شب قدر، شب شکرانه است...
شب قدر، شب شکرانه است. بگو: خدایا! شکر، ولایت به من دادی. خدایا! شکر، متقی به من دادی. خدایا! شکر، پسر خوب به من دادی. خدایا! شکر همسر خوب به من دادی. خدایا! شکر، رفیق خوب به من دادی. خدایا! شکر، آدم ناجور طرف من نیامده است. خدایا! شکر، تو توفیقم دادی که در جلسه ولایت حاضر شوم. تمام اینها را در شب قدر، شکرانهاش را به جا بیاور؛ چون شبی است که با امام زمان (عج الله تعالی فرجه) نجوا میکنی. از امام زمان (عج الله تعالی فرجه) بخواهید فرزندانتان وصل بشوند. خدا هوا و هوس را از دلشان بیرون ببرد. از خدا بخواهید جوانانتان را به شما ببخشد. در حق فرزندانتان دعا کنید. از خدا بخواهید ولایتتان ثابت بشود، و از شما گرفته نشود. از خدا بخواهید دستتان جلوی خلق، دراز نشود و خدا شما را کفایت کند. از خدا بخواهید حق الناس گردنتان نباشد. از خدا بخواهید از آن کسانی باشیم که با ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) از دنیا برویم. از خدا بخواهید که قدرت ما را نگیرد و زمینگیر نشویم. خدایا! ما را با ولایت کامل و بدن سالم از این دنیا ببر. خدایا! ما از آنهایی نباشیم که در آخرالزمان بی دین از دنیا میروند.
شب قدر، شب عهد و پیمان کردن با امام زمان (عج الله تعالی فرجه) است...
شب قدر، شب عهد و پیمان کردن با امام زمان (عج الله تعالی فرجه) است با امام زمان (عج الله تعالی فرجه) عهد و پیمان میبندیم که تا توان داریم گناه نکنیم، تا توان داریم فرمان ببریم. شب قدر، شب عوض شدن است، بیایید عوض شویم یعنی خودمان را در دامن امام زمان (عج الله تعالی فرجه) بیندازیم. آسوده خاطرم که در دامن توامدامن نبینم که در دامنش روم(امام زمان)دامن به غیر دامن تو بی محتوا بوددامان توست، اتصال به ماورا بود (امام زمان)شب قدر، شب توبه است. بگو: خدا! من را درست کن، چشمم نگاه به نامحرم کرده، درست کن. زبانم دروغ گفته، درست کن. گوشم غیبت شنیده، درست کن. پایم طرف بدعتگذار رفته، درست کن. فکرم هیجانی است، درست کن. شب قدر، تمام مشکلاتت را روی کاغذ بیاور، به خدا بگو تا اصلاح کند. والله، روایت داریم: اگر شب قدر آمرزیده نشویم، کار ما مشکل است. میگوید: باید بروی عرفه تا آمرزیده شوی. شب قدر، خودت را آماده فهم ولایت کن. از امام صادق (علیه السلام) پرسیدند: یابن رسول الله! شب قدر چه کار کنیم؟ فرمودند: برو علم یاد بگیر، نفرمود: سواد! علم یعنی چه؟ یعنی برو فهم ولایت را یاد بگیر. افضل همه عبادتها، علم یاد گرفتن است؛ یعنی فهم ولایت. شب احیا، شبی است که باید دلت را احیا کنی. ارتباط با خدا داشته باشی و به او راست بگویی. کنار برو و هر آنچه که داری زمین بگذار. با خدا حرف بزن! بگو: خدا! من را بیامرز، من را از شرک و مشرکی پاکیزه کن، من را از اینکه خدمت به مردم نکردم، از اینکه حاجت برادر مؤمن را برآورده نکردم، پاکیزه کن.
هنوز شب قدر نیامده چشمم گریان است...
خدا میداند هنوز شب قدر نیامده چشمم گریان است. میخواهم بخوابم، خوابم نمیبرد. مینشینم و نگاه میکنم. شبی جلوی رویم آمده با گناهانم، آیا امام زمان (عج الله تعالی فرجه) میآید و از سر گناهانم میگذرد؟شب قدر برو گوشهای، چراغها را هم خاموش کن، بیتوته کن. با امام زمانت (عج الله تعالی فرجه) حرف بزن، امام زمان (عج الله تعالی فرجه) میشنود. از امام زمان (عج الله تعالی فرجه) بخواه که از خدا بخواهد گناهان گذشتهات را بیامرزد، قلم عفو بر گناهانت بکشد و در پناه خودش حفظت کند. از امام زمان (عج الله تعالی فرجه) بخواه که به ولایت وصل باشی. وصل به امام زمان (عج الله تعالی فرجه) باشی. اتصال به امام زمان (عج الله تعالی فرجه) ، اتصال به کل خلقت است، بیا وصل بشو، چرا وصلت نکند؟ به گناهان و اشتباهات خودت اقرار کن! مقام، دکتری، مهندسی، عزت کردن مردم، مال و ثروت و تمامی عناوین را کنار بگذار و در شب قدر، خودت را در مقابل خدا و امام زمان (عج الله تعالی فرجه) محتاج بدان، آن وقت ببین چه کارت میکند! اگر امام زمان (عج الله تعالی فرجه) قبولت کند، با این چشمت عالم را میبینی و چشم ماورایی پیدا میکنی. عزیزان من! شب قدر شب تقدیرات ما است. امشب شبی است که مطابق هزار ماه است، شما اسیر شکمت نباش؛ یک قدری کمتر بخور، یک قدری توجه داشته باش، مبادا در شب قدر بخوابی، خودت را آماده کن که بگویی: خدا، علی (علیه السلام) ، زهرا (علیها السلام) . شب قدر، شب قدردانی از ولایت است، شب گدایی است. ما باید گدای ولایت باشیم و بفهمیم کسری داریم، هستی نداریم. هستی بشر و هستی کل خلقت ولایت است.
اگر همه آبهای آسمان را روی من بریزند، میسوزم؛ اما در زمان رجعت شفا پیدا میکنم...
« به حضرت عباس جگرم خون است و دائم میسوزم. میبینم مردم عبادتی شدند و اسلامی! اینها ولایی نیستند. گفتم اگر همه آبهای آسمان را روی من بریزند، میسوزم؛ اما در زمان رجعت شفا پیدا میکنم. آخرالزمان از بعد رسول الله شروع شد؛ اما در این زمان افشا شد و خدا هم گفت یکی با دین از دنیا برود ملائکه آسمان تعجب میکنند. آیا فکر کردید یا هنوز در عبادتید؟ بیایید در صداقت! »
«شبی در عالم رؤیا قیامت را سیر کردم، بیشتر مردم یا کفن نداشتند یا یکی دو تکه داشتند...
«شبی در عالم رؤیا قیامت را سیر کردم، بیشتر مردم یا کفن نداشتند یا یکی دو تکه داشتند. تمام مردم باید از یک جا رد میشدند که به آن پل صراط میگویند، همه نگران بودند و هیجان داشتند. چه روزگارهایی داریم و عین خیالمان هم نیست، ما خیلی پوست کلفتیم! یک روایت داریم اگر بفهمید چه به سرتان میآید خنده به لبتان نمیآید؛ اما دوستان امیرالمؤمنین در قیامت با تمام شلوغیهایش فارغ و سرافرازند. انشاءالله شما همینطور باشید. من یک گوشهای فارغ بودم و نگاه میکردم، نامهام به دستم بود و مانند تیتر روزنامه به آن نوشته بود: «ولایه امیرالمؤمنین علی» . یک سید این طرف پل و یک سید هم آن طرف بود، نامهام را نشانشان دادم، گفتند: باید از این جا هم رد بشوی. در قیامت ائمه همه کاره هستند. (در این دنیا که نگذاشتند آنها امر و باطن کار را افشا کنند، حالا هم نمیگذارند متقی حرفش را بزند. کمی از آن را میگوید. آن موقع هم نمیگذاشتند. البته جلوی امام زمان را نمیتوان گرفت.)
شرط ولایت و شرط ایمان این است که دائم برای مصیبت آنها بسوزی!...
آقا! تو هفتاد، هشتاد سال از عمرت میگذرد، آیا امام زمان را دیدهای؟! شرط ولایت و شرط ایمان این است که دائم برای مصیبت آنها بسوزی! انسان نباید ائمه را فراموش کند. چون که اصل ولایت و اصل دین آنها هستند. در آخرالزمان شده فراموشی ولایت و شناسایی دنیا! این است که میگوید بیدین از دنیا میروید. اصل جهنم و فساد دنیا، اهل دنیا هستند. هر کس آنها را میخواهد با آنها محشور میشود، شما هم که ائمه طاهرین را میخواهید با ائمه محشور میشوید؛ چون امام سجاد میفرماید: اگر سنگی را دوست داشته باشید با آن محشور میشوید، یا پیامبر فرمود: به عمل هر قومی راضی باشید از آن قوم هستید. حالا آخرالزمان دست از ائمه بر میدارند و دنبال خلق میروند.
در رجعت «من» نابود می شود...
رجعت پیروزی تمام این دنیاست. تمام جنگها محدود بوده است و یک عدهای را میزدند، جنگ صفین، جنگ جمل… ؛ اما رجعت جهانگیر است، امام زمان تمام جهان را میگیرد. حکمران تمام این دنیا یک نفر میشود، آن هم امام زمان است. تمام حکمرانها از بین میروند، آن وقت «من» نابود میشود. الان او میگوید «من»، انگلیس میگوید «من»، آمریکا میگوید «من»، همه میگویند: ما درست میگوییم! اما آن درستیِ خیالی است، درستی تأییدی فقط حکومت امام زمان است. آن وقت تمام این دنیا میشود عدالت!
متقی فقط دلش میخواهد مردم را هدایت کند...
