Press ESC to close

رضایت فاطمه‌ زهرا، خشنودی تمام ائمه است و خشنودی ائمه، خوشحالی تمام خلقت است...

آخرین امضای آمدن امام‌ زمان با حضرت‌ زهراست. خود امام‌ زمان هم مانند تمام خلقت منتظر اجازه خداست. حالا که خدا اجازه داد، باید امضای مادرش هم باشد. چرا؟ امام‌ زمان در رجعت، احقاق حق از دشمنان زهرا می‌کند. حضرت‌ زهرا منتظر است که پسرش مهدی بیاید و احقاق حق کند. امام‌ صادق می‌فرماید: ما حجتیم برای تمام خلقت، مادرم زهرا حجت است برای ما. رضایت فاطمه‌ زهرا، خشنودی تمام ائمه است و خشنودی ائمه، خوشحالی تمام خلقت است. غم مخور یا فاطمه! ای بانوی پهلو شکسته! آن طبیب دردمندان با شیشه دارو و درمان خواهد آمد [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت را بهتر بشناسیم]

حضرت‌ زهرا به‌ واسطه مُصحف و به‌ واسطه حمایت از علی علیه‌السلام کشته‌ شد...

مُصحف در تمام خلقت پخش شده‌ بود. حضرت‌ زهرا علیهاالسلام می‌خواست که در دنیا هم پخش بشود؛ اما دومی نگذاشت و به معاویه نوشت من زهرا را کشتم و نگذاشتم مُصحف را فاش کند. حضرت‌ زهرا علیهاالسلام به‌واسطه مُصحف و به‌واسطه حمایت از علی علیه‌السلام کشته‌ شد؛ چون اگر آن‌ را فاش می‌کرد، غاصب بودنِ آن‌ها معلوم می‌شد. یکی از خصوصیات مُصحف این‌ است که اسم شیعه‌ها و تمام وقایع تا قیام‌ قیامت در آن هست. شخصی خدمت امام‌ صادق علیه‌السلام آمد و ادعای عبادت و تقدّس کرد. حضرت آن‌ را رد کرد و فرمود: اسم تو در مُصحفِ مادرم زهرا علیهاالسلام نیست. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: گنجینه]

مقدرات محکمی را که هیچ‌کسی نمی‌تواند تغییر بدهد، فاطمه علیهاالسلام تغییر می‌دهد...

از امام‌ صادق علیه‌السلام راجع‌ به «لیله‌ القدر» سؤال شد، فرمود: «هی فاطمه، هی فاطمه». پس این‌که می‌گوییم فاطمه علیهاالسلام را کسی نمی‌تواند درک کند، چون خداوند فرموده است: «و ما أدراک ما لیله‌ القدر»؛ یعنی کسی قدرت درک لیله‌ القدر را ندارد. مقدرات محکمی را که هیچ‌کسی نمی‌تواند تغییر بدهد، فاطمه علیهاالسلام تغییر می‌دهد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

کفواً خلقت، یعنی خلقت با محبت زهرای‌ عزیز خلق شده‌ است...

خدای تبارک و تعالی می‌فرماید: «یا محمّد! اگر تو نبودی، اصلاً آسمان و زمین را خلق نمی‌کردم. یا محمّد! اگر علی نبود، تو را خلق نمی‌کردم و اگر فاطمه نبود، نه تو را خلق می‌کردم، نه علی را». کفواً خلقت، یعنی خلقت با محبت زهرای‌ عزیز علیهاالسلام خلق شده‌ است. همین‌طور امام‌ صادق علیه‌السلام می‌فرماید: ما حجّتیم برای خلق و مادرمان زهرا علیهاالسلام حجّت است برای ما. اگر ما نباشیم، دنیا فروریزان می‌شود و اگر مادرمان زهرا علیهاالسلام نباشد، ما اصلاً نیستیم. پس فرمان حضرت‌ زهرا علیهاالسلام، امرِ مافوق است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

تشریف‌ فرمایی امام‌ زمان و رجعت و قیامت، توأم به‌ هم است و ایام الله است...

