Press ESC to close

وقتی زیارت امام‌رضا می‌آیید، می‌خواهید داخل خودِ نور بیایید؛ باید توبه کنید و گناهانتان را دور بریزید...

این‌که امام‌رضا علیه‌السلام فرمود: «لا إله إلّا الله حِصنی، فَمن دَخل حِصنی أمن مِن عَذابی، بِشرطها و شُروطها و أنا مِن شُروطها» یعنی اگر خدمت من آمدید، یک شرط دارد. شرطش این‌ است که شخص، جُنُب پیش امام نیاید! یک‌وقت شما در ظاهر جُنُب نیستید، در باطن جُنُب هستید؛ وقتی‌که خدمت امام آمده‌اید، اما هنوز استغفار نکرده‌اید. خدا به موسی گفت: «فَاخلَع نَعلَیک، إنّک بِالواد المُقدّسِ طُوَی» این‌جا وادی نور است، محبت غیر خدا را از دلت بیرون کن. شما هم که زیارت امام‌رضا می‌آیید، می‌خواهید داخل خودِ نور بیایید؛ حالا که آمدید، باید توبه کنید. گناهانتان را دور بریزید و وارد نور بشوید. باید با تبرّی وارد شوید. مرد آن‌ است که وقتی به زیارت امام‌رضا یا امام‌حسین رفت، دیگر توبه‌اش را نشکند و پای تلویزیون و ویدیو و ماهواره نرود. بیایید عوض شوید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]

قُرق‌گاه را مراعات کن...

هر کس که صبح از خانه بیرون آمد، به امید خدا، در کار خودش به‌ فکر مردم باشد، به‌ فکر زن و بچّه‌اش باشد. قُرق‌گاه را مراعات کن! آن‌وقت شما در صراط مستقیم هستی. ما در صراط مستقیم نیستیم که هر جا دلمان خواست می‌رویم. هر کجا دلمان رفت، می‌رویم. تو «لا إله إلّا الله» که نمی‌گویی هیچ، بُت‌پرست هم هستی. ای کاش ما مثل بُت‌پرست‌ها یک بُت می‌پرستیدیم، ما بُت‌ها می‌پرستیم. بی‌خود نیست که پیغمبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله می‌گوید: در آخرالزمان از هر هزار نفر، یکی هم با دین از دنیا نمی‌رود. دین چیست؟ دین، ولایت است. دین، امیرالمؤمنین علیه‌السلام است. دین، پیغمبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله است. دین، امر این‌هاست. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: لا اله الا الله]

لا اله الا الله یعنی هیچ مؤثری مؤثر نیست...

من تعجّب می‌کنم! چرا ما در فکر نمی‌رویم؟! چرا اعتقاد به قیامت نداریم؟! چرا دنیا ما را گول زده‌است؟ تو می‌خواهی به وادی نور بیایی؟! حالا موسی دارد می‌رود به وادی نور برسد، یک‌قدری محبّت زن در دلش بود، [به او] می‌گوید: «فاخلع نعلیک» یعنی محبّت زنت را دور کن! می‌خواهی به وادی نور وارد شوی. بابا! «لا إله إلّا الله» خودِ نور است. «لا إله إلّا الله» خودِ خداست. تمام نورها از خداست. تو می‌خواهی «لا إله إلّا الله» بگویی، یعنی هیچ مؤثّری مؤثّر نیست؛ اما تو داری چیز دیگری را مؤثّر می‌دانی، آیا این مؤثّرها مؤثرند؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: لا اله الا الله]

ذکر گفتن بدون تسلیم امر خدا و رسول بودن فایده ندارد...

«إنّ الله و ملائکته یصلّون علی النبیّ، یا أیّها الذّین آمنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیماً» ما باید تسلیم پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) باشیم، نه این‌که فقط صلوات بفرستیم. اگر ما تسلیم پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نباشیم، صلوات هم لقلقه [زبان] است. چقدر مردم صلوات می‌فرستند؟ چقدر ما صلوات می‌فرستیم؟ آیا ما تسلیم هستیم؟ فردای‌قیامت ما را می‌آورند، می‌گویند: ما گفتیم تسلیم باش؛ اما تو تسلیم نبودی. حالا هر چه هم می‌خواهی صلوات بفرست! به دردت نمی‌خورد. هر چه هم می‌خواهی ذکر بگو! امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرماید: «أنا ذکر الله». ذکر، امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) است. اگر تو تسلیم باشی، هر نَفَسی که داری می‌کشی، ذکر است؛ اما اگر تسلیم نباشی، دو هزار «یا الله»، «سبحان‌الله»، «الحمد لله» بگویی، به‌ درد نمی‌خورد. این ذکر گفتن، مثل آن‌ است که نماز می‌خوانی، اما وضو نداشته‌ باشی. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: لا اله الا الله]

اهل کوفه لا اله الا الله را کشتند...

