Press ESC to close

اصلاً تو خودت روضه هستی، بنشین و با امام حسین (علیه السلام) حرف بزن!...

الآن محرّم است، یک گوشه‌ای برو! اشکی برای امام حسین (علیه السلام) بریز! آن «ذبح العظیم» می‌شود. اصلاً تو خودت روضه هستی، بنشین و با امام حسین (علیه السلام) حرف بزن! من عاشورا به بیابان می‌رفتم، جایی که کسی نبود، می‌نشستم و با امام حسین (علیه السلام) حرف می‌زدم، گریه می‌کردم، حالی داشتم. به شما می‌گوید: بکاء داشته باش! گوشه‌ای بنشین و ناراحت باش! این دهه را فرق بگذار؛ تا حضرت زهرا (علیها السلام) برایت فرق بگذارد. تو را با غمش که غم امام حسین (علیه السلام) است شریک می‌کند. زینب اسیر است، گریه می‌کند، به حساب زهرای عزیز بگذار، بگو: زهراجان! بچه‌هایت در بیابان هستند، گریانند. ما این دهه تلویزیون و ویدئو و ماهواره را کنار گذاشتیم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: حر]

توی کوچه‌ها می‌رفتم و می‌گشتم، می‌گفتم: اینجاست که زینب آمده! اینجاست که حسین آمده!...

حالا ای مسلمان، تو چه مسلمانی هستی؟ گفتم: این دهه عاشورا این تلویزیون را کنار بگذار، برو فکری برای مسلمانی‌ات بکن! لااقل این دهه ویدئو و ماهواره و تلویزیون نزن. آیا با این حرفها نقش داری یا نه؟! حسین جانم، آخر، چه نقشی داری؟ تو هنوز از لهو و لعب دست برنداشتی. عزیز من، قربانت بروم، وقتی امام حسین شهید شد، امام صادق آمد و یک خانه در کربلا خرید و از اول دهه روی پایش می‌زد و داد می‌کشید، می‌گفت: جدم را اول کافر کردند و بعد او را کشتند! [حضرت]، مرتب حسین، حسین می‌کرد. کربلا دارد حسین، حسین می‌گوید؛ [اما] تو ای بی‌غیرت، می‌خندی!!؟ به تمام آیات قرآن! راست می‌گویم: من رفتم آنجا [کربلا،] [مردم] امام حسین را زیارت می‌کردند و بعد پای ویدئو می‌آمدند!! تو کربلا آمدی؟ چه خبر است؟توی کوچه‌ها می‌رفتم و می‌گشتم، می‌گفتم: اینجاست که زینب آمده! اینجاست که حسین آمده! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: وقایع عاشورا]

خدایا! اول محرّم است، خدایا! اول شناخت امام حسین (علیه السلام) را به ما بده، ما امام حسین (علیه السلام) را بشناسیم....

خدایا! اول محرّم است، خدایا! اول شناخت امام حسین (علیه السلام) را به ما بده، ما امام حسین (علیه السلام) را بشناسیم. خدایا! از روی شناخت سینه و زنجیر بزنیم، از روی شناخت، حسین حسین بگوییم. خدایا! به حق امام حسین (علیه السلام) ما سنخه باشیم، امام حسین (علیه السلام) سفینه نجات است، ما را در سفینه‌اش راه بده. اگر در سفینه باشیم، ایمن هستیم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: حر]

خدایا! این عاشورا، عاشورای آخرِ ما نباشد، عاشورای عاشقی باشد....

خدایا! ما را جزء عزاداران امام حسین (علیه السلام) قرار بده، اشک ما برای امام حسین (علیه السلام) جاری شود، اگر از روی معرفت و شناخت لکّه اشکی برای امام حسین (علیه السلام) بریزی، این ارزش دارد؛ آن وقت اگر این لکّه اشک در جهنم ریخته شود، آتش جهنم خاموش می‌شود. خدایا! عشق و محبت امام حسین (علیه السلام) را در قلب و جان ما تزریق کن! ما دیگر گناه نکنیم، امر امام حسین (علیه السلام) را اطاعت کنیم، از امام حسین (علیه السلام) و فرزندانش جدا نشویم، همیشه با عشق ائمه باشیم؛ نه با عشق گناه. خدایا! این عاشورا، عاشورای آخرِ ما نباشد، عاشورای عاشقی باشد. خدایا! این رفقای من عمداً گناه نمی‌کنند، گناهانشان را بیامرز! از این عاشورا بی‌گناه باشند. خدایا! ما را بیامرز! خدایا! به حق مسافرین صحرای کربلا؛ یعنی زینب کبری، مسافرت قبر را برای ما مبارک بگردان. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: حر]

خدایا! اسم امام حسین (علیه السلام) را در قلب ما بزن! ما آرام بگیریم، یک قدری تنبّه پیدا کنیم، این طرف و آن طرف نرویم....

خدایا! اسم امام حسین (علیه السلام) را در قلب ما بزن! ما آرام بگیریم، یک قدری تنبّه پیدا کنیم، این طرف و آن طرف نرویم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: حر]

گفتم: حاج آقا، خدا چشم شما را گریان نکند، چرا گریه می‌کنی؟ گفت: حسین (علیه السلام) را نشناختیم یا برای پول کردیم یا برای ریاست...

یک نفر در قم بود که از او مهم تر نبود. سردسته بود و سید هم بود. وقتی مرد می‌خواستم او را ببینم. دیدم در صحرای محشر چنان نعره می‌زند که یک محوطه از محشر را صدای او برداشته بود. رفتم گفتم: حاج آقا، خدا چشم شما را گریان نکند، چرا گریه می‌کنی؟ گفت: حسین (علیه السلام) را نشناختیم یا برای پول کردیم یا برای ریاست [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام حسین]

یک گریه‌ای است که امام زمان (عج الله فرجه) می‌کند، برای توهینی که به آنها شد. این گریه درست است...

من بارها به رفقای عزیز گفته‌ام که گریه سه شکل است. گریه عقده، گریه‌ای که توهین به ولایت است و اینها را بیچاره بدانیم؛ اما یک گریه‌ای است که امام زمان (عج الله فرجه) می‌کند، برای توهینی که به آنها شد. این گریه درست است. حالا که من این را گفتم، ببینید آقا چطور آن را تأیید کرد. این حرف مرا تأیید کرد. گفت: فلانی، ولایت گریه می‌کند نه مردم. ببینید چقدر عالی است. ولایت، گریه می‌کند، حجه ابن الحسن، آقا امام زمان (عج الله فرجه)، مگر ولایت نیست؟ ولی خداست، ولایت است. «تنزل الملائکه و الروح»؛ روح تمام خلقت است. حالا که ولایت گریه می‌کند، کسانی که ولایت دارند، آنها هم گریه می‌کنند. ولایت به ولایت اتصال است. اگر گریه نکردی، بدان یا ولایت نداری یا کورکوره می‌کنی. چرا؟ فرمود: چرا کفار گریه نمی‌کنند؟ چون ولایت ندارند. چرا اهل تسنن گریه نمی‌کنند؟ ولایت ندارند. پس ولایت گریه می‌کند. حالا که ولایت شد و ولایت گریه می‌کند، این است که اگر قطره‌ای از اشک داخل جهنم بریزد، جهنم تعادلش را از دست می‌دهد [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام حسین]

اگر یک قطره اشک برای امام حسین بریزی، تعادلش را از دست می‌دهد. چرا نمی‌روید یک گوشه‌ای بنشینید و برای آقا امام حسین (علیه السلام) گریه کنید؟ چرا شما از این فیض عظما ب...

اگر یک قطره اشک برای امام حسین بریزی، تعادلش را از دست می‌دهد. چرا نمی‌روید یک گوشه‌ای بنشینید و برای آقا امام حسین (علیه السلام) گریه کنید؟ چرا شما از این فیض عظما بهره نمی‌برید؟ کجا بلند می‌شوید این طرف آن طرف می‌روید؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام حسین]

در این دهه محرم یک دسترسی به قوم و خویش خود داشته باش، مردم دهه محرم چند روز بیکار هستند، دستت را یک کمی باز کن...

الان اول محرم است، یک رحمی به یک نفر بکنید، دل یک بچه یتیم را خوش کنید، بگویید خدا ما جزء ظالمین نیستیم، ما جزء آنهایی هستیم که رحم داریم، در این دهه محرم یک دسترسی به قوم و خویش خود داشته باش، مردم دهه محرم چند روز بیکار هستند، دستت را یک کمی باز کن [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام حسین]

چرا به شما می‌گوید اگر گریه‌ات نمی‌آید، تباکی کن؟ یعنی خودت را در حالت عزا قرار بده....

باید بفهمی عزادار باشی، غصه‌دار باشی، غمگین باشی. چرا به شما می‌گوید اگر گریه‌ات نمی‌آید، تباکی کن؟ یعنی خودت را در حالت عزا قرار بده. حالا رفته‌ای، خسته هستی، از کارگاه آمدی، از کارخانه آمدی و گریه‌ات نمی‌آید، می‌گوید: خودت را تباکی کن؛ یعنی خودت را به این کار بزن [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام حسین]

تو روضه‌خوان امام زمان باش...

من روایت می‌گویم؛ می‌گوید: اگر تو به گوشه‌ای بروی و اشکی برای امام حسین بریزی، فوراً زهرای مرضیه آنجا حاضر می‌شود، دارد گریه می‌کند. امام زمان حاضر می‌شود، دارد گریه می‌کند. تو روضه‌خوان امام زمان باش [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام حسین]

آیا ما امام حسین (علیه السلام) را شناختیم یا نه؟ امروز، مال امام حسین (علیه السلام) سینه می‌زنیم، پس فردا، برای کسی دیگر می‌زنیم...

ما بیشترمان، دهه محرم که می‌شود سیاه می‌پوشیم. به اصطلاح، خودمان را شبیه عزادار می‌کنیم و گریه می‌کنیم و زنجیر می‌زنیم و سینه می‌زنیم. خب، همه این‌ها درست. برای چه کسی می‌زنی؟ برای امام حسین (علیه السلام) . آیا ما امام حسین (علیه السلام) را شناختیم یا نه؟ امروز، مال امام حسین (علیه السلام) سینه می‌زنیم، پس فردا، برای کسی دیگر می‌زنیم. امروز، مال امام حسین (علیه السلام) گریه می‌کنیم، پس فردا برای یکی دیگر گریه می‌کنیم. هیچ فرقی نمی‌کند. یعنی مغز ما کشش ولایت ندارد. پدرمان اینجور می‌کرده، ما هم می‌کنیم. آن خانم، مادرش گریه می‌کرده، دائم به سینه‌اش می زده، او هم می‌زند. من دلم می‌خواهد که رفقای عزیز، مقداری تفکر داشته باشند [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: درباره امام حسین]

امیدوارم هر کسی که این حرفها را می‌خواند درونش ولایت باشد، آن ولایت نجاتش می‌دهد. اگر خباثت باشد هر موقع که باشد، آن خباثت بروز می‌کند و گمراهش می‌کند...

این یزید و معاویه، (خدا لعنت کند این پدر و پسر را) خیلی خبیث بودند. معاویه به یزید گفت: بابا! به حسین کاری نداشته باش، حسین به غیر از حسن است. (چون که هر وقت معاویه به امیرالمؤمنین (علیه السلام) چیزی می‌گفت، امام حسین (علیه السلام) بلند می‌شد و جوابش را می‌داد.) معاویه گفت: آبروی بنی امیه را نریزی! به او هشدار داد، اما آن فطرت خبیثش آرام نگرفت. خدا نکند درون ما خباثت باشد. امیدوارم هر کسی که این حرفها را می‌خواند درونش ولایت باشد، آن ولایت نجاتش می‌دهد. اگر خباثت باشد هر موقع که باشد، آن خباثت بروز می‌کند و گمراهش می‌کند. اما معاویه گفت: اگر خواستی با او طرف بشوی، یک عالِم را جلو بینداز. یزید هم شریح قاضی را جلو انداخت، چرا؟ چون که مردم به اینها علاقه داشتند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: وقایع عاشورا]

خلقت خدا، به واسطه حجت است...

خلقت خدا، به واسطه حجت است. موهایی که در بدن امام حسین است و دور می‌ریزد، از خانه خدا، عظمتش بیشتر است. به این دلیل: خدای تبارک و تعالی، اول نگاه به زوار امام حسین می‌کند، بعد نگاه به زوار خودش. و قبر امام حسین ، عظمتش از خانه خدا بالاتر است [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: درباره امام حسین]

آنها جمع شدند امام حسین (علیه السلام) را شهید کردند، شما جمع بشوید امر امام حسین (علیه السلام) را اطاعت کنید...

