زینب علیهاالسلام را باید بدهد، گفت: زینب! تو مرا به خدا می‌سپاری، اما من دنبال تو هستم. تو مرا فراموش نمی‌کنی، من دنبالت هستم. مگر امام حسین علیه‌السلام دنبال زینب علیهاالسلام نبود؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

این حرف دل امام حسین است که امام زمان می‌فرماید برای توهینی که به حضرت زینب شد گریه می‌کند...

امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) دارد [حرف] دل امام حسین علیه‌السلام را می‌گوید که می‌فرماید: گریه می‌کنم برای توهینی که به عمه‌ام زینب علیهاالسلام شد. برای اسیری عمه‌ام زینب علیهاالسلام، خود جدّم حسین هم بود، گریه می‌کرد. آخر زینب علیهاالسلام عظمتی داشت. وقتی می‌خواست برود سر قبر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، امام حسن و امام حسین علیهماالسلام می‌رفتند شمع‌ها را خاموش می‌کردند که کسی قامت زینب علیهاالسلام را نبیند. حالا این زینب علیهاالسلام که در تمام خلقت این همه احترام دارد، باید اسیر شود و بیاید با یزید حرف بزند! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

همان‌طور که امام حسین تسلیم خداست، حضرت زینب تسلیم امام حسین است...

همین‌طور که امام حسین علیه‌السلام تسلیم است، زینب علیهاالسلام هم تسلیم ولایت است. امام حسین و امیرالمؤمنین علیهماالسلام تسلیم خدا هستند، این‌ها تسلیم ولایتند. ببین حضرت زینب علیهاالسلام می‌آید و به امام سجاد علیه‌السلام می‌گوید: «یا حجهَ الله عَلی کُلّ خلقه» آیا ما باید بسوزیم؟ حضرت زینب علیهاالسلام حرفی ندارد که بسوزد، امیرالمؤمنین علیه‌السلام حرفی ندارد که طناب گردنش بیندازند، امام حسین علیه‌السلام هم حرفی ندارد که شهید شود و بچه‌هایش شهید شوند؛ پس همه در امر هستند. ای شیعه! تو هم باید در امر باشی! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

شب عاشورا شب وداع امام حسین با تمام عالَم یعنی تمام دوستان و هشدار دادن به آنهاست...

شب عاشورا خیلی مهم بوده، شب وداع بوده. در تمام این عالَم، امام حسین علیه‌السلام وداع می‌کرد با همه عالَم، یعنی با تمام دوستان؛ اما هشدار به تمام عالَم می‌داد؛ می‌خواست همه عالَم بدانند. آخرش هم به لشکر کوفه گفت: برای چه مرا می‌کشید؟ گفتند: «بُغضاً لِأبیک»: بغضی که با پدرت داریم. امام حسین علیه‌السلام می‌خواست به تمام عالم بگوید: مرا بی‌جُرم می‌کشند، کسی که بی‌جُرم می‌کشید این است. تو نباید بیایی کمک کنی به کشتن امام حسین علیه‌السلام [که] بروی بهشت. تمام این هفتاد هزار نفر همین بودند. کسی نبود دفاع از امام حسین علیه‌السلام کند، به غیر زینب علیهاالسلام. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

آنها که شب عاشورا رفتند، حسین‌گو بودند، نه حسین‌خواه...

شب عاشورا که شد، آقا امام حسین علیه‌السلام، یک خیمه انتظار زد، یعنی یک خیمه علیٰ‌حِدّه زد. همه را جمع کرد و فرمود: من بیعتم را از روی شما برداشتم، هر کسی می‌خواهد برود، برود؛ فردا طفل صغیرم هم شهید می‌شود. این‌جا بود که فوج فوج رفتند. حسین‌گو بودند، نه حسین‌خواه! مثل اغلب ما! کسی نماند، تمام آمده بودند به طمع. مثل حالاست که می‌خواهند امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) بیاید و چیزها ارزان شود، نمی‌خواهند جانشان را فدا کنند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

آقا ابوالفضل وقتی جانش را فدای ولایت کرد، جان‌پرور شد...

آقا ابوالفضل علیه‌السلام خیلی مقام دارد، سلمان خلق‌کُن است. چرا؟ وقتی جانش را فدا کرد، جان‌پرور شد، یعنی جانی را می‌پرورانَد. جانش را داد به امام حسین علیه‌السلام، با تمام قدرتش؛ تمام درجه‌ای که دارد، به‌ واسطه امام حسین علیه‌السلام است. تو باید جانت را در اختیار ولایت بگذاری. جان را باید فدای یقین کنی، فدای ولی کنی. او هم می‌گوید: جانم به فدایت! این آخر کار است. من یک میلیارد جان داشته باشم، فدا می‌کنم. باید بدانی خواست خدا این است که جانت را فدا کنی. آقا ابوالفضل علیه‌السلام از کجا به این‌جا رسید؟ از آن‌جایی که از ریشه دلش، تمام جانش این است که فدای حسین علیه‌السلام بشود. آقا ابوالفضل علیه‌السلام نه جان بدهد، تکه تکه بدنش را می‌دهد. شما آقا ابوالفضل علیه‌السلام نمی‌شوید، اما صفاتش را باید داشته باشید؛ چون صفات او صفات خداست، صفات برادرش حسین علیه‌السلام است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امیرالمؤمنین دست حضرت اباالفضل را می‌بوسد، چون فدای خدا می‌شود...

آقا ابوالفضل علیه‌السلام هم [مثل امام حسین علیه‌السلام] همه را آگاه کرد؛ در مکه خودش را معرفی می‌کند، به حاجی‌ها می‌گوید: دست از حسین برنمی‌دارم. من که فرزند آقا امیرالمؤمنینم، دستم را علی می‌بوسد. به دینم قسم، امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام دست همه خلقت را نمی‌بوسد. چرا؟ می‌بیند این دست فدای خدا می‌شود، فدای ولایت می‌شود؛ گلوی حسینش را می‌بوسد که فدای خدا می‌شود. اما روی چه کسی تأثیر داشت؟ چرا هدایت نمی‌شوند؟ حج و عمره، جهاد و عبادت در دلشان است؛ آن که باید در دلشان باشد نیست، آن هم ولایت است. اگر بود، تکان می‌خوردند؛ هیچ‌کدام از حاجی‌ها تکان نخوردند. حبّ حج و جهاد داشتند و بغض امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

گریه بر امام صادق ثواب است، گریه بر امام حسین نجات است...

منصور دوانیقی به امام صادق علیه‌السلام زهر داد. روایت است که فقط استخوان سر حضرت مانده بود، همه جانش آب شده بود. یک نفر آمد گریه کرد، امام گفت: اگر می‌خواهی گریه کنی، برای جدّم حسین علیه‌السلام گریه کن! گریه برای امام صادق علیه‌السلام این‌طوری نیست که یک ذره اشک بریزی، تمام گناهانت آمرزیده شود. امام صادق علیه‌السلام می‌خواست او گریه کند که آمرزیده شود. گریه بر امام صادق علیه‌السلام ثواب است، گریه بر امام حسین علیه‌السلام نجات است. حالا خدا مرحمت کرده، می‌گوید اگر گریه‌ات نمی‌آید، تباکی کن! هماهنگ شو با گریه‌کنندگان بر امام حسین علیه‌السلام. وقتی امام حسین علیه‌السلام را خواستی؛ یعنی قبولش داشتی، دوازده امام علیهم‌السلام و قرآن را قبول داشتی، آن‌وقت تولیدت اشک است، همان اشکِ امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

جهنم عذاب است، گریه برای امام حسین رحمت است، رحمت می‌چکد در جهنم، خاموش می‌شود...