از امام‌ صادق سؤال می‌کنند سید حسنی و یمانی درستند؟ می‌فرماید: بله؛ اما اگر من باشم جانم را فدای امام‌ زمان می‌کنم. چرا؟ چون حسنی و یمانی رجعت را به‌ وجود نمی‌آورند، رجعت به‌ دست توانای امام‌ زمان به‌ وجود می‌آید. این‌ است که امام‌ صادق می‌فرماید: من جانم را فدای امام‌ زمان می‌کنم. تشریف‌ فرمایی امام‌ زمان و رجعت و قیامت، توأم به‌ هم است و «ایام الله» است. ظهور امام‌ زمان، مقدمه رجعت است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

تمام خلقت منتظر رجعتند تا گریه‌شان تمام شود، تو هم باید همین‌طور باشی...

«اِنتظارُ الفَرج أفضلُ العِبادَه» ما باید انتظار آن کسی را بکشیم که امام صادق علیه‌السلام هم انتظار او را می‌کشد، زینب علیهاالسلام و امّ‌کلثوم هم انتظار او را می‌کشند. شیعه دارد انتظار می‌کشد؛ درخت، آسمان و عرش، جهنم، بهشت و فردوس انتظار می‌کشند. تو باید جانم بیایی توی خط، جزء [در] انتظارون باش. آیا کتاب رجعت را خواندی، فهمیدی؟ یا گذاشتی کنار؟ همه خلقت دارند گریه می‌کنند؛ عرش، آسمان، زمین و درختان گریه می‌کنند؛ منتظر رجعتند تا گریه‌شان تمام شود. اگر امام زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) بیاید، همه این‌ها ساکت می‌شوند، خوشحال می‌شوند. تو هم باید همین‌طور باشی. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

فقط علائم حتمی ظهور مانده‌، حالا تو نمیری چقدر ترسیده‌ای که ظهور نزدیک است؟!...

خدا هشدار آمدن امام‌زمان را داده، اما هنوز مستقر نشده‌ است. امام‌صادق قسم جلاله می‌خورد و می‌گوید: اگر یک‌ روز از دنیا باقی باشد امام‌زمان می‌آید. رسول‌اکرم می‌فرماید: پسرم مهدی وقتی می‌آید که زنان شبیه مردان و مردان شبیه زنان شوند، امانت برود، خیانت زیاد شود، مردم گیر به حلال و حرام ندهند، تمام مملکت را نزول و ربا فراگیرد، فسق و فجور رواج پیدا کند، کاشفات‌ عاریات، زنان پوشیده‌اند، اما برهنه‌اند. همه‌اش شده‌ است، فقط معطل یک ندای آسمانی است که ثلث مردم از دنیا بروند؛ بعد از آن دجال و سید حسنی می‌آیند و هشت ماه طول می‌کشد که امام‌زمان تشریف بیاورد. پس فقط علائم حتمی مانده‌ است. حالا تو نمیری، چقدر ترسیده‌ای که ظهور نزدیک است؟! تو دست از کارهایت برنداشته‌ای. عزیزان من! چه‌ خبر است؟ کجایید؟ شما هنوز گرفتار دنیایید. بیایید پایتان را از دنیا باز کنید تا به دامن آن‌ها پرش کنید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

مثل آهن‌ربا باشید، ولایت را جذب کنید...

امام صادق علیه‌السلام به مجلس ولایت غبطه می‌خورد. چرا؟ چون همه شما می‌گویید: یا امام زمان! همه شما قانع و راضی هستید، دنبال طاغوت نیستید، همه شما در فکر هدایتید، همه شما سخاوت دارید. پس إن‌شاءالله مثل آهن‌ربا باشید، ولایت را جذب کنید، امام زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) را بگیرید. وقتی این‌طوری شدی، به ماوراء دست پیدا می‌کنی، دعایت مستجاب می‌شود، اصلاً یک شخصیت ماورایی می‌شوی. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

اگر رجعت را بخواهید، دوازده‌امام و چهارده‌معصوم را خواسته‌اید...

اگر رجعت را بخواهید، دوازده‌امام و چهارده‌معصوم را خواسته‌اید. بیایید رجعت‌خواه شوید که چه‌وقت می‌شود ما خدمت ائمه برسیم. شخصی خدمت امام‌صادق آمد و طلب بهشت کرد، حضرت فرمود: تو الان در بهشت هستی. خدمت یک امام بودن بهشت است؛ پس خدمت دوازده‌امام، چهارده‌معصوم بودن چیست؟ در رجعت، خدمت امر خدا و مقصد خدایی. پس کوشش کنید و از امام‌زمان بخواهید که آقا جان! ما دوست داریم حضور شما باشیم؛ اما کی می‌شود که بیایی و رجعت را رهبری کنی تا ما خدمت همه‌تان باشیم؟ کی می‌شود بیایی و احقاق حق از بنی‌امیه و دشمنان مادرت‌زهرا کنی؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

اگر رجعت نشود، کفار و منافقین خواهند گفت وعده‌ها دروغ بوده‌...

