Press ESC to close

حضرت‌ زهرا به‌ واسطه مُصحف و به‌ واسطه حمایت از علی علیه‌السلام کشته‌ شد...

مُصحف در تمام خلقت پخش شده‌ بود. حضرت‌ زهرا علیهاالسلام می‌خواست که در دنیا هم پخش بشود؛ اما دومی نگذاشت و به معاویه نوشت من زهرا را کشتم و نگذاشتم مُصحف را فاش کند. حضرت‌ زهرا علیهاالسلام به‌واسطه مُصحف و به‌واسطه حمایت از علی علیه‌السلام کشته‌ شد؛ چون اگر آن‌ را فاش می‌کرد، غاصب بودنِ آن‌ها معلوم می‌شد. یکی از خصوصیات مُصحف این‌ است که اسم شیعه‌ها و تمام وقایع تا قیام‌ قیامت در آن هست. شخصی خدمت امام‌ صادق علیه‌السلام آمد و ادعای عبادت و تقدّس کرد. حضرت آن‌ را رد کرد و فرمود: اسم تو در مُصحفِ مادرم زهرا علیهاالسلام نیست. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: گنجینه]

کتاب امیرالمؤمنین است، اُمّ الکتاب حضرت‌ زهرا و مصحف زهراست...

قرآن به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و احکام به حضرت‌ زهرا علیهاالسلام نازل‌ شد؛ واسطه وحی، امیرالمؤمنین علیه‌السلام بود. زهرای‌ عزیز مثل امام‌زمان (عجل‌الله‌فرجه) امرِ به صبر نداشت، باید افشا می‌کرد؛ اما پیامبر به امیرالمؤمنین گفت: علی‌جان! تو افشا نکن، برو حرف‌هایت را در چاه بزن. امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرماید: «أنا قرآن‌ الناطق، أنا کتاب‌ الله»؛ «کتاب» ولایت است، «کتاب» امیرالمؤمنین علیه‌السلام است؛ «اُمّ الکتاب» حضرت‌ زهرا علیهاالسلام و مصحف زهراست. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

تمام همت و عقیده حضرت‌زهرا این‌ بود که آن دو نفر پیش نروند و مردم تسلیم امیرالمؤمنین شوند تا هم خودشان و هم آیندگان هدایت شوند...

حضرت‌زهرا علیهاالسلام به امیرالمؤمنین علیه‌السلام گفت: علی‌جان! الاغی تهیه کن تا بروم مهاجر و انصار را دعوت کنم. این‌ها کسانی هستند که عمری پیش پدرم بوده‌اند، شاید چهل‌نفر درست شوند که بتوانی حقت را از آن دو نفر بگیری. تمام همت و عقیده حضرت‌زهرا علیهاالسلام این‌ بود که عمر و ابابکر پیش نروند و مردم تسلیم امیرالمؤمنین علیه‌السلام شوند که هم خودشان و هم آیندگان هدایت شوند. به همین دلیل با صورت نیلی، پهلوی شکسته و بازوی وَرم‌کرده سوار الاغ می‌شد و به درِ خانه مهاجر و انصار می‌رفت که بیایید علی علیه‌السلام را یاری کنید. اما هیچ‌کسی نیامد، فقط آن چهار نفر آمدند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

زهرا یعنی نورفشان، حضرت‌ زهرا در ظاهر نورفشانی می‌کرد...

با این‌که خدا گفت نورِ زمینها و آسمانها به‌ واسطه امیرالمؤمنین علیه‌السلام است، اما حضرت‌ زهرا علیهاالسلام در ظاهر نورفشانی می‌کرد. عایشه در صورتی‌ که با حضرت‌ زهرا علیهاالسلام خوب نبود، نقل می‌کند: تا زمانی‌ که زهرا علیهاالسلام در مدینه بود، ما در شب به نور زهرا علیهاالسلام سوزن نخ می‌کردیم؛ یعنی نور زهرا علیهاالسلام تمام مدینه را گرفته‌ بود. حالا این‌ را او می‌گوید، اما شاید این نور، تمام دنیا را گرفته‌ بود. زهرا علیهاالسلام یعنی نورفشان. آیا زهرا را شناختید یا نه؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

شخص باید روح باشد که بتواند بالای کعبه برود، روح آن است که خیانت در دل تو نباشد....

روح، هر جایی می‌تواند برود. برای قدم گذاشتن در بعضی جاها باید روح باشد که برود. آن‌جا که پیامبر به متقی می‌گوید برو بالای کعبه و اذان بگو، این شخص باید روح باشد که بتواند بالای کعبه برود. روح آن است که خیانت در دل تو نباشد. جسم آن است که خیانت در قلب تو باشد. تو در آن قسمت که این‌طوری شدی، پشت پا به همه این خلقت زدی؛ خلقت را نمی‌خواهی، علی را می‌خواهی. حالا تو با زهرا هماهنگ می‌شوی، زهرا هم علی را می‌خواهد؛ یعنی یک ذره نمی‌خواهد امیرالمؤمنین را ناراحت کند. کسی که در تمام این خلقت سرافراز است، دوست امیرالمؤمنین است. حالا شما به امیرالمؤمنین افتخار می‌کنید، علی هم به شما افتخار می‌کند که دنبال خلق نرفتید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امام حسین علیه‌السلام گفت تو وکیل ما هستی...

به امام رضا علیه‌السلام گفتم: امام حسین علیه‌السلام گفت تو وکیل ما هستی، تو هم ما را وکیل خودت قرار بده. یک چیز به من بگو، القاء و افشاء بده، یاد این‌ها بدهم. من این وکالت را می‌خواهم. مگر امام حسین علیه‌السلام نگفت ایشان وکیل من است، می‌خواهی صحن را تعمیر کنی، برو اجازه بگیر؟ امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام را داری که وکیل می‌شوی. بیا علی داشته باش. از همه جا بِبُر، بگو علی! بگو زهرا! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

دوستان امیرالمؤمنین در قیامت با تمام شلوغی‌هایش فارغ و سرافرازند...

