Press ESC to close

مؤمن واقعی، خودش رجعت است. چرا؟ اصلاً از جوانی خیال خیانت هم نکرده‌ام...

مؤمن واقعی، خودش رجعت است. چرا؟ اصلاً از جوانی خیال خیانت هم نکرده‌ام. در رجعت خیانت تمام می‌شود. اگر درون بشر خیانت نباشد، وصل به رجعت است. اگر بخواهی می‌شود که بشوی وگرنه این حرف در دنیا زده نمی‌شد؛ اما زحمت دارد، گذشت می‌خواهد، یقین می‌خواهد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت را بهتر بشناسیم]

اگر مرا به رضوان و فردوس هم ببرند، این غصه از دلم بیرون نمی رود مگر در رجعت!...

حضرت زینب گفت: برادر جان! هرگز غم تو از دل خواهر نمی رود. مگر ممکن است غم مادرش زهرا از دل دوستانش برود؟ مگر ممکن است محبت امیرالمؤمنین و امام حسین از دل ما برود؟ اگر مرا به رضوان و فردوس هم ببرند، این غصه از دلم بیرون نمی رود مگر در رجعت! تولی و تبری یعنی بغض دشمنان اهل بیت و حب حضرت زهرا و امام حسین در دل مؤمن است. اگر بشر این طور نباشد مؤمن نیست و اسلام دارد.

اهلیت؛ یعنی داشتن ولایت و پیروی کردن از ولایت! نه پیروی کردن از گناه و معصیت...

اهلیت؛ یعنی داشتن ولایت و پیروی کردن از ولایت! نه پیروی کردن از گناه و معصیت! به تو می‌گوید اگر برای عائله‌ات کار کنی جزء شهدایی! خدا چه قدر عائله‌ات را احترام کرده است؛ اما وقتی از امر جدا شد می‌گوید اهل تو نیست. اغلب مردم که در آخرالزمان بی‌دین از دنیا می‌روند، کسی را به غیر از امر خدا و پیامبر می‌خواهند. تمام خواستن‌های دنیا برای مؤمن و متقی موقت است. شما باید خداپرست باشید و رجعت‌خواه وگرنه خانه‌پرست و ماشین‌پرست و خانم‌پرستید. منبع: ‎

تمام عالم انتظار رجعت را می‌کشند...

اگر شما اعتقاد به رجعت داشته باشید، آگاهی و اعتقاد عالمی دارید. چون که تمام عالم انتظار رجعت را می‌کشند. رجعت نه فقط در دنیا، بلکه در تمام عالم برانگیخته شده است؛ چون که خدا و پیامبر و ائمه وعده رجعت را داده‌اند. آنها یکی راجع به ولایت، یکی قرآن مجید و دیگر رجعت خیلی صحبت کرده‌اند؛ اما رجعت به نظر من مهمتر است! چون که رجعت، خلقت‌خوشحال‌کن است. روزی از روزی که امیرالمؤمنین یا امام حسین را شهید کردند بدتر نیست، بد روزگاری بوده است؛ اما در تمام این عالم روزی هم از روز رجعت بهتر نیست. الان بالای گنبد امام حسین پرچم قرمز است؛ یعنی هنوز احقاق حق نشده است. در رجعت است که احقاق حق می‌شود، پس اصل رجعت است. منبع: ‎

به دینم! همه‌اش می‌گفتم خدایا! کشته شوم تا حضرت زهرا یک لبخند به من بزند، هیچ چیز دیگری نمی‌خواهم....