تمام ائمه، از خود پیامبر تا امام‌زمان مقصدشان عدالت بود و از ظلم و جنایت خوششان نمی‌آمد. حالا عدالت خدا در رجعت جامه عمل می‌پوشد. اگر رجعت نشود، کفار و منافقین خواهند گفت وعده‌ها دروغ بوده‌است. یک چرا هم در بعضی هست و می‌گویند چرا در حق امام‌حسین این‌طور شد؟ چرا در دنیا این‌ همه ظلم و جنایت شد؟ مگر خدا نگفته من در کمین‌گاه ظالمم؟ در آن‌ موقع است که می‌بینند عدالت بر پا می‌شود. امام‌صادق قسم می‌خورد: اگر یک‌ روز از عالم باقی باشد، امام‌زمان می‌آید؛ یعنی رجعت واقع خواهد شد. این‌ کار تمام حاکمیت‌های غاصب از زمان آدم ابوالبشر و بعد از رسول‌الله را نابود می‌کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

رجعت یعنی فاش کردن منافقان، آن‌ موقع مردم به حقیقت می‌رسند...

رجعت یعنی افتخار تمام ملائکه، یعنی افتخار آسمان‌ها، افتخار عرش خدا، افتخار بهشت و فردوس. رجعت یعنی قلدرها را ریشه‌کن کردن، قلدرها را رسوا کردن، قلدرها را به زمین زدن. رجعت یعنی ریشه‌کن کردن کفار و منافقین. رجعت آنچه که در تمام زمان‌ها ظلم و جنایت شده‌است را فاش می‌کند. امام‌زمان می‌فرماید: منم آدم، منم نوح، منم پیامبر آخرالزمان. نگذاشتند امیرالمؤمنین به مقصدش که هدایت خلقت بود برسد. مگر رسول‌الله را گذاشتند؟ هفتاد هزار نفر طرف آن دو نفر رفتند، تمام آن‌ها منافق به رسول‌الله بودند. امام‌صادق سوگند می‌خورد که این دو نفر ذره‌ای ایمان به خدا و رسول نداشتند. رجعت یعنی فاش کردن منافقان، آن‌ موقع مردم به حقیقت می‌رسند. آن‌ موقع می‌آید خواست خدا حکومت می‌کند. رجعت یعنی عدالت. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

امام‌زمان هم احتیاج به علی دارد، او باید مُهر مؤمن یا منافق بزند تا مردم بپذیرند...

امام‌صادق قسم می‌خورد که مُهرزننده، علی‌بن‌ابی‌طالب یعسوب‌الدین، امام‌المبین، امر خدا، حجت‌خدا و مقصد خداست. [هنگام رجعت] مُهر مؤمن یا منافق می‌زند. خود ولایت، ولایت را کمک می‌کند و بی‌ولایتی را در آن‌ زمان افشا می‌کند. امام، ایده تو را در پیشانیت می‌آورد، این‌ است که قیامت صغری است. چرا امیرالمؤمنین علی مهر می‌زند؟ چون اگر امام‌زمان به کسی بگوید تو منافقی، مردم قبول نمی‌کنند و به او برمی‌گردند. روایت است که به امام‌زمان هم ایراد می‌کنند و می‌گویند: چرا بچه‌ها را می‌کشی؟ موسی هم به خضر همین اعتراض را کرد و گفت: چرا این بچه را کشتی؟ پس این‌ مردم هم می‌خواهند امام‌زمان را مجرم کنند. این‌که امیرالمؤمنین می‌فرماید: با همه پیامبران در خفا آمده‌ام و با پیامبر آخرالزمان آشکارا آمدم، امام‌زمان هم احتیاج به علی دارد. در همه‌جا امیرالمؤمنین کارساز است، او باید با امام‌زمان هم بیاید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

در رجعت خدا دیگر به خواست مردم کاری ندارد و حکم خود را جاری می‌کند، این است که امام زمان پیروز می‌شود...

