وقتی به دستور دومی، به خانه حضرت‌ زهرا علیهاالسلام ریختند، محسنش را سقط کردند و طناب به گردن حضرت علی علیه‌السلام انداختند و او را به‌ مسجد بردند، حالا زهرای عزیز با پهلوی شکسته و صورت نیلی به‌ مسجد رفت و فرمود: دست از علی بردارید وگرنه نفرین می‌کنم. حضرت‌ زهرا یک نفس از روی ناراحتی کشید، ستون‌ها از جا حرکت کرد. حالا زهرای عزیز، امیرالمؤمنین را به خانه برگرداند. حالا حضرت‌ زهرا گریه می‌کند، حضرت علی هم گریه می‌کند. حضرت‌ زهرا از برای مظلومی علی علیه‌السلام گریه می‌کند که چرا مردم علی را نمی‌خواهند و به‌ خاطر خواستن عمر و ابابکر جهنمی می‌شوند. علی علیه‌السلام هم از نجوای درون گریه می‌کند، چون درون علی علیه‌السلام این‌ بود که از برای او سیلی به زهرا زدند و محسنش را زیر پا له کردند؛ درون علی را آتش زدند.

منبع: کتاب نجوا