دل وقتی ولایتی شد، ولایت به آن می‌چسبد، اسم حسین علیه‌السلام به دلت می‌چسبد، اشک می‌ریزی. جهنم عذاب است، گریه امام حسین علیه‌السلام رحمت است، رحمت می‌چکد در جهنم، خاموش می‌شود؛ اما گریه رحمت باشد، نه عقده؛ گریه‌ای که چرا توهین به امام حسین علیه‌السلام شد. والله! بالله! با این‌طور اشک، شما آمرزیده می‌شوی؛ چون اشک شما از روی صداقت، ولایت و افشای ولایت است. اشک باید توأم به ولایت باشد، توأم به امام حسین علیه‌السلام باشد. گریه کنیم، بگوییم: حسین‌جان! ما بیچاره‌ایم! نبودیم جانمان را فدا کنیم، حالا برایت گریه می‌کنیم. زینب‌جان! نبودیم حمایت از تو کنیم. حسین‌جان! گریه می‌کنیم تا فرزند عزیزت امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) بیاید که این گریه اتصال به امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) باشد، حضرت بیایند و احقاق حق کنند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

مظلومیت امام حسین این است که حقش را برده‌اند، این‌که زیر سُم اسب می‌رود، مظلومیتِ جسم علیین امام حسین است...

مظلومیت امام حسین علیه‌السلام این است که حقش را برده‌اند، این مظلومیتِ تمام خلقت است. این‌که زیر سُم اسب می‌رود، مظلومیتِ جسم علیین امام حسین علیه‌السلام است؛ اما تمام اشیاء برای حق امام حسین علیه‌السلام گریه می‌کنند. حق امام حسین علیه‌السلام را چه کسی از بین برد؟ نمی‌توانم بگویم! آن‌جا در کربلا گفتم: حسین‌جان! چه کسی تو را کشت؟ چه کسی حق تو را از بین برد؟ مگر خدا دست از حق برمی‌دارد؟ خدا حمایت از حق می‌کند، حمایت از کلام خودش می‌کند؛ یک مارک به آن‌ها بست و گفت: «شِرار خلق» [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

چون قاتلان امام حسین جنایتشان را افشاء کردند، خدا هم عظمت امام حسین را افشاء می‌کند و می‌گوید: ای خلقت! همه برای حسینِ من گریه کنید...

همان‌طور که امیرالمؤمنین علیه‌السلام ولایتش دمیده شده به تمام ممکنات، امام حسین علیه‌السلام عزایش دمیده شده به تمام خلقت. نه خیال کنید شما لباس مشکی می‌پوشید، ملائکه‌ هم می‌پوشند. امیدوارم لب شما همیشه خندان باشد، فقط برای امام حسین علیه‌السلام گریان باشد. امام حسین علیه‌السلام همه چیز است. این دیدِ ولایت من است: چرا خلقت برای امام حسین علیه‌السلام گریه می‌کند؟ چون جسارتِ به امام حسین علیه‌السلام افشاء شد؛ یعنی اسب به جسم علیینش تازاندند، سرِ مبارکش را چهل منزل بردند؛ جنایتشان را افشاء کردند. حالا خدا هم عظمت امام حسین علیه‌السلام را افشاء می‌کند و می‌گوید: ای خلقت! همه برای حسینِ من گریه کنید! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

خدا اطلاعیه نازل می‌کند: «یا ثارَ الله و ابن ثاره»، در تمام خلقت خون خدا امیرالمؤمنین و امام حسین هستند، سومی هم ندارد...

ما حسین داریم، تمام خلقت را داریم، چون تمام خلقت برای امام حسین علیه‌السلام گریه کرده. تمام خلقت می‌گوید: حسین! آسمان‌ها می‌گویند: حسین! نه این آسمان، خدا آسمان‌هایی دارد، به دینم همه می‌گویند: حسین! یا می‌گویند: علی! روح به آن‌ها دمیده می‌شود. از دو چیز هیچ قدرتی سر در نمی‌کند: یکی امیرالمؤمنین علیه‌السلام، یکی عاشورا. خدا اطلاعیه نازل می‌کند، رهبر گذاشته برای شما، مدیرعامل گذاشته برای شما؛ می‌گوید: «یا ثارَ الله و ابن ثاره»، ای خون خدا! پسر خون خدا! در تمام خلقت سومی هم ندارد. اگر کسی خون نداشته باشد، از بین می‌رود. خیلی بالا برده! می‌گوید خون من است، یعنی اگر حسین علیه‌السلام نباشد، من نیستم. حیات من حسین علیه‌السلام است. این خون امام حسین علیه‌السلام می‌جوشد در تمام خلقت؛ تو می‌روی خون خدا را می‌ریزی؟ یا این‌که خدا می‌گوید: علی بن ابی طالب علیه‌السلام مقصد من است. دنبال چه مقصدی می‌گردی؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

نه تنها تربت امام حسین شفاست، تو هم اگر امام حسین بگویی، خلق نگویی، خاک پایت شفا می‌شود...

گهواره امام حسین علیه‌السلام شفا داد فطرس را، خود امام حسین علیه‌السلام چیز دیگری است. چرا گهواره ارزش پیدا کرد؟ چون امام حسین علیه‌السلام در آن بود؛ مثل تربت. خیال نکنی فقط تربت امام حسین علیه‌السلام شفاست! تو اگر حسین بگویی، خلق نگویی، [خاک] پای تو هم شفا می‌شود، چون جنبه مغناطیسی با امام حسین علیه‌السلام داری. آن خاک می‌گوید: کمال هم‌نشین در من اثر کرد، اگر نه من همان خاکم که هستم. شما هم باید کمالتان با هم‌نشینی زهرا علیهاالسلام و زینب علیهاالسلام باشد، تا خاک کف پایتان تربت حسین علیه‌السلام باشد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امام حسین نجات دهنده کل خلقت است...

امیرالمؤمنین علیه‌السلام حسینش را خیلی دوست دارد، چون‌که خودش را فدای ولایت کرد. در تمام این خلقت، هجده هزار کُرات که به ما گفته‌اند، کسی، نامی نبوده به غیرِ امام حسین علیه‌السلام. حالا پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، خانه حضرت زهرا علیهاالسلام آمده، همه‌اش سفارش حسین را می‌کند. حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود: پدرجان! حسن هم هست. گفت: فاطمه‌ جان! تمام عالم به‌ واسطه حسین آمرزیده می‌شوند. در تمام خلقت هیچ‌کسی مثل امام حسین علیه‌السلام نیست. در جریان توبه آدم، وقتی خدا اسماء را نشانش داد، کارهای ائمه دیگر را نمی‌گوید، حتی کارهای پیامبر را نمی‌گوید، تا حتی امیرالمؤمنین و فاطمه علیهم‌السلام را، اما خدا می‌گوید: این حسین است که در صحرای کربلا او را می‌کشند. خدا شرح امام حسین علیه‌السلام را می‌دهد. امام حسین علیه‌السلام نجات‌ دهنده کل خلقت است. آیا می‌فهمی یا می‌روی دنبال خلق؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

اذیت زهرا علیهاالسلام، اذیت تمام خلقت است...

زهرای عزیز علیهاالسلام، مافوقِ تمام خلقت است. هر کسی پِی به او ببرد، هدایت است. اذیت زهرا علیهاالسلام، اذیت تمام خلقت است. این عمَر همه خلقت را اذیت کرد. تمام خلقت به اجازه حضرت زهراست. نفَس‌هایی که کل خلقت می‌کشند، دست زهراست. ارکان خلقت، حضرت زهراست. تمام خلقت امر زهرا علیهاالسلام را اطاعت می‌کنند، تا حتی ستون‌ها. یک نفَس کشید به نارضایتی، نه نفرین کند، ستون‌ها از جا حرکت کرد. همه اعلام آمادگی کردند که زهراجان! همه به امر تو هستیم، نفرین کنی، همه نابود می‌شویم. پسرش هم بهره برده بود، امام حسین علیه‌السلام گفت: ای زعفر! تمام این‌ها عمرشان در قبضه قدرت من است. حسین علیه‌السلام خون خداست، زهرا علیهاالسلام ناموس دهر است. ناموس دهر است که مثل حسین علیه‌السلام از او به وجود می‌آید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

آدم باید در دعا یک شریک بگیرد، آخر او دعا را مستجاب می‌کند...

من هر وقت می‌خواهم دعا کنم، یک شریک می‌گیرم و دعا می‌کنم؛ آن شریک خیلی قوی است؛ می‌گویم: یا زهرا! یا حسین! یا زینب! زهرا جان! به‌ حق دخترت زینب علیهاالسلام، زینب‌ جان! به‌ حق مادرت‌ زهرا علیهاالسلام. آدم باید در دعا یک شریک بگیرد، آخر او دعا را مستجاب می‌کند. پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله در قضیه مباهله با سرانِ نجران، امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام را واسطه بُرد. دلم می‌خواهد بگویید خدا! امام‌ زمان! متقی! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

امام حسین علیه‌السلام خودش امر است، اما دارد رو به امر خدا می‌رود...

امام حسین علیه‌السلام کنار جَبَلُ‌الرَّحمه ایستاده و دعای عرفه را می‌خوانَد، دارد با خانه خدا وداع می‌کند و اشک می‌ریزد. امام حسین علیه‌السلام دارد شکرانه حق را بجا می‌آورد و می‌گوید: خدایا! من دارم رو به امر تو می‌روم، رو به کربلا می‌روم. جدّم گفته: حسین! «اُخرُج الی العراق» برو به سمت عراق! خدایا! دارم امرت را اطاعت می‌کنم. امام حسین علیه‌السلام خودش امر است؛ اما دارد رو به امر خدا می‌رود. آن‌موقعی که امام حسین علیه‌السلام حرکت کرد، عقیده ولایتی‌ام این است: حَجَر گفت لبیک، منا گفت لبیک، حِجر اسماعیل گفت لبیک، تمام انبیاء که آن‌جا هستند، گفتند لبیک، کوه‌ها گفتند لبیک، تمام مکه گفت لبیک. امام دلش می‌خواهد مردم بگویند لبیک که اتصال به ولایت باشند، نه به عبادت؛ وگرنه او که احتیاج ندارد، می‌خواهد تو را نجات بدهد. امام تو را می‌خواهد مثل خودش بکند؛ اما شما به امام می‌گویید بیا مثل ما بشو! امام حسین علیه‌السلام دعای عرفه را خواند و با خانه خدا وداع کرد، ما هم باید با گناه، معصیت و نافرمانی خدا، با این حرف‌های موهوم وداع کنیم و رو به امر خدا برویم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امام‌حسین تا نفس آخر حواسش به خیمه‌هاست، شما تا آخرین نفس از ناموستان دفاع کنید...

کسی‌که زنش را بخواهد، باید محض خدا بخواهد؛ اگر محض شهوت بخواهد، آن‌ نیست که شارب او عرق کند، جهادگر باشد. نباید محض شهوت بخواهید که هر روز او را عروسک بکنید؛ باید محض خدا بخواهید، باید محض نعمت بخواهید. خدا نعمت به شما حواله کرده‌ است. آدمی که زن دارد، هفتاد مرتبه ثوابش بیشتر [از آدم مجرد] است، چون زن‌داری صدمه دارد، دل آدم را خون می‌کند. ببینید امام‌حسین علیه‌السلام تا نفس آخر حواسش به خیمه‌هایش است. شما تا آخرین نفس از ناموستان دفاع کنید، زنتان را ناموستان بدانید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ازدواج]

در تمام خلقتها از امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام مظلوم‌تر نیست...

چرا امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام مظلوم شد؟ امیرالمؤمنین از نفهمی و نادانی مردم مظلوم شد وگرنه علی علیه‌السلام که مظلوم نیست. یک نگاه به صحنه دنیا بکن، ببین با علیِ ما چه کردند؟ خدمت حضرت رفتم، گفتم: علی‌ جان! از وقتی که خدا تمام خلقت‌ها را خلق کرده، از تو مظلوم‌تر نبوده. اگر می‌گویند حسینِ مظلوم، درست است، در یک بُعدی مظلوم بوده؛ اما شمشیر زد و شمشیر به امر خدا خورد؛ اما تو نتوانستی شمشیر بزنی و جلوی چشمت دین را زدند، حقیقت را زدند، عصاره تمام خلقت، ناموس خدا، ناموس دهر، زهرای عزیز علیهاالسلام را زدند. حالا خدا این مظلومیت را پاسخ می‌دهد؛ همان‌طور که امیرالمؤمنین می‌گوید ما صفات الله را پاسخ می‌دهیم، حالا با صبری که امیرالمؤمنین کرد، خدا می‌گوید: اگر عبادت ثقلین کنی، امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام را به «الیوم أکملتُ لکم دینَکم» قبول نداشته باشی، به‌ رو در جهنم می‌اندازمت. خدا به ولایت پاسخ داد. عزیزان من! به همه شما ابلاغ می‌کنم: بیایید حمایت از ولایت کنید تا خدا به شما پاسخ بدهد. هیچ قدرتی به غیر از خدا نمی‌تواند پاسخ ولایت را بدهد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

شما اگر این حرف‌ها را اجرا نکنید، من خانه‌نشین هستم...

تمام این‌که سی سال زحمت می‌کشم، همین کلام است: علی علیه‌السلام را بخواه و دوست علی علیه‌السلام را. متقی، دین از او صادر می‌شود، ولایت صادر می‌شود. شما خیلی توجه ندارید که آن‌هایی که رفتند چقدر بیچاره شدند! وقتی کلام امیرالمؤمنین را اجرا نکردند، امیرالمؤمنین خانه‌نشین شد. شما هم اگر این حرف‌ها را اجرا نکنید، من خانه‌نشین هستم. اگر حرف امیرالمؤمنین اجرا می‌شد، نه زهرای عزیز علیهاالسلام کشته می‌شد، نه علی علیه‌السلام خانه‌نشین می‌شد، نه امام حسین علیه‌السلام کشته می‌شد. چرا امام حسین علیه‌السلام می‌گوید: من کشته جلسه بنی‌ساعده‌ام؟ بنی‌ساعده چه کردند؟ خلق را تأیید کردند. امام حسین علیه‌السلام گفت: اگر خلافت به وصی رسول الله صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله، امیرالمؤمنین می‌رسید من کشته نمی‌شدم. این کارها و جلساتی که اسم امیرالمؤمنین در آن نباشد، اسم خلق باشد، جلسه بنی‌ساعده آخرالزمان است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

خدا انبیاء را قرار داد تا مردم را به سوی ولایت دعوت کنند، اما علی علیه السلام خودِ هدایت است...

چرا این قدر سفارش امیرالمؤمنین علیه‌السلام شده است؟ یک حرف تعجبی می‌خواهم بزنم: خدا مردم را می‌خواهد، می‌گوید اگر امیرالمؤمنین علیه‌السلام را بخواهی، من شما را می‌خواهم؛ می‌خواهد مردم را نجات بدهد، هدایت بشوند. خدا انبیاء را قرار داد تا مردم را به سوی ولایت دعوت کنند؛ اما به دینم، علی علیه السلام خودِ هدایت است. من اگر تمام خلقت، (همه این خلقت‌ها، نه این دنیا) نفر بشود، همه از امیرالمؤمنین علیه‌السلام برگردند، می‌گویم علی؛ از علی علیه‌السلام برنمی‌گردم. امام حسن علیه‌السلام هم علی علیه‌السلام را می‌خواهد، امام حسین علیه‌السلام هم علی علیه‌السلام را می‌خواهد؛ نه [چون] پدرش [است او] را بخواهد، امر خدا را می‌خواهد. شما هم باید همین‌طور باشید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

ائمه طاهرین بس که خوبند، خودشان خواستند به دنیا بیایند، «هل من ناصر» بگویند تا مردم را نجات بدهند...

بدانید خدا مانند محبوبش علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام، نه خلق کرده، نه خلق می‌کند. ائمه طاهرین علیهم‌السلام بس که خوبند، خودشان خواستند به دنیا بیایند، «هل من ناصر» بگویند تا مردم را نجات بدهند. چه کسی امیرالمؤمنین علیه‌السلام را شناخت؟ پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله شناخت که جانش را فدا کرد؛ حضرت زهرا علیهاالسلام شناخت که جانش را فدا کرد؛ امام حسین علیه‌السلام شناخت که جانش را فدا کرد. ما باید کوشش کنیم امر علی علیه‌السلام را اطاعت کنیم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

غریبی امام‌رضا علیه‌السلام برای این‌ است که حرفش را قبول نمی‌کردند...

غریبی امام‌رضا علیه‌السلام برای این‌است که حرفش را قبول نمی‌کردند؛ چه کسانی؟! بیشتر امام زاده‌ها هم جزء همان مردم بودند. توهین و جسارت از این بدتر نیست که جواد الأئمه علیه‌السلام را به فرزندی حضرت قبول نداشتند. می‌خواهم افشا کنم که اغلب مردم، آن‌طرف هستند! امام‌صادق علیه‌السلام می‌فرماید: نَسَب ما شرط نیست، ولایت ما شرط است. حالا قوم و خویش‌های امام‌رضا علیه‌السلام حرف قیافه‌شناس را قبول کردند؛ اما حرف امام را قبول نکردند. والله! امام‌رضا علیه‌السلام از امام‌حسین علیه‌السلام هم غریب‌تر است. قوم و خویش‌های امام‌حسین علیه‌السلام جانشان را فدایش کردند؛ اما قوم و خویش‌های امام‌رضا علیه‌السلام اصلاً او را قبول نداشتند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]

زیارت امام‌رضا علیه‌السلام از زیارت امام‌حسین علیه‌السلام بالاتر است...

در تمام ائمه‌طاهرین علیهم‌السلام، خدا فقط درباره امام‌حسین علیه‌السلام فرمود «یا ثارالله و ابن ثاره» ای خون من! چون وقتی تمام ائمه علیهم‌السلام را کشتند، حاشا می‌کردند؛ اما امام‌حسین علیه‌السلام را کشتند که ثواب کنند، افتخار می‌کردند که یزید به آن‌ها جایزه بدهد. ولی در روایت داریم که زیارت امام‌رضا علیه‌السلام از زیارت امام‌حسین علیه‌السلام بالاتر است. از امام می‌پرسند چرا؟ می‌فرماید: قبر امام‌حسین علیه‌السلام را هر ادیانی زیارت می‌کند، اما قبر امام‌رضا علیه‌السلام را فقط شیعه زیارت می‌کند. پس اگر امام‌رضا علیه‌السلام را شناختید، همه ائمه علیهم‌السلام را شناخته‌اید. در مورد زیارت امام‌رضا علیه‌السلام داریم که امام جواد علیه‌السلام می‌فرماید: هر کسی‌که قبر پدرم را زیارت کند، اَقلّ اقلّش، ثواب هفتاد حج و هفتاد عمره مقبول دارد؛ اما جواد الأئمه علیه‌السلام فرمود: بالاتر از زیارت قبر پدرم، حاجت یک مؤمن را برآورده کردن است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]

امام رضا از تو تشکر می‌کنم، تو یادمان دادی، خودت می‌فرمایی که چه بخواهید...

من خدمت مَقرّ امام‌رضا علیه‌السلام رفتم و گفتم: آقاجان! شما سفارش سگ را به صاحبش کردی، ما هم درِ خانه‌ات آمده‌ایم، تو را به‌حق خواهرت حضرت‌معصومه علیهاالسلام که فرمودی زیارت قبر من با زیارت خواهرم یکی است اما عارف باشی، تو را به‌حق مادرت‌زهرا علیهاالسلام، سفارش ما را به امام‌زمان (عجل‌الله‌فرجه) بکن، تا ما را یاور خودش قرار بدهد و تا موقعی‌که خودش می‌آید، ما را حفظ کند. یا امام‌رضا! دعا کن دل‌خوشی زهرای‌عزیز علیهاالسلام، دل‌خوشی امام‌حسین علیه‌السلام، دل‌خوشی رسول‌الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، دل‌خوشی ملائکه، دل‌خوشی اِنس و جنّ بیاید! آقا! از تو تشکر می‌کنم، تو یادمان دادی، خودت می‌فرمایی که چه بخواهید! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]

تو هدایت هستی، خودت گمراه می‌شوی...

این‌ که می‌گویی خدایا ما را هدایت کن، [خدا] هدایت‌کننده گذاشته توی تو. تو هدایت هستی، خودت گمراه می‌شوی، خیانت می‌کنی. تو خودت داری می‌روی آن طرف، خودت غِش در معامله می‌کنی، دزدی می‌کنی، زمین مردم را می‌گیری؛ از هدایت خودت را جدا نکن. وقتی در هدایت هستی، دیگر چیزِ بد از تو صادر نمی‌شود. باید شکرانه کنی و همیشه از خدا بخواهی که از تو نگیرد. حالا این شخص باید مواظب باشد گناه نکند. این آدم دل خدا را خوش کرده که حسین علیه‌السلام را می‌خواهد، زهرا علیهاالسلام را می‌خواهد، اطاعت می‌کند، مطیع هم هست؛ مانند اصحاب امام حسین علیه‌السلام. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

با دوستان خدا دوستی کن، تا عضو خواست و مقصد خدا شوی...