وقتی امام‌زمان تشریف می‌آورد پیروز می‌شود. چرا امیرالمؤمنین با تمام قدرتش پیروز نشد؟ چرا رسول‌الله با تمام امرش پیروز نشد؟ چرا ائمه نشدند؟ چون مردم نمی‌خواستند و نپذیرفتند، اما در رجعت خدا دیگر به مردم کاری ندارد و حکم خود را جاری می‌کند. تمام ممالک ضعیف می‌شوند. امام‌زمان قوی است. چرا؟ به امر خدا دیگر توپ و تانک از کار می‌افتد، اتم و باروت کار نمی‌کند و فقط شمشیر می‌شود. هزاران مَلَک با شمشیر از آسمان نازل می‌شوند. چرا در زمان ائمه دیگر نازل نشدند؟ چون‌ که حکم رجعت به‌ دست امام‌زمان است. این‌ است که امام‌صادق قسم می‌خورد و می‌گوید: من هم منتظر حجه‌بن‌الحسن هستم. کل خلقت نظرشان به رجعت است. چون رجعت شفادهنده کل خلقت است. شفادهنده قرآن است. چرا؟ همه به مقصد خودشان می‌رسند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

گریه بر امام صادق ثواب است، گریه بر امام حسین نجات است...

منصور دوانیقی به امام صادق علیه‌السلام زهر داد. روایت است که فقط استخوان سر حضرت مانده بود، همه جانش آب شده بود. یک نفر آمد گریه کرد، امام گفت: اگر می‌خواهی گریه کنی، برای جدّم حسین علیه‌السلام گریه کن! گریه برای امام صادق علیه‌السلام این‌طوری نیست که یک ذره اشک بریزی، تمام گناهانت آمرزیده شود. امام صادق علیه‌السلام می‌خواست او گریه کند که آمرزیده شود. گریه بر امام صادق علیه‌السلام ثواب است، گریه بر امام حسین علیه‌السلام نجات است. حالا خدا مرحمت کرده، می‌گوید اگر گریه‌ات نمی‌آید، تباکی کن! هماهنگ شو با گریه‌کنندگان بر امام حسین علیه‌السلام. وقتی امام حسین علیه‌السلام را خواستی؛ یعنی قبولش داشتی، دوازده امام علیهم‌السلام و قرآن را قبول داشتی، آن‌وقت تولیدت اشک است، همان اشکِ امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

غریبی امام‌رضا علیه‌السلام برای این‌ است که حرفش را قبول نمی‌کردند...

غریبی امام‌رضا علیه‌السلام برای این‌است که حرفش را قبول نمی‌کردند؛ چه کسانی؟! بیشتر امام زاده‌ها هم جزء همان مردم بودند. توهین و جسارت از این بدتر نیست که جواد الأئمه علیه‌السلام را به فرزندی حضرت قبول نداشتند. می‌خواهم افشا کنم که اغلب مردم، آن‌طرف هستند! امام‌صادق علیه‌السلام می‌فرماید: نَسَب ما شرط نیست، ولایت ما شرط است. حالا قوم و خویش‌های امام‌رضا علیه‌السلام حرف قیافه‌شناس را قبول کردند؛ اما حرف امام را قبول نکردند. والله! امام‌رضا علیه‌السلام از امام‌حسین علیه‌السلام هم غریب‌تر است. قوم و خویش‌های امام‌حسین علیه‌السلام جانشان را فدایش کردند؛ اما قوم و خویش‌های امام‌رضا علیه‌السلام اصلاً او را قبول نداشتند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]

زیارت با معرفت، یعنی معرفت داشتن در حق امیرالمؤمنین و زهرای عزیز و حضرت معصومه...

این‌قدر حضرت‌ معصومه علیهاالسلام پیش خدا و ائمه‌ طاهرین علیهم‌السلام مقام دارد، روایت داریم هنوز به‌ دنیا نیامده، امام‌صادق علیه‌السلام می‌فرماید: «یکی از پاره‌های تن ما در قم دفن می‌شود». امام‌صادق علیه‌السلام حضرت‌ معصومه علیهاالسلام را پاره تنش حساب کرده‌ است. امام‌ رضا علیه‌السلام هم می‌فرماید: «هر کس ایشان را با معرفت زیارت کند، بهشت بر او واجب است». با معرفت، یعنی در حق امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام، زهرای‌ عزیز علیهاالسلام و حضرت‌ معصومه علیهاالسلام معرفت داشته‌ باشید، نه این‌که بروید در حرم ایشان، زیارت کنید، بدچشمی کنید و بیایید! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]

اگر تمام این دنیا را به شما بدهند، باز باید مانند امام‌ صادق علیه‌السلام، منتظر امام زمان باشید...