شبی در عالم رؤیا قیامت را سِیر کردم. بیشترِ مردم یا کفن نداشتند، یا یکی دو تکه داشتند. تمام مردم باید از یک‌ جا رد می‌شدند که به آن پل صراط می‌گویند؛ همه نگران بودند و هیجان داشتند. چه روزگارهایی داریم و عین خیالمان هم نیست! ما خیلی پوست کلفتیم! یک‌ روایت داریم اگر بفهمید چه به سرتان می‌آید، خنده به لبتان نمی‌آید. اما دوستان امیرالمؤمنین در قیامت با تمام شلوغی‌هایش فارغ و سرافرازند. ان‌شاءالله شما همین‌طور باشید. من یک گوشه‌ای فارغ بودم و نگاه می‌کردم، نامه‌ام به دستم بود و مانند تیتر روزنامه به آن نوشته‌ بود: «ولایه امیرالمؤمنین علی». یک سید این‌طرف پل و یک سید هم آن‌طرف بود. نامه‌ام را نشانشان دادم، گفتند: باید از این‌جا هم رد بشوی. در قیامت، ائمه همه‌ کاره هستند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

این حرف‌ها را قدردانی کنید، ضبط کنید و در وجودتان پیاده کنید؛ آن‌وقت پیش خدا خیلی احترام دارید...

خیلی دلم می‌سوزد، یعنی تمام جانم آتش می‌گیرد که قدر این حرف‌ها را نمی‌دانید. به‌ دینم قسم، از بین رفتن یکی از این حرف‌ها، برایم بدتر از آن‌ است که همه این دنیا برای من باشد و از بین برود. چرا؟ نجات بشر در این حرف‌هاست. من می‌خواهم از این دنیایی که استخوان خوک در دهان سگ خوره‌دار است، نجات پیدا کنید. هر کلامی از این حرف‌ها شما را با خدا و پیامبر و با ائمه‌طاهرین آشنا می‌کند. بیایید حرف بشنوید. تمام این حرف‌ها نازله خداست، باید اطاعت کنید. حرف ولایت، وحی خداست، به آن استوار باشید. این حرف‌ها، ولایت را در قلب آدم رشد می‌دهد، آن‌ را یقین کنید. این حرف‌ها اطلاعیه خداست، باید قبول کنید. این حرف‌ها وحی مُنزل است، بیایید عمل کنید. این حرف‌ها از شعاع امیرالمؤمنین است، بایگانی نکنید. این حرف‌ها القا و افشاست و حقیقت قرآن و اسلام و توحید را حالیتان می‌کند، دست برندارید. من هیچ کاره‌ام، او به‌ من می‌گوید که می‌گویم. پس باید این حرف‌ها را قدردانی کنید، ضبط کنید و در وجودتان پیاده کنید؛ آن‌وقت پیش خدا خیلی احترام دارید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

در رجعت جلوی گمراهی مردم تا قیام‌ قیامت گرفته می‌شود...

هرچند به رجعت قیامت صغری می‌گویند، اما رجعت از قیامت کبری مهم‌تر است. قیامت کبری سفری است که همه محاکمه شده و سزای اعمالشان را می‌بینند و دیگر برگشتی ندارند، اما در رجعت مردم راه برگشت دارند، اعمال فاش می‌شود و امام‌زمان چند روز فرصت می‌دهد که مردم احکامشان را یاد بگیرند و می‌توانند توبه کنند. رجعت مثل آن‌ است که امیرالمؤمنین به دومی گفت: به‌ مسجد برو و بگو که غصب خلافت کرده‌ام، تا توبه‌ات قبول شود که مردم بعد از این دیگر کافر نشوند. حالا در رجعت جلوی گمراهی مردم تا قیام‌ قیامت گرفته می‌شود و تمام ممکنات به‌واسطه این احقاق حق خوشحال می‌شوند. در قیامت کبری شما باید ولایت ببرید تا قبولتان کنند، اما در رجعت زمینه‌ای فراهم می‌شود که امیرالمؤمنین علی را قبول کنید و نجات پیدا کنید. پس در اعمال، رجعت کبری است. این‌که آن قیامت را کبری می‌گویند، چون خلق اولین و آخرین در آن‌جا جمعند و محاکمه می‌شوند. در رجعت انس و جن و مَلَک و عرش و فرش، همه خوشحال می‌شوند، اما در قیامت همه خوشحال نمی‌شوند، هر کس گرفتار اعمال خودش است. پس رجعت بالاتر از آن‌ است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

قلب سلیم، یعنی قلبی که در آن علی باشد، نه دنیا...

شما هنوز در دنیایید، بیایید از دنیا بگذرید تا بدانید که من چه می‌گویم. خوشا به حال آن کسانی‌که با قلب سلیم به این حرف‌ها یقین دارند و عمل می‌کنند. به تمام آیات قرآن، اگر قلب سلیم نداشته‌ باشید، نمی‌فهمید و ایراد می‌کنید. قلب سلیم، یعنی قلبی که در آن علی باشد، نه دنیا. رجعت، پاک‌سازی فساد است و تمام قلدرها را به خاک هلاکت می‌افکند؛ دنیا کاملاً پاک‌سازی می‌شود. تو چه می‌گویی که ما پاک‌سازی کرده‌ایم؟ پاک‌سازی که شد، آن‌وقت انسان‌سازی می‌شود. ان‌شاءالله شما از همان‌ها باشید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

امیرالمؤمنین که می‌فرماید من عبد محمّدم، عبدِ امر خداست، نه عبدِ عبد...

