حالا اینها ریختند خیمهها را غارت کردند. خدا لعنتشان کند؛ ابنسعد دستور داد خیمهها را آتش بزنید. حضرت زینب علیهاالسلام آنجاست به جای خود، اما امام باقر و امام سجاد علیهماالسلام هم هستند. گفت آتش بزنید تا امامت از روی زمین برچیده شود. حالا حضرت زینب دوید، آمد خدمت حضرت سجاد. ببین حضرت زینب چقدر ادب دارد، چقدر آمادگی دارد از برای امر خدا، امر حجت خدا. اینقدر حضرت زینب، امام سجاد را دوست داشت، اول میگفت «عزیز برادر»، تا دید امام حسین علیهالسلام شهید شد، حالا میبیند حجت خدا امام سجاد است؛ گفت: «یا حجه الله» خیمهها را آتش زدند، آیا ما باید بسوزیم؟ اگر بناست بسوزیم، میسوزیم. امّالسلمه حرفها را زده، شاید شرمش شده این را بگوید. یکوقت حضرت سجاد فرمود: عمه جان! «علیکُنّ بالفرار». تمام این بچهها در بیابان دویدند.
منبع: کتاب حضرت زینب
