Press ESC to close

حضرت‌ زهرا به‌ واسطه مُصحف و به‌ واسطه حمایت از علی علیه‌السلام کشته‌ شد...

مُصحف در تمام خلقت پخش شده‌ بود. حضرت‌ زهرا علیهاالسلام می‌خواست که در دنیا هم پخش بشود؛ اما دومی نگذاشت و به معاویه نوشت من زهرا را کشتم و نگذاشتم مُصحف را فاش کند. حضرت‌ زهرا علیهاالسلام به‌واسطه مُصحف و به‌واسطه حمایت از علی علیه‌السلام کشته‌ شد؛ چون اگر آن‌ را فاش می‌کرد، غاصب بودنِ آن‌ها معلوم می‌شد. یکی از خصوصیات مُصحف این‌ است که اسم شیعه‌ها و تمام وقایع تا قیام‌ قیامت در آن هست. شخصی خدمت امام‌ صادق علیه‌السلام آمد و ادعای عبادت و تقدّس کرد. حضرت آن‌ را رد کرد و فرمود: اسم تو در مُصحفِ مادرم زهرا علیهاالسلام نیست. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: گنجینه]

تمام همت و عقیده حضرت‌زهرا این‌ بود که آن دو نفر پیش نروند و مردم تسلیم امیرالمؤمنین شوند تا هم خودشان و هم آیندگان هدایت شوند...

حضرت‌زهرا علیهاالسلام به امیرالمؤمنین علیه‌السلام گفت: علی‌جان! الاغی تهیه کن تا بروم مهاجر و انصار را دعوت کنم. این‌ها کسانی هستند که عمری پیش پدرم بوده‌اند، شاید چهل‌نفر درست شوند که بتوانی حقت را از آن دو نفر بگیری. تمام همت و عقیده حضرت‌زهرا علیهاالسلام این‌ بود که عمر و ابابکر پیش نروند و مردم تسلیم امیرالمؤمنین علیه‌السلام شوند که هم خودشان و هم آیندگان هدایت شوند. به همین دلیل با صورت نیلی، پهلوی شکسته و بازوی وَرم‌کرده سوار الاغ می‌شد و به درِ خانه مهاجر و انصار می‌رفت که بیایید علی علیه‌السلام را یاری کنید. اما هیچ‌کسی نیامد، فقط آن چهار نفر آمدند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

تشریف‌ فرمایی امام‌ زمان و رجعت و قیامت، توأم به‌ هم است و ایام الله است...

از امام‌ صادق سؤال می‌کنند سید حسنی و یمانی درستند؟ می‌فرماید: بله؛ اما اگر من باشم جانم را فدای امام‌ زمان می‌کنم. چرا؟ چون حسنی و یمانی رجعت را به‌ وجود نمی‌آورند، رجعت به‌ دست توانای امام‌ زمان به‌ وجود می‌آید. این‌ است که امام‌ صادق می‌فرماید: من جانم را فدای امام‌ زمان می‌کنم. تشریف‌ فرمایی امام‌ زمان و رجعت و قیامت، توأم به‌ هم است و «ایام الله» است. ظهور امام‌ زمان، مقدمه رجعت است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

امام زمان هیکل نمی‌خواهد، آمادگی می‌خواهد...

اگر وحی به پیامبر اکرم نازل می‌شود، پیامبر آمادگی دارد، منتظر وحی خداست. وحی رسید به پیامبر: ای نبیّ من! امشب می‌خواهند تو را بکُشند، تو باید علی را جای خودت بگذاری. فرمود: علی‌جان! جای من می‌خوابی؟ گفت: شما حفظ هستی؟ گفت: آری! امیرالمؤمنین آمادگی دارد. چرا یک نفَس امیرالمؤمنین افضل از عبادت ثقلین است؟ این‌ها نه این‌که جسم پیامبر را می‌خواستند از بین ببرند، درون پیامبر را می‌خواستند از بین ببرند. درون پیامبر ولایت است؛ درون پیامبر، علی بود؛ این‌ها آن را می‌خواستند نشود. ما باید آمادگی داشته باشیم که جانمان را برای ولایت بدهیم. والله! اگر تو این‌طور آمادگی داشته باشی، یاور امام زمان هستی. امام زمان هیکل نمی‌خواهد، آمادگی می‌خواهد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امام‌زمان خودش را فدای زینب می‌کند که آماده شده از امام‌حسین دفاع کند، خودِ امام‌حسین چیز دیگری است...

حضرت زینب [موقع خواستگاری] گفت: هر وقت برادرم حسین خواست به مسافرت برود، من هم بی‌چون و چرا با او بروم. آن‌ موقع حضرت‌زینب علیهاالسلام دارد خودش را فدای امام‌حسین علیه‌السلام می‌کند. حالا امام‌زمان (عجل‌الله‌فرجه) می‌فرماید: اشک چشمم تمام شود، برایت خون گریه می‌کنم. ببینید نکته حساس این‌جاست که امام‌زمان (عجل‌الله‌فرجه) خودش را فدای زینب علیهاالسلام می‌کند، نه فدای امام‌حسین علیه‌السلام، چون حضرت‌زینب آماده شده که از امام‌حسین دفاع کند؛ خودِ امام‌حسین چیز دیگری است. امام‌زمان (عجل‌الله‌فرجه) فدای کسی می‌شود که فدای امام‌حسین شده، معرفت این‌ است. رفقای‌عزیز! بیایید دفاع از ولایت کنید، تا امام‌زمان (عجل‌الله‌فرجه) جانش را فدایتان کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

امام حسین برای جهنمی شدن قاتلین آقا علی‌اکبر گریه می‌کند، نه برای از دست دادن فرزندش...

امام‌حسین علیه‌السلام بالای سر آقا علی‌اکبر یک‌ صیحه زد، چون او «اشبه الناس خلقاً و علماً و منطقاً برسول‌الله» بود؛ اما امام‌حسین برای آن‌هایی که با کشتن آقا علی‌اکبر جهنمی شدند گریه می‌کند، نه برای فرزندش؛ او را در راه خدا داده، این‌ که گریه ندارد. امام‌حسین تا آخر «هل من ناصر» می‌گفت. علی‌اکبر را کشتید؟ علی‌اصغر را کشتید؟ عباس و قاسم را کشتید؟ باشد، بیایید این‌طرف، بیا! ولایت این‌ است که از سر همه جُرم‌ها می‌گذرد. پس امام برای جهنمی‌شدن این‌ها گریه می‌کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

امام حسین نفرین نکرد چون نابودی تمام ظالمان در رجعت را می‌خواست...

چرا امام‌حسین علیه‌السلام نفرین نکرد؟ اگر امام‌حسین نفرین می‌کرد، به بنی‌امیه می‌کرد، این‌ که کار صورت نمی‌دهد، [حتی اگر] بنی‌امیه هم سقط شدند؛ اما امام‌حسین حواسش پیش رجعت است که همه دنیا اصلاح شود و همه ظالمان به سزایشان برسند، نه فقط بنی‌امیه. متقی خیال امام‌حسین را هم می‌فهمد که امام مقصدش هدایت و دفاع از ولایت است. امام‌حسین فرمود: ای شمشیرها! اگر دین جدم، یعنی اگر ولایت باقی می‌ماند، به‌ من بخورید؛ یعنی من فدای ولایت می‌شوم. این عصاره حرف است. همه خلقت باید دفاع از ولایت کنند. چرا؟ اگر تمام خلقت دفاع از ولایت کنند، همه اهل‌بهشت می‌شوند. زمان رجعت همین‌طور می‌شود، دنیا بهشت می‌شود. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

امام حسین خونش تربت است، علی علیه‌السلام جای پایش تربت است...

تربت امام حسین علیه‌السلام شفاست. خاک کف پای امیرالمؤمنین علیه‌السلام محبت است، نجات است، رستگاری است. اصلاً خدا جهنم را خلق کرده برای دشمنان علی؛ روایت داریم، قسم می‌خورد، اگر کسی دشمن علی نبود، اصلاً جهنم را خلق نمی‌کردم. پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله فرمود: یا علی! اگر مردم توان داشتند، درباره تو حرفی می‌گفتم که مردم، قدمی که می‌گذاری، خاک کف پایت را، از برای تَیمُّن و تبرک بردارند. امام حسین علیه‌السلام خونش تربت است، علی علیه‌السلام جای پایش تربت است. این را چه کسی می‌فهمد؟ خود امام حسین علیه‌السلام که جانش را فدای پدرش علی علیه‌السلام کرد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

تو اگر حمایت از امام زمانت می‌کردی، همه خلقت به‌واسطه تو آمرزیده می‌شدند‌...

اصحاب امام حسین علیه‌السلام، خواستشان امام حسین علیه‌السلام است، حالا جانشان را فدای خواست کردند. امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) هم می‌گوید: جان من به قربان شما، خواست من هم شما هستید. اصحاب امام حسین علیه‌السلام مطیع شدند؛ حالا امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) ولایت را می‌خواهد، آن کسی را می‌خواهد که امرش را اطاعت کند. نه فقط امام حسین علیه‌السلام، خود حجه بن الحسن (عجل‌الله‌فرجه) حامی این‌ها شده، می‌گوید پدر و مادرم را به قربانشان می‌کنم. خدای تبارک و تعالی دارد عنایت، عدالت و صفایش را افشاء می‌کند؛ می‌گوید به‌واسطه این‌ها که حمایت از حسین علیه‌السلام کردند، همه خلقت را می‌آمرزم. همان‌طور که می‌گوید اگر مؤمنی در شهری باشد، آن شهر حفظ است. تو اگر حمایت از امام زمانت می‌کردی، همه خلقت به‌واسطه تو آمرزیده می‌شدند‌. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

پولی که در راه خدا، در انفاق خرج می‌شود را باید شکرانه کنید و آن را ببوسید...

عقیده‌ام این است: آن پولی که در راه خدا، در انفاق خرج می‌شود، باید شکرانه کنید؛ آن را ببوسید! حالا برایت می‌گویم، عزیز من! پول‌هایی که در راه حق می‌رود، چطور می‌گویی آن را ببوس؟ آن‌موقع که در راه امام حسین علیه‌السلام می‌دهی، ببوس! آقا ابوالفضل علیه‌السلام وقتی که دستش جدا شد، رفت جلو و دست را برداشت، این دست را بوسید، گفت: تو از من بهتر بودی و رفتی شدی فدای شاه شهیدان؛ ای دست! تو اول شهید شدی در راه حسین. حالا پول‌هایی که می‌دهید عزیز من همین‌طور است. آقا ابوالفضل علیه‌السلام دستی که در راه خدا داد، بوسید. شما هم پولی که در راه خدا می‌دهید، ببوسید! چرا؟ [چون] ذخیره می‌شود. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

آنها که شب عاشورا رفتند، حسین‌گو بودند، نه حسین‌خواه...

شب عاشورا که شد، آقا امام حسین علیه‌السلام، یک خیمه انتظار زد، یعنی یک خیمه علیٰ‌حِدّه زد. همه را جمع کرد و فرمود: من بیعتم را از روی شما برداشتم، هر کسی می‌خواهد برود، برود؛ فردا طفل صغیرم هم شهید می‌شود. این‌جا بود که فوج فوج رفتند. حسین‌گو بودند، نه حسین‌خواه! مثل اغلب ما! کسی نماند، تمام آمده بودند به طمع. مثل حالاست که می‌خواهند امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) بیاید و چیزها ارزان شود، نمی‌خواهند جانشان را فدا کنند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

آقا ابوالفضل وقتی جانش را فدای ولایت کرد، جان‌پرور شد...

آقا ابوالفضل علیه‌السلام خیلی مقام دارد، سلمان خلق‌کُن است. چرا؟ وقتی جانش را فدا کرد، جان‌پرور شد، یعنی جانی را می‌پرورانَد. جانش را داد به امام حسین علیه‌السلام، با تمام قدرتش؛ تمام درجه‌ای که دارد، به‌ واسطه امام حسین علیه‌السلام است. تو باید جانت را در اختیار ولایت بگذاری. جان را باید فدای یقین کنی، فدای ولی کنی. او هم می‌گوید: جانم به فدایت! این آخر کار است. من یک میلیارد جان داشته باشم، فدا می‌کنم. باید بدانی خواست خدا این است که جانت را فدا کنی. آقا ابوالفضل علیه‌السلام از کجا به این‌جا رسید؟ از آن‌جایی که از ریشه دلش، تمام جانش این است که فدای حسین علیه‌السلام بشود. آقا ابوالفضل علیه‌السلام نه جان بدهد، تکه تکه بدنش را می‌دهد. شما آقا ابوالفضل علیه‌السلام نمی‌شوید، اما صفاتش را باید داشته باشید؛ چون صفات او صفات خداست، صفات برادرش حسین علیه‌السلام است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امیرالمؤمنین دست حضرت اباالفضل را می‌بوسد، چون فدای خدا می‌شود...

آقا ابوالفضل علیه‌السلام هم [مثل امام حسین علیه‌السلام] همه را آگاه کرد؛ در مکه خودش را معرفی می‌کند، به حاجی‌ها می‌گوید: دست از حسین برنمی‌دارم. من که فرزند آقا امیرالمؤمنینم، دستم را علی می‌بوسد. به دینم قسم، امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام دست همه خلقت را نمی‌بوسد. چرا؟ می‌بیند این دست فدای خدا می‌شود، فدای ولایت می‌شود؛ گلوی حسینش را می‌بوسد که فدای خدا می‌شود. اما روی چه کسی تأثیر داشت؟ چرا هدایت نمی‌شوند؟ حج و عمره، جهاد و عبادت در دلشان است؛ آن که باید در دلشان باشد نیست، آن هم ولایت است. اگر بود، تکان می‌خوردند؛ هیچ‌کدام از حاجی‌ها تکان نخوردند. حبّ حج و جهاد داشتند و بغض امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امام حسین نجات دهنده کل خلقت است...

امیرالمؤمنین علیه‌السلام حسینش را خیلی دوست دارد، چون‌که خودش را فدای ولایت کرد. در تمام این خلقت، هجده هزار کُرات که به ما گفته‌اند، کسی، نامی نبوده به غیرِ امام حسین علیه‌السلام. حالا پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، خانه حضرت زهرا علیهاالسلام آمده، همه‌اش سفارش حسین را می‌کند. حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود: پدرجان! حسن هم هست. گفت: فاطمه‌ جان! تمام عالم به‌ واسطه حسین آمرزیده می‌شوند. در تمام خلقت هیچ‌کسی مثل امام حسین علیه‌السلام نیست. در جریان توبه آدم، وقتی خدا اسماء را نشانش داد، کارهای ائمه دیگر را نمی‌گوید، حتی کارهای پیامبر را نمی‌گوید، تا حتی امیرالمؤمنین و فاطمه علیهم‌السلام را، اما خدا می‌گوید: این حسین است که در صحرای کربلا او را می‌کشند. خدا شرح امام حسین علیه‌السلام را می‌دهد. امام حسین علیه‌السلام نجات‌ دهنده کل خلقت است. آیا می‌فهمی یا می‌روی دنبال خلق؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

در زمان امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام، تمام کفر با تمام ایمان روبرو شد...

تمام دوازده‌ امام، چهارده‌ معصوم، ولایت هستند؛ چرا این‌قدر روی امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام تکیه شده و تمام ائمه علیهم‌السلام، حضرت‌ زهرا علیهاالسلام و پیامبر صلی الله علیه و آله خودشان را فدای امیرالمؤمنین کرده‌اند؟ چون در زمان امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام، تمام کفر با تمام ایمان روبرو شد؛ در زمان ائمه دیگر این‌طور نبود. خدا می‌خواست مردم طرف کفر، یعنی عمر و ابابکر نروند که بی‌دین شوند، بیایند طرف دین، یعنی علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام. خدا عمر و ابابکر را جِبت و طاغوت معرفی کرد، فرمود: به عزت و جلالم قسم، اگر عبادت ثقلین کنید، اما امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام را قبول نداشته‌ باشید، شما را با صورت به آتش جهنم می‌اندازم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

همه کسِ حضرت زهرا، امیرالمؤمنین است که می‌فرماید جانم را فدای علی، امرِ خدا، کردم...

بیایید خداپرست باشید و علی‌خواه. خدا یک علی دارد و یک زهرا؛ این‌ها توأم به هم هستند. با زهرا علیهاالسلام آشنا شدن، این حرف‌هاست. خواست خدا، این حرف‌هاست. همه کسِ خدا، امیرالمؤمنین علیه‌السلام است، همه کسِ حضرت زهرا علیهاالسلام، امیرالمؤمنین علیه‌السلام است که می‌فرماید جانم را فدای علی، امرِ خدا، کردم. هیچ‌کس زهرا علیهاالسلام را نشناخت، هیچ‌کس دوازده امام علیهم‌السلام را نشناخت؛ شناخت این‌ها پیش خداست. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

گفتم می‌خواهم هفتاد دفعه فدای علی علیه‌السلام بشوم، می‌گذاری پیش علی علیه‌السلام بروم؟...

یک شب خواب دیدم یک محوطه‌ای است که امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام آن‌جا تشریف دارند. در این محوطه یک نفر یک طرف یک صندلی گذاشته، و یکی هم آن طرف گذاشته است. اشخاصی می‌آمدند که تمام ابعاد مسلمانی به این‌ها جمع بود، تاحتی سرهای انگشتانشان را حنا بسته بودند، ریش‌هایشان حنایی، اثر سجود در پیشانی‌شان بود، عباء و رِداء داشتند، این‌ها در تمام ابعاد منظم بودند، پیش این دو نفر آمدند. می‌دیدم این‌ها برمی‌گردند، در حالی که امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام در آن محوطه ایستاده است. تعجب کردم، جلو رفتم، گفتم: آقا! من می‌خواهم پیش امیرالمؤمنین بروم؛ گفت: باید فدا بشوی! گفتم: من یک مرتبه نمی‌خواهم فدا شوم، می‌خواهم هفتاد مرتبه فدا شوم. می‌خواهی مرا آتش بزنی، قطعه قطعه کنی، گوش مرا بِبُری، سر مرا بِبُری؟ می‌خواهم هفتاد دفعه فدای علی علیه‌السلام بشوم، می‌گذاری پیش علی علیه‌السلام بروم؟ گفت: آری! وقتی این مطالب را گفتم، به علی قسم، ایشان صورت به صورت من چسباند، یک دستی به کمرم زد، گفت: برو پیش علی! ببین باید فدا بشوید؛ اما این آقایان تا بهشان می‌گفت فدا شوید، حاضر نبودند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]