Press ESC to close

امام حسین برای کافر شدن مردم گریه می‌کند، نه برای آنچه در راه خدا داده...

چرا امام‌حسین علیه‌السلام این‌همه درجه دارد؟ چون امام‌حسین علیه‌السلام سفینه نجات است. همه ائمه علیهم‌السلام یک نور هستند، تمامشان کِشتی‌اند؛ اما سفینه، امام‌حسین علیه‌السلام است. این‌کاری که امام‌حسین علیه‌السلام کرد، نجات‌دهنده تمام خلقت است، خلقت به‌واسطه امام‌حسین علیه‌السلام نجات پیدا می‌کند. چرا این‌قدر امام‌حسین علیه‌السلام عزیز است؟ امام‌حسین علیه‌السلام به‌فکر نجات و هدایت است. برادرش، جوانانش، همه را داده؛ تمام آن مصیبت‌ها به‌جای خود، اما «هَل مِن ناصر» می‌گوید. وقتی به اهل‌کوفه فرمود: برای چه مرا می‌کُشید؟ گفتند: «بُغضاً لِأبیک»: به‌خاطر بغضی که با پدرت، امیرالمؤمنین علیه‌السلام داریم. امام دید تمام این‌ها کافر شده‌اند، بنا کرد به گریه‌کردن. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

خدا خیلی رئوف است، اما راجع به ولایت غیور است، عفو خدا شامل حال دشمنان علی نمی‌شود...

امام حسین علیه‌السلام با مردم ساخت؛ تاحتی جوان عزیزش علی اکبر علیه‌السلام، علی اصغر علیه‌السلام، آقا ابوالفضل علیه‌السلام را شهید کردند، همه این‌ها را صبر کرد؛ بغض خودش را فراموش کرد، بغض علی اکبرش، حضرت عباس، شهداء را فراموش کرد، دید کوفیان ممکن است توبه کنند. وقتی گفت: برای چه مرا می‌کشید؟ گفتند: «بُغضاً لِأبیک»، آن‌وقت دوازده فرسخ لشکر را در هم ریخت. آیا می‌فهمی امر یعنی چه؟ عفو خدا خیلی بزرگ است، اما خدا راجع به کسانی که امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام را قبول ندارند، عفو ندارد. خدا خیلی رئوف است؛ اما راجع به ولایت، غیور است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

حضرت زینب که به سر امام حسین می‌گوید با ما حرف بزن، دارد زنده بودن امام حسین را افشا می‌کند...

حالا زینب علیهاالسلام آمده و در کوفه دارد به امر برادرش خطبه می‌خواند. یک وقت دید مردم توجه به یک جایی دیگر کردند، دید سر برادرش را به نی زده‌اند. من به فدای خاک کف پای زینب علیهاالسلام بشوم! ببین چه‌طوری افشاء کرد! حالا وقتی یزید گفته این‌ها خارجی هستند، حضرت زینب علیهاالسلام می‌خواست افشاء کند. می‌دانی چطور زینب علیهاالسلام، امام حسین علیه‌السلام را می‌شناخت؟ قطعه قطعه امام حسین علیه‌السلام را می‌شناخت، نه امام حسین علیه‌السلام را بشناسد. یک دفعه به آقا امام حسین علیه‌السلام گفت: برادر! با من حرف بزن! نمی‌زنی، با این بچه صغیر بزن! برادر! تو که دنبال ما بودی، چرا در خانه خولی به مهمانی رفتی؟ تو که با ما مهربان بودی! سر مبارک امام حسین علیه‌السلام فرمود: «أم حَسِبت أنّ أصحابَ الکهفِ و الرّقیم کانوا مِن آیاتنا عَجباً». ای خواهر من! اصحاب کهف و رقیم متوجه بودند، ولایتشان را حفظ کردند، اما اهل کوفه نکردند، بنی‌امیه نکردند، مرا کشتند؛ ظاهر مرا کشتند. آیا کسی متوجه شد؟ امام این است. امام حسین علیه‌السلام گفت: هیچ آیه‌ای مثل این دو آیه در قرآن عجیب نیست؛ اما خواهر! قصه من عجیب‌تر است که به حرف یک نفر بروند، مرا شهید کنند و سرم را بالای نی کنند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

اهل کوفه لا اله الا الله را کشتند...

مگر اهل‌کوفه، «لا إله إلّا الله» نمی‌گفتند؟! «لا إله إلّا الله» را زیر سُم اسب کردند. کارکردشان همان بود. این‌ها «لا إله إلّا الله» گفتند؟! شمر با لشکر کوفه قرار گذاشت که هر وقت من «الله‌أکبر» گفتم، «الله‌أکبر» بگویید! بدانید آن‌موقعی‌که من «ألله أکبر» می‌گویم، سر حسین را جدا کرده‌ام. هفتاد هزار نفر، سه‌دفعه «الله‌أکبر» گفتند!! این‌ها «لا إله إلّا الله» گفتند؟ «لا إله إلّا اللهِ» ما هم، مشابه همان «لا إله إلّا الله» هاست. آخر، حقّ‌کشی یعنی‌چه؟ مگر تو خدا را می‌کشی؟! خدا که دیدنی نیست. تو امر خدا را می‌کشی. اگر امر خدا را کشتی، خدا را کشتی! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: لا اله الا الله]