Press ESC to close

امام حسین غصه می‌خورد که علی‌اکبر و قاسم دارند برای او کشته می‌شود، چون‌که امرِ خلیفه وقت را اطاعت نکرده‌ است...

زینب می‌گوید: برادر جان! قربان دل پر حسرتت بروم. دل پر حسرت امام‌حسین علیه‌السلام این نبود که بماند، حسین که نمُرده است، باید بفهمیم زینب چه می‌گوید. زینب می‌خواست امام‌حسین علیه‌السلام همه این‌ها را بهشتی کند. چرا زینب گفت: حسین‌جان! برادر! قربان دل پر غصه‌ات بروم؟ برادری که به زعفر می‌گوید تمام نفَس‌هایی که این‌ها می‌کشند، در قبضه قدرت من است؛ از امام‌حسین علیه‌السلام که در این خلقت قدرتمندتر نیست، پس چرا این‌ را می‌گوید؟ آیا می‌دانی امام‌حسین علیه‌السلام غصه چه‌کسی را می‌خورد؟ غصه می‌خورد که علی‌اکبر دارد برای او کشته می‌شود، قاسم دارد برای او کشته می‌شود، چون‌که امام‌حسین امرِ خلیفه وقت را اطاعت نکرده‌است؛ امام‌حسین علیه‌السلام دلش برای این‌ها می‌سوزد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: حر]

همان‌طور که خواست خدا علی است، خواست علی رجعت است...

کسی می‌تواند رجعت را تشویق کند که القای ولایت به او بشود. رجعت واحد است. همان‌طور که خدا خواستش علی است، علی خواستش رجعت است. چرا؟ یک خلخال از پای بچه یهودی کشیده‌اند، فریاد می‌زند کمرم! چرا ظلم شد؟ حالا علی‌اکبر و علی‌اصغر را کشته‌اند نمی‌گوید کمرم؟ امام‌حسین را کشته‌اند نمی‌گوید کمرم؟ آیا امیرالمؤمنین نمی‌خواهد احقاق حق از دخترش زینب بشود؟ در رجعت، خدا رضایت حضرت‌زینب و رضایت امام‌حسین و اهل‌بیت را فراهم می‌کند. اربعین افشای زحمت‌های حضرت‌زینب است که در زمان رجعت افشا می‌شود. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

خدا انجام واقعه کربلا را به انتخاب ائمه گذاشت و امام حسین آن را پذیرفت...

کاری که امام‌ حسین علیه‌السلام کرد، هیچ‌کدام از ائمه نکردند. «لَا إکراه فِی الدِّین» خدا به تمام ائمه علیهم‌السلام ابلاغ کرد این‌ کار (واقعه عاشورا) می‌خواهم انجام شود، وقتی به اسیری ناموس می‌رسید، همه می‌گفتند: خدایا! اگر امر کنی انجام می‌دهیم، اما می‌ترسیم از امتحان در نیاییم. فقط امام‌ حسین علیه‌السلام گفت: من این‌ کار را می‌کنم. ای‌خدا! تمام فدای تو، ناموسم فدای تو، زینب علیه‌السلام فدای تو، دخترم فدای تو، پسرم فدای تو، علی اکبرم فدای تو، علی اصغرم فدای تو. حالا که همه را داده، در قتلگاه افتاده و می‌گوید «رضاً برضائک، تسلیماً بأمرک» ای معبود سماء! ای‌خدا! امرت را اطاعت کردم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

امام حسین برای جهنمی شدن قاتلین آقا علی‌اکبر گریه می‌کند، نه برای از دست دادن فرزندش...

امام‌حسین علیه‌السلام بالای سر آقا علی‌اکبر یک‌ صیحه زد، چون او «اشبه الناس خلقاً و علماً و منطقاً برسول‌الله» بود؛ اما امام‌حسین برای آن‌هایی که با کشتن آقا علی‌اکبر جهنمی شدند گریه می‌کند، نه برای فرزندش؛ او را در راه خدا داده، این‌ که گریه ندارد. امام‌حسین تا آخر «هل من ناصر» می‌گفت. علی‌اکبر را کشتید؟ علی‌اصغر را کشتید؟ عباس و قاسم را کشتید؟ باشد، بیایید این‌طرف، بیا! ولایت این‌ است که از سر همه جُرم‌ها می‌گذرد. پس امام برای جهنمی‌شدن این‌ها گریه می‌کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

خدا خیلی رئوف است، اما راجع به ولایت غیور است، عفو خدا شامل حال دشمنان علی نمی‌شود...

امام حسین علیه‌السلام با مردم ساخت؛ تاحتی جوان عزیزش علی اکبر علیه‌السلام، علی اصغر علیه‌السلام، آقا ابوالفضل علیه‌السلام را شهید کردند، همه این‌ها را صبر کرد؛ بغض خودش را فراموش کرد، بغض علی اکبرش، حضرت عباس، شهداء را فراموش کرد، دید کوفیان ممکن است توبه کنند. وقتی گفت: برای چه مرا می‌کشید؟ گفتند: «بُغضاً لِأبیک»، آن‌وقت دوازده فرسخ لشکر را در هم ریخت. آیا می‌فهمی امر یعنی چه؟ عفو خدا خیلی بزرگ است، اما خدا راجع به کسانی که امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام را قبول ندارند، عفو ندارد. خدا خیلی رئوف است؛ اما راجع به ولایت، غیور است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]