Press ESC to close

شهادت امام‌ حسین و آمرزیده شدن خلایق به‌ واسطه گریه بر ایشان هم با اجازه حضرت‌ زهراست...

ائمه‌ طاهرین علیهم‌السلام در هر ابعادی شاخص هستند. فاطمه‌ زهرا علیهاالسلام خدمت پدرش آمد و فرمود: پدر جان! طفلی که در شکم من است، همین‌طور می‌گوید «أنا العطشان! أنا العطشان!». پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: دخترم! این فرزندت را در کربلا شهید می‌کنند. فرمود: این فرزند را می‌خواهم چه‌ کنم؟ پیامبر فرمود: شفاعت اُمّتِ من با اوست، دوستانش را شفاعت می‌کند. فاطمه‌ زهرا علیهاالسلام فرمود: پدر جان! به دیده‌ منّت دارم‌. پس شهادت امام‌ حسین علیه‌السلام خون خدا، و آمرزیده شدن خلایق به‌ واسطه گریه بر امام‌ حسین علیه‌السلام هم با اجازه حضرت‌ زهراست. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

امام حسین غصه می‌خورد که علی‌اکبر و قاسم دارند برای او کشته می‌شود، چون‌که امرِ خلیفه وقت را اطاعت نکرده‌ است...

زینب می‌گوید: برادر جان! قربان دل پر حسرتت بروم. دل پر حسرت امام‌حسین علیه‌السلام این نبود که بماند، حسین که نمُرده است، باید بفهمیم زینب چه می‌گوید. زینب می‌خواست امام‌حسین علیه‌السلام همه این‌ها را بهشتی کند. چرا زینب گفت: حسین‌جان! برادر! قربان دل پر غصه‌ات بروم؟ برادری که به زعفر می‌گوید تمام نفَس‌هایی که این‌ها می‌کشند، در قبضه قدرت من است؛ از امام‌حسین علیه‌السلام که در این خلقت قدرتمندتر نیست، پس چرا این‌ را می‌گوید؟ آیا می‌دانی امام‌حسین علیه‌السلام غصه چه‌کسی را می‌خورد؟ غصه می‌خورد که علی‌اکبر دارد برای او کشته می‌شود، قاسم دارد برای او کشته می‌شود، چون‌که امام‌حسین امرِ خلیفه وقت را اطاعت نکرده‌است؛ امام‌حسین علیه‌السلام دلش برای این‌ها می‌سوزد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: حر]

خدا انجام واقعه کربلا را به انتخاب ائمه گذاشت و امام حسین آن را پذیرفت...

کاری که امام‌ حسین علیه‌السلام کرد، هیچ‌کدام از ائمه نکردند. «لَا إکراه فِی الدِّین» خدا به تمام ائمه علیهم‌السلام ابلاغ کرد این‌ کار (واقعه عاشورا) می‌خواهم انجام شود، وقتی به اسیری ناموس می‌رسید، همه می‌گفتند: خدایا! اگر امر کنی انجام می‌دهیم، اما می‌ترسیم از امتحان در نیاییم. فقط امام‌ حسین علیه‌السلام گفت: من این‌ کار را می‌کنم. ای‌خدا! تمام فدای تو، ناموسم فدای تو، زینب علیه‌السلام فدای تو، دخترم فدای تو، پسرم فدای تو، علی اکبرم فدای تو، علی اصغرم فدای تو. حالا که همه را داده، در قتلگاه افتاده و می‌گوید «رضاً برضائک، تسلیماً بأمرک» ای معبود سماء! ای‌خدا! امرت را اطاعت کردم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

یاوران امام زمان از اصحاب امام حسین بالاترند...

