Press ESC to close

کسی که خدمت به من می‌کند، یک حواله می‌نویسم، به خدا می‌دهم، خدا هم حواله ما را تا حالا که رد نکرده است...

رفقای عزیز! من همیشه به فکر شما هستم. تمام شما مثل ایمانی که در قلب من است، در قلبم حضور دارید. کسی خدمت به من می‌کند، می‌گویم: خدایا! من نمی‌توانم عوضِ خدمت او را بجا بیاورم، من نه مال دارم، نه قدرت دارم. خدایا! خودت کمکش کن! خدایا! خودت عوض به او بده! یک حواله می‌نویسم، به خدا می‌دهم. خدا هم حواله ما را تا حالا که رد نکرده است. به حضرت معصومه گفتم: بی‌بی جان! قربانت بروم، خاک کف پایت شوم، خیلی من تشکر می‌کنم، حواله‌های مرا رد نکردی. به ارواح پدرم رد نمی‌کند. حالا هر کسی نیاید، یک باغ بخواهد و چه بخواهد، بگوید یک حواله بده! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امیرالمؤمنین درب رسیدن به خداست، امام رضا و حضرت معصومه درب رسیدن به امیرالمؤمنین هستند...

در روایت هست اگر عیسی مُرده را زنده می‌کرد، یاعلی می‌گفت، اگر داوود آهن به دستش نرم می‌شد، یاعلی می‌گفت، جبرئیل هشت‌ شهر قوم‌لوط را زیر و رو کرد، یاعلی گفت. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به جبرئیل فرمود: از جایی‌که وحی به تو نازل می‌شود، تا این‌جا که می‌آیی، چقدر راه است؟ گفت: سی‌هزار سال! پرسید: در چه فاصله زمانی می‌آیی؟ گفت: چشمت را به‌هم بزنی! پرسید: به چه توسطی می‌آیی؟ بالش را باز کرد و نشانش داد، دید روی آن نوشته: «علی!» چون امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام، امر خداست. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: «أنا مَدینهُ العِلم و علیٌ بابُها»، اگر شما می‌خواهید به خدا برسید، باید از درِ امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام بروید؛ امام‌رضا علیه‌السلام هم درِ علی علیه‌السلام است، حضرت‌معصومه علیهاالسلام هم درِ علی علیه‌السلام است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]

امام رضا از تو تشکر می‌کنم، تو یادمان دادی، خودت می‌فرمایی که چه بخواهید...

من خدمت مَقرّ امام‌رضا علیه‌السلام رفتم و گفتم: آقاجان! شما سفارش سگ را به صاحبش کردی، ما هم درِ خانه‌ات آمده‌ایم، تو را به‌حق خواهرت حضرت‌معصومه علیهاالسلام که فرمودی زیارت قبر من با زیارت خواهرم یکی است اما عارف باشی، تو را به‌حق مادرت‌زهرا علیهاالسلام، سفارش ما را به امام‌زمان (عجل‌الله‌فرجه) بکن، تا ما را یاور خودش قرار بدهد و تا موقعی‌که خودش می‌آید، ما را حفظ کند. یا امام‌رضا! دعا کن دل‌خوشی زهرای‌عزیز علیهاالسلام، دل‌خوشی امام‌حسین علیه‌السلام، دل‌خوشی رسول‌الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، دل‌خوشی ملائکه، دل‌خوشی اِنس و جنّ بیاید! آقا! از تو تشکر می‌کنم، تو یادمان دادی، خودت می‌فرمایی که چه بخواهید! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]

آن‌چه پیش حضرت زهراست، پیش حضرت معصومه هم هست...

یکی از علماء چندین‌ وقت سرِ قبر پیامبر اکرم صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله بیتوته کرد و او را قسم داد که قبر مخفی دخترت زهرا علیهاالسلام را نشانم بده، من به کسی نمی‌گویم. حضرت فرمود: «قبر زهرا علیهاالسلام را پسرش مهدی (عجل‌ الله‌ فرجه) باید بیاید و معلوم کند؛ چه می‌خواهی؟ آنچه را که می‌خواهی، برو قم، از حضرت‌ معصومه علیهاالسلام بخواه. آنچه که پیش دخترم زهراست، پیش حضرت‌ معصومه هم هست؛ آنچه را که تو حاجت داری، ایشان می‌داند و برآورده می‌کند». چرا بی‌ادبی می‌کنید و ایشان را نمی‌شناسید؟ خواسته و حاجت شما در آستین حضرت است، کریمه اهل‌بیت است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]

زیارت می‌کنند قبر ما را، اطاعت نمی‌کنند امر ما را...

اگر چهارده‌ معصوم علیهم‌السلام به آدم عنایت داشته‌ باشند، القا می‌کنند یا به قلبت ابلاغ می‌کنند یا صریحاً با تو حرف می‌زنند. ببین حضرت‌ معصومه علیهاالسلام صریحاً به‌ من گفت: «این‌ مردم، قبر ما را زیارت می‌کنند، اما امر ما را اطاعت نمی‌کنند». ما نمی‌دانیم خداوند تبارک و تعالی چه عنایتی به ما کرده که این بی‌بی را در شهر قم قرار داده‌ است. ما نمی‌فهمیم، اگر بفهمیم، به حرم ایشان می‌رویم و از او حاجت می‌خواهیم، والله به ما می‌دهد. پیش حضرت‌ معصومه علیهاالسلام بروید و این‌ را که من می‌گویم، از ایشان بخواهید: «ای بی‌بی دو عالم! بیا عنایت کن. بیا در دل ما نظری مرحمت کن. لذت بیتوته به ما بده، لذت فکر ولایت به ما بده. ما ولایت را پایمال نکنیم.» چطوری ولایت را پایمال نکنیم؟ وقتی حرف ولایت را شنیدید، با خدا عهد کنید که آن‌ را عمل کنید و در خط ولایت باشید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]

زیارت با معرفت، یعنی معرفت داشتن در حق امیرالمؤمنین و زهرای عزیز و حضرت معصومه...

