منتخب: متقی
السلام علیک یا أباعبدالله السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) کفواً أحد است. حضرتزهرا (علیهاالسلام) کفواً خلقت است. به اولیای امور کار نداشته باشید. بر عمر و ابابکر لعنت کنید.
مقصد متقی[۱]
به تمام آیات قرآن، متقی مقصدش این است که شما رستگار شوید. هیچ مقصدی ندارد. ببین، پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) چه گفت؟ پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) وقتی میخواست از دنیا برود، خدا فرصتی داد و ایشان صحبت کرد. گفت: مردم! وقتی خدای تبارک و تعالی مرا به رسالت امر کرد، شما چطور بودید؟ آب شما از چالهها بود، گوشت شما مار و موش بود، حالا چطور شدید؟ اعیانترین مردم شدید. همه گفتند: بله! گفت: من هیچ مزد رسالت نمیخواهم، فقط «ذویالقُربای» مرا احترام کنید؛ یعنی بچههای مرا احترام کنید! امام صادق (علیهالسلام) میگوید: اگر پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) گفته بود بدترین اذیت را بکنید، اینها عوض سفارشهای پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) اذیتی نبود که نکردند.
به تمام آیات قرآن، متقی همینطور است. دلش خون است. اشک میریزد، دلش میخواهد شما رستگار شوید. پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) گفت: مزد رسالت نمیخواهم، ما که رسالت نداریم. من نزدیک صد سال حرف زدم. هیچ چیزی هم از شما نمیخواهم، فقط تقوا میخواهم. تقوا؛ یعنی پرهیزکاری، تقوا؛ یعنی امر اطاعتکردن. دلم میخواهد همه شما همینطور باشید. [۲]
شما که به حرف متقی نیستید، بهدینم، به حرف دوازده امام، چهارده معصوم (علیهمالسلام) نیستید. آنها گفتند: به حرف متقی بروید! خود پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) دارد میگوید. تو به حرف چه کسی میروی؟ حالا میدانی میگوید چه؟ میگوید: اگر یکی از شما بادین از دنیا رفتید، با این همه زیارت کربلا و مشهد، ملائکه تعجب میکنند که چطور این شخص بادین رفت؟ ملائکه! خاطرجمع باش اینها با دین نمیروند، غصه نخور! امروز به ملائکه گفتم که تعجب نکنند. [۳]
متقیِ واقعی خودش امتحان است، اگر گفتید چرا؟ دیگران با او سنجیده میشوند، او همه جایش امر شده؛ چشمش امر است، پایش امر است، خیالش امر است، دستش امر است، همه جانش امر است. قربانت بروم، کجا میروی؟ او همه چیزش در امر خداست؛ آنوقت آن متقی امر را اطاعت میکند.
متقی گنهکار را میتواند گناهش را خنثی کند، دعا میکند در حقّش، خنثی میشود؛ اما طرفدار بدعتگذار را نمیتواند؛ چونکه آن به او تزریق شده، نمیشود؛ مگر خدا نظر به او بکند. الآن شما یک نفر انقلابی را میتوانی برگردانی؟ تازه به تو میگوید اشتباهکار هم هستی، یکی دو تا تهمت هم به تو میزند. همه نفهمیدند! تو فهمیدی؟! مگر فهم، نفرات است؟ هفتاد هزار نفر رفتند آنطرف، پنج نفر آمدند اینطرف؛ آنها میفهمیدند یا این؟ مگر درس فهم است؟ شما باید بروید درس بخوانید! متقی را درس به او میگویند. تو باید حالا دَرسَت را بیایی بگذاری در اختیار متقی، فهمیدی یا نه؟ [۴] ۱لآن شما توجه نمیکنید من دارم چه کار برای شماها میکنم: من والله، بالله، مثل یک عنکبوت میمانم در مقابل شما. پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) گفت: علیجان! جای من میخوابی؟ امیرالمؤمنین (علیهالسلام) گفت: حفظی؟ گفت: آره! حالا چرا یک نفَس امیرالمؤمنین (علیهالسلام) افضل از عبادت ثقلین است؟ اینها نه اینکه جسم پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) را میخواستند از بین ببرند، درون پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) را میخواستند از بین ببرند. درون پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) ولایت است، درون پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) علی (علیهالسلام) بود، اینها آن را میخواستند نشود. چرا زهرای عزیز سوار الاغ شد؟ با پهلوی شکسته، صورت نیلی، بازوی ورم کرده، در خانه مهاجر و انصار رفت؟
من الآن در خانه مهاجر و انصار دارم میروم، شما توجه نمیکنید که الآن میخواهند همه شما را ببرند. الآن شما رفتید توی غار، من دارم تار میکشم جلوی شماها، هیچ اجری هم نمیخواهم. همانطور که پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) فرمود: من اجری نمیخواهم، من هم هیچ اجری از شما نمیخواهم «إلّا الموّدة ذویالقربی» یعنی من فقط چیزی که از شما میخواهم خدمت به ولایت از شما میخواهم. اگر من به خاطر مال شماها را بخواهم، خدا مرا بیدین از دنیا ببرد. البته عنایت شما را میخواهم؛ اما شماها را نمیخواهم که خدمت به من کنید. بارهها گفتهام دست مرا نبوسید، حرف مرا ببوسید، حرف خدا را ببوسید، حرف ولایت را ببوسید. الآن والله، بالله، همه میخواهند شما را ببرند، کاری به تو ندارد، میخواهد ولایتت را بگیرد. الآن گفتم، دوباره تکرار میکنم: من مثل عنکبوت دارم تار میکشم، آن خودش اجر به من میدهد، من از شما نمیخواهم. [۵]
واقعه متقی است
رفقای عزیز! این قشنگ بود که من گفتم: قرآن به پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) نازل شده، به متقی هم نازل میشود. ما خیال میکنیم قرآن برای گنهکارها نازل شده؛ نه! حالا چرا به متقی نازل میشود؟ متقی به قرآن عمل میکند. باباجان! بیا متقی بشو! قرآن به تو نازل شود. حساب کن بالأخره مُردنی هستی. بالأخره احتیاج به ماوراء داری.
حالا چطور شود که ما اینطور شویم؟ خودت باید خودت را تأمین کنی. چطور ما خودمان را تأمین کنیم؟ ما همینطور میگوییم خدا تأمین کند! من از امام رضا (علیهالسلام) خواستم: خدایا! این رفقا را کفایت کن! اما من الآن دارم این را میگویم؛ این یعنی چه؟ تو باید با یقین تأمین شوی. وقتی یقین داری خدا روزیات را میدهد و تو را کفایت میکند، وقتی یقین داری خدا روز اَلست تمام کارهایت را معلوم کرده، کم و زیاد نمیشود، وقتی یقین کنی او سرپرست توست و تو را کفایت میکند، خودت توی کفایت خودت نمیروی.
تو خودت توی کفایت خودت میروی، میگویی اگر اینجوری و آنجوری بشود، این است؛ اینجور، آنجور تأمین توست. «وحده لا شریک له» شریک برای هر کارت نگیر! «وحده لا شریک له» یعنی کسی جز او مؤثر نیست. چرا اینقدر مؤثر درست میکنی؟! درست میکنی یا نمیکنی؟! یا خیالت مؤثر است یا کارگاهت یا کارخانهات یا فروشگاهت مؤثر است، یا رفیقت مؤثر است، یا او را میبینی یک رشوه میدهی که از من بخرید! یک رشوه میدهی که این کارها را بکن! تو اینقدر مؤثر برای خدا درست کردی! «لا مؤثّر!» خب این است که داری میبینی. خدا هم که این حرفها را ندارد، هر بار میگذارد به حسابت.
