Press ESC to close

کسی که تکبر دارد، پیرو شیطان است...

آقای دانشجو! آقای‌دکتر! آقای رئیس! چرا تو این‌قدر تکبّر داری؟ کجایی؟ تو پیرو شیطانی! یک پیرمردی را که می‌بینی، یک سلام به او بکن! مگر تو یک‌ ذرّه درس خواندی، چه‌ خبر شده؟ یک سلام به پیرمردی که در ظاهر چیزی ندارد بکن! خدا حاج‌ شیخ‌ عباس تهرانی را رحمت کند! می‌گفت: حسین‌جان! هر کسی را که تحویلش نمی‌گیرند، تو برو تحویلش بگیر! من می‌رفتم در مجلس، نگاه می‌کردم، می‌دیدم یک رعیتی یا یکی که لباسش مندرس است، می‌رفتم کنارش می‌نشستم. احوال‌پرسی می‌کردم، روایت برایش می‌گفتم. آن بنده‌ خدا هم حرف‌هایش را می‌زد. کسی‌ که این‌طوری است، پیرو امیرالمؤمنین علیه‌السلام است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: لا اله الا الله]

علم یعنی تواضع...

عزیز من! اگر رفتی درس خواندی، درس مثل این‌ است که یک درخت به بار آمده، سر به زیر شو! تواضع داشته‌باش! مگر تو هم رفتی درس خواندی، شیطان شدی؟! اصلاً علم یعنی‌چه؟ علم یعنی تواضع. اوّل علم تمام خلقت امیرالمؤمنین علیه‌السلام است. اوّل قدرت همه خلقت است. اما آن‌جا آمده، دوشش را پایین می‌آورد که آن بچّه یتیم روی کمرش بیاید. ما داریم چه می‌گوییم؟ قدرهُ الله است، آن‌قدر علی علیه‌السلام عظمت دارد که همه ائمه علیهم‌السلام خودشان را فدای علی علیه‌السلام کردند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: لا اله الا الله]

اگر می‌خواهید به جایی برسید، منیّت‌تان را کنار بگذارید...

خدا به شیطان می‌گوید: آدم را سجده کن! ببین عجب حرف حسابی می‌زند! می‌گوید: خدایا! سزاوار سجده تویی، من به‌ غیر از تو، برای هیچ‌کس سجده نمی‌کنم. ببین چه حرف قشنگی می‌زند! خدا گفت: من می‌گویم سجده کن! گفت: نمی‌کنم. خدا گفت: گُم‌شو! شیطان، امر را اطاعت نکرده و گرنه نمازی خوانده که چهار هزار سال طول کشیده. چرا بیدار نمی‌شویم؟ ما نمازمان پنج‌دقیقه طول می‌کشد. شیطان، چهار هزار سال نمازش طول کشیده! چه سجده‌هایی داشته! سی‌هزار سال تدریس می‌کرده، ملائکه را درس می‌گفته، اما یک اطاعت نکرده، خدا می‌گوید گُم‌شو! چرا در فکر نمی‌رویم؟ چرا ما اندیشه نداریم؟ چرا ما دنیا را از دلمان بیرون نمی‌کنیم؟ شیطان تکبّر داشت. گفت: من از آتشم؛ اما آدم از خاک است. یک منیّت در کار آورد. تا کِی مَن، مَن، می‌کنید؟ این‌است که به هیچ‌جا نمی‌رسید. اگر می‌خواهید به جایی برسید، منیّت‌تان را کنار بگذارید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: لا اله الا الله]

قُرق‌گاه را مراعات کن...

هر کس که صبح از خانه بیرون آمد، به امید خدا، در کار خودش به‌ فکر مردم باشد، به‌ فکر زن و بچّه‌اش باشد. قُرق‌گاه را مراعات کن! آن‌وقت شما در صراط مستقیم هستی. ما در صراط مستقیم نیستیم که هر جا دلمان خواست می‌رویم. هر کجا دلمان رفت، می‌رویم. تو «لا إله إلّا الله» که نمی‌گویی هیچ، بُت‌پرست هم هستی. ای کاش ما مثل بُت‌پرست‌ها یک بُت می‌پرستیدیم، ما بُت‌ها می‌پرستیم. بی‌خود نیست که پیغمبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله می‌گوید: در آخرالزمان از هر هزار نفر، یکی هم با دین از دنیا نمی‌رود. دین چیست؟ دین، ولایت است. دین، امیرالمؤمنین علیه‌السلام است. دین، پیغمبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله است. دین، امر این‌هاست. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: لا اله الا الله]

حسین‌کشی توبه ندارد...

عمر سعد از آیه توبه استفاده کرد. می‌گوید: حسین را می‌کشیم [و] توبه می‌کنیم. اگر قیامتی بود که توبه کرده‌ایم، اگر هم نبود [که] به سلطنت ری می‌رسیم. آخر، مرد نادان! حسین‌کشی هم توبه دارد؟! خدا آیه توبه را به گنه‌کارها می‌گوید. به آن‌هایی که نمی‌فهمند و گناه می‌کنند؛ یعنی راه را باز کرده، می‌گوید: من خوشم می‌آید، بیایید برگردید! مثلاً اگر یک نگاهی کردی، یک خیالی کردی، یک میوه‌ای از یک‌جا برداشتی، یک کارهایی که این‌جوری باشد. اگر هم میوه یکی را برداشتی، باید به او برگردانی. حقّ‌النّاس، توبه ندارد. حقّ‌الله توبه دارد: یک روزه‌ات را خوردی، یا یک نمازی را نخواندی. خب، اگر می‌توانی [روزه] می‌گیری، خدا تو را می‌آمرزد. اما حقّ‌الناس که توبه ندارد! خدا می‌گوید حقّ مردم است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: لا اله الا الله]

لا اله الا الله یعنی هیچ مؤثری مؤثر نیست...