«شبی خواب دیدم که شخصی به دکانم آمد و گفت که امام زمان ظهور کرده است، گفتم کجا؟ گفت: فلان جا. (الان آن زمین کارخانه‌ای به نام ریسباف شده است) فوراً تیشه‌ای برداشتم و پابرهنه دویدم. یادم است که وقتی از سر کوچه‌مان رد می‌شدم نگاه به داخل کوچه نکردم که مبادا پدرم صدایم بزند. دویدم و خدمت حضرت رسیدم و خیلی مورد عنایت ایشان قرار گرفتم. حضرت دو تا منشی داشت، به یکی از آنها گفت برو به بازاری‌ها بگو بیایند؛ اما آنها نیامدند، از روی کوه‌ها به روی حضرت توپ و تانک سوار کرده بودند. (وقتی زمان شاه توپ به خیابان‌ها آوردند، من قبلاً در اینجا دیده بودم.) گفتم: آقا جان! ما اسلحه نداریم. گفت: فلانی! این‌ها عمل نمی‌کند. حضرت یک نگاه به آسمان کرد و از آسمان شمشیر به زمین ریخت. من یکی از آنها را برداشتم و مواظب حضرت بودم. آقا یک صوت حجاز خواند و از در و دیوار و آسمان صدای ایشان می‌آمد که انسان را مدهوش می‌کرد. صوت ایشان که تمام شد آنها پشت توپ و تانک رفتند و هر کاری کردند، عمل نکرد. آن وقت از روی کوه‌ها پایین آمدند و تسلیم شدند. من همین طور دور آقا می‌گشتم و مواظب حضرت بودم. به دینم! همه‌اش می‌گفتم خدایا! کشته شوم تا حضرت زهرا یک لبخند به من بزند، هیچ چیز دیگری نمی‌خواهم.»

همان عده بودند که در صحرای کربلا حاضر شدند و امام حسین را کشتند. حالا همان‌ها با اسلام جلوی امام زمان را می‌گیرند...

«خوش به حال آن روز که تمام دنیا می‌گویند: «لا اله الا الله، محمد رسول الله، علی ولی الله، امام زمان حجه الله» آن روز شیعه یک نفسی می‌کشد. به تمام آیات قرآن! من نیمه نفس می‌کشم، بعضی وقت‌ها از غصه می‌افتم. اصلاً شیعه نفس عمیق نمی‌کشد.»آنها که نفس لهو و لعب می‌کشند، شیعه نیستند. شیعه، دائم منتظر ندای حجه بن الحسن است که بگوید: «جاء الحق و زهق الباطل إن الباطل کان زهوقا» حرفهایی هست که نمی‌توانم بزنم. چه کسی جلوی امام زمان را می‌گیرد؟! چه کسی در مقابل حضرت می‌ایستد؟! همان‌هایی که حسین ما را کشتند؛ یعنی نماز شب خوان‌ها، بیتوته کن‌ها، الغوث کش‌ها، جهاد بروها. امام حسین فرمود: من کشته جلسه بنی ساعده‌ام. هفتاد هزار نفر به نام اسلام به طرف برانگیخته آن جلسه رفتند و به ولایت پشت کردند! همان عده بودند که در صحرای کربلا حاضر شدند و امام حسین را کشتند. حالا همان‌ها با اسلام جلوی امام زمان را می‌گیرند؛ اما دیگر فایده‌ای ندارد چون امام زمان محدود نیست؛ به امر خدا، مقصد خداست و تمام این عالم را می‌گیرد. این است که می‌گوید انتظار الفرج افضل العباده! انتظار الفرج، انتظار رجعت است.منبع: ‎

امر به تو گفته جوانان مردم بی‌کارند، دختران را به سر کار ببری و با آنها عشق کنی؟ باید بی‌دین از دنیا بروی!...