ولایت هم مثل خدا توحیدی است، کفوی ندارد. خدا، دوازده امام و چهارده معصوم علیهم‌السلام را از نور خودش خلق کرد، نظرش به آن‌هاست؛ یعنی تمام ممکنات را محض آن‌ها خلق کرده که اگر نباشند، تمام ممکنات نابود می‌شوند. خدا، ائمه علیهم‌السلام را از تمام این خلقت بیشتر دوست دارد. حالا اگر تو آمدی به تمام ممکنات، پشت پا زدی و دوستی با آن دوستان خدا (یعنی زهرای عزیز علیهاالسلام و امیرالمؤمنین علیه‌السلام) پیدا کردی، تقریباً عضو آن خواستِ خدا شده‌ای، عضو مقصد خدا، دل خدا شده‌ای؛ چون خدا دلش چهارده معصوم علیهم‌السلام را می‌خواهد، تو هم باید این‌طور بشوی. باید ببینی زهرا علیهاالسلام، یعنی خلقت‌هایی فدایش! حسین علیه‌السلام، یعنی خلقت‌هایی فدایش! باید مثل خدا باشی، ائمه علیهم‌السلام را بخواهی. آن‌قدر که این‌ها را خواستی، تو از ممکنات جدا شده‌ای، آمده‌ای توی خواست خدا و مقصد خدا، آمده‌ای توی دل خدا که این‌ها را می‌خواهد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

مصیبت حضرت زهرا، امام زمان را تکان می‌دهد...

در عالم رؤیا بیتوته‌ای داشتم، خدمت امام‌زمان (عجل‌الله‌فرجه) رسیدم، گفتم: آقاجان! دو چیز است که من را می‌کُشد، یعنی تمام گوشت بدن من را دارد آب می‌کند. به خودت قسم، اگر تمام عالم را در اختیارم بگذاری، من می‌سوزم، هیچ‌کس این سوختن من را نمی‌تواند آرام کند. به‌ دینم قسم، این سوختن من را نه بهشت، نه فردوس، نه جنات، آرام نمی‌کند، من می‌سوزم. یکی مصیبت جدّت حسین است، یکی هم مصیبتی است که به مادرت‌ زهرا علیهاالسلام توهین کردند و البته یکی هم اسیری عمه‌ات زینب علیهاالسلام است. به خودش قسم، تا اسم مادرش را آوردم، یک‌دفعه تکان خورد. مصیبت زهرا علیهاالسلام، امام‌زمان (عجل‌الله‌فرجه) را تکان می‌دهد. اگر امام‌زمان (عجل‌الله‌فرجه) تکان بخورد، تمام خلقت تکان خورده‌ است. مگر مؤمن باید این‌ها را فراموش کند؟ والله، اگر عیش و عشرت بکنید، خدا کمِ شما می‌گذارد. ما مؤمن نیستیم، ما مؤمنی که امضاء شده نیستیم، ما متقی واقعی نیستیم. ما مسلمانیم، مسلمان‌ بودن به‌ غیر مؤمن بودن است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان]

دوست‌ علی باید لبش خندان باشد، اما دلش مانند آتش باشد...

نمی‌خواهم شما را ناراحت کنم، والله، توی کوچه‌های مدینه می‌گشتم، ناله‌های زهرا علیهاالسلام را می‌شنیدم. می‌گفتم زهرای‌ عزیز توی این کوچه‌ها رفته. آن‌جا به بیت‌الأحزان رفتم، خدا می‌داند چه به سرم آمد. یعنی همه‌اش در قلب من زهرا علیهاالسلام بود، زهرای‌ عزیز علیهاالسلام از یادم نمی‌رفت. عده‌ای از خارجی‌ها هستند که دارند زحمت می‌کشند، صوت داوود را از جوّ عالم بگیرند. آیا ناله‌های زهرا علیهاالسلام توی جوّ عالم نیست؟ آیا «هل من ناصر» امام‌ حسین علیه‌السلام توی جوّ عالم نیست؟ چطور صوت داوود را می‌گیرند، اما ناله‌های زهرا علیهاالسلام را نمی‌گیرند؟ ناله‌های زینب علیهاالسلام را نمی‌گیرند؟ والله، بالله، دوست‌ علی باید لبش خندان باشد، اما دلش مانند آتش باشد؛ آن‌وقت است که اتصال به ولیّ‌الله الاعظم می‌شود و ثواب هزار شهید به او می‌دهد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان]

مصیبت امام حسین از تمام خلقت بالاتر است...

خدا تمام خلقت را به امام‌ زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) داده‌ است، باز امام‌ زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) برای مصیبت امام‌ حسین علیه‌السلام گریه می‌کند، تا زمانی‌ که احقاق حق از جدش امام‌ حسین علیه‌السلام شود. پس مصیبت امام‌ حسین علیه‌السلام از تمام خلقت بالاتر است. عزیزان من! شما هم باید همین‌جور باشید. دو چیز باید در عروق بدن شما، خون شما، تمام اشیاء شما عضو باشد: اول: خواست خدا “ولایت”، بعد: “مصیبت امام‌ حسین علیه‌السلام”. این دو چیز را از ما گرفتند، یک‌ چیز دیگر به ما دادند؛ حالا امام‌ زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) به متقی می‌گوید: خوشی تمام شد. آن خوشی که امام‌ زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) می‌گوید، خوشی تمام خلقت است. تو اگر ولایت و مصیبت امام‌ حسین علیه‌السلام در تمام عروق و خون و اشیاء بدنت عضو باشد، در خلقت خوشی، در بهشت خوشی، در فردوس خوشی. اگر این‌جور باشی، پیش آقا امام‌ زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) هستی، در عرش خدا هستی. خوشی یعنی این. حالا این‌ که نباشد، همه فاسد است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان]

متقی تا زمان رجعت دائم ناراحت است...

همان‌طور که صحنه‌ محشر پیش حضرت‌زهرا علیهاالسلام جمع می‌شود و [حضرت] شما را نجات می‌دهد، من هم از زمان بعد از رسول‌الله صلی‌الله‌ علیه‌ و آله جلوی چشمانم جمع شده‌ است. کشتن امام‌حسین علیه‌السلام جلوی چشم من است، زدن زهرا علیهاالسلام جلوی چشم من است. آن‌قدر به این‌ها نزدیکم که هنوز ناله‌های زهرا علیهاالسلام توی گوش من است، یا أبَتایش توی گوش من است، «هل من ناصر» امام‌حسین علیه‌السلام توی گوش من است. همه این‌ها هست تا زمان رجعت که امام‌زمان (عجل‌الله‌ فرجه) احقاق حق کند. متقی آن‌ موقع غم و غصه از دلش بیرون می‌رود، وگرنه دائم ناراحت است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ترجمه احکام]

حسین‌کشی توبه ندارد...

عمر سعد از آیه توبه استفاده کرد. می‌گوید: حسین را می‌کشیم [و] توبه می‌کنیم. اگر قیامتی بود که توبه کرده‌ایم، اگر هم نبود [که] به سلطنت ری می‌رسیم. آخر، مرد نادان! حسین‌کشی هم توبه دارد؟! خدا آیه توبه را به گنه‌کارها می‌گوید. به آن‌هایی که نمی‌فهمند و گناه می‌کنند؛ یعنی راه را باز کرده، می‌گوید: من خوشم می‌آید، بیایید برگردید! مثلاً اگر یک نگاهی کردی، یک خیالی کردی، یک میوه‌ای از یک‌جا برداشتی، یک کارهایی که این‌جوری باشد. اگر هم میوه یکی را برداشتی، باید به او برگردانی. حقّ‌النّاس، توبه ندارد. حقّ‌الله توبه دارد: یک روزه‌ات را خوردی، یا یک نمازی را نخواندی. خب، اگر می‌توانی [روزه] می‌گیری، خدا تو را می‌آمرزد. اما حقّ‌الناس که توبه ندارد! خدا می‌گوید حقّ مردم است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: لا اله الا الله]

اهل کوفه لا اله الا الله را کشتند...

