Press ESC to close

اگر رجعت را بخواهید، دوازده‌امام و چهارده‌معصوم را خواسته‌اید...

اگر رجعت را بخواهید، دوازده‌امام و چهارده‌معصوم را خواسته‌اید. بیایید رجعت‌خواه شوید که چه‌وقت می‌شود ما خدمت ائمه برسیم. شخصی خدمت امام‌صادق آمد و طلب بهشت کرد، حضرت فرمود: تو الان در بهشت هستی. خدمت یک امام بودن بهشت است؛ پس خدمت دوازده‌امام، چهارده‌معصوم بودن چیست؟ در رجعت، خدمت امر خدا و مقصد خدایی. پس کوشش کنید و از امام‌زمان بخواهید که آقا جان! ما دوست داریم حضور شما باشیم؛ اما کی می‌شود که بیایی و رجعت را رهبری کنی تا ما خدمت همه‌تان باشیم؟ کی می‌شود بیایی و احقاق حق از بنی‌امیه و دشمنان مادرت‌زهرا کنی؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

امام حسین نفرین نکرد چون نابودی تمام ظالمان در رجعت را می‌خواست...

چرا امام‌حسین علیه‌السلام نفرین نکرد؟ اگر امام‌حسین نفرین می‌کرد، به بنی‌امیه می‌کرد، این‌ که کار صورت نمی‌دهد، [حتی اگر] بنی‌امیه هم سقط شدند؛ اما امام‌حسین حواسش پیش رجعت است که همه دنیا اصلاح شود و همه ظالمان به سزایشان برسند، نه فقط بنی‌امیه. متقی خیال امام‌حسین را هم می‌فهمد که امام مقصدش هدایت و دفاع از ولایت است. امام‌حسین فرمود: ای شمشیرها! اگر دین جدم، یعنی اگر ولایت باقی می‌ماند، به‌ من بخورید؛ یعنی من فدای ولایت می‌شوم. این عصاره حرف است. همه خلقت باید دفاع از ولایت کنند. چرا؟ اگر تمام خلقت دفاع از ولایت کنند، همه اهل‌بهشت می‌شوند. زمان رجعت همین‌طور می‌شود، دنیا بهشت می‌شود. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

حضرت زینب که به سر امام حسین می‌گوید با ما حرف بزن، دارد زنده بودن امام حسین را افشا می‌کند...

حالا زینب علیهاالسلام آمده و در کوفه دارد به امر برادرش خطبه می‌خواند. یک وقت دید مردم توجه به یک جایی دیگر کردند، دید سر برادرش را به نی زده‌اند. من به فدای خاک کف پای زینب علیهاالسلام بشوم! ببین چه‌طوری افشاء کرد! حالا وقتی یزید گفته این‌ها خارجی هستند، حضرت زینب علیهاالسلام می‌خواست افشاء کند. می‌دانی چطور زینب علیهاالسلام، امام حسین علیه‌السلام را می‌شناخت؟ قطعه قطعه امام حسین علیه‌السلام را می‌شناخت، نه امام حسین علیه‌السلام را بشناسد. یک دفعه به آقا امام حسین علیه‌السلام گفت: برادر! با من حرف بزن! نمی‌زنی، با این بچه صغیر بزن! برادر! تو که دنبال ما بودی، چرا در خانه خولی به مهمانی رفتی؟ تو که با ما مهربان بودی! سر مبارک امام حسین علیه‌السلام فرمود: «أم حَسِبت أنّ أصحابَ الکهفِ و الرّقیم کانوا مِن آیاتنا عَجباً». ای خواهر من! اصحاب کهف و رقیم متوجه بودند، ولایتشان را حفظ کردند، اما اهل کوفه نکردند، بنی‌امیه نکردند، مرا کشتند؛ ظاهر مرا کشتند. آیا کسی متوجه شد؟ امام این است. امام حسین علیه‌السلام گفت: هیچ آیه‌ای مثل این دو آیه در قرآن عجیب نیست؛ اما خواهر! قصه من عجیب‌تر است که به حرف یک نفر بروند، مرا شهید کنند و سرم را بالای نی کنند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]