خدا یک قوه لامسه در تمام خلقت قرار داده که به وقتش افشا میشود...
خدا یک قوه لامسه در تمام خلقت قرار داده است. حالا که قرار داده، به وقتش امر میکند و افشا میشود. [مثل] آن پردهای که پشت سر مأمون ملعون بود و عکس دو شیر بر روی آن پرده بود. وقتی دلقک لقمه را از دهان امام رضا علیهالسلام انداخت، امام رضا به او گفت: نکن؛ اما دوباره تکرار کرد. امام رضا به او گفت: نکن. دفعه سوم امام رضا دید دارد به او تهمت میزند، سزایش را به او داد. هیچکجا امام رضا چنین کاری نکرده بود. به آن دو نقش شیر امر کرد: این دشمن خدا را بخورید! آن دو نقش، دو شیر شدند و آن دلقک را خوردند. حتی یک قطره از خونش را هم زمین نریختند. امام، جان میدهد و جان میگیرد. بعد آن دو شیر اشاره کردند که مأمون را هم بخوریم؟ امام رضا فرمود: نه. بعد به آن دو اشاره کرد و دو نقش روی پرده شدند. منبع: کتاب افشای ولایت