تو که منتظر امام زمان هستی، امام صادق علیه‌السلام هم منتظر است. از ایشان سؤال شد: یابن رسول‌الله! آن منتقم آل‌محمد شمایید؟ گفت: نه؛ والله، آن مَهدی، حجت آخرالزمان است، من هم منتظرم. به حضرت‌ عباس، آقا امام‌ زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) به‌ من گفت: حسین! مردم مسموم شدند. بار دیگر فرمود: مردم اهل‌ دنیا شدند. خب، حالا اگر ما منتظریم که می‌گوید: «انتظار الفرج، افضل العباده» از همه عبادت‌ها بالاتر است، [پس چرا امام زمان این‌طور می‌فرماید؟] باید این‌جور باشیم: اگر تمام این دنیا را به شما بدهند، باز باید مانند امام‌ صادق علیه‌السلام، منتظر آقا باشید. منتظر یعنی این. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان]

امام صادق (علیه السلام) دارد بار دین را می‌کشد. چه کار می‌کند؟ به فقرا می‌دهد...

روایت داریم امام صادق (علیه السلام) یک چیزی روی کولش بود و می‌رفت. بارش ریخت. این‌ها همه پهن شد. کسی بود به امام عرض کرد: آیا کمک نمی‌خواهید؟ امام فرمود: نه، من خودم می‌خواهم ببرم. امام صادق (علیه السلام) دارد بار دین را می‌کشد. چه کار می‌کند؟ به فقرا می‌دهد. تو هم داری بار دین را می‌کشی. اما یک دفعه می‌بینی یک دارا، بار شیطان را می‌کشد. چرا؟ چون انفاق ندارد

دو چیز را خیلی مواظب باشید: یکی ولایت، یکی سخاوت...

دو چیز را خیلی مواظب باشید: یکی ولایت، یکی سخاوت. (من تملق از هیچ‌کس نمی‌گویم، فقط از ولایت می‌گویم، از هیچ کسی نمی‌گویم به جز کسی که ولایتش مطلق باشد،) چند وقتها یکی آمد، یک کاری داشت؛ خیلی ضروری بود. نشست، یک پاکت به ما داده بود، نمی‌دانستیم چقدر است. دیدیم به قدر آنکه می‌خواهد، به قدر دویست، سیصد، چهارصد تومان تویش بود. من به حضرت عباس نمی‌دانستم، تا در این پاکت را باز کردم به این دادم، این فقط جفت، جفت نزد، بس که خوشحال شد.» خب، با این کار چه کسی را خوشحال می‌کنی؟ مگر امام صادق (علیه السلام) نگفت من را خوشحال کردی، مادرم را خوشحال کردی؟ چه چیزی تو را خوشحال می‌کند؟ حج عمره تو را خوشحال می‌کند؟ یا بروی آنها را ببینی؟ مسجد جمکران تو را خوشحال می‌کند؟ تو چطور می‌شود که اینها را خوشحال می‌کنی؟ دل یکی را خوش کن. امام صادق (علیه السلام) از این تشکر کرد. یک کاری کنید که امام صادق (علیه السلام) تشکر کند.

حضرت فرمودند: اگر مادرت می‌رفت، تو هم می‌رفتی...

یکی می‌خواست برود مسأله‌ای از امام صادق (علیه السلام) بپرسد. پول نداشت. گفت من بروم چیزی از ابوحنیفه بپرسم یک پولی بگیرم، بیایم بدهم. چهار، پنج قدم رفت، بعد گفت: امام صادق (علیه السلام) راضی نیست تو بروی طرف کسی که این‌ها را انکار کرده است و برگشت. تا رفت یک پولی را پیدا کرد. آمد درِ کلیاس امام صادق (علیه السلام) ، حضرت فرمودند: اگر مادرت می‌رفت، تو هم می‌رفتی. (خب، مساله دو تا شد. این بی‌حیاگری نیست. اگر شیطان در نظر شما می‌گوید که این حرف بی‌حیاگری است. این حرف عین حیاست.) امام فرمود: پدرت مسافرت رفته بود. یک جوانی پشت بام خوابیده بود. مادرت طرف او رفت و یک مرتبه برگشت. گفت: ای امانت خدا! کجا می‌روی؟ آن چند قدمی که مادرت رفت، تو هم عوضی رفتی. ای کسی که صحبت من را می‌شنوی! مواظب باش عوضی نروی. کجا عوضی می‌روی؟ موقعی که دنبال خلق رفتی. ببین! اینکه امام صادق (علیه السلام) گفت چون می‌خواست برود دنبال خلق، یعنی ابوحنیفه.