مگر اهل‌کوفه، «لا إله إلّا الله» نمی‌گفتند؟! «لا إله إلّا الله» را زیر سُم اسب کردند. کارکردشان همان بود. این‌ها «لا إله إلّا الله» گفتند؟! شمر با لشکر کوفه قرار گذاشت که هر وقت من «الله‌أکبر» گفتم، «الله‌أکبر» بگویید! بدانید آن‌موقعی‌که من «ألله أکبر» می‌گویم، سر حسین را جدا کرده‌ام. هفتاد هزار نفر، سه‌دفعه «الله‌أکبر» گفتند!! این‌ها «لا إله إلّا الله» گفتند؟ «لا إله إلّا اللهِ» ما هم، مشابه همان «لا إله إلّا الله» هاست. آخر، حقّ‌کشی یعنی‌چه؟ مگر تو خدا را می‌کشی؟! خدا که دیدنی نیست. تو امر خدا را می‌کشی. اگر امر خدا را کشتی، خدا را کشتی! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: لا اله الا الله]

لا اله الا الله باید علی علیه‌السلام کنارش باشد...

جانم فدای بلال! دومی آمده و به بلال می‌گوید: اذان بگو! ما خانه برایت می‌خریم، بهترین دختر را برایت می‌گیریم، حقوق به تو می‌دهیم، به تو جفا شده؛ همان اذان را بگو! گفت: نمی‌گویم. گفت: یادت رفته که من تو را خریدم و آوردم و به پیغمبر بخشیدم؟ بلال گفت: محض چه‌ کسی کردی؟ گفت: محض خدا. گفت: برو از خدا مزدش را بگیر! به‌ من چه‌ کار داری؟! گفت: همان «أشهد أن لا إله إلّا الله» را بگو! همان «لا إله إلّا الله» را بگو! گفت: نمی‌گویم. [گفت:] آخر چرا نمی‌گویی؟ گفت: لا إله إلّا اللهی که علی (علیه‌السلام) کنارش نباشد، چه لا إله إلّا اللهی است که من بگویم؟ (خدا را قسم می‌دهم به باطن دوازده‌امام، چهارده‌معصوم که به ما معرفت بدهد! ببین، یک غلام‌سیاه چه معرفتی دارد!) گفت: نمی‌گویم. من لا إله إلّا اللهی می‌گویم که «عمودالدّین» کنارش باشد. لا إله إلّا اللهی می‌گویم که «قرآن‌ناطق»، کنارش باشد، نه تو ای غاصب! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: لا اله الا الله]

خدا حاج شیخ عباس تهرانی را رحمت کند. می‌گفت: حسین جان! هر کسی را که تحویلش نمی‌گیرند، تو برو تحویلش بگیر...

یکی از کسانی که الان ریاستی دارد، در شهر اسمی دارد، مرتب می‌رود به مَش محمد علی حمال سر می‌زند. وقتی که می‌رود، تمام ابعاد من تازه می‌شود. می‌بینم این صفت برای خودش نیست. اما باید شکرانه کند که خدا از او نگیرد. چه کسی به او داده؟ این صفت امیر المؤمنین (علیه السلام) است. مگر تو یک ذره درس خواندی چه خبر شده؟ یک سلام به پیرمردی که در ظاهر چیزی ندارد بکن. خدا حاج شیخ عباس تهرانی را رحمت کند. می‌گفت: حسین جان! هر کسی را که تحویلش نمی‌گیرند، تو برو تحویلش بگیر. من می‌رفتم در مجلس. نگاه می‌کردم، می‌دیدم یک رعیتی یا یکی که لباسش مندرس است، می‌رفتم کنارش می‌نشستم. احوال پرسی می‌کردم. روایت برایش می‌گفتم. آن بنده خدا هم حرفهایش را می‌زد. کسی که این‌طوری است، پیرو امیر المؤمنین (علیه السلام) است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: لا اله الا الله]