« به تمام آیات قرآن! دارم می‌بینم، آمادگی همین را هم که گفته‌ام ندارید! این قدر بهتان می‌گویم که هدایت شوید، این قدر می‌گویم که از ضلالت درآیید، دنبال آن نروید و دنبال هدایت بروید. این قدر می‌گویم که امر را اطاعت کنید و از آنها که بی‌دین می‌روند نباشید. این قدر می‌گویم بیایید کاری کنید که حضرت زهرا ناراضی نباشد. چرا زهرای عزیز به عمویش عباس راه نداد؟ مگر چه کار کرده بود؟ به حرف خلق رفته بود. اغلب شما هم به حرف خلقید، کدامتان به حرف امر هستید؟ اگر تو به حرف امر هستی، امر به تو گفته تلویزیون بزن؟ امر به تو گفته ویدیو بزن؟ امر به تو گفته ماهواره بزن؟ امر به تو گفته به گردش برو و زنان و مردان را ببین؟ خاک عالم بر سرت! امر به تو گفته جوانان مردم بی‌کارند، دختران را به سر کار ببری و با آنها عشق کنی؟ باید بی‌دین از دنیا بروی!

یا سلمان! اگر همه خلقت رفتند یک طرف، تو برو طرف علی...

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: یا سلمان! اگر همه خلقت رفتند یک طرف، تو برو طرف علی! توجه کنید این فرمایش پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ، نه فقط دنیا، بلکه تمام خلقت را در بر می‌گیرد. تو باید آگاهی خلقتی داشته باشی؛ یعنی بدانی خدا هجده هزار هزاران کرات دارد، بدانی خدا آسمان و عرش و فرش دارد، بدانی خدا قیامت و برزخ و بهشت دارد. حالا اگر همه این‌ها یک طرف رفتند، تو طرف علی بروی. آیا این طور هستید یا نه؟ آیا در این فکرها رفته‌اید یا نه؟ ما هنوز رشد نکرده‌ایم و حرف ولایت در دهانمان است، نه حقیقت ولایت درونمان باشد.منبع: ‎

کسانی که از دنیا می‌روند و در بستر به فکر رجعتند، در رجعت برمی گردند و در رکاب حضرت شهید می‌شوند....

کسانی که از دنیا می‌روند و در بستر به فکر رجعتند، در رجعت برمی گردند و در رکاب حضرت شهید می‌شوند. برای هر مؤمنی یک قتل و یک مرگ مقدر است. شهدای کربلا هم در رجعت برمی‌گردند و تتمه عمرشان را می‌کنند. روایت است امام حسین در رجعت آن قدر عمر می‌کند که ابروانش سفید شده و روی چشم مبارکش می‌ریزد. رجعت مرگ ندارد، آن مرگ دست خودت است. هر مؤمنی از دنیا می‌رود با دل پرغصه می‌میرد که چرا احقاق حق از امام حسین نشده است! عظمت این مصیبت با گوشت و خون شیعه مخلوط است و او می‌سوزد. حضرت زینب گفت: برادر جان! هرگز غم تو از دل خواهر نمی‌رود. مگر ممکن است غم مادرش زهرا از دل دوستانش برود؟ مگر ممکن است محبت امیرالمؤمنین و امام حسین از دل ما برود؟ اگر مرا به رضوان و فردوس هم ببرند، این غصه از دلم بیرون نمی‌رود؛ مگر در رجعت! تولی و تبری؛ یعنی بغض دشمنان اهل بیت و حب حضرت زهرا و امام حسین در دل مؤمن است. اگر بشر این طور نباشد مؤمن نیست و اسلام دارد. اسلام پی بهشت است که بدود در آخورگاه! والله! بهشت بی‌علی زشت است. اصل و اساس بهشت ولایت است. ما بهشت را می‌خواهیم؛ اما رجعت را بیشتر می‌خواهیم. چون بهشت هم مقصدش رجعت است.منبع: ‎

رجعت آن چه که مردم گفته‌اند ممکن است اما ممکن نبوده فاش می‌کند...

تمام ممکنات منتظر آن وعده خدا هستند. وقتی ندای «جاء الحق و زهق الباطل» در جو این عالم پیدا می‌شود تمام خلائق خوشحال می‌شوند که او دارد می‌آید تا احقاق حق کند. همه آنها بغض دشمنان اهل بیت را دارند به غیر از بشر! این بشر است که حب کس دیگری را به غیر از امر به خود راه می‌دهد. عیسی ذره‌ای مهر سوزن و نخ داشت در آسمان چهارم نگهش داشتند. فقط بشر است که برای ولایت مشابه درست می‌کند، خدا درست می‌کند، پیامبر درست می‌کند و خودش را از همه خلقت جدا می‌کند! رجعت می‌آید مردمی که چندین سال منافق بوده‌اند را افشا می‌کند. رجعت آن چه که مردم گفته‌اند ممکن است اما ممکن نبوده فاش می‌کند

متقی با این حرف‌هایی که می‌زند، مانع خوشی غیر امر مردم می‌شود که به او می‌گویند حرف نزن!...

متقی با این حرف‌هایی که می‌زند، مانع خوشی غیر امر مردم می‌شود که به او می‌گویند حرف نزن! مگر متقی مردم را گمراه می‌کند؟! متقی مردم را هدایت می‌کند. متقی حقیقت خدا و قرآن را می‌گوید؛ اما خلق هدایت ظاهری می‌کند؛ جان من! گناه که هدایت نیست، گناه ضلالت و بدبختی است! الان هم مثل همان زمان است که به پیامبر می‌گفتند کذاب، ساحر، دیوانه، حرف نزن! اگر دیوانه است؛ پس چرا خدا به او گفته بلغ؟ حالا این مردم به او می‌گویند مجنون! همان عده امروز به متقی که خدا اعمالش را قبول می‌کند می‌گویند حرف نزن! من آخر عمرم است و تا آن جایی که بشود حرفم را می‌زنم. از خدا می‌خواهم که در این راه کشته شوم تا حضرت زهرا یک لبخند به من بزند، هیچ چیز دیگری نمی‌خواهم. به تمام آیات قرآن! یک لبخند زهرا را از بهشت و فردوس و جنات بیشتر می‌خواهم. خیلی دلم می‌سوزد؛ یعنی تمام جانم آتش می‌گیرد که قدر این حرف‌ها را نمی‌دانید! به دینم قسم! از بین رفتن یکی از این حرف‌ها برایم بدتر از آن است که اگر همه این دنیا برای من باشد و از بین برود! چرا؟ نجات بشر در این حرفهاست! من می‌خواهم از این دنیایی که استخوان خوک در دهان سگ خوره‌دار است، نجات پیدا کنید. هر کلامی از این حرف‌ها شما را با خدا و پیامبر و با ائمه طاهرین آشنا می‌کند. بیایید حرف بشنوید. تمام این حرف‌ها نازله خداست، باید اطاعت کنید. حرف ولایت، وحی خداست، به آن استوار باشید. این حرف‌ها، ولایت را در قلب آدم رشد می‌دهد، آن را یقین کنید. این حرف‌ها اطلاعیه خداست، باید قبول کنید. این حرف‌ها وحی منزل است، بیایید عمل کنید. این حرف‌ها از شعاع امیرالمؤمنین است، بایگانی نکنید. این حرف‌ها القا و افشاست و حقیقت قرآن و اسلام و توحید را حالی‌تان می‌کند، دست برندارید. من هیچ کاره‌ام، او به من می‌گوید که می‌گویم. پس باید این حرف‌ها را قدردانی کنید، ضبط کنید و در وجودتان پیاده کنید، آن وقت پیش خدا خیلی احترام دارید. زمانی همه این حرف‌ها را از دست می‌دهید که امر خلق را به امر خدا ترجیح دهید. البته خلقی که حرف از خودش بزند وگرنه سلمان و میثم و شاه عبدالعظیم هم خلق هستند؛ اما از خودشان حرف نمی‌زنند. آن خلق یعنی بدعت‌گذار! اگر به حرف او بروید، همه این‌ها را از دست می‌دهید.»منبع: ‎

اگر رجعت نبود کار دنیا لغو بود از اول خلقتش!...

