در زمان موسی هفتاد قبیله بودند، از هر قبیله یک نفر انتخاب شد، آمدند پیش موسی که ما میخواهیم خدا را ببینیم. خدا گفت: «لن ترانی» هرگز مرا نمیبینی. بعد نوری به کوه طور تجلی کرد و آن کوه متلاشی شد؛ موسی غش کرد و آن هفتاد نفر مردند. جبرئیل موسی را به هوش آورد. موسی دعا کرد و آن هفتاد نفر زنده شدند. بعد موسی به خدا گفت: خدایا! نور تو بود؟ گفت: لا! گفت: نور محمد و آلمحمد علیهمالسلام بود؟ گفت: لا! خدا گفت: نور یکی از شیعههای آخرالزمان بود. گفت: خدایا! مرا از آنها قرار بده. خدا گفت: لا! وقتی خدا به موسی گفت: لا! یعنی تو نقش ولایتت موقت است، تو نقش نبوت داری. آنکه تو میخواهی از شیعهها باشی، آنها نقش ولایتشان همیشگی و ثابت است، رنگ خدایی گرفتهاند.
منبع: کتاب افشای ولایت
