تاریخ زندگی ائمه‌ طاهرین علیهم‌السلام، مثل تیتر روزنامه نیست که آن‌ را بخوانید و بعد کنارش بگذارید؛ باید تفکر داشته‌ باشید و درونش اندیشه داشته‌ باشید. ببین اباذر عزیز، زیر بار عثمان نمی‌رود. وقتی پیشنهاد زر و ریاست به او داده می‌شود، از گرسنگی می‌میرد و زیر بار ظلم نمی‌رود. در بیابان‌های ربذه رفت، علف می‌خورد. دارد با خدا نجوا می‌کند، می‌گوید: خدایا! شکر، موفقم کردی، به سفره‌های رنگین عثمان مرا مبتلا نکردی. من را این‌جا آوردی، دارم علف می‌خورم. حالا نجوا می‌کند. برای چه؟ برای این‌که امر خدا را اطاعت می‌کند و ارتباط با خدا و ولایت دارد. می‌گوید: خدایا! شکر، تو مرا نگه‌ داشتی، زیر بار عثمان نرفتم.

منبع: کتاب نجوا