Press ESC to close

با سِیر کردن در خلقت، یقین می‌کنی غیرِ حجت خدا ناچیز است...

بشر باید سِیر خلقتی داشته‌ باشد. وقتی سِیر کرد، می‌بیند یک سَمْت خلقت است، یک سَمْت فراتر از خلقت، یعنی حجّت [است]. حالا این‌ را یقین می‌کنیم، فقط حجت را چیز می‌بینیم، مابقی را ناچیز. شما باید این سِیر را داشته‌ باشید. با این سِیر، یقین می‌کنید. حالا این یقین، هم یقین به خداست و هم یقین به‌ قرآن است؛ دیگر کسی را نمی‌بینید. این‌طور که شدی، دیگر باید به‌ فکر فرمان بردن و اطاعت از امر باشید. همان‌طور که عبدالعظیم‌ حسنی به امر امام بود، حالا می‌فرماید زیارت او مطابق زیارت امام‌ حسین علیه‌السلام است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: روح ولایت است]

اگر درون بشر خیانت نباشد، وصل به رجعت است...

مؤمن واقعی، خودش رجعت است. چرا؟ اصلاً از جوانی خیال خیانت هم نکرده‌ام. در رجعت خیانت تمام می‌شود. اگر درون بشر خیانت نباشد، وصل به رجعت است. اگر بخواهی می‌شود که بشوی وگرنه این حرف در دنیا زده نمی‌شد؛ اما زحمت دارد، گذشت می‌خواهد، یقین می‌خواهد. مگر سلمان «منّا اهل‌ البیت» نشد؟ مگر شاه‌ عبدالعظیم حسنی به جایی نرسیده که زیارتش مطابق زیارت امام‌ حسین است؟ پس شدنی است، «إنّ اکرمکم عند الله اتقاکم». [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

پیام امام رضا به دوستان اهل‌بیت: همدیگر را ندرید که به شفاعت ما نمی‌رسید...

شما هنوز دنبال خلق هستید، چون فهم ندارید. فهم، یعنی فهمیدن دین، که از دنیا گذشتن و گناه نکردن است، سخاوت و آبروی دیگران را نریختن است. امام‌رضا علیه‌السلام به دعبل خُزاعی [یا عبدالعظیم حسنی] فرمود: پیامی به تو می‌دهم، به دوستان ما بگو: «اگر همدیگر را بدرید، به شفاعت ما نمی‌رسید». دریدن، یعنی از حرف نگذشتن، بُخل داشتن و گذشت نداشتن. رفقا! با یکدیگر محبت داشته‌ باشید. از امام‌رضا علیه‌السلام خواستم: اهل‌جلسه محبت‌آمیز باشند و تفرقه بین آن‌ها نباشد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]

این‌هایی که از جلسه رفتند مُرید بودند، نه دوست؛ مرید این‌جا می‌آید، جای دیگر هم می‌رود...

آن‌هایی که از جلسه رفتند، یک عقوبتی داشتند. آن‌هایی که از این‌جا رفتند، گمراه شدند. مثل طلحه و زبیر، این‌ها چندین سال مُرید پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله بودند و رفتند. این‌هایی که از جلسه می‌روند، من یاد امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌افتم که با او چه کردند. مُرید بودند، نه دوست. مُرید این‌جا می‌آید، جای دیگر هم می‌رود. شما باید دوست باشید. سلمان، اباذر، میثم، مقداد، این‌ها دوست بودند، تا آخرش ماندند؛ شما هم باید تا آخرش بمانید. حرفی که امام هادی علیه‌السلام به عبدالعظیم حسنی زد [و فرمود تا آخر برسان]، من به شما می‌زنم. جانم! این عُمْرِ آدم، زمان به آن می‌خورد. مراقب باشید توی زمان نروید! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]