امام صادق میفرماید: اگر تشت طلایی بر سر وجیهترین دختر دنیا باشد و از مغرب عالم به مشرق و از مشرق به مغرب برود، هیچ کس نه نگاه به خودش و نه به تشتش میکند! «به تمام آیات قرآن! متقی همین طور است، به هیچ چیزی کار ندارد، فقط دلش میخواهد مردم را هدایت کند.»
انتظار الفرج، افضل العباده...
گناه، پیروی خلق است. شیعه، وصل به امام زمان است، امام زمان هم وصل به خداست؛ اما بقیه مردم وصل به خلقند و خلق هم وابسته به شهوت است. انتظار الفرج، افضل العباده؛ یعنی باید انتظار چنین روزی را بکشیم که حتی یک کافر هم روی زمین نباشد و همه بگویند: «لا اله الا الله، محمد رسول الله، علی ولی الله، امام زمان حجه الله» و آن روز رجعت است! امروز مردم آزادند که به هر کس بگویند خدا، به هر کس بگویند پیامبر، به هر کس بگویند اولو الامر؛ اما امام زمان این آزادی را از آنها میگیرد و یک دین واحد میشود. خدا میداند چه خبر میشود! یک قدری طول میکشد تا همه دنیا اصلاح شود.
کسی رفوزه آخرتی است که از ولایت و امر ائمه طاهرین جداست و پیرو خلق است...
ببین شما که درس میخوانید، اگر رفوزه بشوید چه قدر ناراحتید؟ این رفوزگی دنیاست و جبران دارد؛ اما رفوزه آخرتی جبران ندارد. کسی رفوزه آخرتی است که از ولایت و امر ائمه طاهرین جداست و پیرو خلق است. به همه با سوادها ابلاغ میکنم که آیا فکر کردهاید که ما رفوزه ولایت نباشیم تا دستمان از بهشت و فردوس و جنات کوتاه نباشد؟ آیا غصه خوردهاید بین شما و زهرای عزیز و ائمه اطهار جدایی نیفتاده باشد؟ امام صادق هم میفرماید: دوستان ما عضو ما هستند، اگر گناه کنند جدا میشوند.
همیشه در فکر امام زمان باش...
اینکه میگوید انتظار الفرج افضل العباده؛ یعنی همیشه در فکر امام زمان باش. یک دفعه میبینی امام زمان آمد و هیچ کاری برای رجعت نکردهای. چه قدر آدم سرافراز میشود که جزء غاصبین نیست، جزء بدعتگذاران نیست، جزء ظلمکنندگان نیست، جزء تعدیکنندگان نیست، جزء عدالت است، جزء سخاوت است، جزء شجاعت است. چه قدر آدم سرافراز است؟
شرط اسلام این است که تو ولایت را بخواهی...
کار متقی این است که مردم را به ولایت دعوت میکند. ولایت چیست؟ ولایت توی خدا بوده است، ولایت تجلی خداست، ولایت، امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) است که مقصد خداست. حالا شما که این حرفها را میزنید، باید ولایت داشته باشید، اسلام شرط نیست، خیلیها اسم و رسم دارند؛ اما ولایت ندارند، شرط اسلام این نیست. شرط اسلام این است که تو ولایت را بخواهی؛ آن وقت خدا ولایت به تو میدهد؛ اما ما شهوت میخواهیم، به خدا هم کاری نداریم، این است که بدبخت و بیچاره میشویم. اگر ولایت داشته باشید، تمام خلقت به شما ارادت دارند. آصف ولایت داشت که تخت بلقیس را آورد، شما هم اگر ولایت داشته باشید، در نظر دوازده امام، چهارده معصوم (علیهم السلام) هستید. اصل، ولایت امیرالمؤمنین علی است. کسی که ولایت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را دارد، جواب کون و مکان در اختیار آن آدم قرار میگیرد. کون و مکان چیست؟ امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) است. ولایت، تمام خلقت در اختیارش است؛ کسی هم که ولایت دارد، تمام خلقت را در اختیارش میگذارد. چه کسی تمام خلقت در اختیارش است؟ فقط متقی.
یا سلمان! اگر همه خلقت یک طرف رفتند، تو برو طرف «علی»...
یا سلمان! اگر همه خلقت یک طرف رفتند، تو برو طرف «علی»
روح کیست؟ ولایت است...
«انا انزلناه فی لیله القدر، و ما ادراک ما لیله القدر، تنزل ملائکه و الروح» به چه کسی نازل میشود؟ به روح نازل میشود، روح کیست؟ امام زمان، روح کیست؟ ولایت است، روح کیست؟ امام زمان، روح کیست؟ ولایت است، کجا میروی؟ گفت: هزار چراغ دارد و بیراهه میرودبگذار تا رود و ببیند سزای خویشصد بار بدی کردی و دیدی ثمرش راخوبی چه بدی داشت که یک بار نکردی؟!
دلتان را احیا کنید...
قربانتان بروم، عزیز من، فدایتان بشوم، بیایید جوری بشوید، خدا از شما حمایت کند، جوری بشوید پیغمبر دنبال شما بدود. مگر نمیگوید: «ان الله و ملائکته یصلون علی النبی، یا ایها الذین امنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما»؟ مگر به کل خلقت نمیگوید تسلیم بشوید. بابا، بفهم پیغمبر تسلیم علی است، تسلیم یک دوست علی است، چرا متوجه نیستید؟ به کل خلقت میگوید: تسلیم پیغمبر بشوید. کل خلقت تسلیم پیغمبر است، او تسلیم علی است. احیاء یعنی این، برو قرآن سر بگیر، دعای جوشن کبیر هم بخوان و مردم را هم نگذار بخوابند! این احیاست، دلتان را احیا کنید، فدایتان بشوم، قربانتان بروم، عزیزان من، قدر این حرفها را بدانید، والله، القای ولی الله الأعظم است.
والله، کجا توی مسجد میروی؟ تو حیضی...
به علی قسم، از اول ماه مبارک تا آخر ماه مبارک رمضان کار کنید، ثلث این حرفها را هم حالیمان نیست. کجا توی مسجد میروی؟ بیا این حرف را بفهم، علیشناس شو. ما علیشناس که نیستیم، مقصد علی را میکشیم. اگر ابن ملجم که علی را کشت، بعضی از ما مقصد علی را میکشند. تو مواظب مقصد علی باش. عزیزان من، قربانتان بروم، فدایتان بشوم، تو باید خدا را بشناسی، امرش را هم بشناسی، با شناخت بگیر بخواب، با شناخت برو در بیابان، با شناخت واجبات به جا بیاور. والله، بالله، هفتاد هزار ملک میآید، میگوید: مؤمن، مبارک باد. این ملائکه که به وجود علی خلق شده، به نور علی خلق شده، تمام اینها مواظب شیعه هستند. هفتاد هزار تایش میآید، اینجا نوکرت میشود؛ اما تو علی را بشناس، ولایت را بشناس. پیغمبر آخرالزمان، تمام فتنهها را میگوید، بچهها اینجور میشوند، زنها اینجور میشوند، … تمام این حرفها را که زده، گفت: چه کار کنیم یا رسول الله؟ واجباتت را به جا بیاور، ترک محرمات کن، منتظر امام زمانت باش؛ یعنی منتظر امر باش. اگر میگوید: منتظر امام زمان باش، نه منتظر اینکه اینجا بیاید، منتظر امرش باش که دارد به تو صادر میشود؛ ثواب هزار شهید میبری. والله، کجا توی مسجد میروی؟ تو حیضی. کجا میروی توی مسجد؟ چه پولی خوردی؟ چه پولی کردی؟ چه کار کردی؟ چند نفر را اذیت کردی؟ مسجد که از مسجدیتاش خارج نشده است، تو خارجش کردی، تو سینمایش کردی، مسجد که احترام دارد. چرا؟ خجالت میکشم بگویم در آخرالزمان به اهل مسجد چه میشود؟ نمیگوید به مسجد، میگوید به اهل مسجد. پس من تقصیر دارم که میآیم در مسجد. آیا شب احیاء دل یکی را خوش کردی؟ آیا رضایت پدر و مادرت را حاصل کردی؟ آیا دل یکی را شکستی، رفتی دل آن شکسته را حداقل درست نمیکنی، بندش بزن. آیا انفاق کردی؟ آیا دو سال، دو سال، به این بندههای خدا سر نزدی، سر زدی؟ آیا اطاعت کردی؟ کجا میروی توی مسجد؟ منبع:
عرش خدا زیر پای علی است...
عزیز من، بیایید حرف بشنوید. امشب که شب قدر است، از این حرفها قدردانی کنید، از علی بن ابیطالب قدردانی کنید، از مقصد خدا قدردانی کنید، قدردانی از اینکه امر او را اطاعت کنید. من در جای دیگر گفتم و امشب هم تکراری میگویم، تمام خلقت آنچه را که هست و نیست؛ چرا میگوید عرش خدا زیر پای علی هست؟ علی پا در عرش خدا میگذارد. یک وقت گفتم عرش خدا مقری است که اطلاعیه به تمام خلقت میدهد، اما مکه اطلاعیه به اهل دنیا میدهد. حالا میگوید: عرش خدا زیر پای علی است؛ یعنی چه؟ یعنی عزیزان من، الان باید امر ولی الله الاعظم، وجود امام زمان را اطاعت کنید. به اینکه ما حساب میکنیم که امام اول علی است، امام دوم حسن و امام سوم حسین الی آخر نیست. اینها مثل اسم میماند. اسم تو حسین است، آیا حسین هستی؟ اسم تو حسن است، آیا امام حسن هستی؟ نه؛ اسمت است. ما الان اسممان اینطوری است که میگوییم اینها را دوست داریم. کجا تو دوست داری؟ عزیز من، تو چه سنخهای هستی؟ خانم، تو با حضرت زهرا چه سنخهای داری؟ او باید شفاعت تو را بکند. عزیز من، تو چه سنخهای با علی (علیه السلام) هستی؟
شب احیا به مکان، خیلی پابند نباشید...