خدا می‌گوید: «إنّ الله و ملائکته یصلّون علی النّبی یا أیّها الّذین آمنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیماً»؛ حالا امیرالمؤمنین می‌آید شکسته‌نفسی می‌کند، مثل این که خودش را قاطی همه می‌کند، می‌گوید: خدا! تو گفتی تسلیم نبی باش؛ من تسلیم که هیچ، عبدش هم هستم. امیرالمؤمنین در هر کاری پیش‌تاز است. ما باید عبد محمّد باشیم، چون امر توست. امیرالمؤمنین، عبدِ امر خداست، نه عبدِ رسول‌الله به عنوان نبوت یا جسم. امیرالمؤمنین عبدِ عبد نمی‌شود، امیرالمؤمنین عبدِ امر خداست. شما هم عبد این حرف‌ها باشید. این مثل آن است که خدا به ملائکه گفت: به آدم سجده کنید؛ آدم که لایق سجده نیست، امر خداست که به این سجده کن. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

خدا می‌گوید ادعونی، بیا تا خودم را به تو بدهم...

امیدوارم این اجزاء را که خدای تبارک و تعالی به ما داده، همه را در اختیارش بگذاریم؛ آن‌وقت خدا خودش را در اختیار شما می‌گذارد. چرا؟ می‌گوید: «اُدعونی» بیا! چه می‌خواهد به شما بدهد؟ خدا می‌گوید بیا تا خودم را به تو بدهم؛ اما باید از همه چیز بِبُری، بدانی خدا باید تو را کفایت کند. خدا و رسول الله صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله گفته‌اند برو درِ خانه علی علیه‌السلام، «أنا مَدینه العِلم وَ علیٌ بابُها»؛ او تو را کفایت می‌کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

خدا خوشش می‌آید دوستان امیرالمؤمنین را نجات بدهد...

خدا محتاج نیست، اما یک احتیاج دارد، احتیاجش این است که دوستان امیرالمؤمنین را از این معرکه پر فعل و فساد نجات بدهد؛ خوشش می‌آید که دوستان علی را نجات بدهد. این‌قدر خدا دوست دارد، می‌گوید: اگر یک نفر را هدایت کنی، به قدری که عالَمی را هدایت کردی، ثواب به تو می‌دهم؛ اما اگر یکی از دوستان علی را گمراه کنی، گناه یک عالَم گمراه کردن را به تو می‌دهم. اگر این مطلب را قشنگ حسّ نکنید، صحیح نیست، توی هیجان می‌افتید. ببین گفتم خدا محتاج نیست، ائمه محتاج خدا هستند؛ ما باید محتاج ائمه باشیم، چون که از دریچه ولایت به ما ولایت القاء می‌شود و افشاء می‌کنیم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

آب، آتش جهنم را خاموش نمی‌کند، محبت علی خاموش می‌کند...

دوستی علی علیه السلام کفایت است. آب، آتش جهنم را خاموش نمی‌کند، محبت علی علیه‌السلام خاموش می‌کند. اگر بدانی محشور شدن با ولایت یعنی چه، به حضرت عباس، از ذوق خوابتان نمی‌برد! خدایا! من علی علیه‌السلام را دوست دارم، چه کسی این دوستی را به من داده؟ خودت دادی، خودت حفظش کن. خدایا! من زهرا علیهاالسلام را دوست دارم، چه کسی این دوستی را به من داده؟ خودت دادی، خودت حفظش کن. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امام زمان هیکل نمی‌خواهد، آمادگی می‌خواهد...

اگر وحی به پیامبر اکرم نازل می‌شود، پیامبر آمادگی دارد، منتظر وحی خداست. وحی رسید به پیامبر: ای نبیّ من! امشب می‌خواهند تو را بکُشند، تو باید علی را جای خودت بگذاری. فرمود: علی‌جان! جای من می‌خوابی؟ گفت: شما حفظ هستی؟ گفت: آری! امیرالمؤمنین آمادگی دارد. چرا یک نفَس امیرالمؤمنین افضل از عبادت ثقلین است؟ این‌ها نه این‌که جسم پیامبر را می‌خواستند از بین ببرند، درون پیامبر را می‌خواستند از بین ببرند. درون پیامبر ولایت است؛ درون پیامبر، علی بود؛ این‌ها آن را می‌خواستند نشود. ما باید آمادگی داشته باشیم که جانمان را برای ولایت بدهیم. والله! اگر تو این‌طور آمادگی داشته باشی، یاور امام زمان هستی. امام زمان هیکل نمی‌خواهد، آمادگی می‌خواهد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

اگر فکر دشمنی با امام باشی کافری، اما اگر فکر ولایت باشی، دعایت مستجاب می‌شود...

کسی که این حرف‌ها را می‌شنود، باید به آن معرفت داشته باشد. معرفت را باید از حضرت علی علیه‌السلام و حضرت زهرا علیهاالسلام بخواهید تا نظری به شما بکنند و در قلبتان بریزند. شب و نصف شب به زهرای عزیز متوسل شوید؛ اشکی بریزید و بگویید: زهراجان! دل مرا باز کن. زهراجان! چشم مرا عالَم‌بین کن. زهراجان! ایرادی‌ها را از قلب من بیرون کن. زهراجان! این وسوسه‌ها را از من بگیر. اگر نگرفت! فکر، آن است که زیر این آسمان، هیچ‌کس را نخواهید، مگر آن که پیرو علی علیه‌السلام باشد. همین‌طور که فکر دشمنی با امام باشی، کافر هستی؛ اگر فکر ولایت باشی، دعایت مستجاب می‌شود. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

من ثواب نمی‌خواهم؛ من علی دارم، حسین دارم، زهرا دارم، چه غم دارم؟ چه کم دارم؟...

رفتم مشهد، گفتم: یا امام رضا! من زیارتم را هدیه می‌کنم به آن‌هایی که نیامدند. حالا آوردم جلو، گفتم: الآن قیامت است، خدایا! تو مرا روبرو می‌کنی، می‌گویی: تمام زیارت‌هایت را بخشیدی، حواله کردی. حسین! اگر این‌ها را، همه را پس بدهی، فردوس می‌روی. گفتم: من به دینم، نمی‌خواهم فردوس بروم، می‌دهم به این‌ها؛ چیزی که دادم، داده‌ام! اگر تبرّی داشتی، این‌طور می‌شوی. گفتم ثواب نمی‌خواهم. وقتی این‌طوری شدی، خدا باز یک چیزی به تو می‌دهد. باز من در این فکر نیستم؛ اگر چیزی داد، داد. نداد، نداد. من علی علیه‌السلام دارم، حسین علیه‌السلام دارم، زهرا علیهاالسلام دارم، چه غم دارم؟ چه کم دارم؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

آن‌ کسی که چشمش از برای زهرا و علی گریان است، امام زمان او را می‌پذیرد...

