خدا دو مرتبه در کربلا با امام‌حسین علیه‌السلام صحبت کرده: یکی وقتی‌که دید امام‌حسین با تمام توانش، داغ علی‌اصغر دارد او را در ظاهر متلاشی می‌کند؛ فوراً خدا امام‌حسین را کمک کرد، یک‌دفعه ندا داد: حسین‌ جان! فرزندت را به ما واگذار کن، ما از درخت طوبی شیرش می‌دهیم، پرورشش می‌دهیم تا تو آن‌جا بیایی، او را تحویلت می‌دهیم. خودِ خدا، امام‌حسین را نیرو و قدرت داد. یک‌دفعه هم در آن‌جایی که آقا علی‌اکبر افتاده‌ بود، باز هم ندا داد: حسین‌جان! چرا؟ توان امام، سر بدن مبارک آقا علی‌اکبر، داشت تمام می‌شد. مگر توان تمام می‌شود؟ امام هم یک حس بشریت دارد، پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله می‌فرماید: «أنا بشرٌ مثلکم»، آن توان بشریت امام‌حسین داشت تمام می‌شد.
منبع: کتاب حر