Press ESC to close

امام زمان (عج الله فرجه) از سخاوت خوشش می‌آید...

آنهایی که از جلسه رفتند، حرف متقی را نشنیدند، حرف خدا و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را نشنیدند، شما مثل آنها نباشید. سخی باشید، امام زمان (عج الله فرجه) از سخاوت خوشش می‌آید، خدا هم می‌گوید: «یک حاجت برادر مؤمن را برآورده کنی، ثواب هفتاد حج و هفتاد عمره به تو می‌دهم»؛ اما متقی این ثواب را نمی‌خواهد، می‌فرماید: پشت پا بر عالم امکان زدم دست بر دامن زهرا زدم منبع: ‎

در دنیا چه خبر است؟ باز هم حرف هست، متقی نمی‌تواند حرفش را بگوید....

در این کتابها از زمان آدم ابوالبشر برای شما گفته‌ام، این کتابها را خیلی قدردانی کنید! هیچ کسی این کار را نکرده است. مردم پیرو علما شدند که فرمود: «علماهما شرار الخلق» کجا دنبال خلق می‌روید؟ آنهایی هم که از اینجا رفتند، پیرو علما هستند و شرار الخلق‌اند. شما از اینجا نروید، الحمد لله سخی هستید، سخاوت شما را نجات می‌دهد. خدا می‌گوید: «این مالی که به شما دادم، به فکر فقرا باشید، حالا صد تا در دنیا، هزار تا در آخرت به شما می‌دهم و در عرش هم راهتان می‌دهم». کجا می‌روی؟ بدبخت بیچاره! به خدا اعتقاد نداری؟! به چه کسی می‌خواهی اعتقاد داشته باشی؟! این حرف؛ همه کس فهم و عمومی است. مردم! به شما هشدار می‌دهم! آن را قبول کنید. وای به حال کسی که هشدار را قبول ندارد! شما از آنها نباشید. این دو، سه شاهی که به متقی می‌دهید، توقع‌هایی دارید. توقعی که متقی از شما دارد، این است که پول و صدقاتی که به مردم و فقرا می‌دهید، اهل بهشت شوید. در دنیا چه خبر است؟ باز هم حرف هست، متقی نمی‌تواند حرفش را بگوید.

شما به جلسه می‌آیید؛ اما تشخیص ندارید و می‌روید!...

سگی بود که بچه‌ها او را دنبال می‌کردند و می‌زدند، خانه خاله‌ام رفت، من به آنها گفتم بروید و دیگر این کار را نکنید، همه رفتند. پسری بود که نرفت! یکی به او زدم، با مادرش پیش پدرش رفت. پدرش در مدرسه کار می‌کرد، به او گفت: پسر مشهدی رضا مرا زده است. گفت: کدام پسرش زده است؟ گفت: حسین، گفت: برو! او کار بی‌خود نمی‌کند. او مرا شناخت و تشخیص داشت، شما به جلسه می‌آیید؛ اما تشخیص ندارید و می‌روید! إنشاءالله خدا به شما تشخیص بدهد که بمانید.