هیچ‌کس آتش مرا نمی‌تواند خاموش کند، هیچ خلقی نمی‌تواند، مگر آقا امام زمان با آب حوض کوثر خاموش کند. بگوید: حسین‌جان! آمدم. به زهرا، مادرمان هم می‌گویم آمدم، به آن قلب تو هم می‌گویم آمدم؛ آن‌وقت آتشِ قلب مرا خاموش می‌کند. مؤمن مانند سنگِ نمک دلش آب می‌شود. حواسش پیش زینب علیهاالسلام است، حواسش پیش امام حسن و امام حسین علیهماالسلام است؛ همین‌طور می‌گوید: آقا امام زمان! چه موقع می‌شود بیایی و احقاق حق کنی؟ دلش آب می‌شود. آن‌ کسی که چشمش از برای زهرا علیهاالسلام، از برای علی علیه‌السلام گریان است، امام زمان او را می‌پذیرد؛ می‌گوید: تو آگاهی و من آگاه‌تر از تو، تو گریانی و من گریان تر از تو. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

وقتی می‌خواهی علی بگویی، باید به یک ماوراء بگویی علی...

یک علی که می‌گویی، خدا مَلک برای تو خلق می‌کند، «أستغفر الله» می‌گوید. تو یک‌وقت کنار قبر علی علیه‌السلام، علی را نمی‌شناسی. چه فایده‌ای دارد؟ مگر هفده، هجده سال نزد چهار امام نبودند و اهل آتش شدند؟ ما باید این‌ها را بشناسیم. عقیده‌ام این است: شناسایی این‌ها این است که باید با ادب، علی بگویی. وقتی می‌خواهی علی بگویی، باید به یک ماوراء بگویی علی! آن‌قدر علی علیه‌السلام قیمت دارد که خدا یک ماوراء را کنار می‌گذارد، می‌گوید: به عزت و جلالم، اگر ثواب انس و جن کنی، علی علیه‌السلام را دوست نداشته باشی، تو را به رو به جهنم می‌اندازم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

خدایا! به جز محبت رجعت، هیچ محبت دیگری در قلبمان نباشد...

ما باید آرزویمان این‌ باشد که با ولایت سنخه شویم و در رجعت شرکت کنیم. نماز که می‌خوانید بگویید: خدایا! همان‌طور که تو می‌خواهی، امیرالمؤمنین می‌خواهد، تمام خلقت می‌خواهند، ما هم رجعت را بخواهیم. خدایا! اگر بودیم که بودیم و اگر نبودیم به جز محبت رجعت، هیچ محبت دیگری در قلبمان نباشد. بهشت هم گولمان نزند، ما رجعت را بخواهیم! ما را به مقصد خودت و پیامبر و امیرالمؤمنین که رجعت است استوار کن. «بار من افتاده‌ است، بار من بار کن ای رب جلیل، به‌حق امیرالمؤمنین» [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

وقتی امام زمان تشریف بیاورد و منافقان گردن زده شوند می‌توان حضرت زهرا را افشا کرد...

چه وقت می‌شود حضرت زهرا علیهاالسلام را افشاء کرد؟ وقتی که حقیقتِ تمام خلقت یعنی امام زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) تشریف بیاورد و امیرالمؤمنین علیه‌السلام مُهر می‌زند: مؤمن! منافق! گردن منافقان را می‌زند؛ آن‌موقع می‌شود زهرای عزیز را افشاء کرد. امام زمان می‌فرماید: مادرجان! آمدم. قبر مخفی مادرش زهرا علیهاالسلام را معلوم می‌کند؛ مادرجان! من آمدم. به اندازه تمام دنیا سوختم و اشک ریختم؛ اگر اشک چشمم تمام شد، برای تو گریه کردم. امام زمان آن‌جا هم ستایش خدا را می‌کند که به دست من الآن خواست خدا جاری شد، رجعت جاری شد. امام زمان حالا هم دارد دلش می‌سوزد، گاهی می‌گوید: ای خدا! فرج مرا نزدیک کن. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

اگر شیعه واقعی باشید، نه این‌که از مردم بهتر باشید، از انبیاء هم، به‌ غیر از پیامبر آخرالزمان، بالاتر هستید...

اصل دین، اطاعت امر ولایت است. این‌ همه اهل‌تسنن پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله را احترام می‌کنند، اما چون امر پیامبر را اطاعت نمی‌کنند فایده‌ای ندارد. امر پیامبر، علی‌ بن‌ ابی‌طالب علیه‌السلام است. ما هم شیعه بی‌امر هستیم؛ اگر شیعه واقعی باشید، نه این‌که از مردم بهتر باشید، از انبیاء هم، به‌ غیر از پیامبر آخرالزمان، بالاتر هستید. شما باید ترک‌اولی هم نداشته‌ باشید، ببینید بشر می‌تواند به کجا برسد. حالا چقدر کلاه سر ما می‌رود؟ دنیا می‌گذرد. خوش به حال آن‌ کسی‌ که در قیامت جایش خوب باشد. همه مردم به‌ غیر از کسانی‌ که ولایت دارند، جایشان بد است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: افشای احکام]

رحمتی که از پیامبر صادر می‌شود، محبت امیرالمؤمنین است...

خدا به عیسی فرمود: ای عیسی! به عزت و جلالم، نور آسمان‌ها و زمین به‌ واسطه علی علیه‌السلام است. پس همه آسمان‌ها و زمین باید نقش علی علیه‌السلام را داشته‌ باشند. ولایت، رحمت به کل خلقت است، همه باید نقش ولایت را داشته‌ باشند. به پیامبر می‌فرمایند «رحمه للعالمین»؛ ولایتِ پیامبر به عالَم، رحمت است. پیامبر، ولایت را به عالَم می‌رساند. رحمتی که از پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله صادر می‌شود، محبت امیرالمؤمنین علیه‌السلام است. صادرات پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله، محبت علی علیه‌السلام است. حالا خدا به پیامبر می‌فرماید «اشرف‌ مخلوقات»؛ کسی مثل پیامبر نیست، چون پیامبر ولایتش کامل است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: افشای ولایت]

شیعه باید همیشه جان در کف باشد...

به امام‌ زمان قسم که به تمام این خلقت می‌ارزد، وقتی خدمت حضرت رسیدم، دو چیز از ایشان خواستم: یکی این‌که آقا جان! اگر بودم که بودم وگرنه مرا زنده‌ کن تا پای رکابت بیایم و از دشمنان مادرت‌ زهرا احقاق حق کنم. الان هم القا و افشا به‌ من بده تا امیرالمؤمنین و فاطمه‌ زهرا را افشا کنم. شیعه باید دائم در این فکرها باشد نه در فکر دیگری، وگرنه ممکن‌است که دوست باشد؛ اما شیعه نیست. شیعه باید همیشه جان در کف باشد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

آن قلبی که علی بگوید، با زهرا مَحرم است...

بشر به جایی می‌رسد که به فاطمه زهرا علیهاالسلام مَحرم می‌شود. آن قلبی که علی بگوید، با زهرا مَحرم است؛ تو با چه کسی مَحرم هستی؟ من از شما توقع دارم، دوست دارم سلمان بشوید که فاطمه زهرا علیهاالسلام دنبالتان روانه کند: ای کسی که همسر مرا قبول داری! ای کسی که محبت ما را داری! ای کسی که گناه نکردی، بیا تا ببینمت. زهرا علیهاالسلام چه کسی را دوست دارد؟ کسی که وصل به خدا باشد، دوست حسینش باشد، امر امیرالمؤمنین علیه‌السلام را اجرا کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

آن‌ موقع‌ که امام‌زمان می‌آید دیگر در صلب مردم شیعه نیست تا وقتی که تمام دنیا پاکسازی شود، بعد از نسل مردم شیعه به‌ وجود می‌آید...

مالک همراه امیرالمؤمنین می‌جنگید، تعداد کسانی‌که مالک کشته‌ بود با تعداد کسانی‌که حضرت کشته‌ بود، برابری می‌کرد. امیرالمؤمنین فرمود: اگر کسی هفت پشتش شیعه می‌شد، او را نمی‌زدم. آن‌ موقع‌ که امام‌زمان می‌آید، دیگر شیعه به‌ وجود نمی‌آید، یعنی در صلب مردم دیگر شیعه نیست. باید امام‌زمان تمام این دنیا را مسخر و پاکسازی کند، آن‌وقت از نسل مردم شیعه به‌ وجود می‌آید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

حکومت الله، حکومت ولایت است، نه اسلام...

از زمانی‌ که خدا به رسول‌الله گفت: بلغ! بلند شو و تبلیغ‌کن، مردم تبلیغ را نپذیرفتند و طرف اسلام رفتند، چهار یا پنج‌ نفر طرف ولایت آمدند. الان هم در دنیا حکومت اسلام برقرار است، اما در رجعت تمام حکومت‌های خیالی سرنگون می‌شود و تمام دنیا یک حکومت می‌شود، آن‌ هم حکومت «الله» است، نه حکومت اسلام. حکومت الله، حکومت ولایت است. حکومت الله، امر کرده علی‌ بن ابی‌طالب باشد، امر کرده امام‌حسین باشد، امام‌حسین را که شهید کردند؛ امر کرده که ائمه باشند، اما مردم فرمان نبردند. در هر زمانی‌ که این‌ها آمدند به‌ غیر از ظلم و جنایت چیز دیگری ندیدند. امام‌ سجاد می‌گوید: اگر رسول‌الله برعکس سفارش کرده‌ بود، اذیتی نبود که مردم در حق ما اهل‌بیت نکرده باشند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

رجعت یعنی فاش کردن منافقان، آن‌ موقع مردم به حقیقت می‌رسند...

رجعت یعنی افتخار تمام ملائکه، یعنی افتخار آسمان‌ها، افتخار عرش خدا، افتخار بهشت و فردوس. رجعت یعنی قلدرها را ریشه‌کن کردن، قلدرها را رسوا کردن، قلدرها را به زمین زدن. رجعت یعنی ریشه‌کن کردن کفار و منافقین. رجعت آنچه که در تمام زمان‌ها ظلم و جنایت شده‌است را فاش می‌کند. امام‌زمان می‌فرماید: منم آدم، منم نوح، منم پیامبر آخرالزمان. نگذاشتند امیرالمؤمنین به مقصدش که هدایت خلقت بود برسد. مگر رسول‌الله را گذاشتند؟ هفتاد هزار نفر طرف آن دو نفر رفتند، تمام آن‌ها منافق به رسول‌الله بودند. امام‌صادق سوگند می‌خورد که این دو نفر ذره‌ای ایمان به خدا و رسول نداشتند. رجعت یعنی فاش کردن منافقان، آن‌ موقع مردم به حقیقت می‌رسند. آن‌ موقع می‌آید خواست خدا حکومت می‌کند. رجعت یعنی عدالت. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

آنها که از بهشت می‌گذرند، در رجعت می‌آیند؛ شما از تلویزیون و ویدئو و ماهواره نمی‌توانید بگذرید، می‌خواهید از بهشت بگذرید؟!...

رجعت خصوصی است، تو سنخه حضرت‌زهرا می‌شوی و او تو را می‌پذیرد. این‌ها را باید بفهمی و از بهشت بگذری و در حضور دوازده‌امام، چهارده‌معصوم بیایی. این‌جا بهشت می‌شود، به آن‌جا متصل می‌شود. اما شما از تلویزیون و ویدئو و ماهواره نمی‌توانید بگذرید، می‌خواهید از بهشت بگذرید؟! این‌ها حرف است که می‌زنید. الان به‌ من بگویید چه‌کسی مبتلا به این فساد نیست؟ امام‌زمان دارد گریه می‌کند و می‌گوید: یا جدّاه! اشک چشمم تمام شود، خون گریه می‌کنم، حالا تو ای مسلمان! پای تلویزیون کِیف می‌کنی و می‌خندی؟ تو با آن‌هایی، تو را به امام‌زمان چه؟ مارک ولایت به خودت زده‌ای، حالا سزایت این‌ است که بی‌دین از دنیا بروی. تو می‌خواهی در رجعت بیایی و یاور امام‌زمان باشی؟! سُم اسب امام‌زمان که روی زمین می‌آید، دمیده می‌شود به تمام خلقت. آن‌ها که از بهشت گذشته‌اند ندا می‌دهند: آقا جان! ما آمدیم. اصلاً بهشت بی‌علی و زهرا زشت است. کسانی‌که انفاق داشته‌اند و به‌ فکر فقرا بوده‌اند، سنخه این‌ها هستند. خوش به حالشان که در رجعت هم می‌آیند. بیایید دوست آن‌ها شویم، چون دوست متصل به آن‌هاست. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

در زمان رجعت، عدالت آن‌ است که امام زمان گردن منافقان را بزند...

علی‌بن ابی‌طالب با تمام پیامبران آمده، در این‌جا [رجعت] هم می‌آید مُهر می‌زند: مؤمن، منافق و تمام مردم روی زمین ضعیف قرار می‌گیرند. چه کسانی مُهر منافق می‌خورند؟ آن‌هایی که مُصِرند و توبه ندارند. مُصِر یعنی کسی‌که دائم می‌خواهد به ظلم کمک کند. کسانی‌ که آن دو نفر را قبول دارند، جنایتی که کرده‌اند را هم قبول دارند و به اعمال آن‌ها راضی هستند. روایت هم داریم که خدا مُصِر را نمی‌آمرزد، آن‌وقت امام‌زمان گردنشان را می‌زند. نه فقط خودش، بلکه یاورانش هم می‌زنند، چون‌که آن‌ها دیگر حق و باطل و آن مُهرها را می‌بینند. در هر زمانی، در هر خلقتی، در هر شوکتی، در هر انبیائی، در هر رسلی، در قرآن‌مجید، عدالت باید مراعات شود. در زمان رجعت، عدالت آن‌ است که گردن منافقان را بزند. هیچ قدرتی در تمام جهان نمی‌تواند جلوی امام‌زمان را بگیرد، او پیش می‌رود. بقیه ائمه یک‌ چنین حکمی را نداشتند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

امام‌زمان هم احتیاج به علی دارد، او باید مُهر مؤمن یا منافق بزند تا مردم بپذیرند...

امام‌صادق قسم می‌خورد که مُهرزننده، علی‌بن‌ابی‌طالب یعسوب‌الدین، امام‌المبین، امر خدا، حجت‌خدا و مقصد خداست. [هنگام رجعت] مُهر مؤمن یا منافق می‌زند. خود ولایت، ولایت را کمک می‌کند و بی‌ولایتی را در آن‌ زمان افشا می‌کند. امام، ایده تو را در پیشانیت می‌آورد، این‌ است که قیامت صغری است. چرا امیرالمؤمنین علی مهر می‌زند؟ چون اگر امام‌زمان به کسی بگوید تو منافقی، مردم قبول نمی‌کنند و به او برمی‌گردند. روایت است که به امام‌زمان هم ایراد می‌کنند و می‌گویند: چرا بچه‌ها را می‌کشی؟ موسی هم به خضر همین اعتراض را کرد و گفت: چرا این بچه را کشتی؟ پس این‌ مردم هم می‌خواهند امام‌زمان را مجرم کنند. این‌که امیرالمؤمنین می‌فرماید: با همه پیامبران در خفا آمده‌ام و با پیامبر آخرالزمان آشکارا آمدم، امام‌زمان هم احتیاج به علی دارد. در همه‌جا امیرالمؤمنین کارساز است، او باید با امام‌زمان هم بیاید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

در رجعت خدا دیگر به خواست مردم کاری ندارد و حکم خود را جاری می‌کند، این است که امام زمان پیروز می‌شود...

وقتی امام‌زمان تشریف می‌آورد پیروز می‌شود. چرا امیرالمؤمنین با تمام قدرتش پیروز نشد؟ چرا رسول‌الله با تمام امرش پیروز نشد؟ چرا ائمه نشدند؟ چون مردم نمی‌خواستند و نپذیرفتند، اما در رجعت خدا دیگر به مردم کاری ندارد و حکم خود را جاری می‌کند. تمام ممالک ضعیف می‌شوند. امام‌زمان قوی است. چرا؟ به امر خدا دیگر توپ و تانک از کار می‌افتد، اتم و باروت کار نمی‌کند و فقط شمشیر می‌شود. هزاران مَلَک با شمشیر از آسمان نازل می‌شوند. چرا در زمان ائمه دیگر نازل نشدند؟ چون‌ که حکم رجعت به‌ دست امام‌زمان است. این‌ است که امام‌صادق قسم می‌خورد و می‌گوید: من هم منتظر حجه‌بن‌الحسن هستم. کل خلقت نظرشان به رجعت است. چون رجعت شفادهنده کل خلقت است. شفادهنده قرآن است. چرا؟ همه به مقصد خودشان می‌رسند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

اصلاً خدا امری و حرفی در خلقت به‌ غیر از ولایت ندارد که به کسی بدهد...

آنچه که خلقت است محتاج ولایت است. باید به همه خلقت ولایت دمیده‌ شود. اصلاً خدا امری و حرفی در خلقت به‌ غیر از ولایت ندارد که به کسی بدهد. ولایت، اعظم از تمام خلقت است. به تمام آیات قرآن، تمام خلقت را با دیدی که به‌ من داده‌اند می‌بینم؛ صد و بیست و چهار هزار پیامبر که به‌ جای خود، اگر خدا هزاران هزار خلقت ایجاد کند، تمام محتاج ولایتند. حالا امیرالمؤمنین علی را شناختی؟ حالا این عظمت تمام خلقت، خواستش رجعت است. منافقان نگذاشتند که خواست علی که هدایت کل خلقت است واقع شود، اما در رجعت می‌شود. در این دنیا فقط در رجعت است که امیرالمؤمنین تا حدی افشا می‌شود. معلوم نیست که خدا چقدر روز دارد؛ در تمام روزهای خدا، روزی از روز رجعت بهتر نیست. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

همان‌طور که خواست خدا علی است، خواست علی رجعت است...