آنها جمع شدند امام حسین (علیه السلام) را شهید کردند، شما جمع بشوید امر امام حسین (علیه السلام) را اطاعت کنید. اصحاب امام حسین (علیه السلام) امرش را اطاعت کردند که امام زمان (عج الله فرجه) می‌فرماید: پدر و مادرم به قربانتان. این حرف‌ها امر آنهاست. این حرفها باید شما را نگه دارد. با این حرفها باید این آشغال‌کاریها را دور بیندازید و خنثی کنید. به تمام آیات قرآن، این حرفها با تمام حرفهای باطل دنیا مبارزه دارد؛ اما پیروز است! من دلم می‌خواهد شما پیروز شوید. هنوز معلوم نیست ما پیروز شویم. چرا پیروز نمی‌شویم؟ چون مهر دنیا داریم.«حب الدنیا، رأس کل خطیئه» از هر گناهی بالاتر است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ترجمه احکام]

اصحاب امام حسین (علیه السلام) در همین دنیا اینقدر درجه پیدا کردند که امام زمان (عج الله فرجه) می‌گوید: پدر و مادرم به قربانتان! این‌ها امر امام حسین (علیه السلام) را اج...

متقی، انتظار الفرج دارد. دلم می‌خواهد همه شما متقی بشوید و انتظار رجعت داشته باشید، نه انتظار دنیا. امیرالمومنین (علیه السلام) می‌گوید: دنیا، مثل استخوان خوک در دهان سگ خوره‌دار است؛ البته در جای دیگر می‌فرماید: یک ساعت دنیا را به صد سال آخرت نمی‌دهم. چرا؟ اصحاب امام حسین (علیه السلام) در همین دنیا اینقدر درجه پیدا کردند که امام زمان (عج الله فرجه) می‌گوید: پدر و مادرم به قربانتان! این‌ها امر امام حسین (علیه السلام) را اجرا کردند. بیایید رفقای عزیز، ما هم امر امام زمان (عج الله فرجه) را اطاعت کنیم تا به این درجه برسیم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ترجمه احکام]

اصحاب امام حسین تشخیص نور دادند و به امر امام حسین عمل کردند حالا امام زمان می‌فرماید السلام علیک یا مطیع لله و لرسوله پدر و مادرم به قربانتان مطیع امام حسین مطیع خدا...

اصحاب امام حسین تشخیص نور دادند و به امر امام حسین عمل کردند. حالا امام زمان می‌فرماید: «السلام علیک یا مطیع لله و لرسوله» پدر و مادرم به قربانتان! مطیع امام حسین مطیع خداست. تو مطیع خلق می‌شوی؛ حالا این شیطان است که به تو می‌گوید: پدر و مادرم به قربانت! بیا مطیع ولی الله الاعظم، امام زمان بشو! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: افشای احکام]

امام حسین حواسش پیش رجعت است که همه دنیا اصلاح شود و همه ظالمان به سزایشان برسند نه فقط بنی امیه!...

این رجعت همه کارها را اصلاح می‌کند و هیچ کس احتیاج به رجعت دیگری ندارد. همه به مقصدشان می‌رسند تا حتی به علی اصغر وعده رجعت داده‌اند یعنی می‌گوید از دشمنان من احقاق حق کنید. چرا امام حسین نفرین نکرد؟ اگر امام حسین نفرین می کرد به بنی امیه می کرد، این که کار صورت نمی دهد، بنی امیه هم سقط شدند. اما امام حسین حواسش پیش رجعت است که همه دنیا اصلاح شود و همه ظالمان به سزایشان برسند نه فقط بنی امیه! تو هم که دنبال خلق می روی داری امر امام حسین را می کشی و جزء بنی امیه هستی [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت را بهتر بشناسیم]

امام حسین تا آخر «هل من ناصر» می گفت. علی اکبر را کشتید؟ علی اصغر را کشتید؟ عباس و قاسم را کشتید؟ باشد، بیایید این طرف؛...

امام حسین بالای سر آقا علی اکبر یک صیحه زد؛ چون او «اشبه الناس خلقاً و علماً و منطقاً برسول الله» بود؛ اما امام حسین برای آنهایی که با کشتن آقا علی اکبر جهنمی شدند گریه می کند، نه برای فرزندش. او را در راه خدا داده این که گریه ندارد. امام حسین تا آخر «هل من ناصر» می گفت. علی اکبر را کشتید؟ علی اصغر را کشتید؟ عباس و قاسم را کشتید؟ باشد، بیایید این طرف؛ بیا! ولایت این است که از سر همه جرم ها می گذرد [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت را بهتر بشناسیم]

امام حسین فرمود: ای شمشیرها اگر دین جدم؛ یعنی اگر ولایت، باقی می ماند به من بخورید؛ یعنی من فدای ولایت می شوم...

امام حسین فرمود: ای شمشیرها اگر دین جدم؛ یعنی اگر ولایت، باقی می ماند به من بخورید؛ یعنی من فدای ولایت می شوم [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت را بهتر بشناسیم]

امام زمان شب و روز گریه می‌کند. می‌گوید: یا جداه، اشک چشمم تمام شود، خون گریه می‌کنم. انشاءالله امیدوارم رجعت [بیاید] تمامشان از غصه در‌می‌آیند. به دینم، به آیینم، آ...

امام زمان شب و روز گریه می‌کند. می‌گوید: یا جداه، اشک چشمم تمام شود، خون گریه می‌کنم. انشاءالله امیدوارم رجعت [بیاید] تمامشان از غصه در‌می‌آیند. به دینم، به آیینم، آن متقی واقعی، آن مؤمن، هم همین سان هست [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: مشهد ۹۳ – حرکت امام رضا]

مؤمن واقعی، خودش رجعت است. چرا؟ اصلاً از جوانی خیال خیانت هم نکرده‌ام...

مؤمن واقعی، خودش رجعت است. چرا؟ اصلاً از جوانی خیال خیانت هم نکرده‌ام. در رجعت خیانت تمام می‌شود. اگر درون بشر خیانت نباشد، وصل به رجعت است. اگر بخواهی می‌شود که بشوی وگرنه این حرف در دنیا زده نمی‌شد؛ اما زحمت دارد، گذشت می‌خواهد، یقین می‌خواهد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت را بهتر بشناسیم]

پیامبر به من گفت: برو توی خاکها، بگو آخرین امضاء شد...

  قربانتان بروم. باید به فکر رجعت باشید. یک دفعه دیدید رجعت آمد. تو برای امام زمان چه کار کردی؟ آقا تشریف آوردند، تو چه کار کردی؟ نماز امام زمان خواندی؟ ذکر خدا گفتی؟ فقیری را دستگیری کردی؟ امری را اطاعت کردی؟ چه کار کردی؟ تو باید به فکر رجعت باشی. رجعت یک دفعه می‌آید. گفتم که پیامبر به من گفت: برو توی خاکها، بگو آخرین امضاء شد. من خیال می‌کردم آمریکا بودم، انگلیس بودم، شوروی بودم. نمی‌دانم در این شهرها و خاکها بودم. فقط در تمام شهرها داد می‌زدم، دوباره می‌رفتم به شهر دیگر. از اینجا تا خیال می‌کردم در آن شهر بودم. مطلب اینطوری می‌شود. وقتی امام زمان بیاید، یک مقداری به من نشان داد. بله، قربانتان بروم، ماشین از کار می‌افتد. تمام ماشینها و طیاره‌ها و اتم و تفنگ و باروت از کار می‌افتند. وقتی امام زمان ظهور می‌کند، اینها فلج می‌شوند که امام زمان به این‌ها زور می‌شود. امامت حرف دیگری هست، خیال حرف دیگری هست، خواستن حرف دیگری هست؛ اما زمان این‌طوری می‌شود. همه آنها فلج می‌شوند. هفتاد هزار ملک از آسمان می‌آیند. تمام دست به شمشیر وگرنه به امام زمان (عج الله فرجه) می‌گویند برو وگرنه تو را رجم می‌کنیم. به امام زمان می‌گویند. فکر رجعت باشید. یک دفعه می‌بینی آقا آمد. من دیدم دیگر، یک دفعه آمد. تا به من گفتند، من مغازه را رها کردم و پابرهنه پالتو را برنداشتم و چرخ هم انگار برنداشتم، دویدم. یک وقت آمدم دیدم آنجا روی کوهها آمده است، به روی ما توپ سوار کردند. من توپ را زمان شاه دیدم؛ ولی آن موقع دیده بودم. همین سان گلوله‌هایش اینجور بود، روبروی آقا سوار کرده بودند. از این آدمهای گنده هم بودند. ما خدمت آقا آمدیم، گفت: برو به بازاری‌ها بگو بیایند. رفت، گفت: بازاری‌ها نمی‌آیند. این از بازاری‌ها! من به ایشان گفتم: آقا، اینها توپ روی ما سوار کردند، نه که من از توپ بترسم، من آمدم جانم را فدای تو بکنم. گفت: حسین، توپها در نمی‌رود. پشت توپها رفتند، هر کاری کردند در نرفت. آن‌وقت آقا یک صوت حجاز خواند. صدایش از تمام دنیا می‌آمد. آن وقت اینها دستهایشان را اینطوری کردند و از روی کوهها پایین آمدند که آقا قبولشان بکند. بعد من از خواب بیدار شدم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: وعاظ]

تمام ممکنات، غصه‌دار امام حسین هستند. چه کسی می‌تواند تمام این عالم را خندان کند؟ وجود مبارک ولی الله الاعظم امام زمان...

رجعت نه این که فرج این دنیا باشد، فرج تمام خلقت است. تمام ممکنات، غصه‌دار امام حسین هستند. چه کسی می‌تواند تمام این عالم را خندان کند؟ وجود مبارک ولی الله الاعظم امام زمان! اما اغلب مردم خبر از رجعت ندارند. اگر شما واقع انتظار رجعت داشته باشید، انتظار فرج دارید، اما اغلب شما منتظر گناه و تلویزیون و ویدیو و ماهواره و مجلس‌های فساد هستید که بی‌دین از دنیا می روید. باید منتظر ولی الله الاعظم باشید که بیاید و رجعت را پیاده کند و تمام این خلقت را خوشحال کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت را بهتر بشناسیم]

در رجعت اول امام حسین می‌آید. چرا می آید؟ تا به مقصدش برسد...

رجعت می‌آید احقاق حق از امام حسین می‌کند. از خون علی اصغر، از دست‌های بریده آقا اباالفضل، از ناله‌هایی که زهرا زده و از سیلی ای که خورده حمایت می‌کند. در رجعت اول امام حسین می‌آید. چرا می آید؟ تا به مقصدش برسد. هیچ کدام از ائمه به عنوان «خرج عن دین » کشته نشدند. حالا خدا افشا می‌کند که دین، حسین است. به هیچ کس مطابق امام حسین لطمه نخورده. علی اکبر و علی اصغرش را داده حالا خدا می خواهد جبران کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت را بهتر بشناسیم]

آن موقع که امام حسین «هل من ناصر» گفت؛ اصلش این است که فقط خدا لبیک گفت. لبیک حسین جان! حالا روز رجعت، آن لبیک را افشا می‌کند...

آن موقع که امام حسین «هل من ناصر» گفت؛ اصلش این است که فقط خدا لبیک گفت. لبیک حسین جان! حالا روز رجعت، آن لبیک را افشا می‌کند [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت را بهتر بشناسیم]

چه کسی جلوی امام زمان را می گیرد؟! چه کسی در مقابل حضرت می ایستد؟! همان‌هایی که حسین ما را کشتند؛ یعنی نماز شب خوان‌ها، بیتوته کن‌ها، الغوث کش‌ها، جهاد بروها....

چه کسی جلوی امام زمان را می گیرد؟! چه کسی در مقابل حضرت می ایستد؟! همان‌هایی که حسین ما را کشتند؛ یعنی نماز شب خوان‌ها، بیتوته کن‌ها، الغوث کش‌ها، جهاد بروها. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: گنجینه]

هفتاد هزار نفر به نام اسلام به طرف برانگیخته آن جلسه رفتند و به ولایت پشت کردند!...

امام حسین فرمود: من کشته جلسه بنی ساعده ام. هفتاد هزار نفر به نام اسلام به طرف برانگیخته آن جلسه رفتند و به ولایت پشت کردند! همان عده بودند که در صحرای کربلا حاضر شدند و امام حسین را کشتند. حالا همانها با اسلام جلوی امام زمان را می گیرند؛ اما دیگر فایده ای ندارد چون امام زمان محدود نیست؛ به امر خدا، مقصد خداست و تمام این عالم را می گیرد. این است که می گوید انتظار الفرج افضل العباده! انتظار الفرج، انتظار رجعت است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: گنجینه]

الان بالای گنبد امام حسین پرچم قرمز است؛ یعنی هنوز احقاق حق نشده است. در رجعت است که احقاق حق می شود؛ پس اصل رجعت است...