اگر رجعت نبود کار دنیا لغو بود از اول خلقتش! رجعت را هم خدا، هم ولایت، هم اشیا، هم تمام ملائکه حمایت می‌کنند. صدها هزار ملک از آسمان می‌آیند. رجعت؛ یعنی دمیدن روح به تمام ممکنات. در رجعت یک روحی از طرف امام زمان به آن چه که اشیاست دمیده می‌شود. در و دیوار حرف می‌زنند، دیوار می‌گوید ای مؤمن، یک منافق پشت من پنهان شده است. آن موقع می‌فهمید که من می‌گویم جای خلوتی وجود ندارد یعنی چه! تا امام زمان نیاید، بیشتر حرف‌های مرا به دینم -که دین محمد و آل محمد است- نمی‌فهمید. همان طور که دیوار کعبه شکافته شد، آن موقع دیوار به زبان می‌آید و تمام اشیا امام زمان را حمایت می‌کنند.

بشر همان طور که خودش را در مقابل ولایت نادان می‌داند، باید در مقابل رجعت هم نادان بداند...

بشر همان طور که خودش را در مقابل ولایت نادان می‌داند، باید در مقابل رجعت هم نادان بداند. ما هنوز نفهمیده‌ایم که رجعت یعنی چه!! تمامی سوادها و فهم‌ها از اول آدم ابوالبشر تا آخر، علم تمام خلقت و کائنات در برابر اصل ولایت قطره است. هیچ قدرتی توان ولایت را ندارد؛ چون ولایت مختص به خداست. ما این قدر می‌فهمیم که اگر ولایت نداشته باشیم اهل آتشیم یا از روایت و حدیث صحیح می‌فهمیم که عبادت در مقابل ولایت کوچک است. آن هم به قدری گفته شده که طبق مغز ماست و ما به بهشت برویم. این یک اتصالی است که به ما گفته‌اند، واقعیت را نمی‌گویند وگرنه ما انفجار می‌کنیم. حالا در مورد رجعت هم همین طور است. هر کس صحبتی کرده و در آخر هم رجوع به مفاتیح و یا حدیث می‌کند و از حدیث می‌خواهد رجعت را بفهمد. ما باید از رجعت هم توحید را بفهمیم، هم ولایت را، هم قرآن را و هم حدیث را! تو که نمی‌دانی و حرف رجعت را می‌زنی، مردم را به چیزی مشغول می‌کنی که نباید به آن قانع شوند! ما نمی‌توانیم رجعت را بگوییم. من هم قطره‌ای از اقیانوس را می‌گویم. از اول انبیاء باید نگاه کنی تا حرف رجعت را بزنی.منبع: ‎

به تمام آیات قرآن! اغلب این مردم نه به قیامت اعتقاد دارند و نه به رجعت!...

به تمام آیات قرآن! اغلب این مردم نه به قیامت اعتقاد دارند و نه به رجعت! رجعت را نه به شما گفته‌اند و نه شما فهمیده‌اید. باید خیلی توجه کنید. من از اول عمرم پای منبرها بوده‌ام، در این دایره قم نشنیده‌ام کسی حرف رجعت را بزند. اگر شنیده‌اید به من بگویید تا انعام بدهم. چرا نمی‌گویند؟ خودشان مبتلا هستند.رجعت دمده شده است. در حالی که رجعت بیدارکن بشر است، هوشیارکن بشر است، عقیده واقعی بشر است، هدایت بشر است، هشداردهنده بشر است. شما باید خودتان را برای رجعت مهیا کنید. الرجعه دین! دین اعتقاد به رجعت است. اگر شما اعتقاد به رجعت داشته باشید این کارها را نمی‌کنید. عزیزان من! اگر رجعت را فهمیدید، فهمیدگی شما به تمام کائنات خدا سرایت می‌کند. رجعت، گیج کننده بشر است. آنچه که در خلقت است مقصدش رجعت است؛ چون مقصد تمام خلقت ولایت است و مقصد ولایت رجعت است. اصلاً به غیر از رجعت مقصدی در تمام خلقت نیست. چه کسی می‌تواند حرف رجعت را بزند!؟ ولایت باید امر کند تا حرف رجعت را بزنی. اگر ولایت امر کند، آن وقت کلام به کلامش را یادت می‌دهد؛ اما تو می‌خواهی از خودت بگویی و خودت را افشا کنی. کجا حرف رجعت را زده‌ای؟ بگو قسمتی را گفته‌ام.منبع: ‎