پس دوباره تکرار میکنم شب احیا به مکان، خیلی پابند نباشید. … تو خودت مکان هستی، یک گوشهای بیا با امام زمان بیتوته کن. آقاجان، ما بد کردیم. آقاجان، گناهان ما را بیامرز. آقاجان، ما را در پناه خودت راه بده. دلت را احیا کن. والله، اشتباه به ما گفتند و اشتباه فهمیدیم و اشتباه فهمیدند. مگر امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نیست که میآیند به او میگویند: یا امیرالمؤمنین، علی جان، از تمام علما، فقها، حفاظ قرآن سوال کردیم، در هفته چه روزی خوب است؟ گفتند: شب جمعه. در ماه چه روزی بهتر است؟ گفتند: اول ماه. در سال چه روزی بهتر است؟ گفتند: شب قدر. میگوید: من که علی بن ابیطالب هستم، میگویم: روزی که گناه نکنی. عزیز من، در این شب قدر، باید از خدا قدردانی کنی از اینکه ولایت به تو داده است، آتش جهنم را به تو حرام کرده است. قدردانی کن. چه کسی میتواند آتش را برای ما حرام کند به غیر علی بن ابی طالب یا خدا؟ آقا جان، بیا فکر کن، اگر بخواهی در چالهای بیفتی و کسی بیاید و دستت را بگیرد، تا آخر عمرت ممنون او هستی؛ این ولایت، شما را از آتش نجات میدهد. والله، آتش را خاموش میکند. والله، آتش به امرش است. منبع:
کجا کسی که سخی نیستی، کجا کسی که مردم را اذیت میکنی، کجا کسی که دروغ میگویی ثواب هزار ماه را میبری؟...
حالا این هزار ماه را که روایت داریم ثواب میبرد، به چه کسی میدهد؟ شما توجه کنید؛ کسانی که از بعد از پیامبر اکرم، دست از علی بر نداشتند، نه اینکه مشاور درست کنند، آنها هستند؛ سلمان، اباذر، میثم، مقداد است که ثواب هزار ماه میبرد. تو اگر از آنهایی، ثواب هزار ماه را میبری،کجا نزولخور، کجا بد چشم، کجا خیانت کار، کجا کسی که سخی نیستی، کجا کسی که مردم را اذیت میکنی، کجا کسی که دروغ میگویی ثواب هزار ماه را میبری؟ حالا در مسجد آمدهای، قرآن سر گرفتی. «بک یا الله، بک یا الله» به تمام آیات قرآن، قرآن به تو لعنت میکند. تو باید امر را اطاعت کنی، امر قرآن را اطاعت کنی. امر قرآن، علی است، امر خدا، علی است، امر دوازده امام، چهارده معصوم، علی است، تو باید امر را اطاعت کنی. آخر، این قرآن سر گرفتن ها چه چیزی دارد که تو میگویی؟ بگذارید مصداق بیاورم. مگر آنها قرآن سر نمیگیرند؟ به ارواح پدرم، قرآن را زمین گذاشت، گفت: لعن علی ابوک، لعنت به پدرت، چرا قرآن را زمین گذاشتی؟ این کاغذ و قلم را احترام میکند؛ اما قرآن ناطق را که علی است، احترام نمیکند، قبول ندارد. والله خدا از ولایت حمایت میکند. منبع:
بنا شد ما نفسمان را احیاء کنیم، این نفس سرکش را احیاء کنیم...
حالا بنا شد احیاء چه کار کنیم؟ عزیزان من، فدایتان بشوم، بنا شد ما نفسمان را احیاء کنیم، این نفس سرکش را احیاء کنیم، این خیالهای باطل را احیاء کنیم، این فکرهای باطل را احیاء کنیم، این خیالهای ناجور را احیاء کنیم. امشب شب احیاء است، امشب شب قدر است. اگر معامله ربوی کردی، بگو: خدایا، دیگر نمیکنم. اگر کسی از تو ناراضی است، بگو: ای خدا، تو گفتی: هر کسی از تو ناراضی باشد، هیچ عبادتت قبول نمیکنم، چقدر مردم را اذیت میکنند؟ چه کار میکنند؟ شب احیاء و چه شعرهایی میخوانند. چه کار دارند میکنند؟ تا نصف شب «الغوث» میگوید، «الغوث، الغوث، ادرکنی، ادرکنی» تو چه میگویی؟ … امام صادق معلوم کرده است. میگوید: دور هم مینشینید، حرف ما را برنید؟ میگوید: بله. میگوید: من غبطه میخورم. احیاء باید جوری باشد که امام صادق غبطه بخورد. این احیاء است. چرا امام صادق میگوید: حرفهای ما را میزنید؟ میگوید: یعنی دارید تمرین ولایت میکنید، دارید امر ما را اطاعت میکنید، حرف دیگر نمیزنید، حرف لغو نمیزنید، حرف ما را دارید میزنید. حرف ما، امر خداست. منبع:
علم یعنی چه؟ یعنی فهم ولایت یاد بگیر...
آقا جان، وجدان داشته باش، آقا جان، فکر داشته باش، اگر مغزت خسته است برو بخواب، اگر کمبنیه هستی به قول من یک آب سیب بخور، یا آب گلابی بخور، یک خرده امروز عشق بکن، خودت را آماده فهم بکن، خودت را آماده ولایت بکن. چرا به شما میگوید: برای شب قدر، برو روز بگیر بخواب؛ آنجا آماده باش؟ من روایت میگذارم رویش که قبول کنید. عزیزان من، مگر شب قدر خدمت امام صادق نمیآید، میپرسد: یابن رسول الله، شب قدر چه کار کنیم؟ میفرماید: برو علم یاد بگیر. نمیگوید سواد! به شما جسارت نکنم. با سوادها، سوادتان سر جایش است؛ خیلی زحمت کشیدهاید تا مهندس شدهاید، تا آیت الله شدهاید، ما از زحمتهای همه شما تشکر میکنیم. اما میگوید برو علم یاد بگیر، علم یعنی چه؟ یعنی فهم ولایت یاد بگیر. میگوید افضل عبادت چه است؟ یاد گرفتن علم است؛ یعنی بفهم.
عزیز من، امشب باید مُحرم باشی...
عزیز من، امشب باید مُحرم باشی. بگو خدایا، ما امشب دیگر مُحرم شدیم. مُحرم؛ یعنی کسی که لباسش را در میآورد و آنجا میاندازد. اما مُحرم باید خیالش را دربیاورد و آنجا بیندازد؛ نه مثل حاجیها که لباسشان را در میآورند و وقتی برمیگردند و همین کارها را میکنند. خدا حاج شیخ عباس را رحمت کند، میگفت: اگر مکه رفتی، عمره رفتی، اگر برگشتی و عوض شدی درست است؛ ولی اگر نشدی، همان که هستی، هستی. کدام از ما عوض شدیم؟ من که نمیدانم عوض شدم یا نه. … چرا میگوید: اگر یک نفر با دین از دنیا برود، ملائکه آسمان تعجب میکنند؟ از بس که فساد همه جا را فرا گرفته است، از بس فساد، زمین را فرا گرفته است. امروز، فساد و گناه جرم نیست، خب، هر کسی، هر کاری میخواهد انجام میدهد. … لامروت، شیعه باید پرچم علی باید در خانهاش باشد. تو شیرهای. چه پرچمهایی بالای خانههایتان هست؟ آرام، تو باید پرچم «انا فتحنا لک فتحا مبینا» بالای خانهات باشد. آیا تو شیعه هستی؟ آره!!!، ما پرچم «فتحاً مبینا» را برافراشته کردیم، ما دنبال بدعتگذار نرفتیم، ما دنبال عرقخورها نرفتیم، دنبال مردمی که اینجور هستند، نرفتیم. ما ثابت هستیم. پرچم «انا فتحنا لک فتحاً مبینا» بالای سر خانه ماست. انشاء الله باید با امام زمان (عج الله تعالی فرجه) بیعت کنید، این پرچمها را از بالای خانهتان دور بکنید و این پرچمها را افراشته کنید. مگر امام حسین (علیه السلام) به زینب (علیها السلام) نگفت: عزیز من، خواهر من، دارند در شام به پدر ما لعنت میکنند، باید بروی پرچم یزید را پایین بیاوری، پرچم پدرمان را نصب کنی. من هم امشب میگویم بیایید این پرچمها را از بالای خانهتان بردارید، پرچم علی (علیه السلام) را نصب کنید. الحمد لله حضرت زینب (علیها السلام) کرد. چنان یزید را محکوم کرد که یک هفته کاخ سلطنتیاش را دست زینب (علیها السلام) و امام سجاد (علیه السلام) داد. منبع:
تو الان که داری با خدا حرف میزنی، حواست جای دیگر است...
تو الان که داری با خدا حرف میزنی، حواست جای دیگر است. … من یک مثالی میزنم که اشخاصی که مثل من هستند، حالیشان شود، شما که فهمتان خیلی بالا است. من الان میآیم و میگویم صد هزار تومان قرض دارم و خدایا به من بده. همینطور که دارم میگویم بده، میگویم: خب، اگر نشد، بیست تومان از آن را از کسی میگیرم، سی تومان هم از کسی دیگر. دارم درست میکنم. میگوید: چشمت کور شود، برو، درست کن. «وابستگی»؛ یعنی این. خب، صاف به خدا بگو: درست کن، خدا هم میدهد. خودت درست نکن، درستکردن خلق، خرابی است. کار، درست است، درستکردن تو خرابی است. این دارد به حساب خودش درست میکند. خب، میگوید: برو گم شو، برو رد کارت. ما باید وقتی از خدا میخواهیم، خلق را نبینیم، واسطه را نبینیم، «وابسته» نشویم. اگر به تو نداد، به من لعنت کن. ما هنوز هم که یک چیزی میخواهیم، میگوییم: بابایمان یک مقدار کمک میکند، عمو یک مقدار کمک میکند، یک چیزی هم داریم، آن را میفروشیم؛ دارید درست میکنید. خب، تو که داری درست میکنی، خدا دیگر کجا را درست کند؟ (صلوات) منبع:
آمدند امیرالمؤمنین را کنار گذاشتند و «وابسته» به عمر و ابابکر شدند...