الان بالای گنبد امام حسین پرچم قرمز است؛ یعنی هنوز احقاق حق نشده است. در رجعت است که احقاق حق می شود؛ پس اصل رجعت است [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: گنجینه]

چرا می‌گوید من از حسینم؟ یعنی تمام زحمت‌هایی که من کشیدم و مردم به آن عمل نکردند، حسین (علیه السلام) باید بیاید و زحمت‌های مرا آبیاری کند...

«یا ثارالله و ابن ثاره» ، «حسین منی و انا من حسین» . حسین از پیغمبر است، چرا می‌گوید من از حسینم؟ یعنی تمام زحمت‌هایی که من کشیدم و مردم به آن عمل نکردند، حسین (علیه السلام) باید بیاید و زحمت‌های مرا آبیاری کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: وقایع عاشورا]

امام حسین (علیه السلام) عقیده‌اش ولایت است، پیامبر هم عقیده‌اش خدا و ولایت است، خدا هم عقیده‌اش نبوت و ولایت است...

پیامبر فرمود: «حسین منی و انا من حسین» حسین از من است و من از حسینم؛ یعنی ما با هم یک عقیده داریم امام حسین (علیه السلام) عقیده‌اش ولایت است، پیامبر هم عقیده‌اش خدا و ولایت است، خدا هم عقیده‌اش نبوت و ولایت است. خدا آن‌ها را دوست دارد و بقیه طفیلی هستند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: افشای ولایت]

«حسین منی و أنا من حسین» اما من از حسینم یعنی چه؟ هر چیزی پایبند به دینش است. یعنی دین ارزش دارد...

«حسین منی و أنا من حسین» اما من از حسینم یعنی چه؟ هر چیزی پایبند به دینش است. یعنی دین ارزش دارد. ارزش هر بشری به دینش است. ما روایت داریم، می‌فرماید: در همین عالم می‌میرند و زنده می‌شوند. من اول این جمله را بگویم که شما حرف را قبول کنید. چون هر حرفی باید توأم با روایت و حدیث باشد. اگر نباشد، خیلی پایه ندارد. مثل یک عمارتی است که پایه ندارد. شخصی است کافر است، مسلمان می‌شود، می‌شود زنده. شخصی است می‌بینی مسلمان است، کافر می‌شود، می‌میرد. معلوم می‌شود، ارزش هر چیزی به دینش است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: درباره امام حسین]

امام حسین (علیه السلام) دفاع کرد، نه قیام...

حالا اگر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌گوید: حسین منی، أنا من حسین؛ امام حسین (علیه السلام) دید که با مادرش اینطور رفتار کردند، با پدرش اینطور رفتار کردند، جدش را زهر دادند، اینها کمر بستند تمام زحمت‌های جدش را از بین ببرند. امام حسین (علیه السلام) دفاع کرد، نه قیام [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام حسین]

اگر آقا رسول محترم؛ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «حسین منی و أنا من حسین» درست می‌گوید؛ ما نمی‌کشیم. حسین از من است، من از حسین. هدف اینها دین خداست...

اگر آقا رسول محترم؛ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «حسین منی و أنا من حسین» درست می‌گوید؛ ما نمی‌کشیم. حسین از من است، من از حسین. هدف اینها دین خداست، هدفشان ولایت است؛ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام حسین]

حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) شب تا صبح، کناری می‌رفت و عبادت می‌کرد، با خدا نجوا می‌کرد...

ائمه (علیهم السلام) نجوا می‌خواهند، هیاهو و سر و صدا نمی‌خواهند. اگر ائمه (علیهم السلام) عبادت می‌کنند، آن‌ها با خدا نجوا می‌کنند. امیرالمؤمنین (علیه السلام) یک شمشیر زده، افضل از عبادت ثقلین. علی (علیه السلام) خودش ثقلین است. چرا؟ چون به ما می‌گوید: من که حمایت از دین کردم، یک نفسم افضل از عبادت ثقلین است؛ این را به دوستانم می‌دهم. علی (علیه السلام) دارد کار، برای شما می‌کند. عزیزان من، ائمه (علیهم السلام) خودشان روحند؛ مقصد خدا هستند. خدا در قرآن به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «قم اللیل الا قلیلاً» ثلث شب، نماز شب بخوان! حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) شب تا صبح، کناری می‌رفت و عبادت می‌کرد، با خدا نجوا می‌کرد. عبادت از برای خلق است، خلق باید عبادت کند تا به جایی برسد. ائمه (علیهم السلام) در دنیا آمده‌اند تا ما را به جایی برسانند [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: نجوا]

آقا موسی بن جعفر (علیه السلام) فرمود: هر کسی توهین به یک مؤمن کند، انگار خانه خدا را خراب کرده است...

آقا موسی بن جعفر (علیه السلام) وقتی که مکه معظمه مشرف شد، محکم خانه خدا را گرفت؛ یعنی ایشان یک حدودش را گرفت و سخنرانی کرد. فرمود: ای مردم! بدانید این مکه معظمه خیلی شرافت دارد. هر که آن را بسازد، هر که تعمیر کند، هر که به اینجا بیاید،… خیلی ایشان سفارش خانه خدا را کرد. (من عقیده‌ام این است که تمام عظمت مکه به واسطه امیرالمؤمنین (علیه السلام) است؛ یعنی زایشگاه علی (علیه السلام) است.) بعد فرمود: هر کسی توهین به یک مؤمن کند، انگار خانه خدا را خراب کرده است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ناراحتی از حرف خلق]

چرا این‌ها را مثل پدر و مادرتان حساب می‌کنید؟ چرا معرفت در حق حجت خدا ندارید؟...

مگر شخصی نمی‌آید خدمت امام صادق (علیه السلام) عرض می‌کند، یابن رسول الله، بعد از شما حجت خدا چه کسی است؟ ببین، چطور راهنمایی می‌کند؟ می‌گوید: برو سر گهواره. حالا می‌رود، سلام می‌کند، موسی بن جعفر سه روزش است. چرا این‌ها را مثل پدر و مادرتان حساب می‌کنید؟ چرا معرفت در حق حجت خدا ندارید؟ ببین، آقا امام صادق (علیه السلام)، رئیس مذهب ما چه کار می‌کند؟ حالا می‌رود سلام می‌کند. می‌گوید: برو اسم دخترت را عوض کن. بابا جان من! عزیز من! تو را به دینت! نرو توی نماز شب. نرو توی ذکر، ذکری می‌شوی، نماز شبی می‌شوی. من مکرر کنم. خیال نکنید من فضیلت نماز شب را نمی‌دانم. حضرت می‌فرماید: هر کسی نماز شب کند، صبح بگوید من محتاجم، دروغ می‌گوید. نماز شب، این همه فضیلت دارد؛ اما تو دلت نورانی باشد، نماز شب بخوان. بیا دلت از ولایت نورانی بشود، بعد نماز شب بخوان. نماز شب که به تو نور نمی‌دهد. حالا ببین، موسی بن جعفر چه می‌گوید؟ می‌گوید: برو اسم دخترت را عوض کن. این شخص می‌آید خدمت امام صادق، یابن رسول الله، آقازاده این را گفت، گفت: برو، ببین خانه‌ات چه خبر است؟ مگر از خانه‌ات خبر نداری. گفت: یابن رسول الله، چندین وقت است، من از خانه بیرون آمدم؛ اما زنم آبستن بود. حالا وقتی می‌رود، می‌بیند اسم این را حمیرا گذاشتند! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: فلسفه]

موسی بن جعفر مرتب به او گفت: تو ثواب کردی، اینقدر گفت از عبادت خودش بالاتر برد. آقا من چه کردم؟ گفت: پا شدی، آب خوردی، «یاد» لب تشنه جدم حسین کردی...

آقا موسی بن جعفر یک عمله دارد، آنجا کار می‌کند. شب آنجا خوابید. قدری که از شب رفت، دید موسی بن جعفر کناری رفت، مرتب، «ابکی، ابکی» می‌کند، تا صبح با خدا مناجات کرد. مناجات موسی بن جعفر یک خلقت است، خود امام یک خلقت است، مناجاتش یک خلقت است. حالا توجه بفرمایید من می‌خواهم با این زبان الکنم به امید خدا «یاد» را پرورش بدهم. حالا این عمله هم آمد پیش موسی بن جعفر، گفت: آقا جان، من هر وقت پا می‌شدم، دیدم شما «ابکی، ابکی» می‌کنی، من هم دلم می‌خواست؛ خب خسته‌ام. (من عملگی کرده‌ام، خیلی آدم خسته می‌شود، خدا قسمتان نکند، خدا همیشه شما را فرمانده قرار بدهد. بیایید فرمان ببرید، فرمانده بشوید) موسی بن جعفر مرتب به او گفت: تو ثواب کردی، اینقدر گفت از عبادت خودش بالاتر برد. آقا من چه کردم؟ گفت: پا شدی، آب خوردی، «یاد» لب تشنه جدم حسین کردی [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: یاد]

صحبتهای متقی نجات بشر است، نجات بشر در سینه متقی نوشته شده است. امام موسی کاظم هم به متقی فرمود: «حسین! غصه نخور! حرفهایت را در جهان پخش می‌کنیم»...

صحبتهای متقی نجات بشر است، نجات بشر در سینه متقی نوشته شده است. امام موسی کاظم هم به متقی فرمود: «حسین! غصه نخور! حرفهایت را در جهان پخش می‌کنیم» [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: احکام ولایت]

تو هم حالا باید امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را قبول داشته باشی تا رستگار شوی...

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، امیرالمؤمنین (علیه السلام) را معرفی کرد و فرمود: «الیوم أکملت لکم دینکم»؛ ای مردم دنیا! باید امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را قبول داشته باشید. این فرمایش پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به مردم کل عالم است که تا قیام قیامت هر کسی در این دنیا می‌آید، باید امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را قبول داشته باشد تا رستگار شود؛ نه اینکه فقط مختص آن زمان باشد. تو هم حالا باید امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را قبول داشته باشی تا رستگار شوی. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: آخرالزمان]

خدا به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: ای رسول من! اگر حرف تو را عمل نکنند کافرند؛ اما تو این همه زحمت کشیدی، عصاره تمام زحمت‌هایت امیرالمؤمنین علی (علیه السل...

خدا به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: ای رسول من! اگر حرف تو را عمل نکنند کافرند؛ اما تو این همه زحمت کشیدی، عصاره تمام زحمت‌هایت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) است. تمام زحمت‌هایی را که کشیدی، ما قبول داریم، ائمه (علیهم السلام) قبول دارند؛ حالا ما می‌خواهیم یک برتری به تمام این عالم بدهیم و آن امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) است! من کسی را دارم مافوق تو! بلند شو و او را معرفی کن. او را روی شانه‌ات بگذار تا نگویند علی، دیگری است! برو آنجا سفارش امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را بکن و به این جمعیت بگو: «الیوم أکملت لکم دینکم»[۱]، ای مردم! اگر می‌خواهید رستگار شوید، علی (علیه السلام) را باید به «الیوم أکملت لکم دینکم»[۱] قبول داشته باشید؛ دین تو، ای محمد! به علی (علیه السلام) افشا شد! ای مردم! امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بالاتر است! از کجا می‌گویی بالاتر است؟ ما حرف خدا را می‌زنیم؛ می‌فرماید: اگر تمام انس و جن عبادت کنند و حضرت علی (علیه السلام) را قبول نداشته باشند، به رو در جهنم هستند. این را فقط درباره امیرالمؤمنین (علیه السلام) داریم [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: آخرالزمان]

این همه که ملائکه اجر دارند، خدا به متقی گفت: حسین! من مَلَک روی سرت می‌ریزم!...

نمی‌خواهم خدای نخواسته پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را کوچک کنم! هفت آسمان داریم، خدا می‌داند در این هفت آسمان چقدر ملائکه هست. تمام ملائکه را امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) خلق کرده است! حالا به امیرالمؤمنین (علیه السلام) خطاب شد: امریه صادر شده است که شما در زمین بیایید. آن وقت ملائکه گفتند: ما چه کار کنیم؟ فوراً هفت بیت المعمور، در هفت آسمان به وجود آمد! آن وقت هفت علی، در آن هفت بیت المعمور هست که ملائکه می‌روند و او را زیارت می‌کنند. «این همه که ملائکه اجر دارند، خدا به متقی گفت: حسین! من مَلَک روی سرت می‌ریزم! تو چه کار می‌کنی؟! می‌خواهی این حرف را بکش؟! می‌خواهی نکش؟! این حرفهایی که من می‌زنم، مثل این است که به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) گفت: امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را معرفی کن. من هم دارم امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را معرفی می‌کنم! وقتی این حرفها را بخواهی، خدا ثوابش را به تو می‌دهد! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: آخرالزمان]

می‌گویند عید غدیر، عید سیدهاست، [بلکه] عید شیعه‌هاست....