من تعجّب می‌کنم! چرا ما در فکر نمی‌رویم؟! چرا اعتقاد به قیامت نداریم؟! چرا دنیا ما را گول زده‌است؟ تو می‌خواهی به وادی نور بیایی؟! حالا موسی دارد می‌رود به وادی نور برسد، یک‌قدری محبّت زن در دلش بود، [به او] می‌گوید: «فاخلع نعلیک» یعنی محبّت زنت را دور کن! می‌خواهی به وادی نور وارد شوی. بابا! «لا إله إلّا الله» خودِ نور است. «لا إله إلّا الله» خودِ خداست. تمام نورها از خداست. تو می‌خواهی «لا إله إلّا الله» بگویی، یعنی هیچ مؤثّری مؤثّر نیست؛ اما تو داری چیز دیگری را مؤثّر می‌دانی، آیا این مؤثّرها مؤثرند؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: لا اله الا الله]

ذکر گفتن بدون تسلیم امر خدا و رسول بودن فایده ندارد...

«إنّ الله و ملائکته یصلّون علی النبیّ، یا أیّها الذّین آمنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیماً» ما باید تسلیم پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) باشیم، نه این‌که فقط صلوات بفرستیم. اگر ما تسلیم پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نباشیم، صلوات هم لقلقه [زبان] است. چقدر مردم صلوات می‌فرستند؟ چقدر ما صلوات می‌فرستیم؟ آیا ما تسلیم هستیم؟ فردای‌قیامت ما را می‌آورند، می‌گویند: ما گفتیم تسلیم باش؛ اما تو تسلیم نبودی. حالا هر چه هم می‌خواهی صلوات بفرست! به دردت نمی‌خورد. هر چه هم می‌خواهی ذکر بگو! امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرماید: «أنا ذکر الله». ذکر، امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) است. اگر تو تسلیم باشی، هر نَفَسی که داری می‌کشی، ذکر است؛ اما اگر تسلیم نباشی، دو هزار «یا الله»، «سبحان‌الله»، «الحمد لله» بگویی، به‌ درد نمی‌خورد. این ذکر گفتن، مثل آن‌ است که نماز می‌خوانی، اما وضو نداشته‌ باشی. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: لا اله الا الله]

اهل کوفه لا اله الا الله را کشتند...

مگر اهل‌کوفه، «لا إله إلّا الله» نمی‌گفتند؟! «لا إله إلّا الله» را زیر سُم اسب کردند. کارکردشان همان بود. این‌ها «لا إله إلّا الله» گفتند؟! شمر با لشکر کوفه قرار گذاشت که هر وقت من «الله‌أکبر» گفتم، «الله‌أکبر» بگویید! بدانید آن‌موقعی‌که من «ألله أکبر» می‌گویم، سر حسین را جدا کرده‌ام. هفتاد هزار نفر، سه‌دفعه «الله‌أکبر» گفتند!! این‌ها «لا إله إلّا الله» گفتند؟ «لا إله إلّا اللهِ» ما هم، مشابه همان «لا إله إلّا الله» هاست. آخر، حقّ‌کشی یعنی‌چه؟ مگر تو خدا را می‌کشی؟! خدا که دیدنی نیست. تو امر خدا را می‌کشی. اگر امر خدا را کشتی، خدا را کشتی! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: لا اله الا الله]

لا اله الا الله باید علی علیه‌السلام کنارش باشد...

جانم فدای بلال! دومی آمده و به بلال می‌گوید: اذان بگو! ما خانه برایت می‌خریم، بهترین دختر را برایت می‌گیریم، حقوق به تو می‌دهیم، به تو جفا شده؛ همان اذان را بگو! گفت: نمی‌گویم. گفت: یادت رفته که من تو را خریدم و آوردم و به پیغمبر بخشیدم؟ بلال گفت: محض چه‌ کسی کردی؟ گفت: محض خدا. گفت: برو از خدا مزدش را بگیر! به‌ من چه‌ کار داری؟! گفت: همان «أشهد أن لا إله إلّا الله» را بگو! همان «لا إله إلّا الله» را بگو! گفت: نمی‌گویم. [گفت:] آخر چرا نمی‌گویی؟ گفت: لا إله إلّا اللهی که علی (علیه‌السلام) کنارش نباشد، چه لا إله إلّا اللهی است که من بگویم؟ (خدا را قسم می‌دهم به باطن دوازده‌امام، چهارده‌معصوم که به ما معرفت بدهد! ببین، یک غلام‌سیاه چه معرفتی دارد!) گفت: نمی‌گویم. من لا إله إلّا اللهی می‌گویم که «عمودالدّین» کنارش باشد. لا إله إلّا اللهی می‌گویم که «قرآن‌ناطق»، کنارش باشد، نه تو ای غاصب! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: لا اله الا الله]

من می‌رفتم در مجلس. نگاه می‌کردم، می‌دیدم یک رعیتی یا یکی که لباسش مندرس است، می‌رفتم کنارش می‌نشستم...

خدا حاج شیخ عباس تهرانی را رحمت کند. می‌گفت: حسین جان! هر کسی را که تحویلش نمی‌گیرند، تو برو تحویلش بگیر. من می‌رفتم در مجلس. نگاه می‌کردم، می‌دیدم یک رعیتی یا یکی که لباسش مندرس است، می‌رفتم کنارش می‌نشستم. احوال پرسی می‌کردم. روایت برایش می‌گفتم. آن بنده خدا هم حرفهایش را می‌زد. کسی که این‌طوری است، پیرو امیر المؤمنین (علیه السلام) است [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: لا اله الا الله]