Press ESC to close

حضرت زهرا یک نَفَس به نارضایتی کشید، ستونها از جا حرکت کرد...

تمام عالَم در اختیار زهرای‌ عزیز علیهاالسلام است و باید امرش را اطاعت کند. مگر نبود که یک نَفَس از روی ناراحتی کشید و گفت نفرین می‌کنم، ستونهای مسجد پیامبر از جا حرکت کرد؟ هنوز حرف نزده، امر زهرای‌ عزیز علیهاالسلام را اطاعت کرد. یک نَفَس به نارضایتی کشیده، نه نفرین کند؛ ستونها از جا حرکت کرد: زهرا جان! به امر تو هستیم، اگر امر کنی سقف را بر سر این‌ها می‌کوبیم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

کفواً خلقت، یعنی خلقت با محبت زهرای‌ عزیز خلق شده‌ است...

خدای تبارک و تعالی می‌فرماید: «یا محمّد! اگر تو نبودی، اصلاً آسمان و زمین را خلق نمی‌کردم. یا محمّد! اگر علی نبود، تو را خلق نمی‌کردم و اگر فاطمه نبود، نه تو را خلق می‌کردم، نه علی را». کفواً خلقت، یعنی خلقت با محبت زهرای‌ عزیز علیهاالسلام خلق شده‌ است. همین‌طور امام‌ صادق علیه‌السلام می‌فرماید: ما حجّتیم برای خلق و مادرمان زهرا علیهاالسلام حجّت است برای ما. اگر ما نباشیم، دنیا فروریزان می‌شود و اگر مادرمان زهرا علیهاالسلام نباشد، ما اصلاً نیستیم. پس فرمان حضرت‌ زهرا علیهاالسلام، امرِ مافوق است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

امر حضرت زهرا در وجود اویس است که بوی بهشت می‌دهد...

تو آخر باید زهرا علیهاالسلام شفاعتت را بکند. تمام صحنه محشر، دخالتش با زهراست. فردای قیامت به تو بگویند چه آورده‌ای؟ باید بگویی اطاعت حضرت زهرا علیهاالسلام را آوردم. اویس بوی بهشت می‌دهد، زهرا علیهاالسلام هم بوی بهشت می‌دهد. چرا؟ اویس پیرو حضرت زهراست، امر زهرا علیهاالسلام در وجودش است، حالا بوی بهشت می‌دهد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

جان من! گناه که هدایت نیست، گناه ضلالت و بدبختی است...

چرا زهرای‌ عزیز به عمویش عباس راه نداد؟ مگر چه‌ کار کرده‌ بود؟ به حرف خلق رفته‌ بود. اغلب شما هم به حرف خلقید، کدامتان به حرف امر هستید؟ اگر تو به حرف امر هستی، امر به تو گفته تلویزیون بزن؟ امر به تو گفته ویدیو بزن؟ امر به تو گفته ماهواره بزن؟ امر به تو گفته به گردش برو و زنان و مردان را ببین؟ امر به تو گفته جوانان مردم بیکارند، دختران را به‌ سر کار ببری و با آن‌ها عشق کنی؟ باید بی‌دین از دنیا بروی! متقی با این حرف‌هایی که می‌زند، مانع خوشی غیر امر مردم می‌شود که به او می‌گویند حرف نزن. مگر متقی مردم را گمراه می‌کند؟ متقی مردم را هدایت می‌کند. متقی حقیقت خدا و قرآن را می‌گوید، اما خلق هدایت ظاهری می‌کند. جان من! گناه که هدایت نیست، گناه ضلالت و بدبختی است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

این حرف‌ها را قدردانی کنید، ضبط کنید و در وجودتان پیاده کنید؛ آن‌وقت پیش خدا خیلی احترام دارید...

خیلی دلم می‌سوزد، یعنی تمام جانم آتش می‌گیرد که قدر این حرف‌ها را نمی‌دانید. به‌ دینم قسم، از بین رفتن یکی از این حرف‌ها، برایم بدتر از آن‌ است که همه این دنیا برای من باشد و از بین برود. چرا؟ نجات بشر در این حرف‌هاست. من می‌خواهم از این دنیایی که استخوان خوک در دهان سگ خوره‌دار است، نجات پیدا کنید. هر کلامی از این حرف‌ها شما را با خدا و پیامبر و با ائمه‌طاهرین آشنا می‌کند. بیایید حرف بشنوید. تمام این حرف‌ها نازله خداست، باید اطاعت کنید. حرف ولایت، وحی خداست، به آن استوار باشید. این حرف‌ها، ولایت را در قلب آدم رشد می‌دهد، آن‌ را یقین کنید. این حرف‌ها اطلاعیه خداست، باید قبول کنید. این حرف‌ها وحی مُنزل است، بیایید عمل کنید. این حرف‌ها از شعاع امیرالمؤمنین است، بایگانی نکنید. این حرف‌ها القا و افشاست و حقیقت قرآن و اسلام و توحید را حالیتان می‌کند، دست برندارید. من هیچ کاره‌ام، او به‌ من می‌گوید که می‌گویم. پس باید این حرف‌ها را قدردانی کنید، ضبط کنید و در وجودتان پیاده کنید؛ آن‌وقت پیش خدا خیلی احترام دارید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

ما باید از آن‌هایی که امر خدا را اطاعت نمی‌کنند تبرّی بجوییم، حتی اگر خودمان باشیم...

یک نفر می‌گفت: من ده دفعه رفتم کربلا، توفیق شد! چرا یک‌ دفعه پولش را ندادی به کسی که می‌سوزد و نمی‌تواند برود؟ نمی‌گویم زیارت نرو، با شروط برو، جوری برو که امام حسین علیه‌السلام قبولت کند. می‌خواهم آبروی ماورایی داشته باشید. اطاعت امر شما را در تمام خلقت سرافراز می‌کند. ما باید از آن‌هایی که امر خدا را اطاعت نمی‌کنند، تبرّی بجوییم؛ همین‌طور از خودمان هم [اگر] که امر خدا را اطاعت نکنیم، تبرّی بجوییم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

در هر زمانی که مردم پیرو خلق شدند، بی‌دین از دنیا می‌روند...

شما با چه کسی ارتباط دارید؟ متقی با فقرا ارتباط دارد، با امر خدا ارتباط دارد. خدا امر کرده: به فقرا رسیدگی کن. یک ارتباط‌هایی است که ائمه علیهم‌السلام به شما جزا می‌دهند، به ماوراء دست پیدا می‌کنید؛ اما یک ارتباط‌هایی است که سقوط می‌کنید. اگر به بچه مردم نگاه بد کنید، گناه ابن‌ملجم به شما می‌دهد. مردم آن زمان با عمر و ابابکر ارتباط برقرار کردند، مرتد و کافر شدند، اهل جهنم شدند. در هر زمانی که مردم پیرو خلق شدند، بی‌دین از دنیا می‌روند. اصلاً ارتباطِ غیر امر باطل است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امیرالمؤمنین که می‌فرماید من عبد محمّدم، عبدِ امر خداست، نه عبدِ عبد...

