Press ESC to close

تمام همت و عقیده حضرت‌زهرا این‌ بود که آن دو نفر پیش نروند و مردم تسلیم امیرالمؤمنین شوند تا هم خودشان و هم آیندگان هدایت شوند...

حضرت‌زهرا علیهاالسلام به امیرالمؤمنین علیه‌السلام گفت: علی‌جان! الاغی تهیه کن تا بروم مهاجر و انصار را دعوت کنم. این‌ها کسانی هستند که عمری پیش پدرم بوده‌اند، شاید چهل‌نفر درست شوند که بتوانی حقت را از آن دو نفر بگیری. تمام همت و عقیده حضرت‌زهرا علیهاالسلام این‌ بود که عمر و ابابکر پیش نروند و مردم تسلیم امیرالمؤمنین علیه‌السلام شوند که هم خودشان و هم آیندگان هدایت شوند. به همین دلیل با صورت نیلی، پهلوی شکسته و بازوی وَرم‌کرده سوار الاغ می‌شد و به درِ خانه مهاجر و انصار می‌رفت که بیایید علی علیه‌السلام را یاری کنید. اما هیچ‌کسی نیامد، فقط آن چهار نفر آمدند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

حضرت زهرا که چادرش را نزد یهودی امانت می‌گذارد، می‌خواهد او هدایت شود، نه این‌که محتاج اوست...

حضرت زهرا علیهاالسلام چادرش را به شمعون یهودی امانت داد و قدری جو قرض گرفت تا نان بپزد. حالا شب شد و شمعون آمد، دید از آن‌جا نور بالا می‌زند و به آسمان می‌رود؛ دید چادر زهراست، شمعون مسلمان شد. نه این‌که زهرا نور است، چادرش هم نور است. مؤمن اراده الله است، حضرت زهرا که خودش اراده است، برکت تمام خلقت است. خدا می‌گوید: اگر یک نفر را هدایت کردی، عالَمی را هدایت کرده‌ای. حضرت زهرا می‌خواهد یهودی را هدایت کند. مگر زهرا احتیاج به یهودی دارد؟! می‌داند این یهودی علی‌دوست می‌شود؛ می‌خواهد یک نفر علی‌دوست شود، نسوزد. حالا خودش، زن و بچه‌اش، همه علی‌دوست می‌شوند. حضرت زهرا نه یک هدایت، هدایت‌ها کرد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

جان من! گناه که هدایت نیست، گناه ضلالت و بدبختی است...

چرا زهرای‌ عزیز به عمویش عباس راه نداد؟ مگر چه‌ کار کرده‌ بود؟ به حرف خلق رفته‌ بود. اغلب شما هم به حرف خلقید، کدامتان به حرف امر هستید؟ اگر تو به حرف امر هستی، امر به تو گفته تلویزیون بزن؟ امر به تو گفته ویدیو بزن؟ امر به تو گفته ماهواره بزن؟ امر به تو گفته به گردش برو و زنان و مردان را ببین؟ امر به تو گفته جوانان مردم بیکارند، دختران را به‌ سر کار ببری و با آن‌ها عشق کنی؟ باید بی‌دین از دنیا بروی! متقی با این حرف‌هایی که می‌زند، مانع خوشی غیر امر مردم می‌شود که به او می‌گویند حرف نزن. مگر متقی مردم را گمراه می‌کند؟ متقی مردم را هدایت می‌کند. متقی حقیقت خدا و قرآن را می‌گوید، اما خلق هدایت ظاهری می‌کند. جان من! گناه که هدایت نیست، گناه ضلالت و بدبختی است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

خدا خوشش می‌آید دوستان امیرالمؤمنین را نجات بدهد...