می‌گویند عید غدیر، عید سیدهاست، [بلکه] عید شیعه‌هاست. اگر سید هم شیعه هست، عید او هست، اگر شیعه نیست، عید او نیست. ما داریم چه می‌گوییم؟ یک چیزهایی پدر و مادرمان در بیابانها گفتند، این طرف، آن طرف گفتند، عوام بودند، شما همین را قبول کردید. اصل، شیعه‌گی هست. باز من روایت دیگر بگویم که مطلب جا بیفتد. زید، برادر امام رضا است، اما امام رضا به او زید النار می‌گوید، ببینید، توی کتاب‌ها نوشته، خود امام رضا گفته است. می‌گوید: برادر، گول مردمان مکه و مدینه را نخور که به تو می‌گویند برادرت امام هست، پدرت امام هست. خدا تو را می‌سوزاند. ما داریم چه می‌گوییم؟ اصلاً اصل، ولایت است [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: درباره امام حسین]

غدیر که برای ما چهار نفر نبوده است، غدیر در آسمانها بوده...

بابا جان! من یک وقت دیگر هم اشاره کردم، غدیر که برای ما چهار نفر نبوده است، غدیر در آسمانها بوده. غدیرِ اول که برای ملائکه شد. این غدیر ما، دوباره و شاید چندمی است. شاید در هر کراتی یک غدیر شده است. شما خیال می‌کنید. شما والله! ولایت را نشناختید. من یک وقت که وارد ولایت می‌شوم اصلاً می‌خواهم از نادانی بیشتر مردم سکته کنم. چرا نشناختیم؟ معلوم می‌شود که چه زمانی بوده که در بهشت آمده است. غدیر در عالم بوده است [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: هدایت و اصحاب یمین]

خدا امیرالمؤمنین (علیه السلام) را تایید کرده. در غدیر فرمود: «الیوم اکملت لکم دینکم»...

در جلسات بنی ساعده نقش خلقی امیرالمؤمنین (علیه السلام) را تعریف و تبلیغ می‌کنند. در جلسه بنی ساعده که خلق است خودشان را تایید می‌کنند، آن تکذیب است. خدا امیرالمؤمنین (علیه السلام) را تایید کرده. در غدیر فرمود: «الیوم اکملت لکم دینکم» حالا امام حسین (علیه السلام) می‌فرماید: من کشته جلسه بنی ساعده هستم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: افشای ولایت]

علی دین است...

حالا از طرف خدا جبرئیل نازل شد که یا محمد، امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را معرفی کن: «یا أیّها الرسول بلّغ ما انزل الیک من ربّک فإن لم تفعل فما بلغت رسالته» تا پیامبر ذره‌ای مسامحه کرد، خدا گفت: اگر علی (علیه السلام) را معرفی نکنی، هیچ کاری نکرده‌ای. حالا پیامبر فوراً اطاعت کرد. خدا گفت: علی (علیه السلام) را روی دست بیاور و بلند کن که همگان بدانند جانشین و وصی تو و حجت خدا این است تا اینکه کس دیگری را به عنوان جانشین تو معرفی نکنند. حالا تازه این، معرفی امیرالمؤمنین (علیه السلام) است نه حقیقت علی (علیه السلام) . حالا امیرالمؤمنین (علیه السلام) را روی دست آورد. گفت: «من کنتُ مولاه فهذا علیّ مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله… » حالا وقتی رسول‌الله (صلی الله علیه و آله و سلم) ، امیرالمؤمنین (علیه السلام) را معرفی کرد، یک‌دفعه خدا افشاء کرد: «الیوم اکملت لکم دینکم» علی (علیه السلام) دین است. مقصد خدا این است. آن دینی که خدا می‌خواهد، این است. آن اسلامی که خدا می‌خواهد، این است؛ یعنی امر خدا و مقصد خدا، علی بن ابی طالب (علیه السلام) است. حالا پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) گفت: ای مردم! من از دنیا می‌روم. وصی من، امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) است. تا حالا دین نبوت بود، اما از حالا به بعد دین، ولایت شد. پیامبر فرمود: من تا الان نبی بودم، اما حالا علی ولی است؛ یعنی علی (علیه السلام)، ولی کل خلقت است.

حالا این صحبت‌ها به تمام خلقت پخش می‌شود...

متقی هم در مکه صحبت کرده که: هرکسی که گناه بکند و دوباره گناه بکند و حال توبه نداشته باشد، مصر به گناه است و خدا او را نمی‌آمرزد. حالا وقتی از مکه آمد، در خواب به ایشان گفتند: ما صحبت‌هایی که در مکه انجام دادی به لوح نوشتیم؛ حالا این صحبت‌ها به تمام خلقت پخش می‌شود. بیایید متقی شوید و دست از متقی برندارید [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: نجوا]

گفتم: بی‌بی جان! اگر اینها داخل خانه من بودند، دفاع می‌کردم...

این علی آقای ما، همسر و پدر و مادر همسرش در بمباران، از دنیا رفتند. حرم حضرت معصومه (علیها السلام) رفتم، گفتم: بی‌بی جان! اگر اینها داخل خانه من بودند، دفاع می‌کردم. شما می‌توانی، چرا دفاع نمی‌کنی؟ وقتی از حرم بیرون آمدم، دیدم قلبم منور است. عده‌ای بودند که خانواده‌هایشان را در آبادی‌ها گذاشته بودند، اینقدر دل من منور شد که به آنها گفتم: بروید خانواده‌هایتان را بیاورید! دیگر بمباران نمی‌شود، والله، دیگر بمباران نشد [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: نجوا]

ندای ولایت بر زبان متقی جاری می‌شود...

ندای ولایت بر زبان متقی جاری می‌شود. حنجره‌اش، حنجره ولی خداست. این کتاب‌ها و نوارها ندای ولایت است و وقتی شما ندای متقی را گوش دادی، لذت می‌بری و زهرای عزیز خشنود می‌شود. چرا؟ چون چهارده معصوم (علیهم السلام) امر خدا می‌باشند و متقی امر چهارده معصوم (علیهم السلام) است [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: نجوا]

امام حسین (علیه السلام) فرموده است: «بروید از وکیل من اجازه بگیرید»...

شماها باید «دائم النجوا» باشید؛ با خدا حرف بزنید، خدا خوشش می‌آید. چه وقت خدا با شما نجوا می‌کند؟ موقعی که یاد خدا باشید. من کارم این بود که جمعه‌ها در بیابان می‌رفتم و با خدا نجوا می‌کردم، یک شب خواب دیدم که دو نفر آمدند و گفتند: می‌خواهیم صحن امام حسین (علیه السلام) را تعمیر کنیم؛ امام حسین (علیه السلام) فرموده است: «بروید از وکیل من اجازه بگیرید» اینجا امام حسین (علیه السلام) با متقی نجوا می‌کند [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: نجوا]

آن قلبی که علی (علیه السلام) بگوید، با زهرا (علیها السلام) محرم است....

یک وقت دشمن تعریف می‌کند، یک وقت دوست. عایشه تعریف می‌کند، می‌گوید تا زهرا (علیها السلام) بود، یک نوری بود تمام مدینه را گرفته بود. به تمام آیات قرآن، من آن نور را دیدم. تو اگر زهرا (علیها السلام) را بشناسی، نورش را می‌بینی. اینها یک چیزها نیست که پیش ما نباشد. به دینم، نه اینکه نورش را ببینی، از نورش استشفاء می‌کنی؛ اما چشمی که جایی دیگری نگاه نکند، چشمی که در اختیار زهرا (علیها السلام) باشد، مشامی که در اختیار ولایت باشد. این دیگر چیز دیگری نمی‌فهمد. همان‌طور که آنها انتظار خباثت دارند، مؤمن انتظار اینها را می‌کشد. به تمام آیات قرآن، زهرا (علیها السلام) به من دست داده است. به دینم، راست می‌گویم؛ اما این دست، جای دیگری نرفته باشد، این دست در اختیار باشد، این چشم، در اختیار باشد، این پا، در اختیار باشد. [حضرت زهرا] صیغه محرمیت خواند. صیغه محرمیت؛ یعنی صیغه ولایت خوانده است. حالا این مهدی است. می‌گفت: وقتی تو را عمل می‌کردند، آن طرف می‌گفت این چه کسی است؟ می‌گفت: قلبش دارد می‌گوید: علی! آن قلبی که علی (علیه السلام) بگوید، با زهرا (علیها السلام) محرم است. قلب تو می‌گوید: ویدئو، تلویزیون. هنوز از این بی‌صاحب‌مانده دست برنداشتید. برای امام حسین (علیه السلام)، برای ولایت، مشابه درست می‌کنید. مگر عمر و ابابکر نکردند؟ مشابه درست کردند؛ هفتاد هزار نفر مردم، دنبال مشابه رفتند. ای مشابه‌درست‌کن، تو کجا می‌روی؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: مشهد ۹۱ (حضرت زهرا، اعتقاد)]

یکی از اسماء خدا، «یا قدیم» است؛ یعنی ای کسی که همیشه بوده‌ای. ولایت هم «یا قدیم» است؛ همیشه بوده، مثل خداست...

یکی از اسماء خدا، «یا قدیم» است؛ یعنی ای کسی که همیشه بوده‌ای. ولایت هم «یا قدیم» است؛ همیشه بوده، مثل خداست [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امیرالمؤمنین؛ ولایت را بهتر بشناسیم]

اگر علی (علیه السلام) را نشناختی، خدا را هم نشناختی...

به تمام آیات قرآن! شناسائی علی (علیه السلام)، شناسائی تمام خلقت است. اگر علی (علیه السلام) را نشناختی، خدا را هم نشناختی؛ چون که خدا گفته علی (علیه السلام)، امر خدا علی (علیه السلام) است. خودش فرمود: «اگر عبادت ثقلین کنی، اما علی (علیه السلام) را به «الیوم اکملت لکم دینکم»، قبول نداشته باشی، به رو در جهنم می‌اندازمت» پس اگر علی (علیه السلام) را قبول نداشته باشید، خدا را هم قبول ندارید [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: افشای احکام]

کسی که امیرالمؤمنین (علیه السلام) را نشناسد نه در دنیا، بلکه در تمام خلقت مذمت شده است...

کسی که امیرالمؤمنین (علیه السلام) را نشناسد نه در دنیا، بلکه در تمام خلقت مذمت شده است [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امیرالمؤمنین؛ ولایت را بهتر بشناسیم]

قبولی عبادت، ولایت است و قبولی ولایت، اطاعت است...

قبولی عبادت، ولایت است و قبولی ولایت، اطاعت است. حالا شیعه باید فرمان امام را ببرد و برای خودش مصداق درست نکند. (بعضی مقدس‌ها برای خود مصداق درست می‌کنند) شاه عبدالعظیم حسنی خدمت امام هادی (علیه السلام) می‌رسد و عرض می‌کند آمده‌ام عقایدم را بگویم. می‌فرماید: بگو عزیزم. می‌گوید: واجبات را به جا می‌آورم و ترک محرمات می‌کنم. اگر شما که امام و حجت من هستی، امر کنی سیبی یا اناری نصفش حلال است و نصفش حرام، نیمه حلالش را می‌خورم و نیمه حرامش را دور می‌اندازم و پس از این با همین عقیده کنار رفت. چرا؟! چون او به غیر از امام کسی را واجب الاطاعه نمی‌بیند، حجت خدا را واجب الاطاعه می‌داند. حالا خدا به او عظمت می‌دهد. می‌فرماید: هر کس شاه عبدالعظیم حسنی را زیارت کند امام حسین (علیه السلام) را زیارت کرده؛ چون امر امام را زیارت کرده. رفقای عزیز! من هم دلم می‌خواهد شما اینطور باشید. امر وجود مبارک حجت بن الحسن، امام الانس و الجن (عج الله فرجه) را اطاعت کنید تا شاه عبدالعظیم حسنی بشوید. شما خودتان بهتر می‌دانید اطاعت یعنی چه؟! اطاعت؛ یعنی گناه نکنید. امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: شما عضو مایید، هر وقت گناه کردید جدا می‌شوید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: تذکر ولایت قدردانی از شیعه]

یک روزی این خورشید، به قصر سلاطین می‌تابید، در قله‌های کوه بودند، امروز به قبرشان می‌تابد...