تو تشنه ما نیستی، تشنه آبی! تو هم تشنه دنیایی...

شخصی آمده خدمت امام صادق (علیه السلام)، عرض می‌کند: یابن رسول الله! من دلم می‌خواهد خواب شما را ببینم. حضرت می‌فرماید: امشب آب نخور، ببین چه می‌شود. یک قدری نان و خرما خورد. خواب دید توی آب انبار است، یا سر چاه است، سر جوی آب است. صبح آمد. امام فرمود: تو تشنه ما نیستی، تشنه آبی! تو هم تشنه دنیایی.

یک نفر کاتب شدید، یک نفر سوزن نخ کردید، هماهنگ شدید، جد من را کشتید...

یک نفر خدمت امام صادق (علیه السلام) آمد، عرض کرد، آقا جان، من دوستی دارم می‌خواهد خدمت شما برسد، آمد، گفت: آقا جان، من هیچ کاری نکردم. من فقط کاتب بودم، اینها که کربلا بودند، نوشتم، اینها هفتاد هزار تا بودند. حضرت اینقدر گریه کرد، روایت داریم از ریش‌هایش اشک می‌چکید. گفت: آقا، ما که حرفی نزدیم، گفت: یک نفر کاتب شدید، یک نفر سوزن نخ کردید، هماهنگ شدید، جد من را کشتید. آدمی که طرفدار بدعت‌گذار است، هماهنگ می‌کند. چرا طرفداری می‌کنی؟ چرا طرف بدعت‌گذار می‌روی؟ می‌گوید: وظیفه است. تو چه وظیفه‌ای داری؟

ولایت امرش خودش است. اگر امرش را اطاعت کردی، پیش او هستی، او هم پیش تو است...

ما باید امام زمانمان را بشناسیم. چرا می‌گوید اگر نشناسی، به زمان جاهلیت می‌میری؟ بیا امرش را اطاعت کن. امرش، خودش است. عزیز من، قرآن، امرش خودش است، خدا، امرش خودش است. امام زمان (عج الله فرجه)، امرش خودش است، ولایت امرش خودش است. اگر امرش را اطاعت کردی، پیش او هستی، او هم پیش تو است. مگر نبود شخصی پیش امام صادق (علیه السلام)، طلب بهشت کرد، گفت تو توی بهشت هستی. پیش من هستی

عزیزان من، به کسی ظلم نکنید که بگوید خدا...

ببین امام صادق (علیه السلام) چه کار می‌کند. اهل بیتش را دورش جمع کرد. گفت: عزیزان من، به کسی ظلم نکنید که بگوید خدا. خدا یک وقتی با او روبرو می‌شود. چقدر مردم ظلم و جنایت می‌کنند؟ عجیب است یکی از بچه‌های برادرش توی کوچه کارد کشید، می‌خواست امام صادق (علیه السلام) را بکشد. حضرت فرمود: از ارث من، دو برابر به او بدهید. یک نفر بلند شد، گفت: آقا جان، این قاتل است. امام فرمود: می‌خواهم رحمیت از طرف من قطع نشود. این‌ها دستور است که به ما داده است. اگر رحمی دارید که از شما برگشت، یک وقت از روی فقر و فلاکت برگشته، اما مواظب باشید آن رحم بدعت‌گذار دین نباشد.

چه کسی امام صادق (علیه السلام) را کشت؟...

حضرت امام صادق توی بستر افتاده است، ببین، تا نفس آخر حسین می‌گویند، تا نفس آخر که در ظاهر در این عالم می‌خواهد بکشند، می‌گویند: علی. حالا این شخص تا امام را دید، روایت داریم، استخوان سرش مانده بود، تمام استخوانهایش از زهر آب شده بود. چه کسی زهرش داده بود؟ نماز شب‌خوان، حج برو، مکه برو، الغوث‌گو، عبادت‌کن، خدا، خدا کن، چه کسی کرده است؟ چه کسی امام صادق (علیه السلام) را کشت؟ انگلیسی‌ها کشتند؟ یهودیها کردند؟ آمریکاییها کردند؟ حالا بنا کرد گریه کردن. منظور من این است حضرت نگاهی کرد. گفت چرا گریه می‌کنی؟ گفت: آخر، یابن رسول الله شما را به این حال می‌بینم. گفت: برای جدم حسین گریه کن.