اگر همه آب‌های آسمان را روی من بریزند، می‌سوزم؛ اما در زمان رجعت شفا پیدا می‌کنم...

« به حضرت عباس جگرم خون است و دائم می‌سوزم. می‌بینم مردم عبادتی شدند و اسلامی! این‌ها ولایی نیستند. گفتم اگر همه آب‌های آسمان را روی من بریزند، می‌سوزم؛ اما در زمان رجعت شفا پیدا می‌کنم. آخرالزمان از بعد رسول الله شروع شد؛ اما در این زمان افشا شد و خدا هم گفت یکی با دین از دنیا برود ملائکه آسمان تعجب می‌کنند. آیا فکر کردید یا هنوز در عبادتید؟ بیایید در صداقت! »

«شبی در عالم رؤیا قیامت را سیر کردم، بیشتر مردم یا کفن نداشتند یا یکی دو تکه داشتند...

«شبی در عالم رؤیا قیامت را سیر کردم، بیشتر مردم یا کفن نداشتند یا یکی دو تکه داشتند. تمام مردم باید از یک جا رد می‌شدند که به آن پل صراط می‌گویند، همه نگران بودند و هیجان داشتند. چه روزگارهایی داریم و عین خیالمان هم نیست، ما خیلی پوست کلفتیم! یک روایت داریم اگر بفهمید چه به سرتان می‌آید خنده به لبتان نمی‌آید؛ اما دوستان امیرالمؤمنین در قیامت با تمام شلوغی‌هایش فارغ و سرافرازند. انشاءالله شما همین‌طور باشید. من یک گوشه‌ای فارغ بودم و نگاه می‌کردم، نامه‌ام به دستم بود و مانند تیتر روزنامه به آن نوشته بود: «ولایه امیرالمؤمنین علی» . یک سید این طرف پل و یک سید هم آن طرف بود، نامه‌ام را نشانشان دادم، گفتند: باید از این جا هم رد بشوی. در قیامت ائمه همه کاره هستند. (در این دنیا که نگذاشتند آنها امر و باطن کار را افشا کنند، حالا هم نمی‌گذارند متقی حرفش را بزند. کمی از آن را می‌گوید. آن موقع هم نمی‌گذاشتند. البته جلوی امام زمان را نمی‌توان گرفت.)

شرط ولایت و شرط ایمان این است که دائم برای مصیبت آنها بسوزی!...

آقا! تو هفتاد، هشتاد سال از عمرت می‌گذرد، آیا امام زمان را دیده‌ای؟! شرط ولایت و شرط ایمان این است که دائم برای مصیبت آنها بسوزی! انسان نباید ائمه را فراموش کند. چون که اصل ولایت و اصل دین آنها هستند. در آخرالزمان شده فراموشی ولایت و شناسایی دنیا! این است که می‌گوید بی‌دین از دنیا می‌روید. اصل جهنم و فساد دنیا، اهل دنیا هستند. هر کس آنها را می‌خواهد با آنها محشور می‌شود، شما هم که ائمه طاهرین را می‌خواهید با ائمه محشور می‌شوید؛ چون امام سجاد می‌فرماید: اگر سنگی را دوست داشته باشید با آن محشور می‌شوید، یا پیامبر فرمود: به عمل هر قومی راضی باشید از آن قوم هستید. حالا آخرالزمان دست از ائمه بر می‌دارند و دنبال خلق می‌روند.