کسی می‌تواند رجعت را تشویق کند که القای ولایت به او بشود. رجعت واحد است. همان‌طور که خدا خواستش علی است، علی خواستش رجعت است. چرا؟ یک خلخال از پای بچه یهودی کشیده‌اند، فریاد می‌زند کمرم! چرا ظلم شد؟ حالا علی‌اکبر و علی‌اصغر را کشته‌اند نمی‌گوید کمرم؟ امام‌حسین را کشته‌اند نمی‌گوید کمرم؟ آیا امیرالمؤمنین نمی‌خواهد احقاق حق از دخترش زینب بشود؟ در رجعت، خدا رضایت حضرت‌زینب و رضایت امام‌حسین و اهل‌بیت را فراهم می‌کند. اربعین افشای زحمت‌های حضرت‌زینب است که در زمان رجعت افشا می‌شود. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

امام حسین برای کافر شدن مردم گریه می‌کند، نه برای آنچه در راه خدا داده...

چرا امام‌حسین علیه‌السلام این‌همه درجه دارد؟ چون امام‌حسین علیه‌السلام سفینه نجات است. همه ائمه علیهم‌السلام یک نور هستند، تمامشان کِشتی‌اند؛ اما سفینه، امام‌حسین علیه‌السلام است. این‌کاری که امام‌حسین علیه‌السلام کرد، نجات‌دهنده تمام خلقت است، خلقت به‌واسطه امام‌حسین علیه‌السلام نجات پیدا می‌کند. چرا این‌قدر امام‌حسین علیه‌السلام عزیز است؟ امام‌حسین علیه‌السلام به‌فکر نجات و هدایت است. برادرش، جوانانش، همه را داده؛ تمام آن مصیبت‌ها به‌جای خود، اما «هَل مِن ناصر» می‌گوید. وقتی به اهل‌کوفه فرمود: برای چه مرا می‌کُشید؟ گفتند: «بُغضاً لِأبیک»: به‌خاطر بغضی که با پدرت، امیرالمؤمنین علیه‌السلام داریم. امام دید تمام این‌ها کافر شده‌اند، بنا کرد به گریه‌کردن. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

امیدواری به بخشش خدا برای گناهکارانی که حبّ امیرالمؤمنین دارند، نه بدعت‌گذار...

من امیدواری به خدا دارم، می‌گویم [خدایا] همه را ببخش. یک پاره‌وقت‌ها می‌روم توی فکر خودم و خدا، می‌گویم: آن‌چه مردم به من بد کردند، من می‌بخشم؛ این‌ها که گناه کردند، این‌ها را ببخش. إن‌شاءالله امیدوارم دیگر گناه نکنید. جزء صدیقین باشید، به فکر مردم باشید. خدا به دینم، به فکر شماست؛ البته مردمی که مستحق هستند، مردمی که با امیرالمؤمنین علیه‌السلام هستند، نه با بدعت‌گذار. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

خدا خیلی رئوف است، اما راجع به ولایت غیور است، عفو خدا شامل حال دشمنان علی نمی‌شود...

امام حسین علیه‌السلام با مردم ساخت؛ تاحتی جوان عزیزش علی اکبر علیه‌السلام، علی اصغر علیه‌السلام، آقا ابوالفضل علیه‌السلام را شهید کردند، همه این‌ها را صبر کرد؛ بغض خودش را فراموش کرد، بغض علی اکبرش، حضرت عباس، شهداء را فراموش کرد، دید کوفیان ممکن است توبه کنند. وقتی گفت: برای چه مرا می‌کشید؟ گفتند: «بُغضاً لِأبیک»، آن‌وقت دوازده فرسخ لشکر را در هم ریخت. آیا می‌فهمی امر یعنی چه؟ عفو خدا خیلی بزرگ است، اما خدا راجع به کسانی که امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام را قبول ندارند، عفو ندارد. خدا خیلی رئوف است؛ اما راجع به ولایت، غیور است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

مغزی نیست که حقیقت عظمت ولایت را بفهمد، ما در پرتو ولایت حرف می‌زنیم...

هزار حرفی که خدا به پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله گفته نزن، به تمام جزءهای کلام الله، راجع به امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام بوده؛ مغزی در عالم نبوده که [پیامبر] به او بگوید. خود امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام حرف‌هایش را در چاه می‌زند، مغزی نیست که حرف علی علیه‌السلام را بگوید. حالا هم مغزی نیست که بگوید، من در پرتو ولایت حرف می‌زنم، نه از ولایت؛ ولایت چیز دیگری است. مگر زبانی هست که بتواند از کمال، جمال، قدرت و بزرگواری خدا و دوازده امام علیهم‌السلام و چهارده معصوم علیهم‌السلام حرف بزند؟ خدا ازلی است، این‌ها هم ازلی هستند؛ اما چه کسی می‌فهمد؟ زینب علیهاالسلام [که به سر امام حسین] می‌گوید: برادر! با من حرف بزن. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

تصرف ولایی یعنی حجت خدا نگاه کند، تو مانند ولیّ بشوی...

