Press ESC to close

این حرف دل امام حسین است که امام زمان می‌فرماید برای توهینی که به حضرت زینب شد گریه می‌کند...

امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) دارد [حرف] دل امام حسین علیه‌السلام را می‌گوید که می‌فرماید: گریه می‌کنم برای توهینی که به عمه‌ام زینب علیهاالسلام شد. برای اسیری عمه‌ام زینب علیهاالسلام، خود جدّم حسین هم بود، گریه می‌کرد. آخر زینب علیهاالسلام عظمتی داشت. وقتی می‌خواست برود سر قبر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، امام حسن و امام حسین علیهماالسلام می‌رفتند شمع‌ها را خاموش می‌کردند که کسی قامت زینب علیهاالسلام را نبیند. حالا این زینب علیهاالسلام که در تمام خلقت این همه احترام دارد، باید اسیر شود و بیاید با یزید حرف بزند! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امام حسین نجات دهنده کل خلقت است...

امیرالمؤمنین علیه‌السلام حسینش را خیلی دوست دارد، چون‌که خودش را فدای ولایت کرد. در تمام این خلقت، هجده هزار کُرات که به ما گفته‌اند، کسی، نامی نبوده به غیرِ امام حسین علیه‌السلام. حالا پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، خانه حضرت زهرا علیهاالسلام آمده، همه‌اش سفارش حسین را می‌کند. حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود: پدرجان! حسن هم هست. گفت: فاطمه‌ جان! تمام عالم به‌ واسطه حسین آمرزیده می‌شوند. در تمام خلقت هیچ‌کسی مثل امام حسین علیه‌السلام نیست. در جریان توبه آدم، وقتی خدا اسماء را نشانش داد، کارهای ائمه دیگر را نمی‌گوید، حتی کارهای پیامبر را نمی‌گوید، تا حتی امیرالمؤمنین و فاطمه علیهم‌السلام را، اما خدا می‌گوید: این حسین است که در صحرای کربلا او را می‌کشند. خدا شرح امام حسین علیه‌السلام را می‌دهد. امام حسین علیه‌السلام نجات‌ دهنده کل خلقت است. آیا می‌فهمی یا می‌روی دنبال خلق؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

خدا انبیاء را قرار داد تا مردم را به سوی ولایت دعوت کنند، اما علی علیه السلام خودِ هدایت است...

چرا این قدر سفارش امیرالمؤمنین علیه‌السلام شده است؟ یک حرف تعجبی می‌خواهم بزنم: خدا مردم را می‌خواهد، می‌گوید اگر امیرالمؤمنین علیه‌السلام را بخواهی، من شما را می‌خواهم؛ می‌خواهد مردم را نجات بدهد، هدایت بشوند. خدا انبیاء را قرار داد تا مردم را به سوی ولایت دعوت کنند؛ اما به دینم، علی علیه السلام خودِ هدایت است. من اگر تمام خلقت، (همه این خلقت‌ها، نه این دنیا) نفر بشود، همه از امیرالمؤمنین علیه‌السلام برگردند، می‌گویم علی؛ از علی علیه‌السلام برنمی‌گردم. امام حسن علیه‌السلام هم علی علیه‌السلام را می‌خواهد، امام حسین علیه‌السلام هم علی علیه‌السلام را می‌خواهد؛ نه [چون] پدرش [است او] را بخواهد، امر خدا را می‌خواهد. شما هم باید همین‌طور باشید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

چرا آقا امام حسن (علیه السلام) سالی دو بار مالش را تقسیم می‌کرد؟...

حالا تو نداری به فکر باش. من به این مردم چه بگویم؟ چرا آقا امام حسن (علیه السلام) سالی دو بار مالش را تقسیم می‌کرد؟ چرا این‌ها گرسنگی می‌خوردند؟ حالا تو مثل امام حسن (علیه السلام) نباش؛ اما مردم را بازی نده. معصیت ولایتی نکن [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: یقین]

امام حسن فرمود: نگو که فقیرم. گفت: من که چیزی ندارم! فرمود آیا ولایتِ ما را می‌فروشی؟...

شخصی به خانه امام حسن آمد و گفت: آقاجان! من فقیرم. امام حسن فرمود: نگو که فقیرم. گفت: من که چیزی ندارم! فرمود آیا ولایتِ ما را می‌فروشی؟ گفت: والله! اگر دنیا را پر از طلا و نقره کنند، ولایت شما را نمی‌فروشم! جان می‌دهم اما ولایتم را نمی‌دهم. حضرت فرمود تو دست‌تنگی وگرنه غنی هستی. چنین کسی همیشه بر روی قله ولایت است و آن را از دست نمی‌دهد، چون ولایت خود را به همه دنیا نمی‌فروشد. این گدا نیست. گدا آن کسی است که در فکر دنیاست و مدام می‌خواهد جمع کند! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: گنجینه]

حضرت زهرا گفت: هر کس برای حسنم گریه کند، در محشر کور نمی‌آید...

حالا عزیز من، گفت: اگر کسی برای حسین من گریه کند و گناهانش به اندازه ریگ‌های بیابان و برگ‌های درخت باشد، او را می‌آمرزم. گفت: هر کس برای حسنم گریه کند، در محشر کور نمی‌آید. آخر چه کسانی کور می‌آیند؟ آنها که تماشاچی بودند. گفتم: عزیزم، تماشاچی نباش، به زن مردم و بچه مردم نگاه نکن، مال حرام و مال غصبی، آنجا که خدا امر کرده، آن امر را زیر پا گذاشتی، تو کور به صحرای محشر می‌آیی. حالا می‌گوید: هر کس برای حسنم گریه کند، کور به محشر نمی‌آید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: شهادت امام حسن و امام رضا ۸۵]

آقا امام حسن بچه‌هایش را جمع کرد، گفت کاری نکنید آن کسی که برایش چیزی می‌گویید، خدا بگوید....

هر کسی حرف برای من زد، به من نگویید. ببین! من گفتم آن طرف، دوست من است، الان که تو زدی، دشمن من می‌شود. هر کسی هر چه گفت بگوید، من هم که هر چه بخواهم بگویم. آقا امام حسن بچه‌هایش را جمع کرد، گفت کاری نکنید آن کسی که برایش چیزی می‌گویید، خدا بگوید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عظمت شیعه]

امام حسن (علیه السلام) صلح کرد. خودش را فدای علی (علیه السلام) کرد...

معاویه، یک ندیمی داشت، خیلی با او دوست بود. یک روز آمد دید دارد به او لعنت می‌کند. گفت: تو که خیلی او را می‌خواستی، گفت: من نمی‌دانستم او اینقدر خبیث هست. گفت: امروز پیش او رفتم، گفتم: علی که کشته شد، یک کمی مسالمت‌آمیز رفتار کن، تا [موذن] گفت: «اشهد ان محمد رسول الله» گفت: می‌خواهم این را بردارم. حالا اگر امام حسن (علیه السلام) صلح کرد، می‌خواست شیعه‌ها بمانند. این لعنتی می‌خواست نسل شیعه را براندازد، امام حسن (علیه السلام) صلح کرد. خودش را فدای علی (علیه السلام) کرد. روایت داریم، آیه قرآن است، خود رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) هم وقتی امیرالمؤمنین (علیه السلام) را به امر خدا معلوم کرد، حفصه و عایشه بخل ورزیدند. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) را کشتند. اتفاقاً یک زهر درست کردند، جلوی او گذاشتند، گفتند: بخور. گفت: این زهر دارد. گفتند: چه کسی گفته است؟ گفت: الله. مگر دست برداشتند؟ دوباره رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) را کشتند. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) هم فدای ولایت شد. ولایت؛ یعنی این. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: بوی ولایت]

اگر امام حسن صلح کرد، می‌خواست شیعه‌ها بمانند. این لعنتی [معاویه] می‌خواست نسل شیعه را براندازد، امام حسن صلح کرد؛ خودش را فدای علی کرد...

اگر امام حسن صلح کرد، می‌خواست شیعه‌ها بمانند. این لعنتی [معاویه] می‌خواست نسل شیعه را براندازد، امام حسن صلح کرد؛ خودش را فدای علی کرد [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: بوی ولایت]