در رجعت «من» نابود می شود...

رجعت پیروزی تمام این دنیاست. تمام جنگ‌ها محدود بوده است و یک عده‌ای را می‌زدند، جنگ صفین، جنگ جمل… ؛ اما رجعت جهانگیر است، امام زمان تمام جهان را می‌گیرد. حکمران تمام این دنیا یک نفر می‌شود، آن هم امام زمان است. تمام حکمران‌ها از بین می‌روند، آن وقت «من» نابود می‌شود. الان او می‌گوید «من»، انگلیس می‌گوید «من»، آمریکا می‌گوید «من»، همه می‌گویند: ما درست می‌گوییم! اما آن درستیِ خیالی است، درستی تأییدی فقط حکومت امام زمان است. آن وقت تمام این دنیا می‌شود عدالت!

متقی فقط دلش می‌خواهد مردم را هدایت کند...

امام صادق می‌فرماید: اگر تشت طلایی بر سر وجیه‌ترین دختر دنیا باشد و از مغرب عالم به مشرق و از مشرق به مغرب برود، هیچ کس نه نگاه به خودش و نه به تشتش می‌کند! «به تمام آیات قرآن! متقی همین طور است، به هیچ چیزی کار ندارد، فقط دلش می‌خواهد مردم را هدایت کند.»

انتظار الفرج، افضل العباده...

گناه، پیروی خلق است. شیعه، وصل به امام زمان است، امام زمان هم وصل به خداست؛ اما بقیه مردم وصل به خلقند و خلق هم وابسته به شهوت است. انتظار الفرج، افضل العباده؛ یعنی باید انتظار چنین روزی را بکشیم که حتی یک کافر هم روی زمین نباشد و همه بگویند: «لا اله الا الله، محمد رسول الله، علی ولی الله، امام زمان حجه الله» و آن روز رجعت است! امروز مردم آزادند که به هر کس بگویند خدا، به هر کس بگویند پیامبر، به هر کس بگویند اولو الامر؛ اما امام زمان این آزادی را از آنها می‌گیرد و یک دین واحد می‌شود. خدا می‌داند چه خبر می‌شود! یک قدری طول می‌کشد تا همه دنیا اصلاح شود.

کسی رفوزه آخرتی است که از ولایت و امر ائمه طاهرین جداست و پیرو خلق است...

ببین شما که درس می‌خوانید، اگر رفوزه بشوید چه قدر ناراحتید؟ این رفوزگی دنیاست و جبران دارد؛ اما رفوزه آخرتی جبران ندارد. کسی رفوزه آخرتی است که از ولایت و امر ائمه طاهرین جداست و پیرو خلق است. به همه با سوادها ابلاغ می‌کنم که آیا فکر کرده‌اید که ما رفوزه ولایت نباشیم تا دستمان از بهشت و فردوس و جنات کوتاه نباشد؟ آیا غصه خورده‌اید بین شما و زهرای عزیز و ائمه اطهار جدایی نیفتاده باشد؟ امام صادق هم می‌فرماید: دوستان ما عضو ما هستند، اگر گناه کنند جدا می‌شوند.

همیشه در فکر امام زمان باش...

اینکه می‌گوید انتظار الفرج افضل العباده؛ یعنی همیشه در فکر امام زمان باش. یک دفعه می‌بینی امام زمان آمد و هیچ کاری برای رجعت نکرده‌ای. چه قدر آدم سرافراز می‌شود که جزء غاصبین نیست، جزء بدعت‌گذاران نیست، جزء ظلم‌کنندگان نیست، جزء تعدی‌کنندگان نیست، جزء عدالت است، جزء سخاوت است، جزء شجاعت است. چه قدر آدم سرافراز است؟‎