مگر اهل‌کوفه، «لا إله إلّا الله» نمی‌گفتند؟! «لا إله إلّا الله» را زیر سُم اسب کردند. کارکردشان همان بود. این‌ها «لا إله إلّا الله» گفتند؟! شمر با لشکر کوفه قرار گذاشت که هر وقت من «الله‌أکبر» گفتم، «الله‌أکبر» بگویید! بدانید آن‌موقعی‌که من «ألله أکبر» می‌گویم، سر حسین را جدا کرده‌ام. هفتاد هزار نفر، سه‌دفعه «الله‌أکبر» گفتند!! این‌ها «لا إله إلّا الله» گفتند؟ «لا إله إلّا اللهِ» ما هم، مشابه همان «لا إله إلّا الله» هاست. آخر، حقّ‌کشی یعنی‌چه؟ مگر تو خدا را می‌کشی؟! خدا که دیدنی نیست. تو امر خدا را می‌کشی. اگر امر خدا را کشتی، خدا را کشتی! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: لا اله الا الله]

قضیه اصحاب رقیم این است که سه نفر در غاری بودند، سنگ بزرگی جلویشان افتاده بود. گفتند بیایید هر کدام کارهایی را که محض خدا کردیم بگوییم...

قضیه اصحاب رقیم این است که سه نفر در غاری بودند، سنگ بزرگی جلویشان افتاده بود. گفتند بیایید هر کدام کارهایی را که محض خدا کردیم بگوییم. یکی گفت: خدایا من شیر آوردم که به پدر و مادرم بدهم، خواب بودند، ایستادم تا بیدار شدند. دوّمی گفت: خدایا، من یک کارگر آوردم که کار کند، مزد نگرفت و رفت. پولش را دادم و یک گاو خریدم، یک روز آمد، گاو و همه گوساله‌هایش را به او دادم. آن یکی گفت: خدایا! یک زنی بود که شوهرش مُرد و من دوستش داشتم، گفتم: بیا با هم دوستی کنیم، او گفت: جایی که کسی نباشد. دیدم می‌لرزد. زن گفت: خدا ما را می‌بیند. من از آن زن دوری کردم و او را غنی کردم. اینجا بود که سنگ کنار رفت و آنها از غار نجات پیدا کردند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: وقایع عاشورا]

در مسیر حرکت به سمت شام در مکانی یک راهب بود، آمد و یک پولی داد و گفت این سر را به من بدهید. آن وقت مدام با سر گفتگو می‌کرد. گفت: این زنده است، این که مرده نیست!...

در مسیر حرکت به سمت شام در مکانی یک راهب بود، آمد و یک پولی داد و گفت این سر را به من بدهید. آن وقت مدام با سر گفتگو می‌کرد. گفت: این زنده است، این که مرده نیست! خلاصه قافله را رو به شام حرکت دادند. تنها سری را که جلو می‌بردند سر امام حسین (علیه السلام) بود وگرنه سرهای دیگر در صندوق بودند. از بس این سرها بوی عطر می‌داد، آن‌ها را داخل صندوق گذاشتند [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: وقایع عاشورا]

چه کسی باور می‌کرد اینکه پسر پیغمبر را بکشند، سرش را بالای نیزه کنند و پیش دشمن خدا [یعنی] یزید بن معاویه ببَرند تا خوشحال شود؟! این از همه قصه‌ها عجیب‌تر است...

چه کسی باور می‌کرد اینکه پسر پیغمبر را بکشند، سرش را بالای نیزه کنند و پیش دشمن خدا [یعنی] یزید بن معاویه ببَرند تا خوشحال شود؟! این از همه قصه‌ها عجیب‌تر است [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: وقایع عاشورا]

زینب تا زمانی که می‌دید برادرش زنده است، خوشحال بود. یک وقت دید دیگر صدای امام حسین (علیه السلام) نمی‌آید و زمین کربلا می‌لرزد...

زینب تا زمانی که می‌دید برادرش زنده است، خوشحال بود. یک وقت دید دیگر صدای امام حسین (علیه السلام) نمی‌آید و زمین کربلا می‌لرزد، توجه پیدا کرد، روی تلّ زینبیه آمد، دید دور حسینش را گرفته‌اند، حسینش در قتلگاه است. حالا ببین زینب (علیها السلام) چه کار می‌کند؟! این درس را از کجا گرفته؟! از مادرش زهرای عزیز. وقتی امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را به مسجد بردند و طناب گردنش انداختند، زهرای عزیز با پهلوی شکسته و صورت نیلی به مسجد رفت و گفت: دست از علی بردارید؛ وگرنه نفرین می‌کنم. ستونها از جا حرکت کرد، مدینه به لرزه درآمد، زینب دید مادرش زهرا (علیها السلام) علی (علیه السلام) را برگرداند. همین طور که دور امیرالمؤمنین (علیه السلام) را گرفتند، دور امام حسین (علیه السلام) را هم گرفتند، زینب پیش ابن سعد آمد، ببین خواهش نکرد، گفت: تو ایستاده‌ای و برادرم را می‌کشند؟! زمین کربلا دارد می‌لرزد، زمین اعلام آمادگی می‌کند: «زینب! اشاره کنی همه اینها را زیر و رو می‌کنم». زینب دارد امر را اطاعت می‌کند. ابن سعد بنا کرد گریه کردن، ریش نحس نجسش تَر شد، گفت: کار حسین را تمام کنید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: حر]

اهل بیت تا ذوالجناح شیهه کشید، همه آمدند، دیدند زین واژگون! یال اسب غرقه خون!...

اهل بیت تا ذوالجناح شیهه کشید، همه آمدند، دیدند زین واژگون! یال اسب غرقه خون! چون که یالش را به خون امام حسین (علیه السلام) مالید، زینش را واژگون کرده بود؛ یعنی ای مردم! کسی به غیر از امام حسین (علیه السلام) سوار من نشود! به غیر از ائمه (علیهم السلام) دنبال مردم نروید! بیایید از این اسب کمتر نباشیم! گفت مبادا کسی سوار من بشود! تمام بچه‌ها بیرون ریختند، خدا رحمت کند حاج شیخ عباس را می‌گفت: سکینه آمد و گفت: ذوالجناح! می‌دانم تو خوب می‌فهمی! می‌دانم بابایم را کشتند! پدرم تشنه بود، آیا آبش دادند؟! حالا چه کار کردند؟! این اسب را می‌خواستند بگیرند و به یزید بدهند، اسب از این طرف لگد می‌زد، از آن طرف دندان می‌گرفت، آخرش او را با تیر زدند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: حر]

در تمام بدن امام حسین جایی نبود که زینب ببوسد؛ لب‌هایش را به گلوی بریده گذاشت و نجوا کرد...

قربان زینب بروم! وقتی امام حسین شهید شد، آمد شمشیر و نیزه‌های شکسته را کنار زد، با برادرش روز عاشورا نجوا کرد، چه نجوایی؟! آمد و گفت: آیا تو حسین منی؟! آیا تو پسر مادر منی؟! در تمام بدن امام حسین جایی نبود که زینب ببوسد؛ لب‌هایش را به گلوی بریده گذاشت و نجوا کرد [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: حر]

عزای امام حسین تا حتی به درخت اثر کرده؛ اما به قلب ما اثری ندارد...