وجود شما به وجود امام صادق (علیه السلام) متصل است؛ اما در زمانی که امرشان را اطاعت کنیم...

شخصی آمده پیش امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: مریض شدی؟ می‌گوید: بله، می‌فرماید: ما مریض شدیم. نمی‌گوید، من، می‌فرماید: ما مریض شدیم؛ یعنی ما، دوازده امام، چهارده معصوم. آن وقت می‌گوید: بهتر شدی؟ می‌گوید: بله، می‌فرماید: ما بهتر شدیم؛ یعنی وجود شما به وجود امام صادق (علیه السلام) متصل است؛ اما در زمانی که امرشان را اطاعت کنیم، از امرشان جدا نشویم

مگر بنی عباس عبادت نمی‌کردند؟ چرا اهل جهنم هستند؟...

تمام جنایتی که به ائمه ما شده است، خلفای عباسی کردند. آن‌ها که نماز جمعه می‌خواندند، آن‌ها که ذکر می‌گفتند، آن‌ها که از الغوث می‌گفتند، آن‌ها که در مقابل ظاهری خدا می‌ایستادند، آن‌ها که لباس علی را پوشیدند، تمام این‌ها اینجوری بودند. چرا؟ اگر می‌خواهی قبول کنی، والله، بالله، امام صادق (علیه السلام) فرمود: ظلمی که بنی عباس به ما کردند، بنی امیه نکردند. مگر این‌ها قوم و خویش نبودند؟ حالا عزیز من، فدایتان بشوم. ببینید من چه می‌گویم. توجه کنید. یک قدری دست از عبادتها و ذکر و فکرها بردارید عزیز من، بیایید با امر وضو بگیر، با امر نماز بخوان، با امر ذکر بگو، با امر خدا بگو، با امر بخواب، با امر پاشو. امر تو را نجات می‌دهد، نه عبادت. عبادت بی‌امر همین است. مگر بنی عباس عبادت نمی‌کردند؟ چرا اهل جهنم هستند؟

من شاگرد امام صادق (علیه السلام) هستم را از تو نمی‌پذیرد!...

ابوحنیفه هم شاگرد امام صادق (علیه السلام) بود. پیرو چه کسی هستی؟ به اسم اینکه من شاگرد امام صادق (علیه السلام) هستم که به تو جزا نمی‌دهد. تو امر امام صادق (علیه السلام) را اطاعت کن. ببین، امام صادق (علیه السلام) چه گفته است. عزیز من، گفته: نزول نخور، بدگمان نباش، علم خودت را دکان نکن، حرف از خودت نزن، حرف از من بزن، خیانت نکن، بدچشمی نکن، تکبر نداشته باش، «من» نگو. تمام این‌ها را امام صادق (علیه السلام) گفته است. آیا شاگردش هستی؟ بنا کرد گریه کردن. من شاگرد امام صادق (علیه السلام) هستم را از تو نمی‌پذیرد. باید امر امام صادق (علیه السلام) را اطاعت کنی

وای بر تو، تو زنی دست به حجر گذاشته بود، روی دستش دست کشیدی...

شخصی خدمت امام صادق (علیه السلام) آمده، دست حضرت را می‌بوسد، حضرت نمی‌گذارد، می‌گوید: می‌خواهم افتخاری نصیبم شود. حضرت فرمود: وای بر تو، تو زنی دست به حجر گذاشته بود، روی دستش دست کشیدی. کجا را دارد می‌بیند؟ باز دوباره شخص دیگری آمد. گفت: من شیعه شما هستم، راهش نداد. گفت: دوست شما هستم. گفت: بیا. امام فرمود: روز چهارشنبه در چه ماهی، پرده کشیده بودی، نماز زنها را درست می‌کردی، یک زنی خوش صدا بود، گفتی: مکرر کن. تو چه دوست امام زمان (عج الله فرجه) هستی که تلویزیون گوش می‌دهی. نگاه به این خارجی‌ها می‌کنی؟ گفت: وای بر تو، تو چطور ادعای دوستی می‌کنی؟ بیا عزیز من، حرف بشنو. بیا عزیز من، تفکر داشته باش.