امشب شب قدر است، امشب شب قتل است، ما باید حرف دیگری بزنیم. من میگویم «وابستگی» خیلی بد است. آمدند امیرالمؤمنین را کنار گذاشتند و «وابسته» به عمر و ابابکر شدند، تو به چه کسی «وابسته» هستی؟ من به چه کسی «وابسته» هستم؟ به تمام آیات قرآن، در جمع تمام ماوراء نگاه میکنم، هیچ کس مظلومتر از حضرت علی (علیه السلام) و حضرت زهرا (علیها السلام) نبوده و نیست. ببین «وابستگی» آنها را به کجا کشاند؟ اینقدر «وابسته» شدند که یک دفعه گفت: اینها مرتد و کافر هستند. آقای نمازخوان و مکهبرو و جهادبرو و زیارتبرو و نماز شبخوان، آیا باید اهل جهنم باشد؟ علی ندارد. «وابسته» شده است، شما هم «وابسته» هستید. پس لا اقل این چیزی که در منزل شما است، شما نگاه نکن، عشقش را نداشته باش، محبتش را نداشته باش. عزیز من، نگاه عشقی نکن، آخر، شما چقدر خارج رفتی و نگاه عشقی کردی، دیگر بس است. … جوانها، تو که اینقدر نگاه میکنی، آنها را دوست داری؟ انگلیسها، خوشگل و خوشتیپ هستند. وقتی دوست داری، با آنها محشور میشوی. منبع:
امیرالمؤمنین بالاتر است یا ماه؟ حضرت زهرا صدیقه طاهره بالاتر است یا ماه؟...
من خدمت رفقای عزیز عرض کردم، یک وقت آقای فرحزاد اینجا تشریف آورد، گفت: من چند وقت است که در ماه مبارک رمضان دارم سخنرانی میکنم؛ کانّه هیچ گناهکاری نمیماند، خدا همه را میبخشد. بنا کرد صحبت کردن؛ کارش عبادت است، نشستنش عبادت است، خوابیدنش عبادت است، ملک به این طرف و آن طرفش میکند. خیلی شرح داد که این ماه رحمت است، خدا دعوتمان کرده است، همه اینها را گفت. گفتم: آقای فرحزاد، امام حسین بالاتر است، پیغمبر بالاتر است یا ماه؟ امیرالمؤمنین بالاتر است یا ماه؟ حضرت زهرا صدیقه طاهره بالاتر است یا ماه؟ ماه، در گردش افلاک است؛ امام حسن و امام حسین بالاتر است یا ماه؟ چرا اینها خدمت آنها بودند ولی اهل جهنم هستند؟ گفتم: این که گفتم چطور است؟ گفت: از این بهتر اصلاً نیست. اینقدر این حرف خوب و قشنگ است. گفتم: این که نیست؛ تو خودت باید مکان باشی. نمیخواهم به مکان جسارت کنم. من دلم میخواهد در این حرفهای من مطالعه کنید. اگر کشش نداشته باشی، والله، پا شو با امام زمانت رابطه کن، به شما کشش بدهد. منبع:
خانم های عزیز، کینه همدیگر را نداشته باشید. اگر تو پیرو زهرایی، پیرو علی هستی، گذشت داشته باش...
عزیز من، قربانت بروم، ببین، کینه نداشته باش. خانم های عزیز، کینه همدیگر را نداشته باشید. اگر تو پیرو زهرایی، پیرو علی هستی، گذشت داشته باش. چرا ماه مبارک رمضان گذشت نداری؟ مگر نمیگوید یک دوست علی از دستت ناراحت باشد، خدا هیچ عبادتت را قبول نمیکند. عزیزان من، برادران عزیز، بیایید امروز مانند امیرالمومنین بشویم. حالا آن آدمی که به تو تهمت زده، یا یک کاری کرده، دیگر از ابن ملجم که بدتر نیست؛ گذشت داشته باش. به تمام آیات قرآن، از اول عمرم همهاش گذشتم. فحش به من دادند، فحش ناموس به من دادند، باز هم میرفتم در راهش میایستادم، میگفتم: اِه، شما، سلام علیکم، همچنین نگاهم میکرد، تعجب میکرد. گفتم: بابا، حالا تو ناراحت بودی، دو تا فحش هم به ما دادی، چیزی نیست؛ حالا چرا رویت را از ما بر میگردانی؟ میگفتم: مبادا، این خجالت بکشد که این فحشها را به من داده است، این کارها را کرده، مبادا خجالت بکشد. والله، همین در فکر من است. میگفتم: این یک روز برای من ناراحت نباشد. این درست است. این دِل، دِل علی هست. این دِل، دِل امر علی هست. چرا ما با هم کینه داریم؟ قربانتان بروم، یک وقت میبینی احیا رفتی، نماز خواندی، مکه رفتی، مگر امر را قبول نداری؟ میگوید: یک برادر مؤمن از دستت ناراضی باشد، هیچ عبادتت را قبول نمیکنم. چرا قبول نمیکند؟ تو متقی نیستی. تو گذشت نداری، متقی، اصحاب یمین، باید گذشت داشته باشد، هم مالش را انفاق کند، هم خودش را انفاق کند، هم امرش را انفاق کند، «من» نداشته باشد. منبع:
به تمام آیات قرآن، اگر حقیقت ولایت در قلب ما باشد، اصلاً قدرت معصیت ندارید...
به تمام آیات قرآن، اگر حقیقت ولایت در قلب ما باشد، اصلاً قدرت معصیت ندارید. من چند جا به معصیتهای خیلی مهم روبرو شدم. اصلاً حربه و قدرتش را به کلی نداشتم. چرا؟ آن از تو گرفته میشود. تو نخواستی که هدایت شوی. خدا میگوید: اگر بخواهی هدایت شوی، من تو را هدایت میکنم. اگر بخواهی هدایت شوی، باید تشنه باشی. شما ماه مبارک رمضان را ببین؛ … چقدر تشنهاید؟ تشنه آب هستید. باید آب بخورید. جانم، ما باید تشنه ولایت باشیم. اگر هر چه به آدم بدهند، آدم ماه رمضان آب میخواهد. شربت هم که درست کنند، آدم، آب میخواهد. ما باید تمام این دنیا را ببینیم، گناهانش را ببینیم، ثوابهای مصنوعی را ببینیم، زیارتها را ببینیم، سیاحتها را ببینیم، تشنه ولایت باشیم. این درست است. آن تشنه ولایت که شدی، از تمام معصیتها گذران هستید. من به شما گفتم: چند دفعه من روبرو شدم، گذاران بودم. قربانتان بروم، شما گذران نیستید.
اول چیزی که میخواهید ولایتتان ثابت شود، دوم چیزی که میخواهید ولایت از شما گرفته نشود...
امیدوارم که این شبهای احیاء خیلی توجه کنید:اول چیزی که میخواهید ولایتتان ثابت شود، دوم چیزی که میخواهید ولایت از شما گرفته نشود، سوم چیزی که میخواهید دستتان جلوی خلق دراز نشود، چهارم چیزی که میخواهید خدا کفایتتان کند، یکی دیگر که از امام زمان میخواهید این است که القاء و افشاء بخواهید که حرف بیخودی نزنید. کسی را گیر نیندازید. به قول ما حرف بیخود نزنید، حرف لغو نزنید.
قبولی عبادت، ولایت است و قبولی ولایت، اطاعت...
قبولی عبادت، ولایت است و قبولی ولایت، اطاعت (کتاب ترجمه احکام)
رفقای عزیز! باید شکر ولایت کنید تا مبادا ولایت از کف ما بیرون رود....
خدایا! شکر، تو به ما ولایت و محبت آن را دادی. رفقای خوب به ما دادی، آدم ناجور طرف شما نیامده است. رفقای عزیز! باید شکر ولایت کنید تا مبادا ولایت از کف ما بیرون رود.
خدایا! شکر، ما خدا را نمیشناختیم، پیش متقی رفتیم، او ما را خداشناس کرد...
خدایا! شکر، ما خدا را نمیشناختیم، پیش متقی رفتیم، او ما را خداشناس کرد. خدایا! شکر که ما خداشناسی را یاد گرفتیم. خدایا! شکر که ما فارغ هستیم، پایبند به دنیا نیستیم، تو به ما فرصت دادی که به مجلس ولایت بیاییم، ما را گرفتار دنیا نکردی. خدایا! تو به ما پول دادی که به جلسه ولایت بیاییم، اگر ندار بودیم، ممکن بود که نمیتوانستیم بیاییم. خدایا! تو در الست یک کارهایی کردی، فکر ما بودی، حالا ما را در جلسه ولایت حاضر کردی.
خدایا! توبه ما مال دادی. خدایا! تو ما را سخی کردی!...