خدا می‌گوید: «إنّ الله و ملائکته یصلّون علی النّبی یا أیّها الّذین آمنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیماً»؛ حالا امیرالمؤمنین می‌آید شکسته‌نفسی می‌کند، مثل این که خودش را قاطی همه می‌کند، می‌گوید: خدا! تو گفتی تسلیم نبی باش؛ من تسلیم که هیچ، عبدش هم هستم. امیرالمؤمنین در هر کاری پیش‌تاز است. ما باید عبد محمّد باشیم، چون امر توست. امیرالمؤمنین، عبدِ امر خداست، نه عبدِ رسول‌الله به عنوان نبوت یا جسم. امیرالمؤمنین عبدِ عبد نمی‌شود، امیرالمؤمنین عبدِ امر خداست. شما هم عبد این حرف‌ها باشید. این مثل آن است که خدا به ملائکه گفت: به آدم سجده کنید؛ آدم که لایق سجده نیست، امر خداست که به این سجده کن. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

ائمه انتظار دارند شما روح بشوید، روح گناه نمی‌کند، آن‌وقت بی‌محاکمه هستید...

رفقای عزیز! انتظار دارم که شما روح بشوید، روح گناه نمی‌کند. ما فردای قیامت گیر چشم، دست، پا و گوشمان هستیم؛ چرا فراموش می‌کنید؟ امام زمان روح است، زهرای عزیز روح است؛ شما باید اتصال به روح بشوید. این‌ها انتظار دارند شما روح بشوید، انتظار دارند مثل ائمه بشوید. اعضاء و جوارح، اعمال شما را ضبط می‌کنند. تو آن‌‎جا در قیامت حاشا می‌کنی، به دستت می‌گویی نگو! بترس از آن روزی که حقیقت کار می‌کند، اعضایت کارهایت را می‌گویند. ببین آقا ابوالفضل چطور با دستش حرف می‌زند! می‌گوید: تو از من باوفاتر بودی؛ پس موجودی مستقل است. شما اگر اتصال به روح بشوید، بی‌محاکمه هستید. بیایید دنبال امر بروید. سلمان، اباذر، میثم و مقداد رفتند دنبال امر؛ حالا می‌گوید: «سلمانُ مِنّا أهل البیت»، شما هم بیایید جزء اهل‌بیت بشوید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

با سِیر کردن در خلقت، یقین می‌کنی غیرِ حجت خدا ناچیز است...

بشر باید سِیر خلقتی داشته‌ باشد. وقتی سِیر کرد، می‌بیند یک سَمْت خلقت است، یک سَمْت فراتر از خلقت، یعنی حجّت [است]. حالا این‌ را یقین می‌کنیم، فقط حجت را چیز می‌بینیم، مابقی را ناچیز. شما باید این سِیر را داشته‌ باشید. با این سِیر، یقین می‌کنید. حالا این یقین، هم یقین به خداست و هم یقین به‌ قرآن است؛ دیگر کسی را نمی‌بینید. این‌طور که شدی، دیگر باید به‌ فکر فرمان بردن و اطاعت از امر باشید. همان‌طور که عبدالعظیم‌ حسنی به امر امام بود، حالا می‌فرماید زیارت او مطابق زیارت امام‌ حسین علیه‌السلام است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: روح ولایت است]

آن‌ موقعی که امر امام زمان را اطاعت نکنید، از زیر سایه ایشان رفته‌اید کنار...

اگر تو امام زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) را ببینی، باید عرش، بهشت، دوزخ، آسمان و زمین، کوه‌ها و دریاها، درخت‌ها، اشیاء و ممکنات را ببینی، آن‌چه در خلقت است را باید ببینی؛ تمام این‌ها که سرِپاست، به وجود مبارک ولی الله الأعظم است؛ این است خداشناسی. اگر ما این‌طوری باشیم، هر چه که می‌بینید، شکر امام زمانتان را می‌کنید. خدایا! شکر، یک چنین وجودی را از نور خودت خلق کردی، سایه امام زمان بر سر ماست. قدردانی کنید. تو را به خود امام زمان قسم، از زیر سایه امام زمان نروید کنار. کجا می‌روید کنار؟ آن‌ موقعی که امر آقا را اطاعت نکنید. بیایید عزیزان من، زیر سایه امر باشید. تو امام زمان را بخواه که واسطه تو و خداست. این خلقت به‌واسطه امام زمان زنده است. برکات به‌واسطه امام زمان نازل می‌شود. رزق ما، به‌واسطه امام زمان است. روزیِ ما را ایشان قسمت می‌کند. امام زمان تمامِ امیدهاست. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

اگر شیعه واقعی باشید، نه این‌که از مردم بهتر باشید، از انبیاء هم، به‌ غیر از پیامبر آخرالزمان، بالاتر هستید...

اصل دین، اطاعت امر ولایت است. این‌ همه اهل‌تسنن پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله را احترام می‌کنند، اما چون امر پیامبر را اطاعت نمی‌کنند فایده‌ای ندارد. امر پیامبر، علی‌ بن‌ ابی‌طالب علیه‌السلام است. ما هم شیعه بی‌امر هستیم؛ اگر شیعه واقعی باشید، نه این‌که از مردم بهتر باشید، از انبیاء هم، به‌ غیر از پیامبر آخرالزمان، بالاتر هستید. شما باید ترک‌اولی هم نداشته‌ باشید، ببینید بشر می‌تواند به کجا برسد. حالا چقدر کلاه سر ما می‌رود؟ دنیا می‌گذرد. خوش به حال آن‌ کسی‌ که در قیامت جایش خوب باشد. همه مردم به‌ غیر از کسانی‌ که ولایت دارند، جایشان بد است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: افشای احکام]

این نیرویی که دارید اسم اعظم است، با این اسم اعظم پرش کنید در دامن امام زمان...

شیعه باید پرچم امام زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) دستش باشد، تا امام زمان بیاید و پرچم «جاءَ الحَق وَ زَهَقَ الباطِل» را در دست بگیرد و پرچم شما اتصال به آن باشد؛ من این انتظار را از شما دارم. رفقای عزیز! بیایید پرچم توحید و امام زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) را در دست بگیرید. پرچم امام زمان، فرمان امام زمان است، فرمان قرآن است؛ از حرف‌هایش خوشتان بیاید. این نیرویی که دارید اسم اعظم است، با این اسم اعظم پرش کنید در دامن امام زمان (عجل‌ الله‌ فرجه). [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

شما باید از هر عیبی منزه باشید، آن‌وقت یاور امام زمانید...

اگر می‌خواهید عزیز امام‌ زمان باشید و او شما را بپذیرد، باید بکر باشید و گناه نکنید. یاور امام‌ زمان بکر است و شیطان به او تصرف نکرده‌ است. گناه و نزول و بدچشمی به آدم تصرف می‌کند. اگر امر را اطاعت کنید، اعظم ولایت را دارید؛ چون همان‌طور که خدا امرش است، ولایت امرش است. شما باید از هر عیبی منزه باشید، آن‌وقت یاور امام زمانید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

منافق کسی است که اعتقاد به رجعت ندارد، امام‌زمان می‌آید گردنش را می‌زند، چه زن باشد و چه مرد...

رجعت شوخی نیست، رجعت، خلقت است؛ یعنی رجعت، خواست خلقت است. همه انتظار رجعت را می‌کشند، مگر بشری که گنهکار است. او بدبخت و بیچاره است. این‌ است که به پیشانی‌اش مُهر می‌خورد: منافق! منافق کسی است که اعتقاد به رجعت ندارد. وقتی امام‌زمان می‌آید، گردنش را می‌زند، چه زن باشد و چه مرد. زنانی که لاابالی هستند، دنبال تجدد می‌روند و امر خدا و پیامبر را اطاعت نمی‌کنند، مُهر منافق می‌خورند، مگر آن‌هایی که پایشان را جای پای حضرت‌ زهرا بگذارند؛ اما این ممکنِ غیر ممکن‌ است، چون هوا و هوس و تجدد نمی‌گذارد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

امام معصوم می‌فرماید به نامحرم نگاه نکن که جاذبه آن بیشتر باشد و محبت مرا از دلت بیرون ببرد، تا مبادا از امامتان جدا شوید...

زیارت مستحب است، اما نگاه به نامحرم حرام است. شما چند جا نگاه می‌کنید؟ این‌ است که می‌گویم باید امر را ببرید. چشمتان، پایتان، دستتان، خیال و تمام وجودتان در اختیار امام باشد. امام‌رضا علیه‌السلام کسی‌که در اختیار ولایت باشد را می‌پذیرد، اما ما امر نمی‌بریم. اگر نگاه به نامحرم کنید، محبت نامحرم، محبت آقا امام‌رضا را از دلتان بیرون می‌برد. امام می‌فرماید نگاه نکن که محبت مرا از دلت بیرون ببرد و جاذبه نامحرم بیشتر باشد. قدر این حرف را بدانید. اگر در آن‌جا منع می‌کند، می‌خواهد از امامتان جدا نشوید. من وقتی می‌خواهم بیرون بیایم، همین‌طور می‌گویم: خدایا! در راه مرا حفظ‌ کن. شما هم از خدا بخواهید در راه حفظتان کند. ابن‌ملجم نگاه کرد و گرفتار شد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]

لبّیک به امام‌حسین این‌ است که پیرو خلق نباشید...

رفقای‌عزیز! امام‌حسین علیه‌السلام به‌ فکر شماست، نگاه به باطن شما می‌کند، ظاهر یک‌حرفی است. نگاه به باطن حُرّ کرد، دید حُرّ می‌خواهد این‌طرف بیاید، می‌خواهد «هل من ناصر» امام‌حسین علیه‌السلام را لبیک بگوید؛ گفت: عباس‌جان! از ابن‌سعد بخواه امشب را به ما وقت بدهد. امام می‌خواهد حُرّ را این‌طرف بیاورد، یک‌کاری بکنید که امام‌حسین علیه‌السلام شما را طرف خودش بیاورد. عزیزان من! امام شما را دعوت می‌کند، بیایید به او لبّیک بگویید. لبّیک به امام‌حسین علیه‌السلام این‌است که پیرو خلق نباشید. حُرّ پیرو خلق بود که خلق را رها کرد و پیرو امر شد. امر امام‌حسین علیه‌السلام است، امروز امر امام‌زمان (عجل‌الله‌فرجه) است. بیایید عزیزان من! شما هم پیرو امر باشید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: حر]

خدا انجام واقعه کربلا را به انتخاب ائمه گذاشت و امام حسین آن را پذیرفت...

کاری که امام‌ حسین علیه‌السلام کرد، هیچ‌کدام از ائمه نکردند. «لَا إکراه فِی الدِّین» خدا به تمام ائمه علیهم‌السلام ابلاغ کرد این‌ کار (واقعه عاشورا) می‌خواهم انجام شود، وقتی به اسیری ناموس می‌رسید، همه می‌گفتند: خدایا! اگر امر کنی انجام می‌دهیم، اما می‌ترسیم از امتحان در نیاییم. فقط امام‌ حسین علیه‌السلام گفت: من این‌ کار را می‌کنم. ای‌خدا! تمام فدای تو، ناموسم فدای تو، زینب علیه‌السلام فدای تو، دخترم فدای تو، پسرم فدای تو، علی اکبرم فدای تو، علی اصغرم فدای تو. حالا که همه را داده، در قتلگاه افتاده و می‌گوید «رضاً برضائک، تسلیماً بأمرک» ای معبود سماء! ای‌خدا! امرت را اطاعت کردم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

عاشورا روز تجدید عهد با امام حسین است، عاشورا نجات من و توست...

رفقای عزیز! عاشورا ما باید تجدید بیعت کنیم، بگوییم: حسین‌جان! تو گفتی هر روز عاشوراست، اما یک عاشورایی داریم که به عرض سال، آن خون تو، آن زحمت‌های تو به وجود می‌آید. حسین‌جان! ما آمدیم تجدید کنیم؛ یعنی حسین‌جان! ما کسانی نبودیم که خلق‌پرست بشویم، یا دنبال ساز و آواز و لهو و لعب برویم؛ ما کسانی بودیم که امر تو را اطاعت کردیم، امر تو وجود مبارک امام زمانِ ماست. همین‌طور که شهداء امر تو را اطاعت کردند، ما اطاعت کردیم؛ اما حسین‌جان! می‌خواهیم نگهمان داری که ما همین‌طور باشیم؛ مبادا از امر وجود مبارک امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) خارج شویم. خدایا! ما امام حسین علیه‌السلام را بهتر بشناسیم. خدایا! زینب علیهاالسلام را هم بهتر بشناسیم. زینب علیهاالسلام را فقط امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) شناخت. این‌طوری با امام حسین (علیه‌السلام) صحبت کنید، جوابتان را می‌دهد. عاشورا در زمان آدم هم نقل بوده، عاشورا نجات من و توست. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

تو اگر حمایت از امام زمانت می‌کردی، همه خلقت به‌واسطه تو آمرزیده می‌شدند‌...