با این‌که امام‌زمان درباره اصحاب امام‌حسین می‌فرماید: «السلام علیکم یا مطیع لله و لرسوله»، پدر و مادرم به قربانتان؛ اما یاوران امام‌زمان از اصحاب امام‌حسین بالاترند. آن‌ها اصحاب امام‌حسین هستند، اما رجعت خواست و مقصد حضرت است. اصحاب امام‌حسین حمایت از رجعت کردند و به خواست امام‌حسین متصلند. آن‌ها با همه حرف‌هایشان، در زمان رجعت می‌آیند، پس رجعت مهم‌تر است. چرا؟ در زمان امام‌حسین نشد که مثل رجعت بیایند و تمام را پاک‌سازی کنند؛ با امام‌زمان می‌آیند و همه را پاک‌سازی می‌کنند. امام‌حسین نشد که به‌اصطلاح در ظاهر فتح کند، فرزندانش را کشتند و شهیدش کردند؛ امام‌زمان فتح می‌کند، او و یاورانش احقاق حق می‌کنند. حالا که احقاق حق کردند، آقا امام‌حسین خیلی خوشحال است. نه فقط امام‌حسین، بلکه صد و بیست و چهار هزار پیامبر خوشحالند. نه این‌که آن‌ها خوشحالند، آسمانی‌ها خوشحالند. تمام این‌ها برای امام‌حسین غمناک شدند، اما آن‌زمان همه این‌ها خوشحال می‌شوند. حالا که همه خوشحال شدند، زهرای‌عزیز هم خوشحال می‌شود. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

امام حسین نفرین نکرد چون نابودی تمام ظالمان در رجعت را می‌خواست...

چرا امام‌حسین علیه‌السلام نفرین نکرد؟ اگر امام‌حسین نفرین می‌کرد، به بنی‌امیه می‌کرد، این‌ که کار صورت نمی‌دهد، [حتی اگر] بنی‌امیه هم سقط شدند؛ اما امام‌حسین حواسش پیش رجعت است که همه دنیا اصلاح شود و همه ظالمان به سزایشان برسند، نه فقط بنی‌امیه. متقی خیال امام‌حسین را هم می‌فهمد که امام مقصدش هدایت و دفاع از ولایت است. امام‌حسین فرمود: ای شمشیرها! اگر دین جدم، یعنی اگر ولایت باقی می‌ماند، به‌ من بخورید؛ یعنی من فدای ولایت می‌شوم. این عصاره حرف است. همه خلقت باید دفاع از ولایت کنند. چرا؟ اگر تمام خلقت دفاع از ولایت کنند، همه اهل‌بهشت می‌شوند. زمان رجعت همین‌طور می‌شود، دنیا بهشت می‌شود. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

امام حسین برای کافر شدن مردم گریه می‌کند، نه برای آنچه در راه خدا داده...

چرا امام‌حسین علیه‌السلام این‌همه درجه دارد؟ چون امام‌حسین علیه‌السلام سفینه نجات است. همه ائمه علیهم‌السلام یک نور هستند، تمامشان کِشتی‌اند؛ اما سفینه، امام‌حسین علیه‌السلام است. این‌کاری که امام‌حسین علیه‌السلام کرد، نجات‌دهنده تمام خلقت است، خلقت به‌واسطه امام‌حسین علیه‌السلام نجات پیدا می‌کند. چرا این‌قدر امام‌حسین علیه‌السلام عزیز است؟ امام‌حسین علیه‌السلام به‌فکر نجات و هدایت است. برادرش، جوانانش، همه را داده؛ تمام آن مصیبت‌ها به‌جای خود، اما «هَل مِن ناصر» می‌گوید. وقتی به اهل‌کوفه فرمود: برای چه مرا می‌کُشید؟ گفتند: «بُغضاً لِأبیک»: به‌خاطر بغضی که با پدرت، امیرالمؤمنین علیه‌السلام داریم. امام دید تمام این‌ها کافر شده‌اند، بنا کرد به گریه‌کردن. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

حیوان، زمین کربلا را احترام می‌کند، اما مردمِ مسلمانِ نمازخوان، امامشان را می‌کُشند!...

خاک، خوردنش حرام است؛ امّا این منحصر به امام‌حسین علیه‌السلام است که خوردن تربتش حلال است و تربتش شفاست. هنوز امام‌حسین علیه‌السلام نیامده، حیوانات در سرزمین کربلا که امام‌حسین علیه‌السلام می‌خواهد در آن بیاید، از شکارشان می‌گذرند. شما از چه می‌گذرید؟ حیوان، زمین کربلا را احترام می‌کند؛ اما مردمِ مسلمانِ نمازخوان، امامشان را می‌کُشند! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

روز عاشورا زمین کربلا گریه می‌کند، داد می‌زند، ناله می‌کند، می‌گوید: حسین! زینب!...

روز عاشورا وقتی نگاه می‌کنی، می‌بینی تمام صحرای‌کربلا گریه است؛ تمام این سرزمین داد می‌زند و ناله می‌کند. ناله‌های زینب افشاست، سکینه و رقیه دارند در بیابانها می‌دَوند، اسب بی‌صاحب امام‌حسین علیه‌السلام درِ خیمه آمده. کجایید عزیزان من؟ بفهمید امام‌ حسین علیه‌السلام چه‌کار کرده، زینب علیهاالسلام چه‌کار کرده. تمام هیکل شیعه آتش است. تمام سرزمین کربلا می‌گوید: حسین! می‌گوید: زینب! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

مصیبت سایر ائمه جهانی بود، مصیبت امام‌حسین خلقتی بود و هست...

تمام ائمه علیهم‌السلام تا حتی امیرالمؤمنین علیه‌السلام، تا حتی فاطمه‌ زهرا علیهاالسلام، تا حتی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، شهید شدنشان به کلّ خلقت ابلاغ نشد، فقط شهادت امام‌حسین علیه‌السلام ابلاغ شد. مصیبت ائمه علیهم‌السلام جهانی بود، مصیبت امام‌حسین علیه‌السلام خلقتی بود و هست. ملائکه‌ها دارند گریه می‌کنند، ریگ و سنگ و درخت، عرش و فرش، همه گریه می‌کنند، تمام باید به امام‌حسین علیه‌السلام پناه بیاورند. مصیبت امام‌حسین علیه‌السلام به تمام خلقت، به هفت‌ طبقه آسمان اثر کرده‌است، همه عزادار امام‌حسینند، از بس این مصیبت مهم است! بهشت همه‌اش سُرور است، اصلاً غم در آن‌ نیست، اما برای امام‌حسین علیه‌السلام گریه می‌کند، می‌خواهد با تمام خلقت هماهنگ باشد. خدا هم به بهشت قول داد که دوستان حسینم را در بغلت می‌آورم. اگر شما هم گریه واقعی برای امام‌حسین علیه‌السلام بکنید، از هفتاد هزار نفرِ گمراه جدا شده‌اید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

لکه اشکی که حضرت ابراهیم برای امام حسین ریخت، از قربانی کردن فرزندش بالاتر بود...

مگر ابراهیم نبود که به خدا گفت: اگر پسرم را می‌کُشتم بهتر بود [تا این قوچ را قربانی کنم]؟ خدا گفت: یا ابراهیم! قربانی برای حسین (علیه‌السلام) است. گفت: حسین کیست؟ خدا روضه امام‌حسین علیه‌السلام را برای ابراهیم خواند. ابراهیم لکّه‌ اشکی ریخت، حالا «ذبح‌ العظیم» شد. خدا گفت: یا ابراهیم! به عزت و جلالم، این لکه اشکی که برای امام‌حسین علیه‌السلام ریختی، بهتر است از این‌که بچه‌ات را قربانی می‌کردی. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

اول روضه‌خوان امام حسین، خود خداست...

امام‌حسین علیه‌السلام مانند پدرش امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام است. هر کسی‌که مبتلا به گناه یا ترک‌اولی می‌شد، خدای تبارک و تعالی فرموده‌ بود که اگر می‌خواهید دعایتان را مستجاب کنم، مرا به پنج‌ تن علیهم‌السلام قسم دهید. آمرزش هر کسی به‌ واسطه گریه برای امام‌حسین علیه‌السلام است. آدم ابوالبشر وقتی مبتلا به ترک‌اولی شد، خدا گفت: مرا به این پنج‌ نور پاک قسم بِده. تا به اسم امام‌حسین علیه‌السلام رسید، اشک ریخت و گفت: خدایا! دلم شکست، حسین کیست؟ خدا برای آدم روضه خواند. اول روضه‌خوانِ حسین علیه‌السلام، خودِ خداست. گفت: این حسین است که در صحرای‌ کربلا کُشته می‌شود و بدنش از تشنگی تَرک تَرک می‌شود؛ تا آدم لکه اشکی برای امام‌حسین علیه‌السلام ریخت، توبه‌اش قبول شد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

خدا خیلی رئوف است، اما راجع به ولایت غیور است، عفو خدا شامل حال دشمنان علی نمی‌شود...

امام حسین علیه‌السلام با مردم ساخت؛ تاحتی جوان عزیزش علی اکبر علیه‌السلام، علی اصغر علیه‌السلام، آقا ابوالفضل علیه‌السلام را شهید کردند، همه این‌ها را صبر کرد؛ بغض خودش را فراموش کرد، بغض علی اکبرش، حضرت عباس، شهداء را فراموش کرد، دید کوفیان ممکن است توبه کنند. وقتی گفت: برای چه مرا می‌کشید؟ گفتند: «بُغضاً لِأبیک»، آن‌وقت دوازده فرسخ لشکر را در هم ریخت. آیا می‌فهمی امر یعنی چه؟ عفو خدا خیلی بزرگ است، اما خدا راجع به کسانی که امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام را قبول ندارند، عفو ندارد. خدا خیلی رئوف است؛ اما راجع به ولایت، غیور است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

تو اگر حمایت از امام زمانت می‌کردی، همه خلقت به‌واسطه تو آمرزیده می‌شدند‌...

اصحاب امام حسین علیه‌السلام، خواستشان امام حسین علیه‌السلام است، حالا جانشان را فدای خواست کردند. امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) هم می‌گوید: جان من به قربان شما، خواست من هم شما هستید. اصحاب امام حسین علیه‌السلام مطیع شدند؛ حالا امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) ولایت را می‌خواهد، آن کسی را می‌خواهد که امرش را اطاعت کند. نه فقط امام حسین علیه‌السلام، خود حجه بن الحسن (عجل‌الله‌فرجه) حامی این‌ها شده، می‌گوید پدر و مادرم را به قربانشان می‌کنم. خدای تبارک و تعالی دارد عنایت، عدالت و صفایش را افشاء می‌کند؛ می‌گوید به‌واسطه این‌ها که حمایت از حسین علیه‌السلام کردند، همه خلقت را می‌آمرزم. همان‌طور که می‌گوید اگر مؤمنی در شهری باشد، آن شهر حفظ است. تو اگر حمایت از امام زمانت می‌کردی، همه خلقت به‌واسطه تو آمرزیده می‌شدند‌. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

اگر تمام حاجی‌ها دنبال امام حسین حرکت کرده بودند رو به کربلا، یزید سگِ کی بود که امام حسینِ ما را بکشد؟...

امام حسین علیه‌السلام دارد می‌آید، غریبانه هم می‌آید؛ با اهل‌بیتش دارد غریبانه می‌آید. حالا حرفم این است که ای حاجی‌ها! وقتی صاحب‌خانه از خانه بیرون آمد، چرا شما در خانه ماندید؟ به عقیده ولایتی من، آن خانه برای شما غصب بود. اگر تمام این چند میلیون حاجی، دنبال امام حسین علیه‌السلام حرکت کرده بودند رو به کربلا، یزید سگِ کی بود که امام حسینِ ما را بکشد؟ نیامدند؛ این مثل همان است که مادرش حضرت زهرا علیهاالسلام، درِ خانه مهاجر و انصار رفت و گفت بیایید، نیامدند. به حضرت زهرا علیهاالسلام گفتند می‌آییم و نیامدند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

پولی که در راه خدا، در انفاق خرج می‌شود را باید شکرانه کنید و آن را ببوسید...

عقیده‌ام این است: آن پولی که در راه خدا، در انفاق خرج می‌شود، باید شکرانه کنید؛ آن را ببوسید! حالا برایت می‌گویم، عزیز من! پول‌هایی که در راه حق می‌رود، چطور می‌گویی آن را ببوس؟ آن‌موقع که در راه امام حسین علیه‌السلام می‌دهی، ببوس! آقا ابوالفضل علیه‌السلام وقتی که دستش جدا شد، رفت جلو و دست را برداشت، این دست را بوسید، گفت: تو از من بهتر بودی و رفتی شدی فدای شاه شهیدان؛ ای دست! تو اول شهید شدی در راه حسین. حالا پول‌هایی که می‌دهید عزیز من همین‌طور است. آقا ابوالفضل علیه‌السلام دستی که در راه خدا داد، بوسید. شما هم پولی که در راه خدا می‌دهید، ببوسید! چرا؟ [چون] ذخیره می‌شود. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

همین‌طور که برای امام حسین پول می‌دهید، برای حضرت زینب هم بدهید تا آمرزیده شوید...

عاشورا بوده، این عاشورا که جلو می‌آید برای توست که پولی بدهی و آمرزیده شوی. غذای امام حسین علیه‌السلام خیلی حساب دارد. همین‌طور که برای امام حسین علیه‌السلام پول می‌دهید، برای زینب علیهاالسلام هم بدهید تا آمرزیده شوید. ان‌شاءالله امیدوارم یک انفاقی بدهید. بگویید: خدایا! شکر، ما باشیم و هر سال این کار را بکنیم؛ مال ما حلال باشد. امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) پدر و مادرش را قربانتان می‌کند. بگویید: خدایا! شکر، ما را موفق کردی. اگر امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) پدر و مادرش را می‌دهد، ما پولمان را می‌دهیم. شکر کنید شبیه امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) شدید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امام حسین رحمه الله الواسعه است، به فکر نجات همه است، حتی قاتلش...

به امام حسین علیه‌السلام می‌گویند: «السلام علیک یا رحمه الله الواسعه». این خواست امام حسین علیه‌السلام است. «رحمه الله الواسعه» یعنی همه را در بر می‌گیرد. به شمر در گودی قتلگاه گفت: اگر به‌واسطه مال دنیا مرا می‌کشی، من به تو می‌دهم؛ دست از این کار بردار، من قول بهشت به تو می‌دهم. شمر گفت: من یک درهم ابن زیاد را از پدر و مادر تو بیشتر می‌خواهم! این‌جا حرام‌زادگی خودش را بروز داد، چون امام را نمی‌خواهد، مال دنیا را می‌خواهد. اما منظور مطلب این است: امام حسین علیه‌السلام به فکر نجات همه هست، تا حتی قاتلش. متقی هم همین‌طور است، تمام هدفش نجات است، تمام هدفش کارگشایی مردم است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

حضرت زینب که به سر امام حسین می‌گوید با ما حرف بزن، دارد زنده بودن امام حسین را افشا می‌کند...

حالا زینب علیهاالسلام آمده و در کوفه دارد به امر برادرش خطبه می‌خواند. یک وقت دید مردم توجه به یک جایی دیگر کردند، دید سر برادرش را به نی زده‌اند. من به فدای خاک کف پای زینب علیهاالسلام بشوم! ببین چه‌طوری افشاء کرد! حالا وقتی یزید گفته این‌ها خارجی هستند، حضرت زینب علیهاالسلام می‌خواست افشاء کند. می‌دانی چطور زینب علیهاالسلام، امام حسین علیه‌السلام را می‌شناخت؟ قطعه قطعه امام حسین علیه‌السلام را می‌شناخت، نه امام حسین علیه‌السلام را بشناسد. یک دفعه به آقا امام حسین علیه‌السلام گفت: برادر! با من حرف بزن! نمی‌زنی، با این بچه صغیر بزن! برادر! تو که دنبال ما بودی، چرا در خانه خولی به مهمانی رفتی؟ تو که با ما مهربان بودی! سر مبارک امام حسین علیه‌السلام فرمود: «أم حَسِبت أنّ أصحابَ الکهفِ و الرّقیم کانوا مِن آیاتنا عَجباً». ای خواهر من! اصحاب کهف و رقیم متوجه بودند، ولایتشان را حفظ کردند، اما اهل کوفه نکردند، بنی‌امیه نکردند، مرا کشتند؛ ظاهر مرا کشتند. آیا کسی متوجه شد؟ امام این است. امام حسین علیه‌السلام گفت: هیچ آیه‌ای مثل این دو آیه در قرآن عجیب نیست؛ اما خواهر! قصه من عجیب‌تر است که به حرف یک نفر بروند، مرا شهید کنند و سرم را بالای نی کنند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

یاد امام حسین به حضرت زینب تزریق شده که او را فراموش نمی‌کند...

حالا این زینب علیهاالسلام موقع حرکت دادن کاروان چه کار می‌کند؟ گفت: حسین جان!برادرجان! چون چاره نیست می‌گذارمت، ای پاره پاره تن! به خدا می‌سپارمت؛ هیچ‌وقت تو را فراموش نمی‌کنم. این تزریق است. رفقا! تزریق یعنی حرف‌ها را فراموش نکنید! آن‌وقت دارید با این حرف‌ها عشق می‌کنید. امام حسین علیه‌السلام جواب زینب علیهاالسلام را باید بدهد، گفت: زینب! تو مرا به خدا می‌سپاری، اما من دنبال تو هستم. تو مرا فراموش نمی‌کنی، من دنبالت هستم. مگر امام حسین علیه‌السلام دنبال زینب علیهاالسلام نبود؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

این حرف دل امام حسین است که امام زمان می‌فرماید برای توهینی که به حضرت زینب شد گریه می‌کند...

امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) دارد [حرف] دل امام حسین علیه‌السلام را می‌گوید که می‌فرماید: گریه می‌کنم برای توهینی که به عمه‌ام زینب علیهاالسلام شد. برای اسیری عمه‌ام زینب علیهاالسلام، خود جدّم حسین هم بود، گریه می‌کرد. آخر زینب علیهاالسلام عظمتی داشت. وقتی می‌خواست برود سر قبر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، امام حسن و امام حسین علیهماالسلام می‌رفتند شمع‌ها را خاموش می‌کردند که کسی قامت زینب علیهاالسلام را نبیند. حالا این زینب علیهاالسلام که در تمام خلقت این همه احترام دارد، باید اسیر شود و بیاید با یزید حرف بزند! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

همان‌طور که امام حسین تسلیم خداست، حضرت زینب تسلیم امام حسین است...

همین‌طور که امام حسین علیه‌السلام تسلیم است، زینب علیهاالسلام هم تسلیم ولایت است. امام حسین و امیرالمؤمنین علیهماالسلام تسلیم خدا هستند، این‌ها تسلیم ولایتند. ببین حضرت زینب علیهاالسلام می‌آید و به امام سجاد علیه‌السلام می‌گوید: «یا حجهَ الله عَلی کُلّ خلقه» آیا ما باید بسوزیم؟ حضرت زینب علیهاالسلام حرفی ندارد که بسوزد، امیرالمؤمنین علیه‌السلام حرفی ندارد که طناب گردنش بیندازند، امام حسین علیه‌السلام هم حرفی ندارد که شهید شود و بچه‌هایش شهید شوند؛ پس همه در امر هستند. ای شیعه! تو هم باید در امر باشی! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

شب عاشورا شب وداع امام حسین با تمام عالَم یعنی تمام دوستان و هشدار دادن به آنهاست...

شب عاشورا خیلی مهم بوده، شب وداع بوده. در تمام این عالَم، امام حسین علیه‌السلام وداع می‌کرد با همه عالَم، یعنی با تمام دوستان؛ اما هشدار به تمام عالَم می‌داد؛ می‌خواست همه عالَم بدانند. آخرش هم به لشکر کوفه گفت: برای چه مرا می‌کشید؟ گفتند: «بُغضاً لِأبیک»: بغضی که با پدرت داریم. امام حسین علیه‌السلام می‌خواست به تمام عالم بگوید: مرا بی‌جُرم می‌کشند، کسی که بی‌جُرم می‌کشید این است. تو نباید بیایی کمک کنی به کشتن امام حسین علیه‌السلام [که] بروی بهشت. تمام این هفتاد هزار نفر همین بودند. کسی نبود دفاع از امام حسین علیه‌السلام کند، به غیر زینب علیهاالسلام. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

آنها که شب عاشورا رفتند، حسین‌گو بودند، نه حسین‌خواه...

شب عاشورا که شد، آقا امام حسین علیه‌السلام، یک خیمه انتظار زد، یعنی یک خیمه علیٰ‌حِدّه زد. همه را جمع کرد و فرمود: من بیعتم را از روی شما برداشتم، هر کسی می‌خواهد برود، برود؛ فردا طفل صغیرم هم شهید می‌شود. این‌جا بود که فوج فوج رفتند. حسین‌گو بودند، نه حسین‌خواه! مثل اغلب ما! کسی نماند، تمام آمده بودند به طمع. مثل حالاست که می‌خواهند امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) بیاید و چیزها ارزان شود، نمی‌خواهند جانشان را فدا کنند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

آقا ابوالفضل وقتی جانش را فدای ولایت کرد، جان‌پرور شد...

آقا ابوالفضل علیه‌السلام خیلی مقام دارد، سلمان خلق‌کُن است. چرا؟ وقتی جانش را فدا کرد، جان‌پرور شد، یعنی جانی را می‌پرورانَد. جانش را داد به امام حسین علیه‌السلام، با تمام قدرتش؛ تمام درجه‌ای که دارد، به‌ واسطه امام حسین علیه‌السلام است. تو باید جانت را در اختیار ولایت بگذاری. جان را باید فدای یقین کنی، فدای ولی کنی. او هم می‌گوید: جانم به فدایت! این آخر کار است. من یک میلیارد جان داشته باشم، فدا می‌کنم. باید بدانی خواست خدا این است که جانت را فدا کنی. آقا ابوالفضل علیه‌السلام از کجا به این‌جا رسید؟ از آن‌جایی که از ریشه دلش، تمام جانش این است که فدای حسین علیه‌السلام بشود. آقا ابوالفضل علیه‌السلام نه جان بدهد، تکه تکه بدنش را می‌دهد. شما آقا ابوالفضل علیه‌السلام نمی‌شوید، اما صفاتش را باید داشته باشید؛ چون صفات او صفات خداست، صفات برادرش حسین علیه‌السلام است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امیرالمؤمنین دست حضرت اباالفضل را می‌بوسد، چون فدای خدا می‌شود...