این‌قدر حضرت‌ معصومه علیهاالسلام پیش خدا و ائمه‌ طاهرین علیهم‌السلام مقام دارد، روایت داریم هنوز به‌ دنیا نیامده، امام‌صادق علیه‌السلام می‌فرماید: «یکی از پاره‌های تن ما در قم دفن می‌شود». امام‌صادق علیه‌السلام حضرت‌ معصومه علیهاالسلام را پاره تنش حساب کرده‌ است. امام‌ رضا علیه‌السلام هم می‌فرماید: «هر کس ایشان را با معرفت زیارت کند، بهشت بر او واجب است». با معرفت، یعنی در حق امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام، زهرای‌ عزیز علیهاالسلام و حضرت‌ معصومه علیهاالسلام معرفت داشته‌ باشید، نه این‌که بروید در حرم ایشان، زیارت کنید، بدچشمی کنید و بیایید! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]

خواهر عزیز، تو باید سنخه حضرت معصومه باشی تا «اشفعی لنا فی الجنه» باشی....

خواهر عزیز! تو که زیارت حضرت معصومه می‌آیی، تو که زینبیه می‌روی، تو که سوریه می‌روی، تو باید سنخه حضرت زینب باشی، تو باید سنخه حضرت معصومه باشی تا «اشفعی لنا فی الجنه» باشی. اگر سنخه نباشی، «اشفعی لنا فی الجنه» نیستی. دو تا زن هستند که «اشفعی لنا فی الجنه» هستند. یکی حضرت زینب است، یکی حضرت معصومه (سلام الله علیهما) است. چطور «اشفعی لنا فی الجنه» می‌شوی؟ تو باید صفات آن‌ها را داشته باشی، آنها هم صفاتش را به تو می‌دهند. این‌ها صفات الله هستند. تو وقتی رویت را گرفتی، خودت را از نامحرم پوشاندی، اعتقاد داشتی، خودت را ولنگ و باز نکردی، حضرت معصومه چی می‌دهد؟ «اشفعی لنا فی الجنه»، امضاء به تو می‌دهد [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: معرفت (مکان)]

یک وقت خواب دیدم رفتیم حضرت معصومه...

ما یک وقت خواب دیدم رفتیم حضرت معصومه، وقتی رفتیم دیدیم که این گنبد و بارگاه همه فضای آسمان رفته است. چرا همچنین شده است؟ هر چه ما نگاه کردیم، دیدیم نه قبری هست و نه چیزی؛ اما همین جور هست؛ مثل همین که با گلدسته‌ها همه توی فضای آسمان رفتند. اما صدها زنجیر، اینطور مثل انگشت‌های من، کوتاه و بلند به این آویزان بود. تمام خلق الله قم و غیر قم آنجا جمع شده بودند؛ یعنی مثل اینکه وسعت دارد و این دیوارها نیست. آره، همه دارند نگاه می‌کنند. چیز تعجب‌آوری بود دیگر. ما آن گوشه رفتیم. همه هم می‌خواستند دستشان به این زنجیرها برسد. آن‌وقت آن هم به امر بود. … زنجیر های متعدد بود. تمام این مردم همچنین می‌کنند؛ اما دستشان نمی‌رسد. ما رفتیم آن گوشه ایستادیم، دیدیم باید اول کدخدا را ببینیم، ده را بچاپیم. آره، حواسم جمع بود، خودشان جمع می‌کنند. آنجا رفتم، گفتم: خدایا، تو می‌دانی که من دو سه دفعه داخل این کارگاه آبروی خودم را ریختم، بچه‌های مردم را دزد نکردم. پول می‌بردند، چیز می‌کرد، آره، من می‌گفتم: نه، یا می‌گفتم: من دیدم نکرده است. از این طرف به آن پسر می‌گفتم: من دیدم که این پول را برداشتی. اگر دفعه دیگه برداری می‌گویم. هم او را تربیت می‌کردم، هم [آبرویش را نمی‌بردم] حالا داریم به خدا می‌گوییم، گفتم: خدایا، بیا تو هم آبروی ما را نریز، من جلو می‌روم. فهمیدید؟ به خود حضرت معصومه، تا من رفتم، یک زنجیر پایین آمد. آنها به امر پایین می‌آمدند، فهمیدی؟ ما زنجیره را برداشتیم و همچنین زیر پایمان کردیم و اینجایش را گرفتیم. پایمان را روی زنجیر گذاشتیم. همچنین شد و بالا رفتیم و داخل ایوان حضرت معصومه، نشستیم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: حبل المتین]

حرم حضرت معصومه (علیها السلام) رفتم، گفتم: بی‌بی جان! اگر اینها داخل خانه من بودند، دفاع می‌کردم....

این علی آقای ما، همسر و پدر و مادر همسرش در بمباران، از دنیا رفتند. حرم حضرت معصومه (علیها السلام) رفتم، گفتم: بی‌بی جان! اگر اینها داخل خانه من بودند، دفاع می‌کردم. شما می‌توانی، چرا دفاع نمی‌کنی؟ وقتی از حرم بیرون آمدم، دیدم قلبم منور است. عده‌ای بودند که خانواده‌هایشان را در آبادی‌ها گذاشته بودند، اینقدر دل من منور شد که به آنها گفتم: بروید خانواده‌هایتان را بیاورید! دیگر بمباران نمی‌شود، والله، دیگر بمباران نشد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: نجوا]