خدایا! شکر که ما سخی هستیم و قیامت گیر نیستیم. خدا در قیامت میگوید: «أین السخیون؟» کسی که سخی است، داخل بهشت شود. خدایا! توبه ما مال دادی. خدایا! تو ما را سخی کردی! من به خدا میگویم: خدایا! چه کسی مرا متقی قرار داده است؟ چه کسی مرا سخی کرده است؟ خدایا! تو کردی! از تو تشکر میکنم. خدایا! شکر که ما از اهل تسنن نیستیم! خدا فرمود: «هرکس عبادت انس و جن کند؛ اما امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را قبول نداشته باشد، با صورت در جهنم میاندازم.» خدایا! ما امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را قبول داریم، هرکس امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را قبول نداشته باشد، ما با او دشمن هستیم. آنهایی که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را قبول ندارند، اهل تسنن هستند، اهل تسنن پیرو عمر و ابابکر هستند. ما پیرو امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)، امام حسن (علیه السلام)، امام حسین (علیه السلام) و امام زمان (عج الله فرجه) هستیم. خدایا! از تو تشکر میکنیم که از اهل تسنن نیستیم، با عمر و پیروانش بد هستیم. چه کسی ما را این طوری کرده است؟ تو کردی. خدایا! ما از تو تشکر میکنیم، کار دیگری که نمیتوانیم بکنیم. منبع:
خدایا! شکر که بدنمان سالم است و میتوانیم امرت که برآوردن حاجت برادر مؤمن است را به جا آوریم...
خدایا! شکر که ما ذلیل نیستیم، الآن کسانی هستند که ده سال است در خانهاند. خدایا! شکر که بدنمان سالم است و میتوانیم امرت که برآوردن حاجت برادر مؤمن است را به جا آوریم، خدایا! از تو تشکر میکنیم.
چرا خدا را شکر میکنیم؟...
چرا خدا را شکر میکنیم؟ ما خدا را شکر میکنیم که امام حسین (علیه السلام) را به ما معرفی کرده، امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را به ما معرفی کرده، زهرای عزیز (علیها السلام) را به ما معرفی کرده است؛ شکر اصلی این است.
میخواهم تمام وجودتان بگوید علی! امام زمان! متقی!...
قرآن میفرماید: «و العاقبه للمتقین» یعنی متقی عاقبت را میبیند، شما باید تفکر داشته باشید؛ تا عاقبت را ببینید. اگر عاقبت را ببینید، این دنیا برای شما زندان است؛ چون خدا جا و مکان شما را در قیامت قرار داده است. میخواهم شما را در مکانی که امیرالمؤمنین (علیه السلام) برایتان قرار داده است، حاضر کنم؛ یعنی این خانه، آخرت است، میخواهم تمام وجودتان بگوید علی! امام زمان! متقی! «أنا مدینه العلم، علی بابها». تو باید دلت درِ علی باشد، کسی را در آن راه ندهی! تو این قدر در دلت کسی را راه دادهای که دیگر در آن جایی نیست! کوشش کنید دلتان به ولایت وصل باشد، یکی هم به متقی وصل باشد، او وصل به ماوراء، وصل به آسمان و وصل به عرش خداست. من از آمدن شما تعجب نمیکنم، از نرفتنتان تعجب میکنم که چرا نمیروید؟ ماندن خیلی مهم است! مگر خود ولایت شما را نگه دارد. شما متقی را حقبین و حقگو نمیدانید! تمام بدبختیتان این است که تشنه مردم، ریاست، کیاست، تماشا و عزت هستید نه تشنه ولایت! یک نفر خدمت امام صادق (علیه السلام) آمد و گفت: میخواهم خواب شما را ببینم. امام به او فرمود: آب نخور! شب خواب آب دید! ما هم تشنه ولایت نیستیم. منبع:
من به خدا گفتم: «خدایا! اگر مرا به جهنم؛ یا بهشت ببری، تو را دوست دارم...
من به خدا گفتم: «خدایا! اگر مرا به جهنم؛ یا بهشت ببری، تو را دوست دارم». آن وقت دیدم قیامت است، ملکی آمد و به من گفت: باید به جهنم بروی. میدانستم کسی که میتواند کاری برایم بکند، چهارده معصوم (علیهم السلام) هستند. گفتم: شما که پرونده مرا میبینید، اگر ناجور است، پیش حضرت زهرا (علیها السلام) بروم و التماس کنم که واسطه شود و جهنم نروم؛ اما اگر امر است، میروم. گفت: امر است، باید در جهنم بروی! «یا علی» گفتم و در جهنم پریدم. تمام آتش خاموش شد. من وسط جهنم ایستاده بودم، نگاه میکردم و میگفتم: خدایا! شکر که مردم راحت شدند! همه جهنم خاموش شد! مگر آتش، ولایت را میسوزاند؟ من شکر نمیکنم که چرا نسوختم، شکر میکنم که مردم راحت شدند! چه کسی این طور است؟ فقط متقی. منبع:
تمام اینها میسوزند و منتظر رجعت هستند...
امام حسین (علیه السلام) میفرماید: «من کشته جلسه بنی ساعدهام». نه امام حسین (علیه السلام) کشته جلسه بنی ساعده است، دوازده امام، چهارده معصوم (علیهم السلام) هم کشته جلسه بنی ساعده هستند، متقی هم کشته جلسه بنی ساعده است. همان طور که امام حسن (علیه السلام) میفرماید: «مادر ما را که کشتند، همه ما را کشتند! ما کشته شدیم، یک جان داریم!». متقی هم همین طور است. مگر من کشته نیستم؟ گفتم: اگر آبهای دنیا که هیچ، تمام آبهای آسمان را روی من بریزند، میسوزم. پس مرا هم سوزانده است! این دو نفر تمام انبیاء، تمام ملائکه، تمام انس و جن را سوزاندهاند. چطور سوزاندهاند؟ مگر برای امام حسین (علیه السلام) و توهینی که به او کردند، گریه نکردهاند؟ تمام اینها میسوزند و منتظر رجعت هستند.
اگر من بهشت را بخواهم، مثل حیوانی هستم که چیز میخواهد...
به خدا میگویم: «خدایا! اگر میخواهی مرا بسوزانی، یک جهنمی ایجاد کن و مرا در آن ببر! مرا پیش دشمنان امیرالمؤمنین (علیه السلام) و زهرای عزیز (علیها السلام) نبر! میخواهی مرا بسوزانی، جهنمی ایجاد کن و مرا بسوزان! من نمیگویم نسوزان! من که مال خودم نیستم! بدنم هم مال خودم نیست که بگویم بکن یا نکن! من هیچ اختیاری ندارم! مرا در جهنم ببری یا نبری، تو را یک طور میخواهم! بهشت و فردوس به من بدهی؛ یا این که مرا به جهنم ببری، تو را میخواهم، اگر من بهشت را بخواهم، مثل حیوانی هستم که چیز میخواهد!» چه کسی این طور است؟ فقط متقی.
زنگ بهشت را که میزنی میگوید: علی علی علی...
خدا جهنم را برای دشمنان علی (علیه السلام) خلق کرد، چون نقش علی (علیه السلام) را ندارند، هر کجا که نقش امیرالمؤمنین (علیه السلام) باشد، آتش حیا میکند که آن نقش را بسوزاند، نجات بشر در علی (علیه السلام) است، آن دو نفر ایشان را عقب زدند. امیرالمؤمنین (علیه السلام) ناراحت شد. خدا گفت: علی جان! غصه نخور، من در کشتن تو، تو را به عقیدهات میرسانم. حالا وقتی امیرالمؤمنین (علیه السلام) شهید شد فرمود: «فزت و رب الکعبه» ، به خدای کعبه رستگار شدم، آنهایی که در جهنم رقت کردند نجات پیدا کردند و امیرالمؤمنین (علیه السلام) به مقصدش که نجات بود رسید. امیرالمؤمنین (علیه السلام) خوشحال شد.متقی هم نقش علی (علیه السلام) را دارد یکی نجات پیدا کند خوشحال میشود. به غیر از متقی کسی نقش علی (علیه السلام) را ندارد؛ زیرا میگوید برو پیش متقی. برو از متقی یاد بگیر. حالا به متقی میگویند حرف نزن! . شیطان هم مؤمن امتحان نداده بود، نقش ولایت را موقت داشت مؤمن امتحان نشده بود، وقتی اطاعت امر خدا را نکرد خدا به او گفت: گم شو. زنگ بهشت را که میزنی میگوید: علی علی علی. بهشت از نور دست دوم ولایت خلق شده. نقش ولایت دارد که علی (علیه السلام) میگوید. بهشت علی علی میگوید ما ناعلی میگوییم. پس ما از جسم پستتریم، قلب متقی را باز میکنند میگوید علی، خدمت حضرت زهرا (علیها السلام) میرسد میفرماید: پشت پا بر عالم امکان زدم دست بر دامن زهرا زدم
«فزت و رب الکعبه» مگر علی رستگار نیست که این حرف را میزند؟...
اینکه امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) میفرماید: «فزت و رب الکعبه» مگر علی رستگار نیست که این حرف را میزند؟ گفتم: عزیز من، فدایت بشوم، قربانت بروم، وقتی گفتند علی توی مسجد کشته شده، گفتند که علی که نماز نمیخواند، توس مسجد چه کار میکند؟ گفتم: این کلامی که امیرالمؤمنین میگوید، به خودش قسم، مانند پسرش «هل من ناصر» میگوید، امام حسین تا آخر «هل من ناصر» گفت، یکی این طرف بیاید. احتیاج که نداشت. آقا امیرالمؤمنین میگوید: «فزت و رب الکعبه»، به پروردگار کعبه، من رستگار هستم؛ یعنی مردم دنبال من بیایید، مردم به تبلیغات معاویه و معاویهها اعتنا نکنید، سمت من بیایید. من رستگار هستم، علی، امیرالمؤمنین دارد: «فزت و رب الکعبه» میگوید. حالا علی (علیه السلام) میخواهد بیرون بیاید، مرغابیها میآیند دامنش را میگیرند، جیغ میزنند. گفت: ام کلثوم، عزیز من، پسر من، حسن جان، یا اینها را آزاد کن، یا مبادا اینها را تشنه بگذاری، مبادا گرسنه بگذاری. امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) دارد سفارش مرغابیها را میکند. حالا آمده دید این مرتیکه دمرو خوابیده، صدایش زد، گفت: میخواهی بگویم چه چیزی زیر عبایت است؟ بیدارش کرد، پا شو نماز بخوان، دمرو خوابیده بود، گفت: چرا دمرو خوابیدی؟ این شبیه کفار است که آدم دمرو بخوابد، یا قفا بخواب یا به پهلو. علی میداند، چه دارید میگویید؟ خدا میداند، به روح تمام انبیا، اگر علی آن زمان غریب بوده، الان غریبتر است، علی، علی، میکنیم و پشت کردیم. یا دانسته یا ندانسته. الان هم علی غریب است. آن در یک بعد، نه، ما بدبخت شدیم که از علی جدا شدیم.
متقی هم همینجور است. مقصدش این است که شما رستگار شوید. هیچ مقصدی ندارد. ۸۲۳۰; دلش خون است. اشک میریزد، دلش میخواهد شما رستگار شوید...
امیرالمؤمنین (علیه السلام) هم آمده بود مردم را هدایت کند. حالا وقتی میخواهد در ظاهر از دنیا برود، خدا نمیگذارد با دل پر غصه برود. حالا جبرئیل به او کمک کرد. اشاره شد به جبرئیل، یا اخا جبرئیل، علی (علیه السلام) را کشتند. جبرئیل به تمام این دنیا و شاید به تمام این خلقت گفت: ارکان خدا شکست؛ یعنی امیرالمؤمنین (علیه السلام) ارکان خداست؛ یعنی مقصد خداست. شما که میدانید ارکان خیلی بالاست. حالا آنها که در جهنم بودند بغض امیرالمؤمنین (علیه السلام) نداشتند، گناه کرده بودند و به توسط گناهشان در جهنم رفتند، آنها مخلد نیستند، اهل جهنم هستند. به همه اهل جهنم یک دفعه این ندا رسید، تمام آنها توبه کردند و ضجه کردند و خدا همه آنها را نجات داد. اینکه میگوید اول ماه چقدر آمرزیده میشود، وسط ماه چقدر، آخر ماه به قدر همه ماه، آمرزیده میشود، اینها دائم دیگر در جهنم نمیسوزند. حالا یک دفعه امیرالمؤمنین (علیه السلام) گفت: «فزت و رب الکعبه» به پروردگار کعبه؛ یعنی به خدای کعبه رستگار شدم؛ یعنی به مقصدم رسیدم.به تمام آیات قرآن، متقی هم همینجور است. مقصدش این است که شما رستگار شوید. هیچ مقصدی ندارد. … دلش خون است. اشک میریزد، دلش میخواهد شما رستگار شوید. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) گفت: مزد رسالت نمیخواهم، ما که رسالت نداریم. من الان هشتاد و چهار پنج سال است که دارم داد میزنم. هیچ چیز هم از شما نمیخواهم، فقط تقوا میخواهم. تقوا؛ یعنی پرهیزکاری، تقوا؛ یعنی امر اطاعت کردن. دلم میخواهد همه شما همین سان باشید.
ارکان خدا شکست؛ یعنی تمام این ممکنات به هم ریخت...
حالا این مردک ابن ملجم توی مسجد آمد، دمرو خوابیده بود. دمرو خوابیدن، کار منافق است. چون که روایت داریم: ائمه قفا میخوابیدند؛ اما خواب نبودند. مؤمن باید به بغل بخوابد یا آن طرف یا این طرف. دمرو خوابیدن صحیح نیست؛ چون که امیرالمومنین صدایش زد. اذان گفت، از ماذنه پایین آمد، صدایش زد. گفت: چرا دمرو خوابیدی؟ میخواهی بگویم چه چیزی زیر عبای تو هست؟ حالا این ملعون چه کاری کرد؟ یک شمشیری بود که حالا آمدند به او گفتند که ممکن است آقا امیرالمومنین شفا بگیرد؟ گفت: نه، من چقدر پول دادم زهر گرفتم، به این شمشیر زدم. حالا به آن زن هم برخورد. گویا امیرالمومنین برادر او را در جنگ صفین کشته بود. به او گفت: تو علی را بکش. ببین چه میگوید؟ میگوید: اگر تو را کشتند، بهشت میروی، اگر تو را نکشتند میآیی با هم هستیم. تا این جنایت بزرگ از دست این ملعون صادر شد.اگر شما بخواهید بدانید که امیرالمومنین چه طوری هست، ما باید یک اندازهای روی روایت و حدیث حساب بکنیم. حالا علی که شمشیر خورده است، میگوید ارکان خدا شکست؛ یعنی ارکان، یعنی تمام این ممکنات به هم ریخت. شما خیال نکنید که ما چهار نفر، اینجا یک گریهای میکنیم و یک حرفی میزنیم، ما هستیم. نه، والله، این جمله را حاج شیخ عباس گفت، گفت: هفت آسمان، هفت علی بود. آن بیتالمامور است، این بیت المقدس است، آن بیت المامور است. گفت: در هفت آسمان ضربت خورد؛ یعنی مثل امشب، هفت آسمان گریه میکند. هر آسمانی بشری است و ممکنی است و ملائکهای است و عزیزان من، خدا آنجا انبار خالی که خلق نکرده است، به درد ما نمیخورد به ما بگوید. به ما میگوید: علی، در هفت آسمان ضربت خورد، در هفت آسمان فرق علی شکست، هفت آسمان همه گریه کردند. حالا عزیز من، ببین من به شما چه میخواهم بگویم؟ حالا وقتی که منادی صدا زد، گفت: «قُتِل امیرالمومنین» ارکان خدا شکست، آدمهایی که اینجا گنهکار بودند، امیرالمومنین را خیلی پذیرایی نبودند، پذیرایی شدند؛ همه اینها اهل بهشت شدند. همین طور هم اهل جهنم. این ندا به هفت آسمان رفت، این ندا به تمام خلقت رفت، تمام اهل جهنم، آنهایی هم که گفتم به واسطه گناهشان آنجا بودند، تمام اینها آمرزیده شدند. حالا علی (علیه السلام) میگوید: «فُزت و رب الکعبه» به پروردگار کعبه، رستگار شدم؛ یعنی به خواستهام رسیدم.
چرا میگوید سه طایفه را به عزت و جلالم نمیآمرزم؛ یکی: شارب الخمر، دوم: عاق والدین...
قربانت بروم، فدایت شوم، شب قدر را در ماه رمضان به واسطه ولایت قرار داده است. مردم را به واسطه ولایت میآمرزد. چه کسی را میآمرزد؟ چرا میگوید سه طایفه را به عزت و جلالم نمیآمرزم؛ یکی: شارب الخمر، دوم: عاق والدین، سوم: اینکه برادر مؤمن از دست تو ناراضی باشد؟ تو خیال کردی برادر مؤمن از دست تو ناراضی باشد؛ میگویی من به کسی فحش ندادم، یا من با کسی دعوا نکردم؛ آیا ناراضی کردن برادر مؤمن همین است؟ نه، این نیست. تو غش در معامله کردی، تو دروغ گفتی، تو سیبزمینی را قاطی آن کردی، تو خیانت کردی، خیانت که کردی، اینها عیالات خدا هستند. تو خیال کردی با یکی دعوا کنی، بروی دو تا فحش به او بدهی، او هم به تو بدهد، که او از تو ناراضی باشد؟ اصلاً ناراضی را بفهم که چه چیزی هست؟ ممکن هست تو آدم بسیار خوبی باشی؛ اما مردم از دست تو ناراضی باشند. این نیست. حالا چرا خدا میگوید؟ آن مؤمن، وصل به ولایت است. این که میگوید من تو را نمیآمرزم، چون وصل به ولایت است.
یکی بخواهید دارا باشید که خدا چیز به شما بدهد، اما محبتش را به شما ندهد...
انشاء الله شب قدر، یکی از خدا بخواهید: از خدا بخواهید که خدا ارتباط دهد و ارتباطتان را انشاء الله تا آخر برسد. خدایا! این ولایت ما را رهبری کن. نه خلق بگیرد، نه شیطان، یکی بخواهید دارا باشید که خدا چیز به شما بدهد، اما محبتش را به شما ندهد، در راه خدا خرج کنید. یکی از خدا بخواهید تتمه عمرتان در راه شیطان و شهوت و غیر امر نباشد، در راه خدا باشد. یکی از خدا بخواهید یاور امام زمان (علیه السلام) بشوید. یکی از خدا بخواهید فقیرپرور باشید، نه ظالمپرور. ما بیشترمان ظالمپروریم. از خدا بخواهید فقیرپرور شوید. یکی از خدا بخواهید، تتمه عمرتان در راه ولایت باشد. یکی از خدا بخواهید خدا تنِ ساز به شما بدهد. خلاصه، منزوی نشوید. یکی از خدا بخواهید منزوی از غیر امر باشید. یکی از خدا بخواهید شما لذت عبادت را ببرید. یکی از خدا بخواهید یاور امام زمان (علیه السلام) باشید.
هر کسی شب قدر چیزی به شما گفته، از دست او ناراحت هستی، بگو: خدایا از او راضی شدم...
هر کسی شب قدر چیزی به شما گفته، از دست او ناراحت هستی، بگو: خدایا از او راضی شدم. ما یک داداش داشتیم، این یک موقع یک کارهایی میکرد، به قول عوام، داش، ماش بود، خال میکوفت، از اینها کارها داشت. ما دیدیم کارش خیلی مشکل دارد. شب که شد پا شدیم، اتصال شدیم. گفتیم: خدایا، این بنده خدا تا مشهد هم نرفت. خب، حالا اینجوری بود. تمام صدمههایی که به من زده است را گفتم. یک دفعه سماور آب جوش را برای سر ما انداخت، نزدیک بود چشمهایم کور شود. یک وقت دیگری گلویم را گرفت میخواست من را خفه کند. یک چیزی را ریخته بود، ما رفتیم برداریم، اینجوری کرد. به هر حال یک جوری بود، حالا خدا او را بیامرزد. ما گفتیم: خدایا، من هنوز به تو نگفتهام بندهات هستم. من هنوز به خدا نگفتهام بندهاش هستم. میگویم من یک مخلوقی هستم، تو من را خلق کردی. اگر بگویی بندهات هستم، میگویی مرتیکه فلان، فلان، شده! تو علی (علیه السلام) هستی، تو ابراهیم هستی؟ به تو نمیگویم که این را به من بگویی. آن وقت میگویم من یک موجودم تو من را خلق کردی. گفتم: خدایا، من از سر او گذشتم، تو را به حق پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از سر داداش من بگذر. آقا، بعد از دو شب دیدم یک لباسهایی خوبی دارد و خیلی داشی و ماشی. گفتم: داداش، چطوری. گفت: داداش، من از دیشب تا حالا آزاد شدم. گفت: داداش، بدان تو آنجا آزادی. ببین، آنجا دارد پرونده من را میبیند. من نمیخواهم خودم را معرفی کنم. توجه فرمودید؟
اول از خدا بخواهیم، خدایا، حدهایی که به گردن ما است را بردار...
اصل کاری، ولایت است. خواهش میکنم یک قدری عوض اینکه بروید تا صبح الغوث بکشید، یک کناری بنشینید، از امام زمان کمک بخواهید. الان چه بخواهیم؟ اول از خدا بخواهیم، خدایا، حدهایی که به گردن ما است را بردار، ما حد به گردنمان است؛ والله، ما را نمیپذیرد. تو اگر حد به گردنت است، کسی را اذیت کردی، ظالم هستی، باید خدا از سرت بگذرد. خدایا، ما نمیدانیم چه کردیم، نمیدانیم به چه کسی ظلم کردیم، نمیدانیم مال چه کسی را خوردیم، خودت از سر ما بگذر. بعد بیا خدمت وجود مبارک ولی الله الاعظم، امام زمان، آقا جان، ما را بپذیر، ای امام زمان، ما را بپذیر، ما را در پناه خودت حفظ کن، ما را یاور خودت قرار بده. با امام زمانت عهد کن، چقدر رفتید عهد کردید؟
خدایا، تو را به حق امام زمان، حمایت از ولایت به ما بده...
خدایا، تو را به حق امام زمان، به حق فرق شکافته امیرالمومنین، اگر ما تا حالا ولایتمان عاریه بوده است، مانند فرق شکافته علی که انگار فرق تمام خلقت لطمه خورده، خدایا دل ما را باز کن، ولایت در دل ما رخنه پیدا بکند، یعنی سکونت به هم بزند. خدایا، به حق امیرالمومنین، القا و افشا به ما بده. خدایا، من این را خواستم شب قدر، امشب هم همین را میخواهم. خدایا، تو را به حق امام زمان، حمایت از ولایت به ما بده، زهرای عزیز حمایت از ولایت کرد. تا آخرین نفس علی بگوییم، تا آخرین نفس، امر خدا را اطاعت کنیم، تا آخرین نفس مقصد خدا را که علی است، اطاعت کنیم. (صلوات)
عزیز من، اول توبه کنید...
عزیز من، اول توبه کنید. خدایا، اگر ما مفسدی کردیم، ما را بیامرز، خدایا، از سر ما بگذر. … این شب قدر بیاییم توبه کنیم، به خدا راست بگوییم، راست، گناهانمان را پیش خدا بیاوریم، بعد توبه کنیم؛ … پس حرف من این است که عزیزان من، آن چیزی که ما را از فحشا و منکر نجات میدهد، ولایت است که ما را نجات میدهد، نه نماز. این اهل تسنن که این همه نماز دارند میخوانند، چرا اهل نجات نیستند؟ اینقدر عبادتی نشوید. ببین، … دعا بخوان، دعای افتتاح بخوان، همه اینها را بخوان؛ اما باید وصل به ولایت باشد. عزیز من، تو کجا رفتی؟
اگر میگوید ماه رمضان ماه من است، ماه خداست، باید از ولایت اطاعت کنی...
اگر میگوید ماه رمضان ماه من است، ماه خداست، باید از ولایت اطاعت کنی. اگر مال تو حرام باشد و روزهات را باز کنی، هر روز، شصت تا روزه به گردنت میآید. اگر به خانم عزیزت بدهی، شصت روزه هم از او به گردن تو میافتد. به بچهات هم بدهی، به دختر خانمت هم بدهی، شصت روزه گردنت میافتد. چهار تا شصت تا میشود، دویست و چهل تا روزه گردنت میافتد. چه میگویی من روزه هستم؟ اطاعت نکردی و مال حرام پیدا کردی. چرا حواستان جمع نیست؟ چرا ما مواظب نیستیم؟ حالا به آقا میگویی، میگوید: اینطوری شده است، اینطوری شده است. مگر امر خدا هم اینطوری شده است؟ تو تا حالا هم اشتباه میکردی، به آنها میدادی. آن بنده خدا قوم و خویش تو هست، همسایه و دوست تو است.
تو امر میزان الاعمال را اطاعت نکردی؛ از فقرا دستگیری نکردی، فردا تو را میسوزانند...
اگر به تو میگوید یک خرما بده، ببین، برای چه کسی دارد میگوید؟ اینکه میگوید این است که تشبه به اشخاص خیر بکن، تشبه داشته باش. نداری، با یک دانه خرما روزه یکی را باز کن که تو جزء اینها باشی که روزه مردم را باز میکنی، جزء اینها باشی که خدمت به فقرا میکنی، جزء اینها باشی که اهل آتش نباشی. مگر این آیه قرآن نیست که یک عده از امت خود پیامبر میآورند، میسوزند. میگوید اینجا آوردی چه کنی؟ میگوید یک صلاه به جا نمیآوردیم، از فقرا هم دستگیری نمیکردیم. یک دستگیری فقرا را آورده در اطراف نماز. حالا چرا؟ این مبنا دارد. مگر امیرالمؤمنین نمیگوید: «أنا میزان الاعمال»؟ تو امر میزان الاعمال را اطاعت نکردی؛ از فقرا دستگیری نکردی، فردا تو را میسوزانند. بابا جان! پس اگر ماه مبارک رمضان میگوید، این است.
همه این جمعیت که احیاء میروند و قرآن سر میگیرند، نماز میخوانند و نماز شب میخوانند و الغوث میکشند، همه اینها عادت است...
حالا حرف من امشب با شما این است، این که میفرماید امشب، ثواب هزار ماه دارد یعنی چه؟ همه این جمعیت که احیاء میروند و قرآن سر میگیرند، نماز میخوانند و نماز شب میخوانند و الغوث میکشند، همه اینها عادت است؛ این پدر و مادر ما این کارها را میکردند و علمای اعلام، مروج احکام، اینها هم خب بالاخره قرائت داشتهاند، قرآن سر میگرفتند، دعا میکردند؛ اما نتیجهگیری نکردند. … این را که میگویند امشب ثواب هزار ماه دارد، پیش امام صادق (علیه السلام) میآیند، آقا جان، چه کاری انجام دهیم که ما ثواب هزار ماه را ببریم؟ میگوید: برو علم یاد بگیر؛ یعنی ثواب هزار ماه را به دوست علی میدهد. کجا قرآن سر میگیری، میروی؟ نزولخور، خیانتکار، دروغگو، خدعهکار، ای کسی که بخیل هستی، ای کسی که سخاوت نداری، این چه «بِکَ یا الله» است که میگویی؟ مگر چیزی به غیر بیخوابی شامل حال تو میشود؟ حالا شما توجه کن ببین من چه میگویم؟ قربانت بگردم، فدایت بشوم، این ثواب هزار ماه را اگر میگوید، گفته است، من عقیدهام این است از این بالاتر است، این یک چیزی کرده که تو خوشحال باشی. ما هنوز به اصطلاح، از ثواب میخواهیم خوشحال بشویم، ثواب ما را خوشحال میکند؛ نه امر خوشحال میکند. من هنوز کمیتم لَنگ است. والله، شما وقتی توی ماوراء نگاه کنی، وقتی چشم حیوانی را کنار بگذاری، چشم انسانی توی کار بیاید، ببین، من درست میگویم یا نمیگویم.
باباجان! این ماه ابعاد دارد. این ماه باید مُحرم شوی...
باباجان! این ماه ابعاد دارد. این ماه باید مُحرم شوی. همانطور که میگوید در خانه خدا باید مُحرم بشوی، این ماه هم باید مُحرم بشوی. چرا مُحرم بشوی؟ خب، یک روزه خوردی یا اینکه مبطلات به جا آوردی، حکمش این است. ماه رمضان عین مکه، مبطلات دارد. خب، ما باید مُحرم بشویم. عزیز من! اصلاً شیعه باید مُحرم باشد. اگر ماه رمضان باید مُحرم باشد، شیعه باید مُحرم باشد. این شهر رمضان که میگوید مثل «أنا مدینه العلم و علیٌ بابها» است. باید همینطور که از این در میروی، از درِ رمضان هم بروی تو. یا مثلاً مطلبی دیگری میفرماید: با نظافت بیا، خودت را پاک کن. ما داریم چه کار میکنیم؟
امروز شب اندازهگیری است...
امروز شب اندازهگیری است که شما یک سال کار کردی، عبادت کردی، چیز کردی، نامه اعمال شما به دست آقا امام زمان (عج الله تعالی فرجه) میرسد. من در جای دیگر گفتم، قربانتان بروم، بیایید، اگر کاری نمیکنیم، ایشان را ناراحت نکنیم؛ شما قبل از این، از گناهان کوچک و بزرگتان توبه کنید. امیدوارم که آقا امام زمان (عج الله تعالی فرجه) هم یک قلم عفو روی اعمال ما میکشد.
