این‌ها [لشکر یزید] خدمت امام‌ سجّاد علیه‌السلام رفتند و گفتند: آقا! یزید گفته که ما باید اهل‌بیت را سوار شترها کنیم و آن‌ها را خدمت خلیفه ببریم؛ یعنی یزید بن معاویه؛ ما این‌ها را نمی‌بینیم، فقط صدایشان را می‌شنویم. حضرت فرمود: کنار بروید تا عمه‌ام زینب آن‌ها را سوار کند. آخر تو چه می‌گویی؟ اصلاً من نمی‌دانم چرا جان از بدنم در نمی‌رود؟ به حضرت‌ عباس، آن‌ها مرا نگه داشته‌اند، وگرنه با این حرف‌هایی که آدم می‌فهمد، آتش می‌گیرد. حضرت فرمود: بروید کنار.
منبع: کتاب حر