آقا ابوالفضل علیه‌السلام هم [مثل امام حسین علیه‌السلام] همه را آگاه کرد؛ در مکه خودش را معرفی می‌کند، به حاجی‌ها می‌گوید: دست از حسین برنمی‌دارم. من که فرزند آقا امیرالمؤمنینم، دستم را علی می‌بوسد. به دینم قسم، امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام دست همه خلقت را نمی‌بوسد. چرا؟ می‌بیند این دست فدای خدا می‌شود، فدای ولایت می‌شود؛ گلوی حسینش را می‌بوسد که فدای خدا می‌شود. اما روی چه کسی تأثیر داشت؟ چرا هدایت نمی‌شوند؟ حج و عمره، جهاد و عبادت در دلشان است؛ آن که باید در دلشان باشد نیست، آن هم ولایت است. اگر بود، تکان می‌خوردند؛ هیچ‌کدام از حاجی‌ها تکان نخوردند. حبّ حج و جهاد داشتند و بغض امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

گریه بر امام صادق ثواب است، گریه بر امام حسین نجات است...

منصور دوانیقی به امام صادق علیه‌السلام زهر داد. روایت است که فقط استخوان سر حضرت مانده بود، همه جانش آب شده بود. یک نفر آمد گریه کرد، امام گفت: اگر می‌خواهی گریه کنی، برای جدّم حسین علیه‌السلام گریه کن! گریه برای امام صادق علیه‌السلام این‌طوری نیست که یک ذره اشک بریزی، تمام گناهانت آمرزیده شود. امام صادق علیه‌السلام می‌خواست او گریه کند که آمرزیده شود. گریه بر امام صادق علیه‌السلام ثواب است، گریه بر امام حسین علیه‌السلام نجات است. حالا خدا مرحمت کرده، می‌گوید اگر گریه‌ات نمی‌آید، تباکی کن! هماهنگ شو با گریه‌کنندگان بر امام حسین علیه‌السلام. وقتی امام حسین علیه‌السلام را خواستی؛ یعنی قبولش داشتی، دوازده امام علیهم‌السلام و قرآن را قبول داشتی، آن‌وقت تولیدت اشک است، همان اشکِ امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

جهنم عذاب است، گریه برای امام حسین رحمت است، رحمت می‌چکد در جهنم، خاموش می‌شود...

دل وقتی ولایتی شد، ولایت به آن می‌چسبد، اسم حسین علیه‌السلام به دلت می‌چسبد، اشک می‌ریزی. جهنم عذاب است، گریه امام حسین علیه‌السلام رحمت است، رحمت می‌چکد در جهنم، خاموش می‌شود؛ اما گریه رحمت باشد، نه عقده؛ گریه‌ای که چرا توهین به امام حسین علیه‌السلام شد. والله! بالله! با این‌طور اشک، شما آمرزیده می‌شوی؛ چون اشک شما از روی صداقت، ولایت و افشای ولایت است. اشک باید توأم به ولایت باشد، توأم به امام حسین علیه‌السلام باشد. گریه کنیم، بگوییم: حسین‌جان! ما بیچاره‌ایم! نبودیم جانمان را فدا کنیم، حالا برایت گریه می‌کنیم. زینب‌جان! نبودیم حمایت از تو کنیم. حسین‌جان! گریه می‌کنیم تا فرزند عزیزت امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) بیاید که این گریه اتصال به امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) باشد، حضرت بیایند و احقاق حق کنند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

مظلومیت امام حسین این است که حقش را برده‌اند، این‌که زیر سُم اسب می‌رود، مظلومیتِ جسم علیین امام حسین است...