این عزای امام حسین به حیوانات هم اثر کرده است. عابدی در کوه مناجات می‌کرد، روزی هم برایش می‌رسید. شبی دید که همه حیوانات پای کوه جمع می‌شوند، درنده به شکال کاری ندارد، این‌ها همه قاطی هستند، اشک می‌ریزند و هو می‌کشند. حساب کرد که امشب شب عاشورا است. عزای امام حسین تا حتی به درخت اثر کرده؛ اما به قلب ما اثری ندارد. حیف از حیوان! وقتی امام سجاد از دنیا رفت، شتر حضرت، سر قبرش رفت و گریه می‌کرد. امام باقر فرمود: او را بیاورید. بعد از آن دوباره فرار کرد و رفت. حضرت گفت: رهایش کنید. آن‌قدر سرش را روی قبر امام زد تا جان داد. آیا تو عاشورا گریه می‌کنی یا می‌روی پای تلویزیون؟ آن حیوان است یا تو؟ والله! آن انسان است و ما حیوان! این مردم حیا نمی‌کنند. حیا باعث نجات شما می‌شود. والله! اگر حیا نداشته باشیم حیات نداریم. بی‌حیایی این است که امر ائمه را اطاعت نکنید و پشت به این‌ها کنید. از هر بی‌حیایی بی حیاتری! حر حیا داشت که به حیات ابدی رسید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: افشای احکام]

این دهه محرّم، مصیبت، مثل ولایت بر قلب دوستان امیرالمؤمنین (علیه السلام) نازل می‌شود، اگر خنده و شوخی بی‌امر کردید، آن نازل نشده است...

این دهه محرّم، مصیبت، مثل ولایت بر قلب دوستان امیرالمؤمنین (علیه السلام) نازل می‌شود، اگر خنده و شوخی بی‌امر کردید، آن نازل نشده است. آن ناراحتی به تمام ائمه (علیهم السلام) نازل می‌شود، آن مصیبت به عرشیان، آسمان، ملائکه، بهشت و فردوس و جهنم نازل می‌شود. توجه کنید که به شما هم نازل بشود. وقتی نازل شد، یک قطره اشک بریزی، هر گناهی داشته باشی، آمرزیده می‌شوی؛ اما به دشمنان زهرای عزیز و اهل تسنن نازل نمی‌شود. مؤمن باید قلبش ناراحت و مریض باشد؛ تا وقتی که امام زمان (عج الله فرجه) بیاید و قلبش را با احقاق حق شفا بدهد. آن مصیبت، والله، بالله، خودِ قرآن است که به قلب شما نازل می‌شود. «أنا قرآن الناطق» [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: حر]

اصلاً تو خودت روضه هستی، بنشین و با امام حسین (علیه السلام) حرف بزن!...

الآن محرّم است، یک گوشه‌ای برو! اشکی برای امام حسین (علیه السلام) بریز! آن «ذبح العظیم» می‌شود. اصلاً تو خودت روضه هستی، بنشین و با امام حسین (علیه السلام) حرف بزن! من عاشورا به بیابان می‌رفتم، جایی که کسی نبود، می‌نشستم و با امام حسین (علیه السلام) حرف می‌زدم، گریه می‌کردم، حالی داشتم. به شما می‌گوید: بکاء داشته باش! گوشه‌ای بنشین و ناراحت باش! این دهه را فرق بگذار؛ تا حضرت زهرا (علیها السلام) برایت فرق بگذارد. تو را با غمش که غم امام حسین (علیه السلام) است شریک می‌کند. زینب اسیر است، گریه می‌کند، به حساب زهرای عزیز بگذار، بگو: زهراجان! بچه‌هایت در بیابان هستند، گریانند. ما این دهه تلویزیون و ویدئو و ماهواره را کنار گذاشتیم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: حر]

توی کوچه‌ها می‌رفتم و می‌گشتم، می‌گفتم: اینجاست که زینب آمده! اینجاست که حسین آمده!...

حالا ای مسلمان، تو چه مسلمانی هستی؟ گفتم: این دهه عاشورا این تلویزیون را کنار بگذار، برو فکری برای مسلمانی‌ات بکن! لااقل این دهه ویدئو و ماهواره و تلویزیون نزن. آیا با این حرفها نقش داری یا نه؟! حسین جانم، آخر، چه نقشی داری؟ تو هنوز از لهو و لعب دست برنداشتی. عزیز من، قربانت بروم، وقتی امام حسین شهید شد، امام صادق آمد و یک خانه در کربلا خرید و از اول دهه روی پایش می‌زد و داد می‌کشید، می‌گفت: جدم را اول کافر کردند و بعد او را کشتند! [حضرت]، مرتب حسین، حسین می‌کرد. کربلا دارد حسین، حسین می‌گوید؛ [اما] تو ای بی‌غیرت، می‌خندی!!؟ به تمام آیات قرآن! راست می‌گویم: من رفتم آنجا [کربلا،] [مردم] امام حسین را زیارت می‌کردند و بعد پای ویدئو می‌آمدند!! تو کربلا آمدی؟ چه خبر است؟توی کوچه‌ها می‌رفتم و می‌گشتم، می‌گفتم: اینجاست که زینب آمده! اینجاست که حسین آمده! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: وقایع عاشورا]

خدایا! اول محرّم است، خدایا! اول شناخت امام حسین (علیه السلام) را به ما بده، ما امام حسین (علیه السلام) را بشناسیم....

خدایا! اول محرّم است، خدایا! اول شناخت امام حسین (علیه السلام) را به ما بده، ما امام حسین (علیه السلام) را بشناسیم. خدایا! از روی شناخت سینه و زنجیر بزنیم، از روی شناخت، حسین حسین بگوییم. خدایا! به حق امام حسین (علیه السلام) ما سنخه باشیم، امام حسین (علیه السلام) سفینه نجات است، ما را در سفینه‌اش راه بده. اگر در سفینه باشیم، ایمن هستیم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: حر]

خدایا! این عاشورا، عاشورای آخرِ ما نباشد، عاشورای عاشقی باشد....

خدایا! ما را جزء عزاداران امام حسین (علیه السلام) قرار بده، اشک ما برای امام حسین (علیه السلام) جاری شود، اگر از روی معرفت و شناخت لکّه اشکی برای امام حسین (علیه السلام) بریزی، این ارزش دارد؛ آن وقت اگر این لکّه اشک در جهنم ریخته شود، آتش جهنم خاموش می‌شود. خدایا! عشق و محبت امام حسین (علیه السلام) را در قلب و جان ما تزریق کن! ما دیگر گناه نکنیم، امر امام حسین (علیه السلام) را اطاعت کنیم، از امام حسین (علیه السلام) و فرزندانش جدا نشویم، همیشه با عشق ائمه باشیم؛ نه با عشق گناه. خدایا! این عاشورا، عاشورای آخرِ ما نباشد، عاشورای عاشقی باشد. خدایا! این رفقای من عمداً گناه نمی‌کنند، گناهانشان را بیامرز! از این عاشورا بی‌گناه باشند. خدایا! ما را بیامرز! خدایا! به حق مسافرین صحرای کربلا؛ یعنی زینب کبری، مسافرت قبر را برای ما مبارک بگردان. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: حر]

خدایا! اسم امام حسین (علیه السلام) را در قلب ما بزن! ما آرام بگیریم، یک قدری تنبّه پیدا کنیم، این طرف و آن طرف نرویم....

