Press ESC to close

امیرالمؤمنین که می‌فرماید من عبد محمّدم، عبدِ امر خداست، نه عبدِ عبد...

خدا می‌گوید: «إنّ الله و ملائکته یصلّون علی النّبی یا أیّها الّذین آمنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیماً»؛ حالا امیرالمؤمنین می‌آید شکسته‌نفسی می‌کند، مثل این که خودش را قاطی همه می‌کند، می‌گوید: خدا! تو گفتی تسلیم نبی باش؛ من تسلیم که هیچ، عبدش هم هستم. امیرالمؤمنین در هر کاری پیش‌تاز است. ما باید عبد محمّد باشیم، چون امر توست. امیرالمؤمنین، عبدِ امر خداست، نه عبدِ رسول‌الله به عنوان نبوت یا جسم. امیرالمؤمنین عبدِ عبد نمی‌شود، امیرالمؤمنین عبدِ امر خداست. شما هم عبد این حرف‌ها باشید. این مثل آن است که خدا به ملائکه گفت: به آدم سجده کنید؛ آدم که لایق سجده نیست، امر خداست که به این سجده کن. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امام زمان کاری می‌کند که رضایت خداست، تو هم کاری بکن که خواست او را بجا بیاوری...

به این امید از خواب بلند شو که امری را اطاعت کنی، حاجت مؤمن را برآورده کنی. امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) می‌گوید: تو یک کاری بکن. من که امام زمان هستم، کاری می‌کنم که رضایت خداست؛ تو هم کاری بکن که خواست ما را بجا بیاوری. وقتی این‌طور شدی، دیگر توی این خطی. حالا باید شکرانه کنی که در این خطی. تو با هستی خدا مربوطی، قربانت بروم! فقط باید شکرانه کنی. بگویی: «خدایا! ما را از هستی‌ات خارج نکن. خدایا! ما را از هستی‌ات دور نکن. خدایا! اگر ما لیاقت نداریم، به ما لیاقت بده.» اگر این‌طور شدی، دیگر خودت امری، زندگیت در امر است. تو، توی حقیقتی، توی امری، یقین کرده‌ای. اصلاً چیزی نباید غیر از هستی خدا ببینی. حالا که این‌طور شدی، إن‌شاءالله می‌روی نماز می‌خوانی، سر به سجده می‌گذاری، شکر این را بکن که خدا تو را امر کرده. والله، امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام هم همین‌طور بوده؛ نماز که می‌خوانْد، شکرانه خدا را می‌کرد. تو هم همین‌طور بشو. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

اگر می‌خواهید به جایی برسید، منیّت‌تان را کنار بگذارید...

خدا به شیطان می‌گوید: آدم را سجده کن! ببین عجب حرف حسابی می‌زند! می‌گوید: خدایا! سزاوار سجده تویی، من به‌ غیر از تو، برای هیچ‌کس سجده نمی‌کنم. ببین چه حرف قشنگی می‌زند! خدا گفت: من می‌گویم سجده کن! گفت: نمی‌کنم. خدا گفت: گُم‌شو! شیطان، امر را اطاعت نکرده و گرنه نمازی خوانده که چهار هزار سال طول کشیده. چرا بیدار نمی‌شویم؟ ما نمازمان پنج‌دقیقه طول می‌کشد. شیطان، چهار هزار سال نمازش طول کشیده! چه سجده‌هایی داشته! سی‌هزار سال تدریس می‌کرده، ملائکه را درس می‌گفته، اما یک اطاعت نکرده، خدا می‌گوید گُم‌شو! چرا در فکر نمی‌رویم؟ چرا ما اندیشه نداریم؟ چرا ما دنیا را از دلمان بیرون نمی‌کنیم؟ شیطان تکبّر داشت. گفت: من از آتشم؛ اما آدم از خاک است. یک منیّت در کار آورد. تا کِی مَن، مَن، می‌کنید؟ این‌است که به هیچ‌جا نمی‌رسید. اگر می‌خواهید به جایی برسید، منیّت‌تان را کنار بگذارید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: لا اله الا الله]