مظلومیت امام حسین علیه‌السلام این است که حقش را برده‌اند، این مظلومیتِ تمام خلقت است. این‌که زیر سُم اسب می‌رود، مظلومیتِ جسم علیین امام حسین علیه‌السلام است؛ اما تمام اشیاء برای حق امام حسین علیه‌السلام گریه می‌کنند. حق امام حسین علیه‌السلام را چه کسی از بین برد؟ نمی‌توانم بگویم! آن‌جا در کربلا گفتم: حسین‌جان! چه کسی تو را کشت؟ چه کسی حق تو را از بین برد؟ مگر خدا دست از حق برمی‌دارد؟ خدا حمایت از حق می‌کند، حمایت از کلام خودش می‌کند؛ یک مارک به آن‌ها بست و گفت: «شِرار خلق» [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

چون قاتلان امام حسین جنایتشان را افشاء کردند، خدا هم عظمت امام حسین را افشاء می‌کند و می‌گوید: ای خلقت! همه برای حسینِ من گریه کنید...

همان‌طور که امیرالمؤمنین علیه‌السلام ولایتش دمیده شده به تمام ممکنات، امام حسین علیه‌السلام عزایش دمیده شده به تمام خلقت. نه خیال کنید شما لباس مشکی می‌پوشید، ملائکه‌ هم می‌پوشند. امیدوارم لب شما همیشه خندان باشد، فقط برای امام حسین علیه‌السلام گریان باشد. امام حسین علیه‌السلام همه چیز است. این دیدِ ولایت من است: چرا خلقت برای امام حسین علیه‌السلام گریه می‌کند؟ چون جسارتِ به امام حسین علیه‌السلام افشاء شد؛ یعنی اسب به جسم علیینش تازاندند، سرِ مبارکش را چهل منزل بردند؛ جنایتشان را افشاء کردند. حالا خدا هم عظمت امام حسین علیه‌السلام را افشاء می‌کند و می‌گوید: ای خلقت! همه برای حسینِ من گریه کنید! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

خدا اطلاعیه نازل می‌کند: «یا ثارَ الله و ابن ثاره»، در تمام خلقت خون خدا امیرالمؤمنین و امام حسین هستند، سومی هم ندارد...

ما حسین داریم، تمام خلقت را داریم، چون تمام خلقت برای امام حسین علیه‌السلام گریه کرده. تمام خلقت می‌گوید: حسین! آسمان‌ها می‌گویند: حسین! نه این آسمان، خدا آسمان‌هایی دارد، به دینم همه می‌گویند: حسین! یا می‌گویند: علی! روح به آن‌ها دمیده می‌شود. از دو چیز هیچ قدرتی سر در نمی‌کند: یکی امیرالمؤمنین علیه‌السلام، یکی عاشورا. خدا اطلاعیه نازل می‌کند، رهبر گذاشته برای شما، مدیرعامل گذاشته برای شما؛ می‌گوید: «یا ثارَ الله و ابن ثاره»، ای خون خدا! پسر خون خدا! در تمام خلقت سومی هم ندارد. اگر کسی خون نداشته باشد، از بین می‌رود. خیلی بالا برده! می‌گوید خون من است، یعنی اگر حسین علیه‌السلام نباشد، من نیستم. حیات من حسین علیه‌السلام است. این خون امام حسین علیه‌السلام می‌جوشد در تمام خلقت؛ تو می‌روی خون خدا را می‌ریزی؟ یا این‌که خدا می‌گوید: علی بن ابی طالب علیه‌السلام مقصد من است. دنبال چه مقصدی می‌گردی؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

نه تنها تربت امام حسین شفاست، تو هم اگر امام حسین بگویی، خلق نگویی، خاک پایت شفا می‌شود...

گهواره امام حسین علیه‌السلام شفا داد فطرس را، خود امام حسین علیه‌السلام چیز دیگری است. چرا گهواره ارزش پیدا کرد؟ چون امام حسین علیه‌السلام در آن بود؛ مثل تربت. خیال نکنی فقط تربت امام حسین علیه‌السلام شفاست! تو اگر حسین بگویی، خلق نگویی، [خاک] پای تو هم شفا می‌شود، چون جنبه مغناطیسی با امام حسین علیه‌السلام داری. آن خاک می‌گوید: کمال هم‌نشین در من اثر کرد، اگر نه من همان خاکم که هستم. شما هم باید کمالتان با هم‌نشینی زهرا علیهاالسلام و زینب علیهاالسلام باشد، تا خاک کف پایتان تربت حسین علیه‌السلام باشد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]