هزار ماه عبادت چیست؟ میگوید امام زمانت را بشناس...
الان شب احیاء میشود، به شب قدر توجه کن. چرا میگوید این شب قدر مطابق هزار ماه ارزش دارد؟ روایت داریم. یعنی چه؟ یعنی تقدیرات تو میشود. الان اگر شما در پناه امام زمان (عج الله تعالی فرجه) قرار بگیرید، هزار ماه عبادت چیست؟ چرا؟ میگوید امام زمانت را بشناس.
قبولی امیرالمومنین، علی (علیه السلام) ثواب هزار ماه را دارد...
اینکه به شما میگوید به قدر هزار ماه ثواب دارد، همان است؛ یعنی در شب قدر، علی (علیه السلام) را در دلت قبول کنی، علی (علیه السلام) در دلت راه پیدا کند. قبولی امیرالمومنین، علی (علیه السلام) ثواب هزار ماه را دارد. آیا دعای جوشن کبیر اینطور است؟ آخر بگویید. بابا جان، دیگر شما یک عمری احیاء رفتید، پدرانتان هم رفتهاند، خب احیاء میروید و دعا میخوانید و دعای جوشن میخوانید و قرآن سر میگیرید؛ اما آیا ما فهمیدیم؟
خدایا، ما علی را نشناختیم، شناخت علی به ما بده....
حالا آمدیم شب قدر، شب قدر درست است. به شما میگوید: به قدر هزار ماه، ثواب دارد، صحیح است؛ اما بفهم ثوابش برای چیست؟ … شب قدر، آیا جوشن کبیر بخوانیم ثواب ببریم؟ کمیل بخوانیم؟ نماز شب بخوانیم؟ دعای افتتاح بخوانیم؟ ما چه کنیم که هزار ماه ثواب دارد؟ میدانی چیست؟ ثواب هزار ماه دارد که بیایی آنجا به خاک پوز بمالی، بگویی: خدایا، ما علی را نشناختیم، شناخت علی به ما بده.
تو که درِ جیبت کاهگل زدهای، خودت شوهر رفتی...
عزیزان من! قربانتان بروم! از خدا بخواهید ارتباط داشته باشید. از خدا بخواهید، خدا مال به شما بدهد، آن مال را در راه خدا خرج کنید. الان والله! کسی در مجلس است که به توسط او خانه درست شده، زیرزمین درست شده، دختر شوهر رفته است. تو چه کار کردی؟ تو خودت شوهر رفتی. تو که درِ جیبت کاهگل زدهای، خودت شوهر رفتی. این آدم چند نفر را داماد کرده است. عزیزان من! ببینید من چه دارم به شما میگویم. الان کسی است در این مجلس که مردم را خانهدار کرده است. آن هم مثل تو است، فقط درِ جیبش را کاهگل نکرده است. یک فکری برای آخرتتان بکنید. امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) توی قبرستان آمد. فرمود: مردهها چطورید؟ من بگویم یا شما؟ گفتند: شما. فرمود: زنهایتان شوهر کردند، مالتان هم قسمت شد. گفتند: اگر ما هم یک چیزی در راه خدا دادیم، اینجا به دردمان میخورد و گرنه پشت دستمان را داریم دندان میگیریم. بترسید از آن روزی که پشت دستتان را دندان بگیرید. اینکه میگوید «رب ارجعونی» یعنی چه؟ خدایا! ما را به دنیا برگردان که عمل صالح انجام دهیم. عمل صالح نکردیم. دائم مکه و عمره رفته است و دلش به همین خوش است. عمل صالح، عمل به ولایت است. تو چند دفعه مکه رفتی، آیا شد که برای این بنده خدا یک چادر بیاوری؟ اصلاً فکرش را نکردی. آیا شد دل یک نفر را خوش کنی؟ میگوید دل کسی را خوش کنی، ثواب هفتاد حج، هفتاد عمره دارد. حالا اگر افطاری از دستت نمیآید، دو دانه مرغ که میتوانی بخری، به یک کسی بدهی. یک پنجاه تومان میتوانی بدهی، بگویی به فقرا بدهند. حداقل ده تومان، بیست تومان که میتوانی بدهی. بعضیها به ارواح پدرم! درِ جیبشان عین غاری است که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) تویش رفت. … بعضیها جیبشان عین تار عنکبوت است، جبرئیل نمیتواند آن را پاره کند. نمیتواند دستش برود توی جیبش که چیزی در راه خدا بدهد. آن، یک تار بود، اما تارهایی در دنیا است که دستشان در جیبشان نمیرود.
خدا مهمان کسانی است که علی را دوست دارند، کسانی که عزادار علی میشوند...
اگر میگوید: ماه مبارک رمضان مهمان من هستید، مهمان چه هستید؟ این ماه امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) ضربت میخورد. میگوید: کسانی که علی را دوست دارند، کسانی که عزادار علی میشوند. خدا حاج شیخ عباس را رحمت کند. گفت: وقتی که خدا یک مقداری پرده را از روی ولایت کنار زد، تمام ملائکه آسمان ضجه کردند. خدایا! ما نمیتوانیم بیاییم علی را زیارت کنیم، مگر ما مخلوق تو نیستیم؟ ما از این ثواب محروم هستیم. فوراً اشاره شد و در هفت آسمان در بیت المأمور در راستای مکه هفت علی آنجا هست. خدا حاج شیخ عباس تهرانی را رحمت کند؛ گفت: وقتی علی ضربت خورد، هفت آسمان علی ضربت خورد. آخر علی این نیست که تو داری میبینی، این به قدر معرفت تو هست که علی را میبینی. علی، خلقت است. حالا تو تعجب کن که یکی اینجا هست، یکی آنجا هست. خلقت در برابر ولایت کوچک است، جا ندارد.
صدقه خوب و قابل توجهی به مستحق بدهید تا خدا حاجتهایتان را برآورده کند...
در شب قدر و ایام خاص میخواهید دعا کنید، راهش این است که صدقه خوب و قابل توجهی به مستحق بدهید تا خدا حاجتهایتان را برآورده کند؛ چون ما باید اول به خواست خدا و معصومین عمل کنیم، بعد توقع داشته باشیم که آنها هم به خواست ما عمل کنند! منبع:
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) سفارش طیور را به زهرای عزیز (علیها السلام) میکند...
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) سفارش طیور را به زهرای عزیز (علیها السلام) میکند، حالا که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در سحرگاه نوزدهم ماه رمضان به سمت مسجد میرود، طیور دامن امیرالمؤمنین (علیه السلام) را گرفتند و گفتند: علی جان! کجا میخواهی بروی؟! میخواهند تو را بکشند! طیور میخواهند جبران آن لطف امیرالمؤمنین (علیه السلام) را بکنند، میگویند: علی جان! تو جان ما را نجات دادی، ما هم به تو میگوییم جانت در خطر است! آیا این حیوان است یا ما؟! این همه قدردان امیرالمؤمنین (علیه السلام) هستند! حالا امیرالمؤمنین (علیه السلام) سفارش طیور را به حضرت زینب (علیها السلام) کرد و فرمود: یا به آنها رسیدگی کن یا رهایشان کن! همانگونه که در مسجد به زهرای عزیز (علیها السلام) هم سفارش کرد؛ آیا سفارش دوستانش را نمیکند؟! شما هم بیایید به غم حضرت زهرا (علیها السلام) و امام حسین (علیه السلام) شریک باشید!
آنچه رستگاری در تمام خلقت است، به واسطه علی (علیه السلام) است....
در شب نوزدهم ماه رمضان، وقتی امیرالمؤمنین (علیه السلام) ضربت خورد، جبرئیل میان زمین و آسمان ندا داد: «ارکان خدا شکست، علی مرتضی را کشتند». امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: «فزت ورب الکعبه»، به پروردگار کعبه، رستگار شدم. مگر امیرالمؤمنین (علیه السلام) رستگار نبود که میگوید رستگار شدم؟! آنچه رستگاری در تمام خلقت است، به واسطه علی (علیه السلام) است.چرا علی (علیه السلام) میگوید: من رستگار شدم؟! وقتی جبرئیل ندا داد، عدهای از اهل جهنم رقت کردند و به واسطه این رقت، نجات یافتند! خدا لعنت کند آن دو نفر را که نگذاشتند امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بیاید دنیا را گلستان کند. امام زمان (عج الله تعالی فرجه) میآید دنیا را گلستان میکند. حضرت علی (علیه السلام) بعد از رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) میخواست همان کار را بکند؛ آن دو نفر نگذاشتند. چرا نگذاشتند؟ چون دیدند اگر امام شناخته شود، کسی دور خلفاء نمیرود. خلفاء دیدند اینها عدالت دارند، صداقت دارند، علم دارند، حلم دارند، ولایت دارند، از ماورای خلقت خبر میدهند، آنچه که خوبی در تمام این خلقت است به واسطه اینها به خلقت افشاء میشود، تصمیم گرفتند تسلیم ائمه (علیهم السلام) نشوند. دومی گفت: ما زیر بار علی نمیرویم، همینطور ادامه پیدا کرد تا زمان امام زمان (عج الله تعالی فرجه)، زیر بار ولایت نرفتند.علی (علیه السلام) هم نتوانست حرفش را بزند، نه اینکه نتوانست، مردم کشش نداشتند! به خاطر همین رفت حرفش را به چاه زد! معنی تمام حرفها در دل علی (علیه السلام) است! نجات بشر در دل علی (علیه السلام) است! راهنمای همه خلقت علی (علیه السلام) است! وصی رسول الله، علی (علیه السلام) است! منبع:
