Press ESC to close

اگر قوم موسی منتظرش می‌ماندند، گوساله‌پرست نمی‌شدند...

منتظر امام زمان، منتظر خلق نیست، منتظر شهوت نیست، منتظر غیر امر نیست؛ واحد است، منتظر امام‌ زمانش است. مانند آن تنگه‌ای که در جنگ اُحد بود، پیغمبر گفت: چه فتح کردیم، چه شکست خوردیم، این‌جا بایستید، تنگه را رها نکنید. این‌ها فتح کردند، نایستادند؛ رفتند غنیمت جمع کنند. دندان پیامبر شکست، نود زخم به امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام خورد، حمزه سیدالشهداء به شهادت رسید. در تمام جهادهای پیامبر، هیچ‌کجا مطابق این جهاد، به اسلام ضربه نخورد. چرا به تو می‌گوید بایست، می‌روی؟ تو هم از همان‌هایی! به تو می‌گوید منتظر باش! کجا می‌روی؟ پیِ کی می‌روی؟ چرا می‌روی؟ خب وقتی نایستادند، ضربه به اسلام می‌خورد، ضربه به ولایت می‌خورد، ضربه به امر می‌خورد. چرا می‌روید؟ عناد دارید. می‌گویید من بروم یک‌ کاری بکنم، این وظیفه است و شیطان از این حرف‌ها به تو می‌زند. عزیز من! بایست. اگر قوم موسی می‌ایستادند که گوساله‌پرست نمی‌شدند. نایستادند تا موسی بیاید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان]

تو «وابسته» هستی، حواست آنجاست، با همان محشور می‌شوی. «وابستگی»؛ یعنی محشور شدن...

چرا عناد دارید و «من» هم دارید؟ این عناد و «من» در دلت است. در مجلس هستی؛ ولی جای دیگری هستی. الان اینجا در مجلس هستی و داری حرف‌های مرا گوش می‌کنی؛ اما جای دیگری هستی. با آنجا که هستی، محشور می‌شوی، نه با مجلس امام حسین (علیه السلام). تو «وابسته» هستی، حواست آنجاست، با همان محشور می‌شوی. «وابستگی»؛ یعنی محشور شدن. چرا ما «وابسته» هستیم؟