Press ESC to close

کوثر به معنی هستیِ خداست، یعنی آنچه خدا خلقت دارد، هستیِ آن زهراست...

تا خدا می‌فرماید کوثر، شما به خیالتان نهری در بهشت است که به آن کوثر می‌گویند و آن‌ را به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله داده‌ است؛ این‌ نیست. کوثر به معنی هستیِ خداست، یعنی آنچه خدا خلقت دارد، هستیِ آن زهراست. همان‌طور که محبت امیرالمؤمنین علیه‌السلام نجات‌دهنده است، محبت فاطمه‌ زهرا علیهاالسلام هم نجات‌دهنده است. اصلاً محبتش، محبت تمام چهارده‌ معصوم علیهم‌السلام و محبت خداست. محبت حضرت‌زهرا علیهاالسلام در جوّ ماورا دمیده و تزریق شده‌ است؛ آن کارساز تمام خلقت است؛ به جلسه ولایت دمیده شده‌ است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

حیات عالَم به‌واسطه مهریه زهرا و نجات بشر به‌واسطه مهر اوست؛ یعنی کلّ بشر، یک بدهی به زهرای‌ عزیز دارد...

خدای تبارک و تعالی فرمود: یا محمّد! من اصلاً کفوی برای زهرا علیهاالسلام به‌ غیر از علی علیه‌السلام خلق نکردم؛ برای علی علیه‌السلام هم کفوی به‌ غیر از زهرا علیهاالسلام خلق نکردم. ای رسول من! ازدواج زهرا علیهاالسلام با من است، صیغه عقدش را خودم می‌خوانم. وقتی خطبه را خواند، آب و نمک را مهریه حضرت‌ زهرا علیهاالسلام قرار داد. حیات عالَم به‌واسطه مَهرِ [مهریه] زهرا علیهاالسلام و نجات بشر به‌واسطه مِهر [محبت] اوست؛ یعنی کلّ بشر، یک بدهی به زهرای‌ عزیز علیهاالسلام دارد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

این‌که می‌گوییم ما تسلیم خدا هستیم، این‌ها عشقی است؛ باید تسلیم علی علیه‌السلام بشوید...

این‌که می‌گوییم ما تسلیم خدا هستیم، این‌ها عشقی است؛ باید تسلیم علی علیه‌السلام بشوید. ببین زینب علیهاالسلام چقدر تسلیم است. اگر امام زمان (عجل الله فرجه) می‌گوید: اشک چشمم تمام شود، خون گریه می‌کنم، برای تسلیمیِ زینب است؛ تمام وجودش مانند برادرش، در اختیار امر است. تمام موهای بدنش، تمام گلبول‌های خون زینب، امر است. رفقا! اگر خیری از دستتان جاری شد، شکر خدا کنید که بدانید امام زمان برای خیر گریه می‌کند. تمام وجود زینب خیر است، چون تسلیم است. اگر تو تسلیم باشی، از دستتت خیر جاری می‌شود و خدا محبت ائمه را به تو می‌دهد. محبت پیش خداست، به تو می‌دهد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

شما باید خانواده و دوستانتان را هم به‌واسطه ولایت بخواهید. این خواستن، ماورایی و ابدی است...

تو باید فرزندت را بخواهی، خانمت را بخواهی، رفقایت را بخواهی؛ اما باید علاقه‌ات به ندای امام‌ زمان باشد، اصل این‌ است. وقتی آن ندا آمد، اگر آن‌ها هماهنگ شدند و آمدند که آمدند و اگر نیامدند تمامشان را بگذاری و بروی. شما باید همه آن‌ها را هم به‌ واسطه ولایت بخواهید. این خواستن، خواستن خداست، خواستن امر است، خواستن تمام خلقت است. این خواستن، یک خواستن ماورایی است، یک خواستن ابدی است، یک خواستنی است که ابد الآباد زنده‌ای و با آن محشور می‌شوی. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

آب، آتش جهنم را خاموش نمی‌کند، محبت علی خاموش می‌کند...

