Press ESC to close

امام زمان (علیه السلام) به صابونی گفت: صابونی برو دنبال صابون‌هایت...

هیچ‌کس نیست که رفوزه نشده باشد. امام زمان (علیه السلام) به صابونی گفت: صابونی برو دنبال صابون‌هایت. صابونی نقش صابون داشت، حالا که آمده نزد امام زمان (علیه السلام) نقش صابون دارد یا آن شخص که با آن خانمی که در چادر برایش گذاشته بود گفت: برو من می‌آیم. ای کاش ما نقش یک چیز را داشته باشیم؛ اما نقش چند چیز را داریم. اگر بخواهی امام زمان (علیه السلام) را ببینی و پیشش بروی نباید نقش دنیا را داشته باشی؛ آن وقت کارت درست است.

«شبی در عالم رؤیا قیامت را سیر کردم، بیشتر مردم یا کفن نداشتند یا یکی دو تکه داشتند...

«شبی در عالم رؤیا قیامت را سیر کردم، بیشتر مردم یا کفن نداشتند یا یکی دو تکه داشتند. تمام مردم باید از یک جا رد می‌شدند که به آن پل صراط می‌گویند، همه نگران بودند و هیجان داشتند. چه روزگارهایی داریم و عین خیالمان هم نیست، ما خیلی پوست کلفتیم! یک روایت داریم اگر بفهمید چه به سرتان می‌آید خنده به لبتان نمی‌آید؛ اما دوستان امیرالمؤمنین در قیامت با تمام شلوغی‌هایش فارغ و سرافرازند. انشاءالله شما همین‌طور باشید. من یک گوشه‌ای فارغ بودم و نگاه می‌کردم، نامه‌ام به دستم بود و مانند تیتر روزنامه به آن نوشته بود: «ولایه امیرالمؤمنین علی» . یک سید این طرف پل و یک سید هم آن طرف بود، نامه‌ام را نشانشان دادم، گفتند: باید از این جا هم رد بشوی. در قیامت ائمه همه کاره هستند. (در این دنیا که نگذاشتند آنها امر و باطن کار را افشا کنند، حالا هم نمی‌گذارند متقی حرفش را بزند. کمی از آن را می‌گوید. آن موقع هم نمی‌گذاشتند. البته جلوی امام زمان را نمی‌توان گرفت.)