یک آدمش یک ترک اولی کرد، سیصد سال او را آنجا انداخت. زنش گریه میکرد، خودش هم گریه میکرد. حالا تو خیال نکن تو را کنار میاندازد، تو کنار افتادی و نمیفهمی! تو دو رکعت نماز با حضور قلب نمیکنی. نصف شب بلند نمیشوی یک «یا الله» بگویی. میگوییم یا نمیگوییم؟! [۶]
اگر شما متقی و اصحاب یمین باشی، باید خودت را مطرح نکنی! آنوقت خدا چه کارت میکند؟ خدا حمایت از تو میکند. مگر نبود که به پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) گفتند أبتر؟! آیه نازلشد که «إنّ شانِئَک هو الأبتر»[۷]. مگر به سلمان نگفتند ریشِ تو بهتر است یا دُم سگ؟ آیه نازل شد: «إنّ أکرمکم عندالله أتقاکم»[۸]: هر که تقوایش بیشتر است، آن پیش من عزیزتر است! خدا حامی دوستِ امیرالمؤمنین (علیهالسلام) است! همینجور که مقصد خدا امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) است، شیعههایش هم مِثل مقصدش میمانند، میگوید: باید احترام کنید. [۹]
واقعه کیست؟ واقعه متقی است، او واقعه است. چه کار کنم! نمیتوانم بگویم. قربانتان بروم، فدایتان بشوم، به دینم، نمیتوانم بگویم! واقعه، متقی است که خدا میگوید: من اعمالش را قبول میکنم. ببین من با سند دارم حرف میزنم. اگر دارم میگویم واقعه متقی است. امیرالمؤمنین (علیهالسلام) روی دست پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) آیه «قد أفلح المؤمنون»[۱۰] را میخواند، او متقی را معلوم کرده. نور تمام خلقت دارد معلوم میکند؛ متقی، مؤمن است. [۱۱]
چرا خدا میگوید من همه کارهای متقی را قبول میکنم؟ نمیگوید یک کارش را قبول میکنم؟ چون متقی صادرات بد ندارد، تولیدش امر ولایت است. حالا چه کار کنیم صادرات بد نداشته باشیم؟ اگر در کارهایتان امر را اطاعت کردید، صادراتتان امر میشود و امر، شما را رهبری میکند و به شما رهبری میدهد؛ چون حکومت دارید و خودتان حافظ هستید. درست است که خدا برایتان حافظ میگذارد؛ اما شما هم حافظ هستید.
متقی امانت است؛ پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) میگوید: دو چیز برای شما به امانت میگذارم: یکی عترت، یکی هم قرآن. الآن عترت یا متقی را امانت پیش شما گذاشته. چرا امانت است؟ امام صادق (علیهالسلام) میگوید: اگر دوست ما را نخواهید، دروغ میگویید که ما را میخواهید. متقی دوست آنهاست. ائمه طاهرین (علیهمالسلام) خوب و بد را به متقی گفتهاند؛ متقی القای درونی دارد که خوب و بد را میفهمد؛ آنوقت خوب را به شما میگوید و دستتان را از بد کوتاه میکند؛ دست شما را به دامن امام زمان (عجلاللهفرجه) و چادر حضرت زهرا (علیهاالسلام) میرساند.
وقتی خدمت امام زمان (عجلاللهفرجه) رسیدم، گفتم: آقاجان! چه کار کنم یاور شما باشم و جانم را فدایت کنم؟ من به جز یاوری و «انتظار الفرج» چیزی از او نمیخواهم؛ چون یاوری نجات است و تمامی ندارد. تمام حسرتهایتان باید یک چیز باشد، آنهم فدای امام زمان شدن؛ هر چه بخواهید تمام میشود؛ پس عاقبت به خیری این است که یاور امام زمان (عجلاللهفرجه) باشیم و جانمان را فدایش کنیم. حضرت در جواب به من فرمود: صلوات بفرست! از وقتی آقا گفت، شاید هزار تا صلوات در روز بفرستم؛ اما مقصد امام و اصل صلوات این است که دست از ولایت برندارید و دنبال خلق نروید. یکوقت میخواهی یاور امام زمان (عجلاللهفرجه) شوی، یکوقت یاور شدهای؛ اما متقی یاور درستکُن است.
