هر موقع که فهمیدی احترام میخواهی سقوط کردهای...
حالا چرا مردم اینها را نمیخواستند؟ اینها آن حقیقت را میگفتند و حقیقت خدا را میخواستند. مردم هم میگفتند چرا ما را احترام نمیکنی؟ هر موقع که فهمیدی احترام میخواهی سقوط کردهای. تمام این مردم احترام میخواستند. (یا همین یعقوب، یوسف را احترام کرد، برادرانش را نکرد. اینها هم او را بردند و در چاه انداختند.) یک حکومتی در این بشر است که اگر آن حکومت را ساقط کند، بشکند، بیاندازد بیرون (مثل اینکه شطرنج را شکست و انداخت آن میان)، آن وقت وصل میشود.
