Press ESC to close

به امام زمان می‌گویم چادر زهرا را به من بدهید، بو کنم، نه بهشت می‌خواهم، نه فردوس...

یک شب با امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) نجوا کردم؛ به خودم گفتم اگر امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) به تو بگوید: حسین! چه می‌خواهی به تو بدهند؟ من می‌گویم: چادر زهرا علیهاالسلام را به من بدهید، بو کنم، نه بهشت می‌خواهم، نه فردوس. اگر پرسید: حسین! چادر برای چه می‌خواهی؟ می‌گویم: می‌خواهم مثل شمعون یهودی مسلمان بشوم، معلوم نیست که مسلمان باشم. باز خوش به حال یهودی که به چادر زهرا علیهاالسلام اعتقاد دارد! اما ما به خودِ زهرا علیهاالسلام اعتقاد نداریم. چرا این‌طوری می‌شویم؟ چون با دشمنانش می‌سازی و مصیبتش یادت می‌رود. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

مصیبت حضرت زهرا، امام زمان را تکان می‌دهد...

در عالم رؤیا بیتوته‌ای داشتم، خدمت امام‌زمان (عجل‌الله‌فرجه) رسیدم، گفتم: آقاجان! دو چیز است که من را می‌کُشد، یعنی تمام گوشت بدن من را دارد آب می‌کند. به خودت قسم، اگر تمام عالم را در اختیارم بگذاری، من می‌سوزم، هیچ‌کس این سوختن من را نمی‌تواند آرام کند. به‌ دینم قسم، این سوختن من را نه بهشت، نه فردوس، نه جنات، آرام نمی‌کند، من می‌سوزم. یکی مصیبت جدّت حسین است، یکی هم مصیبتی است که به مادرت‌ زهرا علیهاالسلام توهین کردند و البته یکی هم اسیری عمه‌ات زینب علیهاالسلام است. به خودش قسم، تا اسم مادرش را آوردم، یک‌دفعه تکان خورد. مصیبت زهرا علیهاالسلام، امام‌زمان (عجل‌الله‌فرجه) را تکان می‌دهد. اگر امام‌زمان (عجل‌الله‌فرجه) تکان بخورد، تمام خلقت تکان خورده‌ است. مگر مؤمن باید این‌ها را فراموش کند؟ والله، اگر عیش و عشرت بکنید، خدا کمِ شما می‌گذارد. ما مؤمن نیستیم، ما مؤمنی که امضاء شده نیستیم، ما متقی واقعی نیستیم. ما مسلمانیم، مسلمان‌ بودن به‌ غیر مؤمن بودن است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان]