روزی یک‌ حاجی درِ خانه‌ام آمد و گفت: مرا حلال کن! خدا می‌داند چقدر مرا اذیت کرده‌ بود! گفتم: حلالت کردم. اصلاً اگر کسی توهین به‌ من کرده، مالم را برده‌ است، برای خودم زشت می‌دانم و خجالت می‌کشم که فردای‌ قیامت در صحنه‌ محشر، یک‌ نفر به‌ واسطه من گیر باشد و جرم داشته‌ باشد. من از ثوابم به او می‌دهم تا جهنمی نشود. انفاق این‌ نیست که شما الآن پول می‌دهید، انفاق این است که تو با کاری که کرده‌ای، از ثوابت به دیگران بدهی؛ این عصاره انفاق است. رحمت از متقی می‌جوشد، رحمت از سخاوت بالاتر است. سخاوت را خودت می‌دهی، اما یک‌وقت دعا می‌کنی؛ یعنی متقی دعا می‌کند که خدا به او بدهد، این بالاتر است. متقی دائم عطایش جاری است. متقی خودش احتیاج ندارد، احتیاج او، دعای به مردم است.

منبع: کتاب احکام ولایت