یکی از خلفا آمده امام هادی را برده است. می‌گوید: برای ما شعر بخوان. می‌گوید: ما از شعر خیلی بری نیستیم. گفت: نه، باید بخوانی. آن اشعاری که شما از ما بهتر بلدید، گفت. مضمونش این بود: یک روزی این خورشید، به قصر سلاطین می‌تابید، در قله‌های کوه بودند، امروز به قبرشان می‌تابد. عزیز من، بدان که دنیا فانی است. نگاه به آن چهار نفر نکن که دورتان را می‌گیرند. این‌ها همه‌شان محتاج هستند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عیدی ما ولایت]

امام (علیه السلام) در جواب ایشان نوشتند: لبت را حرکت بده! حرف بزن! بگو! ما دور نیستیم. یعنی نجوا کن...

شخصی، از یکی از شهرهای دور، به امام هادی (علیه السلام) نامه‌ای نوشت که آقا! من دور از شما هستم، گاهی حاجتی دارم، مشکلاتی دارم، در هر حال چه کنم؟ امام (علیه السلام) در جواب ایشان نوشتند: لبت را حرکت بده! حرف بزن! بگو! ما دور نیستیم. یعنی نجوا کن [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: نجوا]

شما هم اگر خودتان را در مقابل خدا و امام زمان (عج الله فرجه) تقصیرکار بدانید، هم خدا به شما نظر می‌کند، هم امام زمان (عج الله فرجه) و حضرت زهرا (علیها السلام)...

شما هم اگر خودتان را در مقابل خدا و امام زمان (عج الله فرجه) تقصیرکار بدانید، هم خدا به شما نظر می‌کند، هم امام زمان (عج الله فرجه) و حضرت زهرا (علیها السلام) تمام غم و غصه دنیا را از دلتان بیرون می‌برند. شخصی بود که بیست سفر به مکه رفته بود، خدمت امام هادی (علیه السلام) آمد و حضرت تمام آنها را رد کرد و فرمود که تو اولاً بیتوته با خدا نداشتی و دیگر این که سخی نبودی و اینها را از خودت می‌دانستی؛ این است که تمام عبادت‌هایت ردّ است. پس ما باید دست‌رنجی که از ما صادر می‌شود را از خدا بدانیم و بگوییم که خدایا! تو این کار را کمک کردی و یادم دادی. من شب‌ها می‌گویم: «خدایا! اگر بهشت بروم تو کردی، تو این حرف‌ها را یادم دادی، نماز شب را تو یادم دادی، بیتوته شب را تو یادم دادی، کمک به فقرا را تو یادم دادی؛ پس اگر بهشت بروم تو کردی!» [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان با متقی]

شخصی بود که بیست سفر به مکه رفته بود، خدمت امام هادی آمد و حضرت تمام آنها را رد کرد و فرمود: تو اولاً بیتوته با خدا نداشتی و دیگر این که سخی نبودی و اینها را از خودت می‌...

شخصی بود که بیست سفر به مکه رفته بود، خدمت امام هادی آمد و حضرت تمام آنها را رد کرد و فرمود: تو اولاً بیتوته با خدا نداشتی و دیگر این که سخی نبودی و اینها را از خودت می‌دانستی [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان با متقی]

اصل این است که ما امیرالمؤمنین (علیه السلام) را به خلافت رسول الله قبول داشته باشیم...

خدا می‌گوید به عزت و جلال خودم اگر عبادت ثقلین کنی، علی را دوست نداشته باشی، به رو تو را در جهنم می‌اندازم. یعنی چه؟ کسی که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را به خلافت رسول الله قبول نداشته باشد [را به رو در جهنم می اندازد]. اصل این است که ما امیرالمؤمنین (علیه السلام) را به خلافت رسول الله قبول داشته باشیم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: تولی و برائت]

این مردم رشد کردند، از آن موقعی که دنبال امیرالمؤمنین (علیه السلام) نمی‌رفتند، حالا هم دنبال متقی نمی‌آیند...

خدا در تمام این خلقت دوازده امام، چهارده معصوم (علیهم السلام) را تأیید کرده و آنها متقی را تأیید می‌کنند. امام حسین هم می‌فرماید: «متقی وکیل من است». حالا این متقی که این همه سفارش شده است، ای کاش به حرفش نبودند، به او توهین هم می‌کنند! خدا می‌فرماید: «اگر عبادت ثقلین کنی، امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را به الیوم أکملت لکم دینکم قبول نداشته باشی، تو را با صورت به آتش جهنم می‌اندازم». این را فقط متقی به شما می‌گوید. حالا می‌گویم: این مردم رشد کردند، از آن موقعی که دنبال امیرالمؤمنین (علیه السلام) نمی‌رفتند، حالا هم دنبال متقی نمی‌آیند [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: احکام ولایت]

اطاعت از پیامبر اطاعت از جسم پیامبر نیست. اطاعت از امر پیامبر است. امر پیامبر، علی بن ابی طالب است....

اطاعت از پیامبر اطاعت از جسم پیامبر نیست. اطاعت از امر پیامبر است. امر پیامبر، علی بن ابی طالب است. اگر بخواهید به این حرف‌ها خوب توجه کنید باید اهل دنیا نباشید. اهل دنیا بودن نمی‌گذارد بفهمی و گرنه تا رسول الله یک قدری کُندی کرد خدا می‌فرماید «و ان لم تفعل فما بلغت رسالته» اگر این کار را نکنی کاری نکرده‌ای. پس آنها باید امر پیامبر را قبول کنند. «الیوم اکملت لکم دینکم» دین، علی (علیه السلام) است. اگر اسلام، علی (علیه السلام) را قبول کرد اسلامِ حقیقی است. و گرنه خودشان درست کرده‌اند. آن دو نفر، خودشان درست کردند. اسلام حقیقی باید چهارده معصوم را قبول کند، چون اینها نماینده‌های خدا هستند. تو اگر نماینده را قبول نداری بقیه چیزهای دیگر را هم قبول نداری؛ چون که خدای تعالی چنان سفارش نماینده‌اش را کرده که می‌فرماید: اگر کسی عبادت ثقلین کند و علی (علیه السلام) را به «الیوم اکملت لکم دینکم» قبول نداشته باشد به رو به جهنم می‌اندازمش [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: روح، ولایت است]

خدا نمی‌گوید: اگر مرا قبول نداشته باشی، به عزت و جلالم عبادت ثقلین بکنی، من تو را می‌سوزانم...

خدا نمی‌گوید: اگر مرا قبول نداشته باشی، به عزت و جلالم عبادت ثقلین بکنی، من تو را می‌سوزانم؟ [نمی‌گوید:] تو را می‌سوزانم، چرا مرا قبول ندارد؟ خدا نمی‌گوید اگر نبی را قبول نداشته باشی و عبادت ثقلین کنی، تو را می‌سوزانم. آیا مغز ما می‌کشد یا نه؟ حالا می‌گوید اگر علی (علیه السلام) را قبول نداشته باشی، عبادت ثقلین انجام دهی، تو را می‌سوزانم. کجا این را گفته است؟ مگر ما می‌فهمیم؟ پس ما باید چه کار کنیم؟ ما باید قبول کنیم. حرف خدا را قبول کن. اگر حرف خدا را قبول کردی، ولایت را از هر چیزی بالاتر می‌دانی. بیا حرف خدا را قبول کن. بیا حرف پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را قبول کن [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ولایت، عدالت، سخاوت]

اگر شما امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را معرفی نکنید، حرف پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را نشنیده‌اید...

اگر شما امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را معرفی نکنید، حرف پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را نشنیده‌اید. ائمه طاهرین (علیهم السلام) نور واحدند، این‌ها یکی هستند؛ اما خداوند می‌فرماید: «به عزت و جلالم قسم اگر عبادت ثقلین کنی، ولی امیرالمؤمنین علی را قبول نداشته باشی، تو را با صورت به آتش جهنم می‌اندازم.» این حرف فقط راجع به امیرالمؤمنین (علیه السلام) است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان با متقی]

اصلاً اگر ما بخواهیم درباره ولایت عرض اندام کنیم، یا فاسق هستیم یا فاسد...

اصلاً اگر ما بخواهیم درباره ولایت عرض اندام کنیم، یا فاسق هستیم یا فاسد؛ مگر اطاعت کنیم، مگر سر فرود بیاوریم. خدایا، نه تو را شناختیم و نه علی را. خدایا، نه تو را شناختیم و نه امام زمان را. خدایا، به ما شناخت بده! از خدا بخواهیم به ما شناخت بدهد [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ولایت، عدالت، سخاوت]

عزیز من، خدا، میزبان ولایت است....

بابا، احیا [این است که] دلت را احیا کن، احیا این است دلت را احیا کن، در دلت را به روی دنیا ببند، ولایت توی دلت بیاید. کجا می‌روی؟ چه نظافتی؟ والله، این کثافت است. چه احیایی؟ دلت را احیا بکن. این آقا می‌گوید که خدا میزبانت است، تو باد هم به خودت بکن که روزه گرفتی، خدا هم میزبانت است! بخور تا بیاورد! عزیز من، خدا، میزبان ولایت است. این خدایی که گفته اگر علی را قبول نداشته باشید، به عزت و جلالم قسم، اگر عبادت ثقلین کنی تو را می‌سوزانم، حالا این آقایی که دشمن علی است، خدا میزبانش است؟! چرا ما عقل نداریم؟ عزیزان من، چرا با عقل فکر نمی‌کنیم؟ خدا، میزبان ولایت است [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رمضان ۷۷ – احیاء و صراط مستقیم]

مکه، یعنی ولایت...

مکه، یعنی ولایت. کوه ابوقبیس که حضرت می‌فرماید: عصاره‌اش این است. اگر تو ولایت نداشته باشی، در راه خدا کوه ابوقبیس را بدهی، ارزش ندارد. چرا می‌گوید از متقی، از مؤمن اعمال قبول می‌شود؟ تو باید مؤمن به علی باشی، حالا که آنجا می‌روی، به تو می‌گوید کوه ابوقبیس را بدهی، دور زایشگاه علی نگردی، به درد نمی‌خورد. ما باید مبنای این چیزها را بفهمیم. به من بگو، آقای مهندس، این کجای کتاب نوشته است؟ سندش کجاست؟ به تو می‌گویم برو در محضر! سندش را از محضری بگیر! سندش آنجاست! سندش عقل تو است. می‌گوید اگر عبادت ثقلین کنی، علی را دوست نداشته باشی، تو را به رو در جهنم می‌اندازم. این هم سندش [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: پیرامون حضرت زینب]

روح عبادت، اطاعت است. روحش علی (علیه السلام) است...

رفقای عزیز، من خدمت شما عرض کردم که مردم بعد از رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) عبادتی شدند. آن عبادتی شدن همین‌طور ادامه دارد. آن‌وقت آخرالزمان زیادتر شد که مردم همه عبادتی شدند. این عبادت اگر با امر مطابق باشد، صحیح است؛ اگر نباشد شما یک عبادتی کرده‌اید؛ یعنی ما گفتیم: روح عبادت، اطاعت است. روحش علی (علیه السلام) است. چون که خدا هم می‌گوید: به عزت و جلالم قسم، اگر عبادت ثقلین کنی، علی بن ابی طالب، وصی رسول الله را قبول نداشته باشی، تو را به رو در جهنم می‌اندازم. پس عبادت بی‌علی، علی‌کشی است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان و ذکر الله]

[کتاب نویس باید] بنویسد که شرط قبولی عبادت، ولایت است...

شخص به اصطلاح خودش، خیلی بزرگ است. این را مردم بزرگ کرده‌اند، نه خدا بزرگ کرده باشد. اگر خدا بزرگ کند، خودش حافظ آن است. حالا این همه روایت و حدیث گفته است! مثلاً اینجا، آنجا، نماز بخوان، ذکر بگو، سبحان الله بگو، نماز شب بخوان، زیارت برو، آن‌قدر نوشته است که بشر گیج می‌شود، اما نگفته است که شرط عبادت، ولایت است. نگفته است! تمام کتاب‌ها را نگاه کنید. اگر پیدا کردید، پاداش می‌دهم. یعنی به این نحو بگوید، نه اشاره بکند! بنویسد که شرط قبولی عبادت، ولایت است. این جمله را بنویسد که خدا می‌گوید: اگر عبادت ثقلین کنی، اما علی (علیه السلام) را به «الیوم اکملت لکم دینکم» قبول نداشته باشی، تو را به رو در جهنم می‌اندازم. پس چرا تو خریدار این حرف نیستی که در این کتاب بنویسی؟! من الان دارم با تو کتاب‌نویس حرف می‌زنم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان را بشناسیم تا به مرگ جاهلیت نمیریم]

دو حکومت داریم: حکومت الله، حکومت ولایت. حالا خدا حکومت خودش را هم به علی (علیه السلام) داد...

