عبدالله علیهالسلام به خواستگاری حضرت زینب علیهاالسلام آمده؛ حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام الگوی تمام خلقت است، گفت: باید به دخترم بگویم. وقتی به ایشان فرمودند، حضرت زینب گفت: پدرجان! من که اختیارم با خود شماست، اما من یک حرفی دارم که به عبدالله بگویی. من هر موقع خواستم برادرم حسین را ببینم، باید بروم. اگر هم مسافرتی پیش آمد، من بیچون و چرا با او بروم. عبدالله گفت: باشد، به دیده منّت دارم. به قول ما عقد شد. ببین حضرت زینب آنموقع خودش را فدای حسین علیهالسلام میکند.
منبع: کتاب حضرت زینب