وقتی که امام حسین علیه‌السلام از حضرت زینب علیهاالسلام طلب پیراهن کهنه کرد، زینب علیهاالسلام غَش کرد و افتاد. حالا لشکر ابن زیاد دارد «هل مِن مبارز» می‌گوید. امام حسین علیه‌السلام دست گذاشت در قلب زینب علیهاالسلام، تصرّف ولایی کرد. تصرّف ولایی یک حرفی است که حجّت خدا نگاه کند، تو مانند ولیّ بشوی. گفت: خواهرجان! تا این‌جا وعده من با خدا بوده؛ اگر تو را آوردم، می‌خواستم که یزید زحمت‌های ما را از بین نبرد. تو باید بروی «هل من ناصر» بگویی. دارند در شام لعنت به پدر ما می‌کنند؛ باید پرچم معاویه را بکَنی، پرچم پدرمان علی علیه‌السلام را نصب کنی. گفت: برادر! به دیده منّت. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

همان‌طور که امام حسین تسلیم خداست، حضرت زینب تسلیم امام حسین است...

همین‌طور که امام حسین علیه‌السلام تسلیم است، زینب علیهاالسلام هم تسلیم ولایت است. امام حسین و امیرالمؤمنین علیهماالسلام تسلیم خدا هستند، این‌ها تسلیم ولایتند. ببین حضرت زینب علیهاالسلام می‌آید و به امام سجاد علیه‌السلام می‌گوید: «یا حجهَ الله عَلی کُلّ خلقه» آیا ما باید بسوزیم؟ حضرت زینب علیهاالسلام حرفی ندارد که بسوزد، امیرالمؤمنین علیه‌السلام حرفی ندارد که طناب گردنش بیندازند، امام حسین علیه‌السلام هم حرفی ندارد که شهید شود و بچه‌هایش شهید شوند؛ پس همه در امر هستند. ای شیعه! تو هم باید در امر باشی! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امیرالمؤمنین دست حضرت اباالفضل را می‌بوسد، چون فدای خدا می‌شود...

آقا ابوالفضل علیه‌السلام هم [مثل امام حسین علیه‌السلام] همه را آگاه کرد؛ در مکه خودش را معرفی می‌کند، به حاجی‌ها می‌گوید: دست از حسین برنمی‌دارم. من که فرزند آقا امیرالمؤمنینم، دستم را علی می‌بوسد. به دینم قسم، امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام دست همه خلقت را نمی‌بوسد. چرا؟ می‌بیند این دست فدای خدا می‌شود، فدای ولایت می‌شود؛ گلوی حسینش را می‌بوسد که فدای خدا می‌شود. اما روی چه کسی تأثیر داشت؟ چرا هدایت نمی‌شوند؟ حج و عمره، جهاد و عبادت در دلشان است؛ آن که باید در دلشان باشد نیست، آن هم ولایت است. اگر بود، تکان می‌خوردند؛ هیچ‌کدام از حاجی‌ها تکان نخوردند. حبّ حج و جهاد داشتند و بغض امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

چون قاتلان امام حسین جنایتشان را افشاء کردند، خدا هم عظمت امام حسین را افشاء می‌کند و می‌گوید: ای خلقت! همه برای حسینِ من گریه کنید...

همان‌طور که امیرالمؤمنین علیه‌السلام ولایتش دمیده شده به تمام ممکنات، امام حسین علیه‌السلام عزایش دمیده شده به تمام خلقت. نه خیال کنید شما لباس مشکی می‌پوشید، ملائکه‌ هم می‌پوشند. امیدوارم لب شما همیشه خندان باشد، فقط برای امام حسین علیه‌السلام گریان باشد. امام حسین علیه‌السلام همه چیز است. این دیدِ ولایت من است: چرا خلقت برای امام حسین علیه‌السلام گریه می‌کند؟ چون جسارتِ به امام حسین علیه‌السلام افشاء شد؛ یعنی اسب به جسم علیینش تازاندند، سرِ مبارکش را چهل منزل بردند؛ جنایتشان را افشاء کردند. حالا خدا هم عظمت امام حسین علیه‌السلام را افشاء می‌کند و می‌گوید: ای خلقت! همه برای حسینِ من گریه کنید! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

خدا اطلاعیه نازل می‌کند: «یا ثارَ الله و ابن ثاره»، در تمام خلقت خون خدا امیرالمؤمنین و امام حسین هستند، سومی هم ندارد...

ما حسین داریم، تمام خلقت را داریم، چون تمام خلقت برای امام حسین علیه‌السلام گریه کرده. تمام خلقت می‌گوید: حسین! آسمان‌ها می‌گویند: حسین! نه این آسمان، خدا آسمان‌هایی دارد، به دینم همه می‌گویند: حسین! یا می‌گویند: علی! روح به آن‌ها دمیده می‌شود. از دو چیز هیچ قدرتی سر در نمی‌کند: یکی امیرالمؤمنین علیه‌السلام، یکی عاشورا. خدا اطلاعیه نازل می‌کند، رهبر گذاشته برای شما، مدیرعامل گذاشته برای شما؛ می‌گوید: «یا ثارَ الله و ابن ثاره»، ای خون خدا! پسر خون خدا! در تمام خلقت سومی هم ندارد. اگر کسی خون نداشته باشد، از بین می‌رود. خیلی بالا برده! می‌گوید خون من است، یعنی اگر حسین علیه‌السلام نباشد، من نیستم. حیات من حسین علیه‌السلام است. این خون امام حسین علیه‌السلام می‌جوشد در تمام خلقت؛ تو می‌روی خون خدا را می‌ریزی؟ یا این‌که خدا می‌گوید: علی بن ابی طالب علیه‌السلام مقصد من است. دنبال چه مقصدی می‌گردی؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

نزد خدا نعمتی بهتر و بالاتر از ولایت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام نیست...

خدا ولایت را تأیید کرد و فرمود: «الیوم أکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی»، نعمتم را بر شما تمام کردم. یعنی نعمتی بهتر و بالاتر از ولایت نزد من نیست، نه این‌که نعمت خدا تمامی داشته‌ باشد، یعنی تمام نعمت من ولایت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام است؛ ولایت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام مقصد من است. ارزش ولایت را به‌ غیر از خدا، هیچ قدرتی نمی‌داند. هر چیزی در این خلقت انتها و حدّ دارد، فقط خدا و ولایت انتها ندارد و نامحدود است. پس دین به ولایت تکمیل شد، به رسالت تکمیل نبود. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]