اصحاب امام حسین علیه‌السلام، خواستشان امام حسین علیه‌السلام است، حالا جانشان را فدای خواست کردند. امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) هم می‌گوید: جان من به قربان شما، خواست من هم شما هستید. اصحاب امام حسین علیه‌السلام مطیع شدند؛ حالا امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) ولایت را می‌خواهد، آن کسی را می‌خواهد که امرش را اطاعت کند. نه فقط امام حسین علیه‌السلام، خود حجه بن الحسن (عجل‌الله‌فرجه) حامی این‌ها شده، می‌گوید پدر و مادرم را به قربانشان می‌کنم. خدای تبارک و تعالی دارد عنایت، عدالت و صفایش را افشاء می‌کند؛ می‌گوید به‌واسطه این‌ها که حمایت از حسین علیه‌السلام کردند، همه خلقت را می‌آمرزم. همان‌طور که می‌گوید اگر مؤمنی در شهری باشد، آن شهر حفظ است. تو اگر حمایت از امام زمانت می‌کردی، همه خلقت به‌واسطه تو آمرزیده می‌شدند‌. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

همان‌طور که امام حسین تسلیم خداست، حضرت زینب تسلیم امام حسین است...

همین‌طور که امام حسین علیه‌السلام تسلیم است، زینب علیهاالسلام هم تسلیم ولایت است. امام حسین و امیرالمؤمنین علیهماالسلام تسلیم خدا هستند، این‌ها تسلیم ولایتند. ببین حضرت زینب علیهاالسلام می‌آید و به امام سجاد علیه‌السلام می‌گوید: «یا حجهَ الله عَلی کُلّ خلقه» آیا ما باید بسوزیم؟ حضرت زینب علیهاالسلام حرفی ندارد که بسوزد، امیرالمؤمنین علیه‌السلام حرفی ندارد که طناب گردنش بیندازند، امام حسین علیه‌السلام هم حرفی ندارد که شهید شود و بچه‌هایش شهید شوند؛ پس همه در امر هستند. ای شیعه! تو هم باید در امر باشی! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

اذیت زهرا علیهاالسلام، اذیت تمام خلقت است...

زهرای عزیز علیهاالسلام، مافوقِ تمام خلقت است. هر کسی پِی به او ببرد، هدایت است. اذیت زهرا علیهاالسلام، اذیت تمام خلقت است. این عمَر همه خلقت را اذیت کرد. تمام خلقت به اجازه حضرت زهراست. نفَس‌هایی که کل خلقت می‌کشند، دست زهراست. ارکان خلقت، حضرت زهراست. تمام خلقت امر زهرا علیهاالسلام را اطاعت می‌کنند، تا حتی ستون‌ها. یک نفَس کشید به نارضایتی، نه نفرین کند، ستون‌ها از جا حرکت کرد. همه اعلام آمادگی کردند که زهراجان! همه به امر تو هستیم، نفرین کنی، همه نابود می‌شویم. پسرش هم بهره برده بود، امام حسین علیه‌السلام گفت: ای زعفر! تمام این‌ها عمرشان در قبضه قدرت من است. حسین علیه‌السلام خون خداست، زهرا علیهاالسلام ناموس دهر است. ناموس دهر است که مثل حسین علیه‌السلام از او به وجود می‌آید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

دفاع از ولایت، اطاعت امر ولایت است...

می‌خواستم مانند حضرت زهرا علیهاالسلام که حمایت از ولایت کرد، ما حمایت از ولایت کنیم؛ یعنی امر ولایت را اطاعت کنیم. شما که در جلسه ولایت می‌آیید، باید بیایید در قله ولایت بنشینید. دفاع از ولایت، اطاعت امر زهراست، اطاعت امر امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) است؛ آن‌وقت صفات الله می‌شوید. همیشه افشای ولایت کنید، نه افشای حرف. اگر این‌طوری شدید، آن‌وقت شما از کسانی هستید که هدف زهرای عزیز علیهاالسلام را عمل کرده‌اید. صفات، شما را عارف قرار می‌دهد که زیارت عارف قبول است. صفات، انفاق است. اگر به فکر فقرا باشید، به فکر حضرت زهرا علیهاالسلام هستید؛ حضرت زهرا علیهاالسلام پیراهنش را در شب عروسی به مستمند داد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امام حسین علیه‌السلام خودش امر است، اما دارد رو به امر خدا می‌رود...

امام حسین علیه‌السلام کنار جَبَلُ‌الرَّحمه ایستاده و دعای عرفه را می‌خوانَد، دارد با خانه خدا وداع می‌کند و اشک می‌ریزد. امام حسین علیه‌السلام دارد شکرانه حق را بجا می‌آورد و می‌گوید: خدایا! من دارم رو به امر تو می‌روم، رو به کربلا می‌روم. جدّم گفته: حسین! «اُخرُج الی العراق» برو به سمت عراق! خدایا! دارم امرت را اطاعت می‌کنم. امام حسین علیه‌السلام خودش امر است؛ اما دارد رو به امر خدا می‌رود. آن‌موقعی که امام حسین علیه‌السلام حرکت کرد، عقیده ولایتی‌ام این است: حَجَر گفت لبیک، منا گفت لبیک، حِجر اسماعیل گفت لبیک، تمام انبیاء که آن‌جا هستند، گفتند لبیک، کوه‌ها گفتند لبیک، تمام مکه گفت لبیک. امام دلش می‌خواهد مردم بگویند لبیک که اتصال به ولایت باشند، نه به عبادت؛ وگرنه او که احتیاج ندارد، می‌خواهد تو را نجات بدهد. امام تو را می‌خواهد مثل خودش بکند؛ اما شما به امام می‌گویید بیا مثل ما بشو! امام حسین علیه‌السلام دعای عرفه را خواند و با خانه خدا وداع کرد، ما هم باید با گناه، معصیت و نافرمانی خدا، با این حرف‌های موهوم وداع کنیم و رو به امر خدا برویم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

ما باید به حرف‌ زن گوش کنیم، اما زن امر خدا را بگوید، وگرنه مانند آدم جدا می‌شویم...

خدا وقتی به آدم غضب کرد، زنش را از او جدا کرد. چرا؟ [چون] این‌جا به حرف زنش گوش کرد. شیطان طرف آدم رفت، ولی نتوانست او را گول بزند، [بعد] به طرف زن او رفت؛ زن او باعث ترک‌اولی شد. [آدم] به زنش علاقه داشت، به حرف زنش گوش کرد، به امر خدا گوش نکرد، آن‌وقت خدا سیصد سال او را [از زنش] جدا کرد. پس ما باید به حرف‌ زن گوش کنیم، اما [به شرطی که] زن امر خدا را بگوید، وگرنه مانند آدم می‌شویم. حالا دوباره که ترک‌اولی قبول شد، بلند شد و طرف زنش رفت. پس ما باید زنمان را بخواهیم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ازدواج]

امر امام به امام، سخاوت است...

وقتی امام‌رضا علیه‌السلام به طوس تشریف برد، خانه امام در مدینه دو در داشت، یکی باب‌الصغیر و دیگری باب‌الکبیر. فقرا در باب‌الکبیر جمع می‌شدند، اما کسانی‌که دورِ آقا جواد الأئمه علیه‌السلام بودند، ایشان را از باب‌الصغیر می‌بردند. آقا علی‌بن‌موسی‌الرضا علیه‌السلام به جواد الأئمه علیه‌السلام نامه نوشت و فرمود: پسرم! شنیده‌ام که تو را از باب‌الصغیر می‌برند، از باب‌الکبیر برو. به قوم و خویشانت، آن‌هایی که نزدیک هستند، این‌قدر پول بده؛ به آن‌هایی که دور هستند، این‌قدر پول بده و به رفقایت هم این‌قدر پول بده؛ خزانه خدا تهی نیست. امام‌رضا علیه‌السلام رفقا را جزء قوم و خویش‌ها آورد. ببین امرِ امام به امام، سخاوت است. شما هم که سخی هستید، وقتی از دنیا رفتید، نوری در قبرتان می‌آید که از ولایت نورانی‌تر است و آن نورِ ادخال سرور در قلب مؤمن است؛ چون آن، امر ولایت است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]

سخاوت امر امام، صفات امام، و صفات خداست...

شخصی خدمت امام‌رضا علیه‌السلام آمد و گفت که بچه‌ام مریض است، آقاجان! دعا کن که خوب شود. حضرت فرمود: صدقه‌ای در دستِ بچه‌ات بگذار تا خودش آن‌را به فقیری بدهد، آن‌وقت خوب می‌شود. امام‌رضا علیه‌السلام یک امر دارد؛ وقتی شما به زیارت رفتید، باید امر ببرید، آن‌وقت پرونده‌تان خیلی قشنگ است. از جواد الأئمه علیه‌السلام می‌پرسند: آیا چیزی بالاتر از زیارت پدرتان هم هست؟ می‌فرماید: اگر حاجت برادر مؤمنی را برآورده کنی، از زیارت پدرم بالاتر است. ببین ائمه علیهم‌السلام چقدر ما را می‌خواهند، می‌فرماید: اگر مؤمنی را خوشحال کنی، ثوابش از زیارت امام بالاتر است؛ چون‌که زیارت، زیارت است؛ اما سخاوت، امر امام است؛ صفاتِ امام و صفات خداست. رضایتِ امام، زیارت است؛ رضایتش با رسیدگی به فقرا حاصل می‌شود؛ چون‌که امام‌رضا علیه‌السلام در فکر نجات است، تا حتی حیوان را نجات می‌دهد. متقی هم در فکر نجات بشر است، فکر دیگری ندارد. همیشه می‌گوید: «إلهی! رِضاً بِرِضائِک، تَسلیماً لِأمرِک» خدایا! راضی‌ام به رضای تو که این صفت را به‌ من دادی. متقی، شکر صفات‌الله را می‌کند که خدا به او داده‌است. شما هم باید در فکر نجات دیگران باشید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]

ائمه طاهرین بس که خوبند، خودشان خواستند به دنیا بیایند، «هل من ناصر» بگویند تا مردم را نجات بدهند...

بدانید خدا مانند محبوبش علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام، نه خلق کرده، نه خلق می‌کند. ائمه طاهرین علیهم‌السلام بس که خوبند، خودشان خواستند به دنیا بیایند، «هل من ناصر» بگویند تا مردم را نجات بدهند. چه کسی امیرالمؤمنین علیه‌السلام را شناخت؟ پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله شناخت که جانش را فدا کرد؛ حضرت زهرا علیهاالسلام شناخت که جانش را فدا کرد؛ امام حسین علیه‌السلام شناخت که جانش را فدا کرد. ما باید کوشش کنیم امر علی علیه‌السلام را اطاعت کنیم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

اگر کسی امام‌رضا علیه‌السلام را قبول داشته‌باشد، صاحبی دارد که دیگر جزء فرقه‌های باطل و ضالّه نیست، جزء فرقه حق است...

آقا علی‌بن‌موسی‌الرضا علیه‌السلام کُنیه‌هایی دارد که مختص به خودش است: «عالِم آل‌محمّد» است، به این عنوان که اگر امام‌رضا علیه‌السلام را قبول داشته‌باشید، دوازده امامی هستید؛ چون‌که چهار امامی، شش امامی، تا حتی هفت امامی هم داریم اما اگر ایشان را قبول داشته‌باشید، بقیه ائمه علیهم‌السلام را هم قبول دارید. «رَزّاقِ رزق» بشر است؛ یعنی هر کسی‌که به مشهد برای زیارت ایشان برود، کار دنیایی‌اش هم خوب می‌شود و مالش زیاد می‌شود. «صاحبُ الأئمه» است. تمام ائمه‌طاهرین علیهم‌السلام صاحب ما، صاحب مملکت و خلقت هستند؛ به ایشان صاحب الأئمه می‌گویند، برای این‌‌که اگر کسی امام‌رضا علیه‌السلام را قبول داشته‌باشد، صاحبی دارد که دیگر جزء فرقه‌های باطل و ضالّه نیست، جزء فرقه حق است. «صاحبُ الأمر» است؛ یعنی همان‌طور که امر امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام بر ما واجب است، امر امام‌رضا علیه‌السلام هم بر ما واجب است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]

خیلی باید منظم و مرتب باشید که این دعاها شامل شما بشود...

شما الآن آمادگی دارید که به زیارت امام‌رضا علیه‌السلام بیایید؛ اما آیا آمادگی دارید که امرش را اطاعت کنید؟ [اطاعت] امر، آمادگی است. از امام‌رضا علیه‌السلام خواستم: تمام رفقایم را ماورایی کن! حمایت از ولایت کنند! قدرتشان را صرف قدرت کنند! آمادگی داشته‌باشند! القا و افشا داشته‌باشند! اراده‌الله شوند! والله! شما را اراده‌الله می‌کند؛ اما اراده خودتان را کنار بگذارید. دیگر این‌که خواستم: دعایشان در حق دوستان امیرالمؤمنین علیه‌السلام مستجاب شود. خیلی باید منظم و مرتب باشید که این دعاها شامل شما بشود. حالا امام‌رضا علیه‌السلام به شما نگاه می‌کند، کدامتان لیاقت دارید تا ولایت به شما نازل شود؟ لیاقت یعنی استقامت و پایداری در طلب و درخواست داشته‌باشید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]

زیارت می‌کنند قبر ما را، اطاعت نمی‌کنند امر ما را...

اگر چهارده‌ معصوم علیهم‌السلام به آدم عنایت داشته‌ باشند، القا می‌کنند یا به قلبت ابلاغ می‌کنند یا صریحاً با تو حرف می‌زنند. ببین حضرت‌ معصومه علیهاالسلام صریحاً به‌ من گفت: «این‌ مردم، قبر ما را زیارت می‌کنند، اما امر ما را اطاعت نمی‌کنند». ما نمی‌دانیم خداوند تبارک و تعالی چه عنایتی به ما کرده که این بی‌بی را در شهر قم قرار داده‌ است. ما نمی‌فهمیم، اگر بفهمیم، به حرم ایشان می‌رویم و از او حاجت می‌خواهیم، والله به ما می‌دهد. پیش حضرت‌ معصومه علیهاالسلام بروید و این‌ را که من می‌گویم، از ایشان بخواهید: «ای بی‌بی دو عالم! بیا عنایت کن. بیا در دل ما نظری مرحمت کن. لذت بیتوته به ما بده، لذت فکر ولایت به ما بده. ما ولایت را پایمال نکنیم.» چطوری ولایت را پایمال نکنیم؟ وقتی حرف ولایت را شنیدید، با خدا عهد کنید که آن‌ را عمل کنید و در خط ولایت باشید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]

اگر دنبال غیر حرف ولایت بروی، توهین به امر کرده‌ای...

غیر از این حرف‌ها [دنبال حرفهای دیگر باشی]، در دنیایی؛ اما اگر بفهمی، در هستیِ خدایی و داری امر آن‌ها را اطاعت می‌کنی، با آن‌هایی، جانت راحت است، وظیفه‌ات شکر است، همان‌طور که ائمه علیهم‌السلام، وظیفه‌شان شکر بود، تو هم همین‌طور؛ [می‌گویی] خدایا شکر که مرا به این‌جا رساندی؛ چنین آدمی مانند سلمان است. اگر دنبال حرف‌های دیگر بروی، توهین به امر کرده‌ای. اصلاً بنده خدا بودن همین است، مثل پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله می‌شوی که فرمود: هر کسی در آخرالزمان دینش را حفظ کند، با من و در درجه من است. خواست مؤمن، خواست خداست؛ مؤمن دارد امر را اطاعت می‌کند. عزیزان من! خواست مؤمن را شکرانه کنید! خدا قلب مؤمن را منوّر کرده، حالا آن منوّر بودن را آمده به تو هدیه کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

کسی که بی‌امری را می‌بیند و انجام نمی‌دهد، خودش امر است...

باید شکرانه این که امر هستی را بکنی. از کجا بفهمی که امر هستی؟ از کارهای خودت. اگر به این‌جا رسیدی، ناامری را داری می‌بینی؛ به حضرت عباس، ناامری نمی‌کنی. پس تو امر هستی که ناامری را می‌بینی و دنبالش نمی‌روی؛ یقین به امر کرده‌ای. ندیدند که این‌طور شدند. درس خواندند، نفهمیدند این حرف‌ها را؛ مگر شریح قاضی می‌فهمید که دارد بی‌امری می‌کند؟ مگر هارون و مأمون می‌فهمیدند؟ آن‌ها امر نشدند، خلق شدند. شریح قاضی امر را نفهمید که بی‌امری کرد. شریح، خلق بود که نفهمید؛ اما امیرالمؤمنین علیه‌السلام امر است. ببین چگونه امر خدا را اطاعت می‌کند؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امام زمان کاری می‌کند که رضایت خداست، تو هم کاری بکن که خواست او را بجا بیاوری...

به این امید از خواب بلند شو که امری را اطاعت کنی، حاجت مؤمن را برآورده کنی. امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) می‌گوید: تو یک کاری بکن. من که امام زمان هستم، کاری می‌کنم که رضایت خداست؛ تو هم کاری بکن که خواست ما را بجا بیاوری. وقتی این‌طور شدی، دیگر توی این خطی. حالا باید شکرانه کنی که در این خطی. تو با هستی خدا مربوطی، قربانت بروم! فقط باید شکرانه کنی. بگویی: «خدایا! ما را از هستی‌ات خارج نکن. خدایا! ما را از هستی‌ات دور نکن. خدایا! اگر ما لیاقت نداریم، به ما لیاقت بده.» اگر این‌طور شدی، دیگر خودت امری، زندگیت در امر است. تو، توی حقیقتی، توی امری، یقین کرده‌ای. اصلاً چیزی نباید غیر از هستی خدا ببینی. حالا که این‌طور شدی، إن‌شاءالله می‌روی نماز می‌خوانی، سر به سجده می‌گذاری، شکر این را بکن که خدا تو را امر کرده. والله، امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام هم همین‌طور بوده؛ نماز که می‌خوانْد، شکرانه خدا را می‌کرد. تو هم همین‌طور بشو. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

منتظر امام زمان، یعنی منتظر امرش باش که دارد به تو صادر می‌شود، آن‌وقت ثواب هزار شهید می‌بری...

آن‌ کسی‌ که منتظر امام‌ زمانش است، باید امر را اطاعت کند. آن امر، انتظار است، نه تو. آن امری که داری اطاعت می‌کنی، انتظار امام‌ زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) را می‌کشد، نه تو. اگر امر را اطاعت نکنی، جدا می‌شوی. هیکل تو که منتظر نیست! آنکه توی توست، باید منتظر باشد، قربانت بگردم. آن معصومیتِ تو انتظار امام‌ زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) را می‌کشد، آن تقوایِ تو انتظار امام‌ زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) را می‌کشد. منتظر یعنی‌ چه؟ مگر امام‌ زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) غایب است؟ چه‌ کسی می‌گوید امام‌ زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) غایب است؟ غایب تو هستی که نمی‌فهمی! امام‌ زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) از نظر تو غایب است. اگر می‌گوید منتظر امام‌ زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) باش، نه این‌که این‌جا بیاید؛ منتظر امرش باش که دارد به تو صادر می‌شود، آن‌وقت ثواب هزار شهید می‌بری. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان]

اگر قوم موسی منتظرش می‌ماندند، گوساله‌پرست نمی‌شدند...

منتظر امام زمان، منتظر خلق نیست، منتظر شهوت نیست، منتظر غیر امر نیست؛ واحد است، منتظر امام‌ زمانش است. مانند آن تنگه‌ای که در جنگ اُحد بود، پیغمبر گفت: چه فتح کردیم، چه شکست خوردیم، این‌جا بایستید، تنگه را رها نکنید. این‌ها فتح کردند، نایستادند؛ رفتند غنیمت جمع کنند. دندان پیامبر شکست، نود زخم به امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام خورد، حمزه سیدالشهداء به شهادت رسید. در تمام جهادهای پیامبر، هیچ‌کجا مطابق این جهاد، به اسلام ضربه نخورد. چرا به تو می‌گوید بایست، می‌روی؟ تو هم از همان‌هایی! به تو می‌گوید منتظر باش! کجا می‌روی؟ پیِ کی می‌روی؟ چرا می‌روی؟ خب وقتی نایستادند، ضربه به اسلام می‌خورد، ضربه به ولایت می‌خورد، ضربه به امر می‌خورد. چرا می‌روید؟ عناد دارید. می‌گویید من بروم یک‌ کاری بکنم، این وظیفه است و شیطان از این حرف‌ها به تو می‌زند. عزیز من! بایست. اگر قوم موسی می‌ایستادند که گوساله‌پرست نمی‌شدند. نایستادند تا موسی بیاید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان]

علی خواستن، مافوق تمام خلقت را خواستن است...

ما اسماً ولایت داریم، نه رسماً! علی علیه‌السلام خواستن مگر شوخی است؟ علی خواستن، مافوق تمام خلقت را خواستن است. مگر علی خواستن این‌ است که تو علی، علی کنی؟ علی خواستن، آخرت خواستن است. علی خواستن، امر خدا را اجرا کردن است. علی خواستن، امر رسول‌الله صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله را یقین کردن است. علی خواستن، «هل من ناصر» خدا را قبول‌ کردن است. علی خواستن، ناله‌های حضرت‌زهرا علیهاالسلام را فراموش‌ نکردن است؛ جسارت به امیرالمؤمنین علیه‌السلام را فراموش‌ نکردن است. دائم باید توی این حرف‌ها باشی، آن‌وقت فرصتی نداری به‌ جای دیگر نگاه کنی. علی شناختن نشانی دارد: یکی باید سخی باشی، یکی باید دنبال خلق نروی، یکی باید تسلیم امر باشی و گناه نکنی. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ترجمه احکام]

به غیر از خدا و ولایت کسی به شیطان زور نیست...

تو اگر واقعاً بخواهی دینت را حفظ کنی، خدای تبارک و تعالی حفظت می‌کند و کمک برایت می‌فرستد. حمایت‌کن پیدا می‌کنی. کس دیگری به‌ غیر از خدا و ولایت، به شیطان زور نیست. اگر تو در پناه ولایت آمدی، او شیطان و گناه را از شما دور می‌کند. من دلم می‌خواهد شما انسان کامل شوید. انسان کامل احتیاج به هیچ‌چیز و هیچ‌کجا ندارد؛ فقط احتیاج به خدا و امام‌زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) دارد، احتیاج به بیتوته‌ شب دارد. کدامتان بیتوته‌ شب دارید؟ بیایید توبه کنید و وارد امر ولایت شوید، نه وارد امر خلق. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ترجمه احکام]

دوست علی علیه‌السلام، باید به تمام گناهان نامحرم باشد...

چرا پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله می‌فرماید: «سلمان منا اهل‌البیت»؟ یعنی شما می‌توانید آن‌قدر ترقی کنید که جزء اهل‌بیت شوید. پس چرا جزء گناه می‌شوید؟ چرا جزء بدعت‌گذار می‌شوید؟ چرا سرپیچی می‌کنید؟ دنیا می‌گذرد. شما اگر این‌جا عضو این‌ها شدی، آن‌جا هم عضو هستی. بی‌جهت که خدا به سلمان سلام نمی‌رساند. به‌ دینم، والله، دلم می‌خواهد شما همه سلام‌الله‌ علیه شوید، من که مقصد دیگری ندارم. من چه احتیاجی به شما دارم؟ شما اگر می‌خواهید به زهرا علیهاالسلام محرم شوید، باید دوست‌ علی علیه‌السلام باشید، نه دشمن علی علیه‌السلام. دوست‌ علی علیه‌السلام باید به تمام گناهان نامحرم باشد، آن‌وقت فاطمه‌زهرا علیهاالسلام شما را می‌پذیرد. هر چیزی موفقیت می‌خواهد. توفیق گناه نکردن، امر امام‌زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) را اطاعت‌ کردن است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ترجمه احکام]

شرط قبولی عبادت، ولایت داشتن است و شرط قبولی ولایت، اطاعت کردن است...

قبولی عبادت، ولایت [داشتن] است و قبولی ولایت، اطاعت [کردن] است. حالا شیعه باید فرمان امام را ببرد، برای خودش مصداق درست نکند. شاه‌عبدالعظیم حسنی خدمت امام‌هادی علیه‌السلام می‌گوید: واجبات را بجا می‌آورم و ترک محرّمات می‌کنم. اگر شما که امام و حجّت من هستی، امر کنی سیبی یا اناری نصفش حلال است و نصفش حرام، نیمه حلالش را می‌خورم و نیمه حرامش را دور می‌اندازم. پس از این، با همین عقیده کنار رفت. چرا؟ چون او به‌ غیر از امام، کسی را واجب‌الاطاعه نمی‌بیند؛ حجت‌خدا را واجب‌الاطاعه می‌داند. حالا خدا به او عظمت می‌دهد. [حضرت] می‌فرماید: هر کس شاه‌عبدالعظیم حسنی را زیارت کند، امام‌حسین علیه‌السلام را زیارت کرده؛ چون امر امام را زیارت کرده‌ است. رفقای‌عزیز! من هم دلم می‌خواهد شما این‌طور باشید. امر وجود مبارک حجهبن‌الحسن (عجل‌ الله‌ فرجه)، امام الانس و الجن را اطاعت کنید تا شاه‌عبدالعظیم حسنی بشوید. اطاعت یعنی‌چه؟ یعنی گناه نکنید. امام‌صادق علیه‌السلام می‌فرماید: شما عضو مایید، هر وقت گناه کردید جدا می‌شوید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ترجمه احکام]

زمان فرق می‌کند، اما امر فرق نمی‌کند...

این‌همه خداوند درباره امیرالمؤمنین علیه‌السلام سفارش کرده‌است، آیا تو تکذیب می‌کنی؟ چرا دنبال غیر از علی علیه‌السلام می‌روی؟ مگر عقل نداری؟ تفکر داشته‌ باش. علی علیه‌السلام هدایت است، خلق جنایت است. این‌که علی علیه‌السلام را در خانه گذاشتند و دنبال خلق رفتند، از جنایتشان بود که خدا افشایشان کرد و فرمود: مرتد و کافرند. تو دنبال چه‌کسی می‌روی؟ به آن‌ها گفته مرتد و کافرند، تو هم که امر امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام را قبول نداری، مشابه آن‌هایی. امر فرق نمی‌کند، آن‌ها در آن‌ زمان بوده‌اند، تو در این‌ زمان هستی. زمان فرق می‌کند، کم و زیاد می‌شود؛ اما امر فرق نمی‌کند. امر خدا در تمام زمانها وجود مبارک دوازده‌امام، چهارده‌معصوم علیهم‌السلام است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ترجمه احکام]

مگر بنی عباس عبادت نمی‌کردند؟ چرا اهل جهنم هستند؟...

تمام جنایتی که به ائمه ما شده است، خلفای عباسی کردند. آن‌ها که نماز جمعه می‌خواندند، آن‌ها که ذکر می‌گفتند، آن‌ها که از الغوث می‌گفتند، آن‌ها که در مقابل ظاهری خدا می‌ایستادند، آن‌ها که لباس علی را پوشیدند، تمام این‌ها اینجوری بودند. چرا؟ اگر می‌خواهی قبول کنی، والله، بالله، امام صادق (علیه السلام) فرمود: ظلمی که بنی عباس به ما کردند، بنی امیه نکردند. مگر این‌ها قوم و خویش نبودند؟ حالا عزیز من، فدایتان بشوم. ببینید من چه می‌گویم. توجه کنید. یک قدری دست از عبادتها و ذکر و فکرها بردارید عزیز من، بیایید با امر وضو بگیر، با امر نماز بخوان، با امر ذکر بگو، با امر خدا بگو، با امر بخواب، با امر پاشو. امر تو را نجات می‌دهد، نه عبادت. عبادت بی‌امر همین است. مگر بنی عباس عبادت نمی‌کردند؟ چرا اهل جهنم هستند؟

من شاگرد امام صادق (علیه السلام) هستم را از تو نمی‌پذیرد!...

ابوحنیفه هم شاگرد امام صادق (علیه السلام) بود. پیرو چه کسی هستی؟ به اسم اینکه من شاگرد امام صادق (علیه السلام) هستم که به تو جزا نمی‌دهد. تو امر امام صادق (علیه السلام) را اطاعت کن. ببین، امام صادق (علیه السلام) چه گفته است. عزیز من، گفته: نزول نخور، بدگمان نباش، علم خودت را دکان نکن، حرف از خودت نزن، حرف از من بزن، خیانت نکن، بدچشمی نکن، تکبر نداشته باش، «من» نگو. تمام این‌ها را امام صادق (علیه السلام) گفته است. آیا شاگردش هستی؟ بنا کرد گریه کردن. من شاگرد امام صادق (علیه السلام) هستم را از تو نمی‌پذیرد. باید امر امام صادق (علیه السلام) را اطاعت کنی

وجود شما به وجود امام صادق (علیه السلام) متصل است؛ اما در زمانی که امرشان را اطاعت کنیم...

شخصی آمده پیش امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: مریض شدی؟ می‌گوید: بله، می‌فرماید: ما مریض شدیم. نمی‌گوید، من، می‌فرماید: ما مریض شدیم؛ یعنی ما، دوازده امام، چهارده معصوم. آن وقت می‌گوید: بهتر شدی؟ می‌گوید: بله، می‌فرماید: ما بهتر شدیم؛ یعنی وجود شما به وجود امام صادق (علیه السلام) متصل است؛ اما در زمانی که امرشان را اطاعت کنیم، از امرشان جدا نشویم

پیامبر آمد و گفت: ام السلمه، بوی بهشت می‌آید، بوی جنات می‌آید، بوی ولایت می‌آید...

اویس قرن آمده اینجا پیامبر را ببیند، دارد مادرش را اطاعت می‌کند. به مادرش گفت: مادر، بروم. گفت: نرو. یک روز گفت: برو. پایش را بوسید و دستش را بوسید و سجده‌اش کرد و آمد؛ اما مادرش گفت: مادر جان، یک پایت را زمین بگذار، برو پیامبر را ببین و بیا، آنجا نمانی. گفت: چشم. حالا آمد. دید پیامبر نیست. آمد در خانه ام السلمه سراغ گرفت. گفتند: رسول الله نیست. برگشت. حالا پیامبر آمد و گفت: ام السلمه، بوی بهشت می‌آید، بوی جنات می‌آید، بوی ولایت می‌آید. عزیز من، ناراحت نباش، بیا ولایت را تصدیق کن، گوسفندچران بیابان باش، شترچران بیابان باش، بوی بهشت می‌دهی. پیامبر می‌گوید: بوی بهشت می‌آید. ام السلمه می‌گوید: یک شترچران آمده بود.

کارهایمان روی امر نیست. مکه‌ات روی امر نیست. کارهای ما روی امر نیست...

کجا به امر قرآن هستید؟ قرآن به تو گفته: نگاه به بچه مردم نکن، زن مردم نکن، معامله ربوی نکن، دروغ نگو، خدعه نکن، به فکر مردم باش، سخی باش. شما چه کار کردید؟ ماه رمضان رفت، چه حاجت برادر مؤمنی را برآوردید؟ به چه کسی افطاری دادید؟ چه کار کردید؟ قرآن؛ یعنی عمل به قرآن، علی می‌گوید: «انا قرآن الناطق» من قرآن ناطق هستم. آخرش هم یک حرف دیگری زدید. … کارهایمان روی امر نیست. مکه‌ات روی امر نیست. کارهای ما روی امر نیست.

من به خدا گفتم: «خدایا! اگر مرا به جهنم؛ یا بهشت ببری، تو را دوست دارم...

من به خدا گفتم: «خدایا! اگر مرا به جهنم؛ یا بهشت ببری، تو را دوست دارم». آن وقت دیدم قیامت است، ملکی آمد و به من گفت: باید به جهنم بروی. می‌دانستم کسی که می‌تواند کاری برایم بکند، چهارده معصوم (علیهم السلام) هستند. گفتم: شما که پرونده مرا می‌بینید، اگر ناجور است، پیش حضرت زهرا (علیها السلام) بروم و التماس کنم که واسطه شود و جهنم نروم؛ اما اگر امر است، می‌روم. گفت: امر است، باید در جهنم بروی! «یا علی» گفتم و در جهنم پریدم. تمام آتش خاموش شد. من وسط جهنم ایستاده بودم، نگاه می‌کردم و می‌گفتم: خدایا! شکر که مردم راحت شدند! همه جهنم خاموش شد! مگر آتش، ولایت را می‌سوزاند؟ من شکر نمی‌کنم که چرا نسوختم، شکر می‌کنم که مردم راحت شدند! چه کسی این طور است؟ فقط متقی. منبع: ‎