دو حکومت داریم: حکومت الله، حکومت ولایت. حالا خدا حکومت خودش را هم به علی (علیه السلام) داد. اینقدر خدا ولایت را بالا برد. گفت: اگر عبادت ثقلین کنی و علی (علیه السلام) را قبول نداشته باشی، تو را می‌سوزانم. رفقای عزیز، باید از کار کنار بروید، باید از دنیا کنار بروید، از خدا و امام زمان (عج الله فرجه) فکر صحیح بخواهید. یک گوشه‌ای بنشینید، گوش کنید ببینید من چه می‌گویم. خدا، تمام خلقت را فدای علی (علیه السلام) کرد. تمام ممکنات را فدای ولایت کرد، گفت: اگر عبادت همه ثقلین را بکنی، تو را می‌سوزانم. پس معلوم می‌شود ثقلین را در مقابل ولایت هیچ چیز کرد. ما ولایتمان اینطوری هست؟ چرا بیدار نمی‌شویم بفهمیم علی (علیه السلام) چیست؟ بفهمیم امام یعنی چه؟ آنوقت اگر اینطور باشد، امام را در گلوله‌های خونت قرار می‌دهی [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: بوی ولایت]

مگر این نیست که پیغمبر اکرم می‌فرماید: یا علی، صد و بیست و چهار هزار پیغمبر، محال است [که از تو سرپیچی کنند]؛ اما اگر ذره‌ای خدشه از ولایت تو کم داشته باشند؛ خدا قسم خو...

مگر این نیست که پیغمبر اکرم می‌فرماید: یا علی، صد و بیست و چهار هزار پیغمبر، محال است [که از تو سرپیچی کنند]؛ اما اگر ذره‌ای خدشه از ولایت تو کم داشته باشند؛ (یعنی چه جور کم داشته باشند؟ یعنی بخواهند یک اعتراضی کنند. ما همه کم و زیاد داریم. توجه بفرمایید که اینها بخواهند یک ذره از ولایت تو سر پیچی کنند) خدا قسم خورده، صد و بیست و چهار هزار پیغمبر را می‌سوزانم. مگر نیست این علی (علیه السلام) که درباره‌اش خدا می‌فرماید: اگر عبادت ثقلین کنی، علی را دوست نداشته باشی، تو را می‌سوزانم. خدا، تمام ثقلین را فدای ولایت می‌کند. چرا نمی‌فهمیم؟ والله، من آتش می‌گیرم. چندین سال درس خواندید، باز هم این‌طرف و آن‌طرف می‌زنید. مگر این علی نیست که پاک‌کننده تمام خلقت است؟ مگر این علی نیست که یک کافر، اگر ولایت در قلبش دمیده بشود، پاک می‌شود؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ولایت و خباثت]

بابا جان من، اگر این خلق ارزش دارد، چرا خدا یک خلقتی را زمین می‌زند؟ می‌گوید: اگر محبت علی نداشته باشی، اگر عبادت ثقلین کنی به رو توی جهنم می‌اندازمت...

تمام این خلقت دارد روی ماورای امام و قرآن و خدا و شیعه می‌گردد. یک شیعه ارزش به یک عالم دارد. ما نفهمیدیم ولایت یعنی چه؟ ما باید گریه کنیم، ما باید اینها را بشناسیم، ما باید معرفت در حق اینها داشته باشیم. چرا؟ بابا جان من، اگر این خلق ارزش دارد، چرا خدا یک خلقتی را زمین می‌زند؟ می‌گوید: اگر محبت علی نداشته باشی، اگر عبادت ثقلین کنی به رو توی جهنم می‌اندازمت؛ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ام ابیها]

عقیده من این است: هر روایتی و هر حدیثی، هر آیه قرآنی، هر نقلی و هر حرفی در این عالم درست است؛ اما حقیقت آن علی (علیه السلام) است...

عقیده من این است: هر روایتی و هر حدیثی، هر آیه قرآنی، هر نقلی و هر حرفی در این عالم درست است؛ اما حقیقت آن علی (علیه السلام) است. تمام اینها اگر به ولایت اتصال نباشد، باطل است. اگر به ولایت اتصال نباشد، خودت به آن برق داده‌ای، اما این حرف‌ها به نور ولایت وصل نیست. این حرف‌ها یک مدتی برق دارد، مثل این است که برق قطع می‌شود. پس هر حدیث و روایتی، حتی خود آیه قرآن که بالاتر از آن نداریم، تمام این حرف‌ها و عبادت‌ها و نماز درست است، اگر درست نباشد، ما کافر هستیم. تمام سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) محترم هستند، تمام درست هستند، توجه فرمودید؟ اما این یک برقی دارد، خودشان با این لامپهای دنیایی درست می‌کنند، اما اگر می‌خواهید درست بشود، [باید] به ولایت وصل باشد. وقتی به ولایت وصل شد، ابدی هست. اگر عبادت به ولایت وصل نباشد، ابدی نیست. ابدیت آن باید وصل به ولایت باشد. چرا می‌گوید اگر عبادت ثقلین کنی و امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را قبول نداشته باشی داخل جهنم می‌شوی؟ خدا عبادت ثقلین را فدای علی می‌کند، تو چرا عبادتت را فدای علی نمی‌کنی؟ نادان، تو مقدس هستی. تو مقدس هستی. بیا از مقدسی کنار برو و متدین شو. متدین به دین وصل است و مقدس به مقصد خود و خواست خودش وصل است [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: تذکر احکام]

ه دینم قسم! اگر خواستن امیرالمؤمنین (علیه السلام) بهشت نبود و به من می‌گفتند که افضل از تمام خلقت کیست؟ می‌گفتم علی (علیه السلام) است!...

ه دینم قسم! اگر خواستن امیرالمؤمنین (علیه السلام) بهشت نبود و به من می‌گفتند که افضل از تمام خلقت کیست؟ می‌گفتم علی (علیه السلام) است! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: افشای احکام]

متقی در مورد این بیماری [کرونا] فرمود: «خدا مردم را عذاب کرد، این کار معلوم نیست آرام بگیرد! مگر اینکه مردم دست از کارهایشان بردارند!»...

متقی در مورد این بیماری [کرونا] فرمود: «خدا مردم را عذاب کرد، این کار معلوم نیست آرام بگیرد! مگر اینکه مردم دست از کارهایشان بردارند!» متقی نظرش این است؛ چون که مردم به معصیت خوش هستند! آن مردک زن دارد، اما به فکر بچه‌های مردم است؛ باید به سزایش برسد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان با متقی]

متقی مثل ائمه طاهرین (علیهم السلام) از اولش بوده، می‌فرماید: خدا بود و علی بود و متقی؛ پس بیایید حرف متقی را بشنوید و به آن عمل کنید....

متقی مثل ائمه طاهرین (علیهم السلام) از اولش بوده، می‌فرماید: خدا بود و علی بود و متقی؛ پس بیایید حرف متقی را بشنوید و به آن عمل کنید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان با متقی]

خانه واقعی، خانه متقی است. چرا؟ چون که ائمه (علیهم السلام) خانه شما نیامده‌اند، اینجا آمده‌اند...

خانه واقعی، خانه متقی است. چرا؟ چون که ائمه (علیهم السلام) خانه شما نیامده‌اند، اینجا آمده‌اند. امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمده، حضرت زهرا (علیها السلام) آمده، امام حسین (علیه السلام) آمده است؛ پس خانه واقعی اینجاست! کجا می‌روید عزیزان من؟! چه کسی این حرف‌ها را می‌زند؟ فقط متقی. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان با متقی]

متقی به شما آگاهی می‌دهد. تمام آنچه که برای مردم &#۸۲۱۱; در زمان- پیش می‌آید را متقی می‌داند...

متقی به شما آگاهی می‌دهد. تمام آنچه که برای مردم – در زمان- پیش می‌آید را متقی می‌داند. هیچ کس به جز متقی نمی‌تواند کارهایی که در زمان پیش می‌آید را برطرف کند. کسی که بلا و مصیبت‌هایی که برای مردم اتفاق می‌افتد را تغییر می‌دهد، فقط متقی است. مگر بارش باران را تغییر نداد؟! فرمود: به خدا گفتم: «خدایا! مردم گنهکارند، درخت‌ها چه گناهی کرده‌اند؟! اگر من بودم، باران را نازل می‌کردم.» خدا هم باران را فرستاد. مگر جلوی سیل و یخبندان را نگرفت؟! مگر با دعایش آلودگی هوا رفع نشد؟! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان با متقی]

مگر امام حسین (علیه السلام) من را به آغوش نکشید؟ به تمام آیات قرآن، راست می‌گویم، پاهایم به زمین کشیده نمی‌شد...

ما نباید بگوییم ما تسلیم هستیم، تسلیم ولایت هستیم؛ تسلیم امر ولایت باید باشید. بیشتر مردم مارک ولایت به خودشان می‌زنند؛ مثل این روغن نباتی، روغن خوش را با سیب زمینی قاطی می‌کنند یک مارک به آن می‌زند که روغن حیوانی است. بیا یک مارک حیوانیت به خودت نزن! کجا مارک حیوانیت به خودت می‌زنی؟ موقعی که امر اینها را اطاعت نمی‌کنی، خودت امر می‌شوی، خودت امر خیالی می‌شوی، بیا امر اینها بشو. کجا امر آنها می‌شوی؟ «سلمان منی اهل البیت»، عزیز من، بیا بشو. مگر نمی‌شود شد؟ اینقدر پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شما را احترام کرده است، می‌گوید: اگر اینجور شدید، با من، در درجه من محشور می‌شوید. مگر درجه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) کم است؟ اما ببین پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) چطور است؟ حالا می‌گوید: یا رسول الله، با اجازه آمدیم [هنگام قبض روح]. گفت: من یک حرفی دارم؛ می‌خواهم امت من را خدای تبارک و تعالی بیامرزد. الان تو هم باید همین‌جور باشی؛ دارد به فردوس، به بهشت، او را دعوت می‌کند، حالا به فکر امت هست. آیا تو به فکر فقرا هستی یا نیستی؟ یا داری جمع می‌کنی و انباشته می‌کنی؟ «من گفتم، در نوار نبوده است، می‌خواهم در این نوار باشد، پنج چیز است شما را هدایت می‌کند: اول، ولایت است، بعد، عدالت است، بعد، سخاوت است. دو چیز دیگر است که اگر نداشته باشید، آن هم شما را گمراه می‌کند: یکی اینها را خلق حساب کنید، یکی هم به حرف خلق بروید. به تمام آیات قرآن، به سی جزء کلام الله، داد می‌زنم: اگر شما این پنج چیز را درست کنید، پنج تن یاورتان می‌شوند، کمکتان می‌کند، هدایتتان می‌کند، تحویلتان می‌گیرد. بگویم شما را به آغوش می‌کشند؟ زشت است، من بگویم. مگر امام حسین (علیه السلام) من را به آغوش نکشید؟ به تمام آیات قرآن، راست می‌گویم، پاهایم به زمین کشیده نمی‌شد. شما را در آغوش می‌گیرد؛ اما خلق را در آغوش نگیرید، دنبال خلق نروید، اهل دنیا نباشید، به فکر فقرا باشید. حالا اصلاً من چه بگویم؟ حالا امام حسین (علیه السلام) دست من را گرفته، زینب (علیها السلام) داشت نگاه می‌کرد، گفت: فلانی، خواهرم زینب است. زبان من لال بشود که بگویم از من اجازه گرفت، رفت. تمام شما را می‌خواهم اینطوری شوید. تمام [حل] مشکلات دنیا را توی دلت می‌ریزد، آن موقع مشکل‌گشا می‌شوی. حالا خدای تبارک و تعالی، فقیرخواه است. از آنجا می‌گوید: «این الرجبیون»، از اینجا می‌گوید «این الفقراء». تازه، خدای تبارک و تعالی به تمام آیات قرآن، از هیچ‌کس تشکر نکرده است؛ از انبیاء نکرده، از اولیاء نکرده، از اوصیاء نکرده، از علمای ربانی نکرده، از فقها نکرده، فقهای واقعی نه قلابی، فقط از فقرا [تشکر] کرده است. [می‌فرماید:] ای فقرا، ببخشید، هر چیزی می‌خواهید، به شما می‌دهم. خدا به چه کسی گفته که هر چه می‌خواهید به شما می‌دهم؟ به فقرا. به چه کسی گفته؟ به من بگویید. شما همه باسوادید، شما همه دبیر هستید، معلم هستید، دانشمند هستید، به من بگویید. اگر نیست، جلوی دهنم را بگیرید؛ اما نمی‌توانید بگیرید، قدرت ندارید، نیست. حالا می‌گوید هر چه می‌خواهید به شما می‌دهم. باز دوباره همچنین می‌کند، عذرخواهی می‌کند؛ [می‌فرماید:] فقرا، من شما را فقیر کردم. حالا ببین، باز چقدر شما اغنیاء را می‌خواهد؟ خدا، فروگذار نمی‌کند؛ هم فقرا را تأیید می‌کند، هم شما را، می‌گوید: من می‌خواستم اینطوری اینها به شما کمک کنند، اینها سالم باشند. چقدر خدا شما را می‌خواهد؟ کجایی، عزیز من، قربانت بروم؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عنایت پنج تن به شیعه]

اگر همه دنبال امام حسین (علیه السلام) آمده بودند که او را مُجرم و کافر نمی‌کردند، شریح قاضی لعنه الله علیه فرمان قتلش را صادر نمی‌کرد!...

