Press ESC to close

امام رضا افشا نکرد که مأمون به ایشان زهر داده، تا مردم کشته نشوند...

این چیست که بعضی می‌گویند امام‌رضا علیه‌السلام می‌گفت من غریبم و کسی دیدنم نمی‌آید؟! تو غریب هستی! امام که فاصله ندارد، اصلاً فاصله را خلق ایجاد می‌کند. مردم معجزه امام را دیدند، در ظاهر امام‌دوست شده‌بودند؛ تمام اهل مشهد آمادگی داشتند که اگر مأمون جسارت به امام کند، تاج و تختش را نابود کنند؛ اما امام‌رضا علیه‌السلام دید اگر افشا کند که مأمون به او زهر داده، مملکت به‌هم می‌خورد، چقدر از دوستانش آسیب می‌بینند و چندین هزار نفر ممکن‌است که کشته شوند، برای همین افشا نکرد. امام‌رضا علیه‌السلام با علم امامت این‌کار را کرد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]

مؤمن حکومت دنیایی دارد، ولی علیّ‌بن موسی‌الرضا علیه‌السلام، شاهِ تمام خلقت است...

ما خوب توجه به امام‌رضا علیه‌السلام نداریم. می‌گویند امام‌رضا علیه‌السلام سلطان است، چون‌که سکّه به‌ نام او زده‌اند! این حرف‌ها را از گوشتان بیرون کنید! یک مؤمن هم حکومت دارد، چه برسد به امام! مؤمن حکومت دنیایی دارد، ولی علیّ‌بن موسی‌الرضا علیه‌السلام، شاهِ تمام خلقت است. اگر مأمون سکّه به نامش زد، از روی خُدعه این‌ کار را کرد؛ می‌خواست بگوید که من امام را دوست دارم، مردم هم باور کنند و بگویند که این دوستِ امام است. در هر زمانی از این حرف‌ها هست، خُدعه‌گر همیشه به نفع خودش کار می‌کند، اما خدا بالأخره زمانی آن‌ را افشا می‌کند. یکی هم مأمون دارد آن ایده منافقی‌اش را پیاده می‌کند، یعنی دارد در مردم می‌گوید سکّه به‌ نام خودم زدم، سکّه به‌ نام علی‌بن‌موسی‌الرضا هم زدم؛ یعنی امام‌رضا علیه‌السلام را مانند خودش خلق معرفی می‌کند. اصلاً در همین سکّه‌ زدنش هم دارد به حضرت توهین می‌کند و روی امام‌رضا علیه‌السلام حساب خلقی می‌کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]

منافق در ظاهر، کاری به‌ نام اسلام و دین می‌کند، اما مقصد دیگری دارد و می‌خواهد آن‌ را عملی کند...

منافق در ظاهر، کاری به‌ نام اسلام و دین می‌کند، اما مقصد دیگری دارد و می‌خواهد آن‌ را عملی کند؛ این‌ است که می‌گویم دنبال خلق و بدعت‌گذار نروید. هارون، امام موسی کاظم علیه‌السلام را شهید کرد. حالا که پسرش مأمون به خلافت رسید، دید مردم دارند پنهانی به پدرش بد می‌گویند و او را لعنت می‌کنند؛ می‌خواست به ملت بگوید که من این‌کاره نیستم، درست‌ است که پدرم این‌ کار را کرد، اما من مثل او نیستم؛ برای این‌که مردم او را بخواهند. چهار نفر را دنبال امام‌رضا علیه‌السلام فرستاد و به آن‌ها گفت: «علی‌بن‌موسی را با احترام بیاورید. شترش هر کجا خواست بایستد و علف بخورد. هر وقت خواست حرکت کند، اجازه دهید. مبادا یک تازیانه به شترش بزنید. شما در اختیار امام باشید، نه او در اختیار شما.» احترامی می‌کند که ظاهرش اسلام و ولایت است، اما در باطن منافق است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]