من هر روزِ خدا یک دور تسبیح صلوات میفرستم برای کسانیکه در محشر و قیامت کسری دارند. به دینم، راست میگویم. ببین من اینجا هستم؛ اما به فکر قیامت هم هستم. هر روز این کار را میکنم. میگویم: خدایا! قبول کن! خدایا! ما را متقی کن! این صلوات به آنها برسد. من نمیخواهم متقی بشوم که خودم نجات پیدا کنم؛ چون خدا میگوید اعمال را از متقی قبول میکنم، پس میخواهم متقی بشوم که صلواتم به آنها برسد. حالا در متقیبودن هم به فکر آنها هستم.
متقی خودخواه نیست، خودبخش است. وقتی خدا آن قصر را به من داد و گفت: خلق اولین تا آخرین را بخواهی دعوت کنی، جا دارد؛ من خوشحال نشدم. سرِ شرمندگی به زیر انداختم و گفتم: میخواهی آن را چه کنی؟! تو که عبادتی نبودی! این قصر را برای چه به من داد؟! یکدفعه خدا ندا داد: هر کسی را میخواهی راه بده! گفتم: خدایا! به عزت و جلالت قسم، وقتی به من دادی، خوشحال نشدم! حالا که گفتی هر کسی را میخواهی راه بده، خوشحال شدم. من چیزی برای خودم نمیخواهم، هر چه میخواهم برای شما میخواهم. متقی شب و روز، در دنیا، برزخ و قیامت، در خواب و بیداری، به فکر دوستان امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) است. این محبت، محبت جاریه است، محبت عاریهای نیست. [۱۲]
میگوید: «یا قدیمَ الإحسان!» خدا قدیم است. شما هم باید متقی را قدیم بدانید! ای کسیکه تو از قدیم به ما احسان میکردی! متقی هم والله، بالله، به شما احسان میکند، هیچ مقصدی ندارد. حالا خدا میگوید: برو پیش او! خلق، حرفزدنش گمراهی است عوض احسان. الآن چه خبر است؟!
تمام اینکه سی سال زحمت میکشم، همین کلام است: علی (علیهالسلام) را بخواه و دوست علی (علیهالسلام) را. متقی، دین از او صادر میشود، ولایت صادر میشود. شما خیلی توجه ندارید آنهایی که رفتند چقدر بیچاره شدند! وقتی کلام امیرالمؤمنین (علیهالسلام) را اجرا نکردند، امیرالمؤمنین (علیهالسلام) خانهنشین شد. شما هم اگر این حرفها را اجرا نکنید، من خانهنشین هستم.
متقی تمام هدفش نجات است، تمام هدفش کارگشایی مردم است. من امیدواری به خدا دارم، میگویم همه را ببخش! یک پارهوقتها میروم توی فکر خودم و خدا؛ میگویم: آنچه مردم به من بد کردند، من میبخشم. اینها که گناه کردند، اینها را ببخش! إنشاءالله امیدوارم دیگر گناه نکنید! جزء صدیقین باشید! به فکر مردم باشید! خدا به دینم! به فکر شماست؛ البته مردمی که مستحق هستند، مردمی که با امیرالمؤمنین (علیهالسلام) هستند، نه با بدعتگذار. [۱۳]
ارجاعات
- ↑ اربعین ۹۲ (دقیقه ۶) و اربعین ۹۴ (دقیقه ۲۰) و تار عنکبوت ۸۵ (دقیقه ۸)
- ↑ اربعین 92؛ نه اسلام داریم، نه ولایت
- ↑ اربعین 94؛ اشتباهات مردم
- ↑ قبله مؤمن امر ولایت، مشهد 92
- ↑ تار عنکبوت 85
- ↑ آدم 81
- ↑ (سوره الكوثر، آیه 3)
- ↑ (سوره الحجرات، آیه 13)
- ↑ تجسس 78
- ↑ (سوره المؤمنون، آیه 1)
- ↑ عید غدیر 91؛ جامعه
- ↑ کتاب جامع ولایت
- ↑ کتاب عارف ولایت