اگر آقا امام حسین (علیه السلام) در جبل الرحمه می‌رود و آنجا خطبه می‌خواند، دارد با مکه و منا، صفا و مروه و حجرالاسود وداع می‌کند. چه کسی این را می‌دید و می‌فهمید؟ اهلش می‌دیدند؛ اما همه نااهل بودند! اگر همه دنبال امام حسین (علیه السلام) آمده بودند که او را مُجرم و کافر نمی‌کردند، شریح قاضی لعنه الله علیه فرمان قتلش را صادر نمی‌کرد! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان با متقی]

اصلاً خلق حق امر ندارد؛ یعنی خودش باید به امر باشد...

عزیز من! قربانتان بروم! ببین آنها که اینطوری شدند، امر خلق را اطاعت کردند. اصلاً خلق حق امر ندارد؛ یعنی خودش باید به امر باشد، امر را به ما بگوید. این درست است. آنها چه کار کردند. آنها رفتند و امیرالمومنین را در خانه گذاشتند و این کار را کردند. حالا ببین چه کار کردند؟ حالا شما کمی فکر کنید ببینید ما مصداق آنها نباشیم. حالا آمدند جلسه بنی ساعده درست کردند، به اصطلاح خودشان خلیفه هم درست کردند، از اینجا به مکه رفتند، زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را کردند. حالا به حج رفتند. حالا امتحان آمد. حالا امام حسین (علیه السلام) هم خطبه‌ای که در جبل عامل خواند، (بروید بخوانید، ببینید چقدر امام حسین (علیه السلام) صحبت کرده است) آن را هم کنار گذاشتند و دنبال امام حسین (علیه السلام) هم نیامدند و حج به جا آوردند و به کوفه رفتند. حالا یک امتحان پیش آمد. به حرف او رفتند، همین حاجی‌ها آمدند و امام حسین (علیه السلام) را کشتند. تو چه کاره‌ای؟ چرا؟ عبادت‌کن، مقدس، حواسش دنبال عبادتش است، حواسش دنبال ولایت نیست. اینها بی‌ولایتی آنها در صحرای کربلا افشاء شد. گفت: برای چه من را می‌کشید؟ گفتند: «بغضاً لأبیک». اینها مکه به جا آوردند، عمره به جا آوردند، بیتوته‌های شب و… را داشتند، «بغضاً لأبیک» داشتند. بترسید از این که خدای نکرده، ما یک موقع بغضی داشته باشیم. کجا حب داری؟ وقتی امر اینها را اطاعت کنی. معامله ربوی نکن. بگو: «چشم». نگاه به زن مردم نکن، بگو: «چشم». نگاه به بچه مردم نکن، بگو: «چشم». به فکر فقرا باش، بگو «چشم». زبانت خوش باشد، بگو «چشم». چشمت را حفظ کن، بگو «چشم». هر روز مدل ماشینت را عوض نکن، به قدر ضرورت داری می‌روی و می‌آیی. بس است. این خانه که داری قشنگ است، دیگر خوب است، مدلش نکن، آنجا مدلت می‌کنند! آنجا تو را به سوی مدلها روانه می‌کند، تو را به پیش فقرا روانه نمی‌کند، تو را پیش طرفداران امیرالمؤمنین (علیه السلام) روانه نمی‌کند. امر را اطاعت کن تا ولایتت کامل باشد. کجا امر را اطاعت کنی؟ دوباره آمدم اینجا تا تذکر بدهم. حالا آنها امر را اطاعت نکردند، فقط عبادت کردند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عاشورای ۸۴]

مجلس ولایت: عرفه ۱۳۹۰...

خدایا، اولاً که ما را نگه دار. حالا اگر تقدیر تو شده که ما را ببری، ما با تقدیر تو کاری نداریم. اگر می‌دانی ما بمانیم بی‌دین می‌شویم، ما را ببر. خدایا، می‌دانی من می‌خواهم توی دنیا حاجت کسی را برآورده کنم و گرنه دنیا را نمی‌خواهم. تو را به حق پنج تن، با ولایت سالم، بدن سالم، جان ما را بگیر. ما در رخت خواب نیفتیم، کسی را اذیت کنیم. خدایا، تو را به حق پنج تن، این دعاها را مستجاب کن. خدایا، القاء و افشاء بهمان بده، از خودمان حرف نزنیم. خدایا، تتمه عمر ما را در راه خودت قرار بده؛ نه در راه بدعت‌گذار و دشمنانت. «اهدنا الصراط المستقیم» در راه صراط مستقیم، علی بن ابی طالب باشیم. خدایا، ما پابند دنیا نباشیم، طیران کنیم به آسمان خدایا، حضرت معصومه فرمود: زیارت می‌کنند قبر ما، را اطاعت نمی‌کنند امر ما را. امام رضا گفت: [زیارت] کارشان است؛ ما کارمان نباشد. اگر حضرت معصومه می‌روید، هیکلتان را نبرید، اطاعتتان را ببرید که آنها خوشحال شوند. خدایا، تتمه عمر ما را در راه خودت و برای خودت قرار بده. روز عرفه دعا مستجاب است؛ اما باید امروز، شما تا شام یک نیم ساعت، یک ساعت بروید یک گوشه، [من هم همین کار را می‌کردم] دکان را [تعطیل می‌کردم] می‌رفتم مسجدی این کار را می‌کردم. یکی دعا کنید یاور امام زمان باشیم، امام زمان بیاید، پیرو بدعت‌گذار نباشیم، حتی‌الامکان سخی باشیم، به فکر مردم باشیم. در عرفه شما باید عارف به حق امام حسین باشید و گرنه این‌ها که می‌خوانند قال و قیل است. عرفه باید امر این‌ها را اطاعت کنیم. خدایا، به حق امام حسین ما را عارف کن. حالا که عارف کردی ما امر امام حسین و امر امام زمان را اطاعت کنیم. این‌ها همه امرشان یکی است. امام حسن، امام حسین، یک امر است. این‌ها همه‌شان امر الله هستند؛ یعنی خودشان امر خدا هستند. خدایا، تکرار می‌کنم ما را عارف در حق این‌ها قرار بده. خدایا، هر محبتی در دل ما است به غیر محبت و رضای تو بیرون کن، خدایا با رضایت این‌ها زندگی کنیم؛ خدایا جایگزینش محبت خودت و این‌ها را در دل ما زیاد کن. خدایا، به حق خود امام حسین، معرفتی که به ما دادی، در راه امام حسین زیاد کن. خدایا، کسی که از ما دور است از ما دور کن، آن‌ها که به تو نزدیک‌تر هستند، به ما نزدیک کن. خدایا، از شر این‌ها ما را حفظ کن؛ شر این‌ها را به خودشان برگردان. خدایا، به عدد برگهایی که ریخته تو را شکر، به عدد ملائکه آسمان، به عدد ریگهایی بیابان تو را شکر. خدایا این‌ها همه‌اش عدد است، بی عدد تو را شکر. خدایا، به حق حسین و پدر و مادر حسین، ولایت را تا آخر برسانیم. خدایا آنی ما را به خودمان وانگذار، اگر بکنی ما گناه می‌کنیم. خدایا، پیامبرت فرمود: اگر یکی با دین از دنیا برود، ملائکه تعجب می‌کنند؛ خدایا، ما از آن‌ها باشیم که ملائکه تعجب کنند. خدایا، سرانجام کار ما تو خوشنود باشی و ما را رستگار. خدایا، شب عرفه است، خودت گفتی دعای ما استجابت می‌شود؛ القاء و افشاء به ما بده ما از خودمان حرف نزنیم. به پیامبر گفتی حرف از خودت نزن. خدایا، القاء و افشاء بده؛ تو القاء کنی، ما افشاء. خدایا، تو را به حق امام زمان، قسمت می‌دهم از آن‌ها باشیم که در قیامت آبرومند باشیم؛ یعنی ولایت داشته باشیم. اگر نداشته باشیم، بی آبروییم. این ولایت را تا آخر برسانیم. خدایا، تو را به حق انبیاء و اولیاء قسمت می‌دهم، ما را محتاج خلق نکن، پیرو خلق قرار نده. خدایا، این‌ها که به من مراجعه می‌کنند ای وکیل من، جوابگویش خودت باش. ای وکیل من. خدایا، این رفقای من را حفظ کن. خدایا، ذره‌ای این رفقا غضبناک نباشند. بشاش باشند. خدایا، جیبشان خالی نباشد. همیشه پر پول باشد. خدایا، اگر به ما علی دادی زهرا دادی، همه خلقت را دادی؛ خدایا، این‌ها را از ما نگیر. خدایا، به حق امام زمان قسمت می‌دهم خودت ما را نگه دار، خودت ما را حفظ کن. خدایا، نسل ما را ولایتی قرار بده؛ یعنی نسل ما را دوست امیر المؤمنین قرار بده. خدایا، هر خانه‌ای مریض است، لباس عافیت بپوشان. حاجت حاجتمندان را برآورده کن. اول حاجتم این است که ظهور امام زمان را برسان، ما را یاورش قرار بده. خدایا، امام زمان را از ما راضی و خوشنود بگردان. تکرار می‌کنم ما را یاورش قرار بده. خدایا، تو را به حق امام زمان، این رفقای ما جوری باشند که نگران نباشند، همیشه بشاش باشند. بچه‌هایشان و خانواده‌شان پیرو تو باشند و ائمه طاهرین. خدایا، ما عارف باشیم. عارف یعنی امرش را اطاعت کنیم. امام رضا می‌گوید: فلانی این‌ها کارشان است. این‌ها عارف در حق ما نیستند. قبولی زیارت، عارف بودن است. عارف بودن؛ یعنی خلق ندیدن است، یعنی غیر امر ندیدن است. یعنی امر اطاعت کردن است. انشاء الله خدا ما را عارف قرار دهد. این‌ها دعاست. این‌ها حرف است. این‌ها نوشته شما حرف می‌زنید اصل عارف بودن است. عارف باید بدانیم این‌ها مطلقند؛ کسی مثل این‌ها نیست. بدانیم روح هستند، جسم نیستند، خلق نیستند. خلق هستند؛ اما از نور خدا خلق شده‌اند. ما باید عارف باشیم، عارف بودن را عمل کنیم؛ یعنی محبوب ما حسین باشد، امیرالمؤمنین باشد. مقصد تو می‌شود خلق، آنوقت از عارف بودن جدا می‌شوی. تو باید از عارف بودن جدا نشوی. این‌ها [ائمه] کفواً احد هستند. خلق که مثل این‌ها نمی‌شود. خلق، خلق را تأیید می‌کند؛ اما خدای تبارک و تعالی، دوازده امام، چهارده معصوم را تأیید کرده است. با خلق بسازید، با همه بسازید. عرفه‌ای که عارف باشی در حق امامت، درست است. تمام این‌ها که این را می‌گویند، این مطلب را توجه ندارند. یکی وقت می‌بینی دعای عرفه می‌خوانیم، عارف که نیستیم هیچ، درباره امام حسین هم نمی‌دانیم. اگر بدانید اهل تسنن در عرفه چه می کنند؟ انفاق هم می‌کنند؛ اما انفاق بی‌عرفه. حالا عارف به امام حسین، باید امرش را اطاعت کنیم. امر امام حسین، پدرش امیر المؤمنین است. اکبرش را شهید کردند، هیچ حرف نزد. تمام توجهش به خدا بود. مرتب گفت: «رضا برضائک»؛ اما وقتی گفتند: «بغضاً لابیک» حالا دست برد به شمشیر. حالا تو روضه می‌گیری، این مرد و زن قاطی شدند. خدا می‌گوید اینجا که مرد و زن قاطی هستند، عذاب خدا نازل می‌شود. امر حضرت معصومه یا امام حسین پدرشان است. حضرت ابوالفضل عارف است که می‌گوید تا زنده‌ام حامی دینم هستم. دینم حسین است. عبادت بی‌فهم، جنایت است، خودت را اذیت کردی. چهار فرسخ می‌روند توی گرد و غبار و گرسنه و تشنه؛ تو عزیز من، امر امام حسین را اطاعت کن. یک انفاقی بکن به بچه‌های یتیم، به این‌ها که چیزی ندارند که امام حسین تو را بپذیرد. چه کار می‌کنی؟ عارف که حرف از خودش نمی‌زند، عارف که من ندارد. عارف خدا دارد، زهرا دارد. عارف‌شناسی هم ادب می‌خواهد، فهم می‌خواهد. علی یعسوب الدین اگر نباشد عالم فروزان می‌شود. او عارف بود یا عمر و ابابکر؟ هفتاد هزار نفر رفتند آن طرف؛ در آخرالزمان هم اینجور می‌شود؛ عارف، تکذیب می‌شود، اشجع تأیید می‌شود. اگر همین را بدانید بس است که نروید دنبال تایید، بروید دنبال امر. امر خدا و امر پیامبر و امر تمام خلقت، علی بن ابی طالب است. خواست خدا و پیامبر و خواست حضرت زهرا، خواست تمام سماوات، علی بن ابی طالب است. خدا هیچ کسی را نگفته اگر این را قبول نداشته باشید، به عزت و جلالم قسم، شما را به رو به جهنم می‌اندازم؛ این حرف راجع به علی بن ابی طالب است. این است عارف. عارف به تمام خلقت است، می‌گوید من راههای آسمان را از زمین بهتر بلدم. این عارف است، نه تو؛ تو عارف عبادتی، نه عارف اطاعتی. عبادت شرطش اطاعت است؛ یعنی اطاعت کنی پیامبر و ائمه را. تو می‌روی خلق را اطاعت می‌کنی! آن درد به تو می‌دهد، دردت را دوا نمی‌کند. تو بیا ائمه را اطاعت کن؛ هم دردت را دوا می‌کند، هم روحت را شفا می‌دهد.