دوستی علی علیه السلام کفایت است. آب، آتش جهنم را خاموش نمی‌کند، محبت علی علیه‌السلام خاموش می‌کند. اگر بدانی محشور شدن با ولایت یعنی چه، به حضرت عباس، از ذوق خوابتان نمی‌برد! خدایا! من علی علیه‌السلام را دوست دارم، چه کسی این دوستی را به من داده؟ خودت دادی، خودت حفظش کن. خدایا! من زهرا علیهاالسلام را دوست دارم، چه کسی این دوستی را به من داده؟ خودت دادی، خودت حفظش کن. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امام معصوم می‌فرماید به نامحرم نگاه نکن که جاذبه آن بیشتر باشد و محبت مرا از دلت بیرون ببرد، تا مبادا از امامتان جدا شوید...

زیارت مستحب است، اما نگاه به نامحرم حرام است. شما چند جا نگاه می‌کنید؟ این‌ است که می‌گویم باید امر را ببرید. چشمتان، پایتان، دستتان، خیال و تمام وجودتان در اختیار امام باشد. امام‌رضا علیه‌السلام کسی‌که در اختیار ولایت باشد را می‌پذیرد، اما ما امر نمی‌بریم. اگر نگاه به نامحرم کنید، محبت نامحرم، محبت آقا امام‌رضا را از دلتان بیرون می‌برد. امام می‌فرماید نگاه نکن که محبت مرا از دلت بیرون ببرد و جاذبه نامحرم بیشتر باشد. قدر این حرف را بدانید. اگر در آن‌جا منع می‌کند، می‌خواهد از امامتان جدا نشوید. من وقتی می‌خواهم بیرون بیایم، همین‌طور می‌گویم: خدایا! در راه مرا حفظ‌ کن. شما هم از خدا بخواهید در راه حفظتان کند. ابن‌ملجم نگاه کرد و گرفتار شد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]

امام حسین مرا در بغل گرفت تا مثل ذخیره‌ای شوم که شما رفقا را به او برسانم...

وقتی به کربلا رفتم، گفتم: حسین‌جان! آقاجان! فدایت شوم، دلم می‌خواهد سگِ درِ خانه‌ات شوم. به خودت قسم، حرفی ندارم. نه شأن می‌خواهم، نه مقام؛ هیچ چیز نمی‌خواهم. فقط حسین‌جان! تو را دوست دارم. حالا درخواست از تو می‌کنم: تو را به حق علی‌اکبرت، عنایت کن به من، به سینه من، این حرف‌ها را سوغاتی ببریم برای رفقای عزیزی که انتظار دارند. گفتم: حسین‌ جان! من این‌قدر به رفقایم افتخار می‌کنم. حسین‌ جان! آقاجان! خودت مرا بغل گرفتی، به سینه‌ات چسباندی، ریختی در سینه‌ام آن‌چه که باید بریزی، قبول دارم، مثل یک پدری که بچه‌اش را در بغل بگیرد. جان من! عزیز من! اگر شما خالص و مخلص باشید، امام حسین علیه‌السلام در بغلت می‌گیرد. چرا مرا این‌طوری کرد؟ من مثل یک ذخیره‌ای شدم که شما رفقا را برسانم به امام حسین علیه‌السلام. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

مردم ملامتت می‌کنند، تو عشق یار داشته باش. عشق یار، عشق امیرالمؤمنین و عشق حضرت زهراست...

تمام حرف‌هایی که خدا درباره امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌زند، می‌خواهد با علی علیه‌السلام عشق کند، وگرنه حرف دیگری است. همین‌طور که شب‌ها مؤمن با خدا می‌خواهد عشق کند. هر روزی از عمرتان با عشق علی علیه‌السلام می‌گذرد، شکرانه کنید که من از عشق علی علیه‌السلام جدا نشدم. عشق بازی در جهان بدنامی بسیار دارد، ویران شود آن کس که عشق یار دارد. مردم ملامتت می‌کنند، تو عشق یار داشته باش. بیا ویران شو از این مردم و از این دنیا کنار برو، عشق یار داشته باش. عشق یار، عشق امیرالمؤمنین و عشق حضرت زهرا علیهماالسلام است. هر قدر ملامتت می‌کنند، تو دست برندار. برو نصف شب عشق‌بازی کن با امام زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) و خدا. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]