Press ESC to close

تمام همت و عقیده حضرت‌زهرا این‌ بود که آن دو نفر پیش نروند و مردم تسلیم امیرالمؤمنین شوند تا هم خودشان و هم آیندگان هدایت شوند...

حضرت‌زهرا علیهاالسلام به امیرالمؤمنین علیه‌السلام گفت: علی‌جان! الاغی تهیه کن تا بروم مهاجر و انصار را دعوت کنم. این‌ها کسانی هستند که عمری پیش پدرم بوده‌اند، شاید چهل‌نفر درست شوند که بتوانی حقت را از آن دو نفر بگیری. تمام همت و عقیده حضرت‌زهرا علیهاالسلام این‌ بود که عمر و ابابکر پیش نروند و مردم تسلیم امیرالمؤمنین علیه‌السلام شوند که هم خودشان و هم آیندگان هدایت شوند. به همین دلیل با صورت نیلی، پهلوی شکسته و بازوی وَرم‌کرده سوار الاغ می‌شد و به درِ خانه مهاجر و انصار می‌رفت که بیایید علی علیه‌السلام را یاری کنید. اما هیچ‌کسی نیامد، فقط آن چهار نفر آمدند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

لبّیک به امام‌حسین این‌ است که پیرو خلق نباشید...

رفقای‌عزیز! امام‌حسین علیه‌السلام به‌ فکر شماست، نگاه به باطن شما می‌کند، ظاهر یک‌حرفی است. نگاه به باطن حُرّ کرد، دید حُرّ می‌خواهد این‌طرف بیاید، می‌خواهد «هل من ناصر» امام‌حسین علیه‌السلام را لبیک بگوید؛ گفت: عباس‌جان! از ابن‌سعد بخواه امشب را به ما وقت بدهد. امام می‌خواهد حُرّ را این‌طرف بیاورد، یک‌کاری بکنید که امام‌حسین علیه‌السلام شما را طرف خودش بیاورد. عزیزان من! امام شما را دعوت می‌کند، بیایید به او لبّیک بگویید. لبّیک به امام‌حسین علیه‌السلام این‌است که پیرو خلق نباشید. حُرّ پیرو خلق بود که خلق را رها کرد و پیرو امر شد. امر امام‌حسین علیه‌السلام است، امروز امر امام‌زمان (عجل‌الله‌فرجه) است. بیایید عزیزان من! شما هم پیرو امر باشید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: حر]

امام حسین برای جهنمی شدن قاتلین آقا علی‌اکبر گریه می‌کند، نه برای از دست دادن فرزندش...

امام‌حسین علیه‌السلام بالای سر آقا علی‌اکبر یک‌ صیحه زد، چون او «اشبه الناس خلقاً و علماً و منطقاً برسول‌الله» بود؛ اما امام‌حسین برای آن‌هایی که با کشتن آقا علی‌اکبر جهنمی شدند گریه می‌کند، نه برای فرزندش؛ او را در راه خدا داده، این‌ که گریه ندارد. امام‌حسین تا آخر «هل من ناصر» می‌گفت. علی‌اکبر را کشتید؟ علی‌اصغر را کشتید؟ عباس و قاسم را کشتید؟ باشد، بیایید این‌طرف، بیا! ولایت این‌ است که از سر همه جُرم‌ها می‌گذرد. پس امام برای جهنمی‌شدن این‌ها گریه می‌کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

امام حسین برای کافر شدن مردم گریه می‌کند، نه برای آنچه در راه خدا داده...

چرا امام‌حسین علیه‌السلام این‌همه درجه دارد؟ چون امام‌حسین علیه‌السلام سفینه نجات است. همه ائمه علیهم‌السلام یک نور هستند، تمامشان کِشتی‌اند؛ اما سفینه، امام‌حسین علیه‌السلام است. این‌کاری که امام‌حسین علیه‌السلام کرد، نجات‌دهنده تمام خلقت است، خلقت به‌واسطه امام‌حسین علیه‌السلام نجات پیدا می‌کند. چرا این‌قدر امام‌حسین علیه‌السلام عزیز است؟ امام‌حسین علیه‌السلام به‌فکر نجات و هدایت است. برادرش، جوانانش، همه را داده؛ تمام آن مصیبت‌ها به‌جای خود، اما «هَل مِن ناصر» می‌گوید. وقتی به اهل‌کوفه فرمود: برای چه مرا می‌کُشید؟ گفتند: «بُغضاً لِأبیک»: به‌خاطر بغضی که با پدرت، امیرالمؤمنین علیه‌السلام داریم. امام دید تمام این‌ها کافر شده‌اند، بنا کرد به گریه‌کردن. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

اگر تمام حاجی‌ها دنبال امام حسین حرکت کرده بودند رو به کربلا، یزید سگِ کی بود که امام حسینِ ما را بکشد؟...

امام حسین علیه‌السلام دارد می‌آید، غریبانه هم می‌آید؛ با اهل‌بیتش دارد غریبانه می‌آید. حالا حرفم این است که ای حاجی‌ها! وقتی صاحب‌خانه از خانه بیرون آمد، چرا شما در خانه ماندید؟ به عقیده ولایتی من، آن خانه برای شما غصب بود. اگر تمام این چند میلیون حاجی، دنبال امام حسین علیه‌السلام حرکت کرده بودند رو به کربلا، یزید سگِ کی بود که امام حسینِ ما را بکشد؟ نیامدند؛ این مثل همان است که مادرش حضرت زهرا علیهاالسلام، درِ خانه مهاجر و انصار رفت و گفت بیایید، نیامدند. به حضرت زهرا علیهاالسلام گفتند می‌آییم و نیامدند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

تصرف ولایی یعنی حجت خدا نگاه کند، تو مانند ولیّ بشوی...

وقتی که امام حسین علیه‌السلام از حضرت زینب علیهاالسلام طلب پیراهن کهنه کرد، زینب علیهاالسلام غَش کرد و افتاد. حالا لشکر ابن زیاد دارد «هل مِن مبارز» می‌گوید. امام حسین علیه‌السلام دست گذاشت در قلب زینب علیهاالسلام، تصرّف ولایی کرد. تصرّف ولایی یک حرفی است که حجّت خدا نگاه کند، تو مانند ولیّ بشوی. گفت: خواهرجان! تا این‌جا وعده من با خدا بوده؛ اگر تو را آوردم، می‌خواستم که یزید زحمت‌های ما را از بین نبرد. تو باید بروی «هل من ناصر» بگویی. دارند در شام لعنت به پدر ما می‌کنند؛ باید پرچم معاویه را بکَنی، پرچم پدرمان علی علیه‌السلام را نصب کنی. گفت: برادر! به دیده منّت. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

ائمه طاهرین بس که خوبند، خودشان خواستند به دنیا بیایند، «هل من ناصر» بگویند تا مردم را نجات بدهند...

بدانید خدا مانند محبوبش علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام، نه خلق کرده، نه خلق می‌کند. ائمه طاهرین علیهم‌السلام بس که خوبند، خودشان خواستند به دنیا بیایند، «هل من ناصر» بگویند تا مردم را نجات بدهند. چه کسی امیرالمؤمنین علیه‌السلام را شناخت؟ پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله شناخت که جانش را فدا کرد؛ حضرت زهرا علیهاالسلام شناخت که جانش را فدا کرد؛ امام حسین علیه‌السلام شناخت که جانش را فدا کرد. ما باید کوشش کنیم امر علی علیه‌السلام را اطاعت کنیم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

آمادگی هل من ناصر خدا و امام زمان را داشته باشید...

شما باید آمادگی «هل من ناصر» خدا را داشته‌ باشید، آمادگی «هل من ناصر» امام‌ زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) را داشته‌ باشید؛ اگر یک روزی امام‌ زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) آمد، باید بدوی. «انتظار الفرج» یعنی انتظار ندای امام‌ زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) را داشته‌ باشید. آن‌وقت دیگر کاری به‌ دنیا نداری، کاری به گناه‌ نداری، انتظار لهو و لعب نداری، به تلویزیون کاری نداری. آن‌ هم مرد می‌خواهد که این‌جور باشد. حالا تازه امام‌ زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) که می‌آید، یاوران امام‌ زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) از او میراث [انبیاء را] می‌خواهند [نشان بدهد]. یقینی که توی تو هست، آن میراث است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان]