نتایج جستجو
از ولایت حضرت علی و حضرت زهرا
صفحهٔ «روضه حضرتمسلم» را در این ویکی بسازید! همچنین نتایج جستجوی یافتشده را ببینید.
- وقایع عاشورا (رده روضه حضرتمسلم)نماینده روانه میکنم. حضرتمسلم را به سمت کوفه روانه کرد. آنقدر استقبال کردند که بچّههای مسلم نزدیک بود زیر دست و پا از بین بروند، بچّهها را بلند کردند؛ چون خیلی کوچک بودند... همه بیعت کردند و پشتسر حضرتمسلم نماز خواندند. مسلم هم وقتی یکچنین موقعیتی۷۲ کیلوبایت (۶٬۷۲۴ واژه) - ۱۵ ژوئیهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۶:۱۱
- آنجا] آمدهاست. حالا عزیز من! فدایتان بشوم! باز هم امامحسین (علیهالسلام) پیشبینی کرد [و] حضرتمسلم را روانه کرد. [مردم] با حضرتمسلم هم بیعت کردند و آقا حضرتمسلم [را] هم کشتند. حالا امامحسین (علیهالسلام) چهکار کند؟ باز میگوید اینقدر اینها [یعنی۶۷ کیلوبایت (۶٬۲۹۶ واژه) - ۲۷ فوریهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۳۸
- ببین شریح چه [کار] میکند؟! حالا حضرتمسلم آنجا [یعنی به کوفه] آمده، سیهزار نفر یا هفتادهزار نفر با او بیعت کردند، شریح یک تکانی مثل بلعم خورد، دید [که] دیگر جای پا ندارد. حالا عبیدالله [بن] زیاد بر علیه مسلم آمده، مسلم را گرفتند [و به دارالإماره] آوردند۵۱ کیلوبایت (۴٬۶۷۴ واژه) - ۲۷ فوریهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۴۸
- توجه کنید. خدا که خلاصه رشوه برنمیدارد. هانی بن عروة، حارث بن عروة. هانی اینبود که تا آخر عمرش دفاع از حضرتمسلم کرد. حارث ایناست که طفل حضرتمسلم را کشت. این چیزی نیست که. تو باید توجه داشتهباشی حارث نشوی، هانی بشوی. اگر حارث شدی فانی میشوی. امشب۴۸ کیلوبایت (۴٬۸۹۵ واژه) - ۲۷ فوریهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۵۸
- همیشه در سخنانتان، در صحبتهایتان، مواظب مناسبت هم باشید! مثلاً یک آقایمنبری، اوّلش که میخواهد صحبت کند، از اوّل باید از حضرتمسلم بگوید، نه اینکه آخر [ماه] محرّم یا وسط محرّم بگوید. نمیگویم اشکال دارد؛ اما هر چیزی در عالم روی مناسبت خودش گذاشته شدهاست؛۶۴ کیلوبایت (۵٬۴۰۷ واژه) - ۱ اکتبر ۲۰۲۴، ساعت ۲۳:۵۶
- عاشورای 87 (رده روضه دختر مسلم)خصوصی ندارم. گفت: من دیدم، از کوفه بیرون نیامدیم [مگر اینکه دیدیم] طناب به گردن، طناب به پای مسلم [بستهبودند و او را] دور کوچهها میگرداندند. حضرت دختر مسلم را صدا زد [و] دست بهسر و صورتش کشید، گفت: عزیز من! اگر بابایت اینجوری [شهید] شده، من پدرت هستم،۵۶ کیلوبایت (۵٬۱۳۰ واژه) - ۲۷ فوریهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۱۳
- امام حسین نیامد. [امام حسین] گفت خب، حالا من نایبم را روانه میکنم [کوفه]، مسلمبنعقیل را روانه کرد. [والی کوفه] یک تشریفاتی بهجا آورد و مسلم را وارد کرد، پیش خودش آوردش و مسلم هم سازش نکرد. دستور داد که این خلیفه امر مسلمین را اطاعت نمیکند و خونش هدر۲۳ کیلوبایت (۲٬۲۸۷ واژه) - ۹ فوریهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۲۳:۰۸
- عاشورای 84 (رده روضه حضرتابوالفضل)دیگرش را قطع کردهاست. بعضی از روضهخوانها خیلی بیادب هستند. یکنفر روضه میخواند، یکی از گوشهای گفت صدایت بگیرد، گرفت. یکی از مداحهای ممتاز قم یکحرفی زد، من به او گفتم: صدایت بگیرد، صدایش گرفت. تا آخرش هم گرفت. خیلی بد روضه خواند. حالا آقا ابوالفضل گفت:۵۴ کیلوبایت (۵٬۱۵۷ واژه) - ۲۷ فوریهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۳۸
- ابوالفضل دارد میآید، ظالمی دست آقا ابوالفضل را قطع کرد، حالا چهکار کرده ابوالفضل؟ خدا رحمت کند آقای فلسفی را، یکوقت در مشهد این روضه را خواند. گفت آقا ابوالفضل دستش را برداشت، گفت ای لشکر، افتادهاست دست یمینم، تا زندهام ای لشکر حامی دینم. حالا آقا ابوالفضل۴۶ کیلوبایت (۴٬۶۴۰ واژه) - ۲۷ فوریهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۵۶
- زیارت امامرضا؛ توان ولایت (رده روضه مسلمبنعقیل)شد که یک اشارهای کنم راجع به روضه. این آقا مسلمبنعقیل خیلی مقام دارد! اتفاقاً امامباقر (علیهالسلام)، امامصادق (علیهالسلام) است، میگوید: هر کسیکه لکّهاشکی برای مسلم بریزد، آمرزیدهاست؛ یعنی اینقدر این حضرت مسلم، اینقدر امام تأییدش کردهاست۵۴ کیلوبایت (۵٬۵۴۱ واژه) - ۲۷ فوریهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۵۱
- نیست که به حضرتزینب نگاه کند. خدا حاجشیخعباس را رحمت کند، گفت: دلیلش ایناست که وقتی میخواستند اسرا را سوار کنند، نتوانستند. شترها را حاضر کردند. اینها را نمیدیدند. آخر، پیش حضرتسجاد آمدند، گفتند: باید حرکت کنیم. حضرتزینب به امر حضرتسجاد اینها۵۸ کیلوبایت (۵٬۶۶۴ واژه) - ۲۷ فوریهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۴۸
- کینهای با حضرت زینب (علیهاالسلام) داشت. حضرت زینب (علیهاالسلام) قدری خودش را مخفی کرد، یزید گفت: این کیست که خودش را مخفی میکند؟ گفت: زینب خواهر حسین است. یزید گفت: زینب! الحمد لله که خدا شما را رسوا کرد، من داغ پدرانم را از شما گرفتم. حضرت فوراً جواب۱۲ کیلوبایت (۱٬۲۳۸ واژه) - ۸ سپتامبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۵:۳۷
- میگفت: یکنفر بهنام حاجسلطان، روضهخوانِ دربار بود، یک اسب خیلی خوبی هم داشت، شبی داشت به دربار میرفت، دید زنی جلویش را گرفت و گفت: آقا! بیا یکروضه برای من بخوان! گفت: دارم به دربار میروم، وقتی برگشتم، میآیم و برایت روضه میخوانم. این زن مدتی ایستاد۷۲ کیلوبایت (۷٬۲۶۳ واژه) - ۲۷ فوریهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۳۹
- انسان مختار در نظام آفرینش (رده روضه وداع امامحسین با حضرت سکینه)بگویم؛ امّا قبر دخترت زهرا (علیهاالسلام) را نشان ما بده! حضرت فرمود: چه میخواهی؟ آنچه را که میخواهی، برو قم؛ از حضرت معصومه (علیهاالسلام) بخواه! آنچه را که پیش دخترم زهرا (علیهاالسلام) است، پیش حضرت معصومه (علیهاالسلام) است! چرا بیادبی میکنید؟! چرا۵۲ کیلوبایت (۵٬۲۵۵ واژه) - ۲۷ فوریهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۵۰
- من، میگویم هدفتان ولایت باشد، من میخواهم شما شبیه آقا ابوالفضل بشوید. حالا دستش را برداشت، خدا رحمت کند آقای فلسفی را، این روضه را مشهد گویا ایشان خواند. گفت اول دستش را برداشت بوسید، یک قدری بو کرد، گفت ای دست! تو باوفاتر بودی از من، تو شدی فدای شاه۴۰ کیلوبایت (۴٬۴۰۹ واژه) - ۱ اکتبر ۲۰۲۴، ساعت ۲۳:۴۷
- نمیآمد، چادرش را بو میکردم، میدیدم بویش را میدهد. حالا وقتی روضه خواندم، به امامرضا (علیهالسلام) چه گفتم؟! گفتم: «آقاجان! من برای مادرت زهرایعزیز (علیهاالسلام) روضه خواندم، پول روضهخوانیِ مرا بده.» امامرضا (علیهالسلام) گفت: «چه میخواهی؟!» گفتم:۱۸۱ کیلوبایت (۱۸٬۴۸۲ واژه) - ۴ مارس ۲۰۲۵، ساعت ۲۲:۵۷
- گنجینه (رده روضه ابا الفضل)اینها محمد و علی (علیهالسلام) و فاطمه و حسن و حسین هستند. آدم گفت تا اسم حسین آمد دلم شکست. خدا آنوقت روضه خواند. (کفر است اگر بگویم: روضهخوان وقتی روضه میخواند خودش هم ناراحت است و گریه میکند) خدا گفت: یا آدم! این حسین است که او را در صحرایکربلا میکشند۱۶۰ کیلوبایت (۱۶٬۱۶۸ واژه) - ۱۰ ژانویهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۲۲:۵۳
- شرکت نداشتهباشد گناه است! اغلب مردم ثواب بیعلی (علیهالسلام) و امام زمان میکنند، فساد و گناه میکنند، مال حرام میخورند؛ روضه و مجلس هم میگیرند! اینها نتیجه ارتباط با خلق است. شما باید ارتباط با خدا و امام زمان داشتهباشید؛ یعنی امرش را اطاعت کنید۱۴۷ کیلوبایت (۱۵٬۶۰۹ واژه) - ۴ مارس ۲۰۲۵، ساعت ۲۲:۵۶
- فرمودید خورشید نیست، اینچه نوری است که اضافهشد؟ میگوید: زهرا و امیرالمؤمنین صحبت میکردند، زهرا لبخند زد؛ این نور دندانهای حضرتزهراست. بفرما، کجاست آنها که به زهرا عناد داشتند؟ حالا یک نوری دو مرتبه تجلی میکند. دوباره اینها میگویند: خدایا، اینچه۵۶ کیلوبایت (۵٬۱۲۴ واژه) - ۱۳ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۰۷:۳۸
- خدا، آقای داماد را رحمت کند، من نماز میرفتم، دوستش داشتم [اما] خیلی نزدیکش نمیرفتم. روز عید بود یکروضه خواند. من هم یک اشارهای میکنم. گفت: حضرتزینب، بهام کلثوم گفت: خواهر، اینها که برای ما عیدی نگذاشتند، برو عزیزم، پا شو برویم خانه امالبنین،۵۱ کیلوبایت (۴٬۷۳۱ واژه) - ۲۷ فوریهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۰۰