خدا محتاج نیست، اما یک احتیاج دارد، احتیاجش این است که دوستان امیرالمؤمنین را از این معرکه پر فعل و فساد نجات بدهد؛ خوشش می‌آید که دوستان علی را نجات بدهد. این‌قدر خدا دوست دارد، می‌گوید: اگر یک نفر را هدایت کنی، به قدری که عالَمی را هدایت کردی، ثواب به تو می‌دهم؛ اما اگر یکی از دوستان علی را گمراه کنی، گناه یک عالَم گمراه کردن را به تو می‌دهم. اگر این مطلب را قشنگ حسّ نکنید، صحیح نیست، توی هیجان می‌افتید. ببین گفتم خدا محتاج نیست، ائمه محتاج خدا هستند؛ ما باید محتاج ائمه باشیم، چون که از دریچه ولایت به ما ولایت القاء می‌شود و افشاء می‌کنیم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

مثل آهن‌ربا باشید، ولایت را جذب کنید...

امام صادق علیه‌السلام به مجلس ولایت غبطه می‌خورد. چرا؟ چون همه شما می‌گویید: یا امام زمان! همه شما قانع و راضی هستید، دنبال طاغوت نیستید، همه شما در فکر هدایتید، همه شما سخاوت دارید. پس إن‌شاءالله مثل آهن‌ربا باشید، ولایت را جذب کنید، امام زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) را بگیرید. وقتی این‌طوری شدی، به ماوراء دست پیدا می‌کنی، دعایت مستجاب می‌شود، اصلاً یک شخصیت ماورایی می‌شوی. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

رجعت یعنی فاش کردن منافقان، آن‌ موقع مردم به حقیقت می‌رسند...

رجعت یعنی افتخار تمام ملائکه، یعنی افتخار آسمان‌ها، افتخار عرش خدا، افتخار بهشت و فردوس. رجعت یعنی قلدرها را ریشه‌کن کردن، قلدرها را رسوا کردن، قلدرها را به زمین زدن. رجعت یعنی ریشه‌کن کردن کفار و منافقین. رجعت آنچه که در تمام زمان‌ها ظلم و جنایت شده‌است را فاش می‌کند. امام‌زمان می‌فرماید: منم آدم، منم نوح، منم پیامبر آخرالزمان. نگذاشتند امیرالمؤمنین به مقصدش که هدایت خلقت بود برسد. مگر رسول‌الله را گذاشتند؟ هفتاد هزار نفر طرف آن دو نفر رفتند، تمام آن‌ها منافق به رسول‌الله بودند. امام‌صادق سوگند می‌خورد که این دو نفر ذره‌ای ایمان به خدا و رسول نداشتند. رجعت یعنی فاش کردن منافقان، آن‌ موقع مردم به حقیقت می‌رسند. آن‌ موقع می‌آید خواست خدا حکومت می‌کند. رجعت یعنی عدالت. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

اصلاً خدا امری و حرفی در خلقت به‌ غیر از ولایت ندارد که به کسی بدهد...

آنچه که خلقت است محتاج ولایت است. باید به همه خلقت ولایت دمیده‌ شود. اصلاً خدا امری و حرفی در خلقت به‌ غیر از ولایت ندارد که به کسی بدهد. ولایت، اعظم از تمام خلقت است. به تمام آیات قرآن، تمام خلقت را با دیدی که به‌ من داده‌اند می‌بینم؛ صد و بیست و چهار هزار پیامبر که به‌ جای خود، اگر خدا هزاران هزار خلقت ایجاد کند، تمام محتاج ولایتند. حالا امیرالمؤمنین علی را شناختی؟ حالا این عظمت تمام خلقت، خواستش رجعت است. منافقان نگذاشتند که خواست علی که هدایت کل خلقت است واقع شود، اما در رجعت می‌شود. در این دنیا فقط در رجعت است که امیرالمؤمنین تا حدی افشا می‌شود. معلوم نیست که خدا چقدر روز دارد؛ در تمام روزهای خدا، روزی از روز رجعت بهتر نیست. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

امام حسین نفرین نکرد چون نابودی تمام ظالمان در رجعت را می‌خواست...

چرا امام‌حسین علیه‌السلام نفرین نکرد؟ اگر امام‌حسین نفرین می‌کرد، به بنی‌امیه می‌کرد، این‌ که کار صورت نمی‌دهد، [حتی اگر] بنی‌امیه هم سقط شدند؛ اما امام‌حسین حواسش پیش رجعت است که همه دنیا اصلاح شود و همه ظالمان به سزایشان برسند، نه فقط بنی‌امیه. متقی خیال امام‌حسین را هم می‌فهمد که امام مقصدش هدایت و دفاع از ولایت است. امام‌حسین فرمود: ای شمشیرها! اگر دین جدم، یعنی اگر ولایت باقی می‌ماند، به‌ من بخورید؛ یعنی من فدای ولایت می‌شوم. این عصاره حرف است. همه خلقت باید دفاع از ولایت کنند. چرا؟ اگر تمام خلقت دفاع از ولایت کنند، همه اهل‌بهشت می‌شوند. زمان رجعت همین‌طور می‌شود، دنیا بهشت می‌شود. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

امام حسین برای کافر شدن مردم گریه می‌کند، نه برای آنچه در راه خدا داده...

چرا امام‌حسین علیه‌السلام این‌همه درجه دارد؟ چون امام‌حسین علیه‌السلام سفینه نجات است. همه ائمه علیهم‌السلام یک نور هستند، تمامشان کِشتی‌اند؛ اما سفینه، امام‌حسین علیه‌السلام است. این‌کاری که امام‌حسین علیه‌السلام کرد، نجات‌دهنده تمام خلقت است، خلقت به‌واسطه امام‌حسین علیه‌السلام نجات پیدا می‌کند. چرا این‌قدر امام‌حسین علیه‌السلام عزیز است؟ امام‌حسین علیه‌السلام به‌فکر نجات و هدایت است. برادرش، جوانانش، همه را داده؛ تمام آن مصیبت‌ها به‌جای خود، اما «هَل مِن ناصر» می‌گوید. وقتی به اهل‌کوفه فرمود: برای چه مرا می‌کُشید؟ گفتند: «بُغضاً لِأبیک»: به‌خاطر بغضی که با پدرت، امیرالمؤمنین علیه‌السلام داریم. امام دید تمام این‌ها کافر شده‌اند، بنا کرد به گریه‌کردن. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

اذیت زهرا علیهاالسلام، اذیت تمام خلقت است...

زهرای عزیز علیهاالسلام، مافوقِ تمام خلقت است. هر کسی پِی به او ببرد، هدایت است. اذیت زهرا علیهاالسلام، اذیت تمام خلقت است. این عمَر همه خلقت را اذیت کرد. تمام خلقت به اجازه حضرت زهراست. نفَس‌هایی که کل خلقت می‌کشند، دست زهراست. ارکان خلقت، حضرت زهراست. تمام خلقت امر زهرا علیهاالسلام را اطاعت می‌کنند، تا حتی ستون‌ها. یک نفَس کشید به نارضایتی، نه نفرین کند، ستون‌ها از جا حرکت کرد. همه اعلام آمادگی کردند که زهراجان! همه به امر تو هستیم، نفرین کنی، همه نابود می‌شویم. پسرش هم بهره برده بود، امام حسین علیه‌السلام گفت: ای زعفر! تمام این‌ها عمرشان در قبضه قدرت من است. حسین علیه‌السلام خون خداست، زهرا علیهاالسلام ناموس دهر است. ناموس دهر است که مثل حسین علیه‌السلام از او به وجود می‌آید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

خدا به پیغمبر می‌فرماید علی را تبلیغ‌ کن، بلند شو علی علیه‌السلام را در دلشان راه بده، وگرنه این‌ها به‌ درد نمی‌خورند...

من عقیده‌ام این‌ است که وقتی رسول‌خدا صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله، امیرالمؤمنین علیه‌السلام را معرفی کرد و «الیوم أکملت لکم دینکم» نازل‌ شد و دین تکمیل شد، آن‌هایی که ولایت را قبول نکردند، والله چشم ولایت نداشتند، وگرنه امیرالمؤمنین را قبول کرده‌ بودند. پرده‌ای از ظلمت، جلوی چشمشان را گرفت، نور ولایت را ندیدند و دنبال مَنِ‌شان رفتند. خدا به پیامبر اکرم صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله گفت: من تو را متقی کردم و قرآن به تو نازل کردم. به حقیقت قرآن قسم، قرآن، همان علی علیه‌السلام بود که به پیامبر نازل‌ شد؛ یعنی گفت: یا محمّد! علی را تبلیغ‌ کن. بلند شو امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام را در دل این‌ها راه بده، هدایت با من است. علی علیه‌السلام را در دلشان راه بده، وگرنه این‌ها به‌ درد نمی‌خورند. مگر نمی‌گوید هفتاد هزار نفر کافر و مرتد شدند؟ در دلشان امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام راه پیدا نکرد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

خدا انبیاء را قرار داد تا مردم را به سوی ولایت دعوت کنند، اما علی علیه السلام خودِ هدایت است...

چرا این قدر سفارش امیرالمؤمنین علیه‌السلام شده است؟ یک حرف تعجبی می‌خواهم بزنم: خدا مردم را می‌خواهد، می‌گوید اگر امیرالمؤمنین علیه‌السلام را بخواهی، من شما را می‌خواهم؛ می‌خواهد مردم را نجات بدهد، هدایت بشوند. خدا انبیاء را قرار داد تا مردم را به سوی ولایت دعوت کنند؛ اما به دینم، علی علیه السلام خودِ هدایت است. من اگر تمام خلقت، (همه این خلقت‌ها، نه این دنیا) نفر بشود، همه از امیرالمؤمنین علیه‌السلام برگردند، می‌گویم علی؛ از علی علیه‌السلام برنمی‌گردم. امام حسن علیه‌السلام هم علی علیه‌السلام را می‌خواهد، امام حسین علیه‌السلام هم علی علیه‌السلام را می‌خواهد؛ نه [چون] پدرش [است او] را بخواهد، امر خدا را می‌خواهد. شما هم باید همین‌طور باشید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

این حرف‌ها القای خداست و بر زبان متقی جاری می‌شود...

عزیزان من! این حرف‌ها القای خداست و بر زبان متقی جاری می‌شود؛ چون متقی می‌خواهد مردم بدانند و به آن عمل کنند. این حرف‌ها به قلب متقی نازل می‌شود برای این‌که آن‌ را به مردم بگوید. امام‌رضا علیه‌السلام به‌ من فرمود: حسین! تو را هادی قرار دادیم. گفتم: آقاجان! شما خودتان هدایت‌کُن هستید. فرمود: تو راهنما باش، برو خلقت را به ولایت راهنمایی کن. گفتم: شما که فرمودی این جوانان را راهنمایی کن، به این‌ها لیاقتی بده که امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام حرف‌هایش را در چاه نزند، به این‌ها بزند. فقط چیزی که از شما می‌خواهم، از خدا بخواه که توفیق افشای ولایت به‌ من بدهد که ولایت را افشا کنم. تو را به‌ حق جوادت، مرا سخنگوی ولایت قرار بده. سخنگو باشم، سخن هدایت بگویم، نه سخن جنایت. رفقا! متقی به امر امام‌رضا علیه‌السلام این حرف‌ها را به شما می‌گوید، قدردانی کنید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]

تو هدایت هستی، خودت گمراه می‌شوی...

این‌ که می‌گویی خدایا ما را هدایت کن، [خدا] هدایت‌کننده گذاشته توی تو. تو هدایت هستی، خودت گمراه می‌شوی، خیانت می‌کنی. تو خودت داری می‌روی آن طرف، خودت غِش در معامله می‌کنی، دزدی می‌کنی، زمین مردم را می‌گیری؛ از هدایت خودت را جدا نکن. وقتی در هدایت هستی، دیگر چیزِ بد از تو صادر نمی‌شود. باید شکرانه کنی و همیشه از خدا بخواهی که از تو نگیرد. حالا این شخص باید مواظب باشد گناه نکند. این آدم دل خدا را خوش کرده که حسین علیه‌السلام را می‌خواهد، زهرا علیهاالسلام را می‌خواهد، اطاعت می‌کند، مطیع هم هست؛ مانند اصحاب امام حسین علیه‌السلام. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]