جان امام حسین (علیه السلام) خریدن بهتر است یا دور سنگ‌ها گشتن؟...

حالا انصافاً، وجداناً، امام حسین (علیه السلام) در جبل عامل دارد می‌گوید که من می‌خواهم به کوفه بروم، دارد افشا می‌کند، یک نفر دنبال امام حسین (علیه السلام) بلند نشد برود. اگر پانصد نفر یا یک میلیون از اینها حرکت می‌کردند و دنبال امام حسین (علیه السلام) می‌رفتند؛ جان امام حسین (علیه السلام) خریدن بهتر است یا دور سنگ‌ها گشتن؟ چرا اینها معرفت ندارند؟ تو هم یک مقدار اینطوری هستی، دور سنگ‌ها می‌گردی. تو باید دور امر بگردی، نه دور سنگ‌ها. اگر آن ارزش دارد، چرا خدا به ابراهیم می‌گوید: چه کردی؟ ابراهیم، مزد می‌خواهد. خدا به او گفت: چه کار کردی؟ برهنه‌ای پوشاندی یا گرسنه‌ای را سیر کردی؟ شما وقتی این پول‌ها را می‌دهید، خیلی باید سجده شکر به جا آورید. شما شجره توحید پرورش می‌دهید وگرنه به مکه و منا، چهل تا مرغ آوردند، چهل لنگه برنج آوردند؛ اگر من یک دانه از اینها را برداشتم، به دین یهودی می‌میرم. من که برای خودم نمی‌گویم، من دارم برای یک نفر دیگر گدایی می‌کنم؛ اما می‌بینم الان هیچ چیز مثل انفاق و برآوردن حاجت برادر مؤمن شما را به آسمان اوج نمی‌دهد. این همه که می‌گویم. من که چیزی ندارم [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: تاسوعای ۸۶]

مواظب یوم باشید...

حالا اینها حج به جا آوردند و به کوفه رفتند. این که من به شما می‌گویم یوم دارد، مواظب یوم باشید؛ الان یومی که اینجا اتفاق افتاد چه کسی از عهده آن برمی آید؟ شما باید مواظب یوم باشید. یوم وقتی پیش آمد، باید آگاهی یوم داشته باشید، نه اینکه تسلیم یوم باشید. جداً نباید تسلیم شوید، تو تسلیم حق بشو، تسلیم ولایت بشو، نه تسلیم یوم. همین کسانی که در کوفه هستند بغض علی دارند، بغض امیرالمؤمنین دارند. اگر نداشتند، چرا عوض اینکه به زینب سرسلامتی بدهند، به ام کلثوم بدهند، آنها را بیرون کردند؟ حالا چه موقع بروز کرد؟ آن موقع که امام حسین گفت: برای چه من را می‌کشید؟ گفتند: «بغضاً لابیک»، اینجا بروز کرد. پس اینها از اول بغض امیرالمؤمنین داشتند، نه اینکه حب داشتند. ما هم باید حب داشته باشیم. عزیز من، قربانت بروم، «حب» کاری می‌کند. وقتی «حب» داشته باشی، می‌گوید برو انفاق کن، برو حاجت برادر مؤمن را برآورده کن. تو کارساز «حب» می‌شوی؛ اما اگر بغض داشته باشی، کارساز شیطان می‌شوی، کارساز شهوت می‌شوی. مگر می‌گذارد؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: تاسوعای ۸۶]

حالا [امام حسین] هشتم محرم بیرون آمده، جرم است! جرم، برای غیر حجت است. حجت که جرم ندارد. مگر حجت گناه می‌کند؟ اینها خیلی نفهم هستند، مگر حجت خدا گناه می‌کند؟ حجت، روح ا...

حالا [امام حسین] هشتم محرم بیرون آمده، جرم است! جرم، برای غیر حجت است. حجت که جرم ندارد. مگر حجت گناه می‌کند؟ اینها خیلی نفهم هستند، مگر حجت خدا گناه می‌کند؟ حجت، روح است؛ روح که گناه نمی‌کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: تاسوعای ۸۶]

جدش فرموده بود: حسین جان! اُخرج بعراق، باید به عراق بروی. او دارد امر جدش را اطاعت می‌کند...

[چرا امام حسین از مکه حرکت کرد؟] آقا امام حسین (علیه السلام) دید خونش لوث می‌شود. یعنی چه؟ یعنی، این‌ها در اینجا نمی‌گذارند، دستور جدش رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و امر خدا اطاعت شود. چون با خدعه می‌خواهند امام حسین (علیه السلام) را شهید کنند. امام حسین (علیه السلام) هم وقتی که می‌خواهد بیاید، سر قبر جدش رفته بود. جدش فرموده بود: حسین جان! اُخرج بعراق، باید به عراق بروی. او دارد امر جدش را اطاعت می‌کند. پس دید این‌ها دارند یک کاری می‌کنند و می‌خواهند امر اطاعت نشود. و این است که هشتم مُحرّم آقا امام حسین (علیه السلام) از مکه رو به کوفه آمد [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: درباره امام حسین]

چرا این حرفها را می‌زنید که می‌گویید امام حسین (علیه السلام) نمی‌دانست [شهید میشود]؟...

چرا این حرفها را می‌زنید که می‌گویید امام حسین (علیه السلام) نمی‌دانست [شهید میشود]؟ ای بی‌ولایت! اصلاً ولایت در قلب تو خطور نکرده است. آیا امام حسین (علیه السلام) نمی‌دانست؟ حالا وقتی می‌آید، روایت داریم به یکی از آبادیهای عراق که رسید، امام حسین (علیه السلام) می‌گوید: منادی ندا داد این‌ها دارند رو به مرگ می‌روند. آقا علی اکبر فرمود: پدر جان! مگر ما بر حق نیستیم؟ گفت: چرا، گفت: ما را چه ترس از مرگ. ما که وحشتی نداریم. لحظه به لحظه، امام حسین (علیه السلام) دارد می‌گوید کشته می‌شویم. یک چیزی نیست که مخفی باشد. شب عاشورا هم امام حسین (علیه السلام) به اصحابش گفت که ما کشته می‌شویم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: درباره امام حسین]

آن سنگهای سیاه یا سنگهای سفید، این‌ها ارزش دارند یا حجت خدا ارزش دارد؟...

امام حسین (علیه السلام)، هر سال مکه می‌رفت. از مدینه به مکه مهاجرت کرد. آنجا آقا امام حسین (علیه السلام)، به علم امامت دید این‌ها با شمشیر که زیر احرامهایشان دارند، می‌خواهند او را بکشند. یک نفر که اصلاً ولایت در قلبش خطور نکرده، اما حرف ولایت می‌زند. من بارها گفتم ولایت سه جور است: یک ولایت خلقی داریم، یک ولایت تجاری داریم و یک ولایت داریم که امیرالمؤمنین (علیه السلام)، تکلیفش را معلوم کرده است. می‌گوید: یا کمیل! دست و جوارح خودت را در نزد خدا بگذار. آن وقت دست تو می‌شود دست خدا، چشم تو می‌شود چشم خدا. آن وقت، کلام تو می‌شود القای خدا. حالا این مرد بی‌سواد می‌گفت که امام حسین (علیه السلام) دید احترام خانه می‌رود. تو داری چه می‌گویی؟ آن سنگهای سیاه یا سنگهای سفید، این‌ها ارزش دارند یا حجت خدا ارزش دارد؟ آخر، نادان! این چه حرفی هست می‌زنی که می‌گویی احترام می‌رود؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: درباره امام حسین]

موهایی که در بدن امام حسین (علیه السلام) است و دور می‌ریزد، از خانه خدا، عظمتش بیشتر است....

خلقت خدا، به واسطه حجت است. موهایی که در بدن امام حسین (علیه السلام) است و دور می‌ریزد، از خانه خدا، عظمتش بیشتر است. چرا؟ به این دلیل: خدای تبارک و تعالی، اول نگاه به زوار امام حسین (علیه السلام) می‌کند، بعد به نگاه به زوار خودش. این دلیلش. و قبر امام حسین (علیه السلام)، عظمتش از خانه خدا بالاتر است. تو چه می‌گویی؟ چرا فکر نمی‌کنی و حرف می‌زنی؟ اول باید امام را بشناسی، بعد حرف بزنی، بعد صحبت کنی. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: درباره امام حسین]

امام حسین، هشتم بلند شد از آنجا [مکه] بیرون آمد. اگر همه از امام اطاعت می‌کردند که امام حسین را نمی‌کشتند. همه رفتند آنجا که حاجی بشوند، [به آنها بگویند:] حاج آقا سلام، ...

امام حسین، هشتم بلند شد از آنجا [مکه] بیرون آمد. اگر همه از امام اطاعت می‌کردند که امام حسین را نمی‌کشتند. همه رفتند آنجا که حاجی بشوند، [به آنها بگویند:] حاج آقا سلام، حاج آقا سلام. حاج آقا هم یک باد به خودش بکند؛ دنبال امام حسین (علیه السلام) نیامدند [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام حسین]

چه کسی این بو را می‌شنود؟ امام صادق [و امام باقر] ؛...

مگر امام صادق (علیه السلام) نمی‌فرماید عده‌ای از یمن نزد پدرم امام باقر (علیه السلام) آمدند، پدرم اینها را در آغوش می‌گرفت و می‌گفت: صادق جان! این‌ها بوی ولایت می‌دهند؟! چه کسی این بو را می‌شنود؟ امام صادق [و امام باقر] ؛ پس بیایید مشامتان را از دنیا خالی کنید! تا کی نگاه به دنیا و اهلش می‌کنید؟! تا کی نگاه غیرِ امر می‌کنید؟! این‌ها که بو ندارد! بوی ظلمت دارد! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان با متقی]

بشیر گفت: دو مرد باقی مانده. یکی امام سجاد (علیه السلام)، یکی امام باقر (علیه السلام). خدا می‌داند مدینه چه خبر شد...

امام سجاد (علیه السلام) گفت: این‌ها را حرکت بدهید. این‌ها را حرکت دادند رو به مدینه. مدینه که رسیدند، امام سجاد (علیه السلام) گفت: بشیر پدرت شاعر بوده. تو برو اهل مدینه را خبر کن. او آمد پرچم سیاه دست گرفت و وارد مدینه شد. مدینه هم خبر شدند و همه آمدند. گفت: بیایید سر قبر رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌گویم. حالا سر قبر رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد. آن‌ها هم می‌گویند حسین چه شد؟ آن‌ها هم می‌گویند اکبر چه شد؟ آن‌ها هم می‌گویند قاسم چه شد؟ او می‌گوید ابالفضل چه شد. تمام اهل مدینه سراغ می‌گیرند. بشیر گفت: دو مرد باقی مانده. یکی امام سجاد (علیه السلام)، یکی امام باقر (علیه السلام). خدا می‌داند مدینه چه خبر شد [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: اربعین ۹۲]

[امام] گفت: ای جوان، از سر این کار بگذر. این زینی که الان روی اسب هست، می‌دانم درختش را چه کسی نشانده است...

منصور گفت: امام باقر (علیه السلام) را برو سوارش کن و بیاور. [امام] گفت: ای جوان، از سر این کار بگذر. این زینی که الان روی اسب هست، می‌دانم درختش را چه کسی نشانده است، چه کسی بریده است، چه کسی ساخته، چه کسی به آن زهر زده است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: اربعین ۸۷]