خدایا! اسم امام حسین (علیه السلام) را در قلب ما بزن! ما آرام بگیریم، یک قدری تنبّه پیدا کنیم، این طرف و آن طرف نرویم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: حر]

گفتم: حاج آقا، خدا چشم شما را گریان نکند، چرا گریه می‌کنی؟ گفت: حسین (علیه السلام) را نشناختیم یا برای پول کردیم یا برای ریاست...

یک نفر در قم بود که از او مهم تر نبود. سردسته بود و سید هم بود. وقتی مرد می‌خواستم او را ببینم. دیدم در صحرای محشر چنان نعره می‌زند که یک محوطه از محشر را صدای او برداشته بود. رفتم گفتم: حاج آقا، خدا چشم شما را گریان نکند، چرا گریه می‌کنی؟ گفت: حسین (علیه السلام) را نشناختیم یا برای پول کردیم یا برای ریاست [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام حسین]

یک گریه‌ای است که امام زمان (عج الله فرجه) می‌کند، برای توهینی که به آنها شد. این گریه درست است...

من بارها به رفقای عزیز گفته‌ام که گریه سه شکل است. گریه عقده، گریه‌ای که توهین به ولایت است و اینها را بیچاره بدانیم؛ اما یک گریه‌ای است که امام زمان (عج الله فرجه) می‌کند، برای توهینی که به آنها شد. این گریه درست است. حالا که من این را گفتم، ببینید آقا چطور آن را تأیید کرد. این حرف مرا تأیید کرد. گفت: فلانی، ولایت گریه می‌کند نه مردم. ببینید چقدر عالی است. ولایت، گریه می‌کند، حجه ابن الحسن، آقا امام زمان (عج الله فرجه)، مگر ولایت نیست؟ ولی خداست، ولایت است. «تنزل الملائکه و الروح»؛ روح تمام خلقت است. حالا که ولایت گریه می‌کند، کسانی که ولایت دارند، آنها هم گریه می‌کنند. ولایت به ولایت اتصال است. اگر گریه نکردی، بدان یا ولایت نداری یا کورکوره می‌کنی. چرا؟ فرمود: چرا کفار گریه نمی‌کنند؟ چون ولایت ندارند. چرا اهل تسنن گریه نمی‌کنند؟ ولایت ندارند. پس ولایت گریه می‌کند. حالا که ولایت شد و ولایت گریه می‌کند، این است که اگر قطره‌ای از اشک داخل جهنم بریزد، جهنم تعادلش را از دست می‌دهد [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام حسین]

اگر یک قطره اشک برای امام حسین بریزی، تعادلش را از دست می‌دهد. چرا نمی‌روید یک گوشه‌ای بنشینید و برای آقا امام حسین (علیه السلام) گریه کنید؟ چرا شما از این فیض عظما ب...

اگر یک قطره اشک برای امام حسین بریزی، تعادلش را از دست می‌دهد. چرا نمی‌روید یک گوشه‌ای بنشینید و برای آقا امام حسین (علیه السلام) گریه کنید؟ چرا شما از این فیض عظما بهره نمی‌برید؟ کجا بلند می‌شوید این طرف آن طرف می‌روید؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام حسین]

در این دهه محرم یک دسترسی به قوم و خویش خود داشته باش، مردم دهه محرم چند روز بیکار هستند، دستت را یک کمی باز کن...

الان اول محرم است، یک رحمی به یک نفر بکنید، دل یک بچه یتیم را خوش کنید، بگویید خدا ما جزء ظالمین نیستیم، ما جزء آنهایی هستیم که رحم داریم، در این دهه محرم یک دسترسی به قوم و خویش خود داشته باش، مردم دهه محرم چند روز بیکار هستند، دستت را یک کمی باز کن [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام حسین]

چرا به شما می‌گوید اگر گریه‌ات نمی‌آید، تباکی کن؟ یعنی خودت را در حالت عزا قرار بده....

باید بفهمی عزادار باشی، غصه‌دار باشی، غمگین باشی. چرا به شما می‌گوید اگر گریه‌ات نمی‌آید، تباکی کن؟ یعنی خودت را در حالت عزا قرار بده. حالا رفته‌ای، خسته هستی، از کارگاه آمدی، از کارخانه آمدی و گریه‌ات نمی‌آید، می‌گوید: خودت را تباکی کن؛ یعنی خودت را به این کار بزن [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام حسین]

تو روضه‌خوان امام زمان باش...

من روایت می‌گویم؛ می‌گوید: اگر تو به گوشه‌ای بروی و اشکی برای امام حسین بریزی، فوراً زهرای مرضیه آنجا حاضر می‌شود، دارد گریه می‌کند. امام زمان حاضر می‌شود، دارد گریه می‌کند. تو روضه‌خوان امام زمان باش [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام حسین]

آیا ما امام حسین (علیه السلام) را شناختیم یا نه؟ امروز، مال امام حسین (علیه السلام) سینه می‌زنیم، پس فردا، برای کسی دیگر می‌زنیم...

ما بیشترمان، دهه محرم که می‌شود سیاه می‌پوشیم. به اصطلاح، خودمان را شبیه عزادار می‌کنیم و گریه می‌کنیم و زنجیر می‌زنیم و سینه می‌زنیم. خب، همه این‌ها درست. برای چه کسی می‌زنی؟ برای امام حسین (علیه السلام) . آیا ما امام حسین (علیه السلام) را شناختیم یا نه؟ امروز، مال امام حسین (علیه السلام) سینه می‌زنیم، پس فردا، برای کسی دیگر می‌زنیم. امروز، مال امام حسین (علیه السلام) گریه می‌کنیم، پس فردا برای یکی دیگر گریه می‌کنیم. هیچ فرقی نمی‌کند. یعنی مغز ما کشش ولایت ندارد. پدرمان اینجور می‌کرده، ما هم می‌کنیم. آن خانم، مادرش گریه می‌کرده، دائم به سینه‌اش می زده، او هم می‌زند. من دلم می‌خواهد که رفقای عزیز، مقداری تفکر داشته باشند [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: درباره امام حسین]

امیدوارم هر کسی که این حرفها را می‌خواند درونش ولایت باشد، آن ولایت نجاتش می‌دهد. اگر خباثت باشد هر موقع که باشد، آن خباثت بروز می‌کند و گمراهش می‌کند...

این یزید و معاویه، (خدا لعنت کند این پدر و پسر را) خیلی خبیث بودند. معاویه به یزید گفت: بابا! به حسین کاری نداشته باش، حسین به غیر از حسن است. (چون که هر وقت معاویه به امیرالمؤمنین (علیه السلام) چیزی می‌گفت، امام حسین (علیه السلام) بلند می‌شد و جوابش را می‌داد.) معاویه گفت: آبروی بنی امیه را نریزی! به او هشدار داد، اما آن فطرت خبیثش آرام نگرفت. خدا نکند درون ما خباثت باشد. امیدوارم هر کسی که این حرفها را می‌خواند درونش ولایت باشد، آن ولایت نجاتش می‌دهد. اگر خباثت باشد هر موقع که باشد، آن خباثت بروز می‌کند و گمراهش می‌کند. اما معاویه گفت: اگر خواستی با او طرف بشوی، یک عالِم را جلو بینداز. یزید هم شریح قاضی را جلو انداخت، چرا؟ چون که مردم به اینها علاقه داشتند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: وقایع عاشورا]