روایت: عدم جواز گناه کردن به بهانه ولایت داشتن و آمرزیده شدن
أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَارِدٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِالله عَلَيْهِالسَّلاَمُ حَدِيثٌ رُوِيَ لَنَا أَنَّكَ قُلْتَ «إِذَا عَرَفْتَ فَاعْمَلْ مَا شِئْتَ». فَقَالَ: قَدْ قُلْتُ ذَلِكَ. قُلْتُ: وَ إِنْ زَنَوْا أَوْ سَرَقُوا أَوْ شَرِبُوا الخَمْرَ؟ فَقَالَ لِي: «إِنّٰا لِله وَ إِنّٰا إِلَيْهِ رٰاجِعُونَ»، وَالله مَا أَنْصَفُونَا أَنْ نَكُونَ أُخِذْنَا بِالْعَمَلِ وَ وُضِعَ عَنْهُمْ. إِنَّمَا قُلْتُ: إِذَا عَرَفْتَ، فَاعْمَلْ مَا شِئْتَ مِنْ قَلِيلِ الخَيْرِ وَ كَثِيرِهِ، فَإِنَّهُ يُقْبَلُ مِنْكَ.
محمّد بن مارد گويد: به حضرت صادق علیهالسلام گفتم: حديثی برای ما روايت شده كه شما فرمودهايد: هنگامی که معرفت [به ولایت] پيدا كردی، پس هرچه خواهی بكن. حضرت فرمود: من آن را گفتهام. گفتم: اگرچه زنا كنند يا دزدی كنند يا شراب بنوشند؟ حضرت به من فرمود: «إنّا لله و إنّا إليه راجعون»، به خدا سوگند با ما به انصاف رفتار نكردهاند كه خود ما به اعمالمان مؤاخذه شويم، ولی تكليف از آنها برداشته شده باشد. همانا من گفتم: چون معرفت پيدا كردی، هرچه خواهی كم يا زياد كار خير انجام بده كه از تو پذيرفته میشود.
الکافي، ج۲، ص۴۶۴ و تنبيه الخواطر و نزهة النواظر (مجموعة ورّام)، ج۲، ص۱۶۰ و تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، ج۱، ص۱۱۴
مُحَمَّدُ بْنُ القَاسِمِ المُفَسِّرُ الجُرْجَانِيُّ عن أَحْمَدُ بْنُ الحَسَنِ الحُسَيْنِيُّ عَنِ الحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ النَّاصِرِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ الرِّضَا عَنْ أَبِيهِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَلِيِّ بْنِ الحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ الحُسَيْنِ عَلَيْهِمالسَّلاَمُ قَالَ: قِيلَ لِأَمِيرِالمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِالسَّلاَمُ: صِفْ لَنَا المَوْتَ. فَقَالَ: عَلَى الخَبِيرِ سَقَطْتُمْ، هُوَ أَحَدُ ثَلاَثَةِ أُمُورٍ يَرِدُ عَلَيْهِ: إِمَّا بِشَارَةٌ بِنَعِيمِ الأَبَدِ وَ إِمَّا بِشَارَةٌ بِعَذَابِ الأَبَدِ وَ إِمَّا تَحْزِينٌ وَ تَهْوِيلٌ وَ أَمْرُهُ مُبْهَمٌ، لاَ يَدْرِي مِنْ أَيِّ الفِرَقِ هُوَ. فَأَمَّا وَلِيُّنَا المُطِيعُ لِأَمْرِنَا فَهُوَ المُبَشَّرُ بِنَعِيمِ الأَبَدِ وَ أَمَّا عَدُوُّنَا المُخَالِفُ عَلَيْنَا فَهُوَ المُبَشَّرُ بِعَذَابِ الأَبَدِ وَ أَمَّا المُبْهَمُ أَمْرُهُ اَلَّذِي لاَ يُدْرَى مَا حَالُهُ، فَهُوَ المُؤْمِنُ المُسْرِفُ عَلَى نَفْسِهِ، لاَ يَدْرِي مَا يَئُولُ إِلَيْهِ حَالُهُ، يَأْتِيهِ الخَبَرُ مُبْهَماً مَخُوفاً، ثُمَّ لَنْ يُسَوِّيَهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِأَعْدَائِنَا، لَكِنْ يُخْرِجُهُ مِنَ النَّارِ بِشَفَاعَتِنَا. فَاعْمَلُوا وَ أَطِيعُوا، لاَ تَتَّكِلُوا وَ لاَ تَسْتَصْغِرُوا عُقُوبَةَ اَللهِ عَزَّ وَ جَلَّ، فَإِنَّ مِنَ المُسْرِفِينَ مَنْ لاَ تَلْحَقُهُ شَفَاعَتُنَا إِلاَّ بَعْدَ عَذَابِ ثَلاَثِمِائَةِ أَلْفِ سَنَةٍ.
حضـرت جوادالائمه علیهالسلام از پـدرانش علیهمالسلام: به امیرالمؤمنین علی علیهالسلام گفتند: مرگ را برای ما توصیف نما. حضرت فرمود: بر انسان آگاه وارد شدید. مرگ یکی از سه چیز است که بر انسان وارد میشود: یا بشارتی به نعمت همیشگی است؛ و یا تهدید به عذاب همیشگی است؛ و یا ناراحت کردن و ترساندن است، در حالی که سرنوشتش مبهم میباشد، نمیداند او جزء کدام گروه است. اما اهـل ولایت ما که مطیع امر ماست، پس او به نعمت همیشـگی بشارت داده میشود؛ و اما دشـمن ما که اهل مخالفت با مـاست، پس او به عـذاب همیشـگی تهدیـد میشود؛ و اما آنکه امرش مبهم است و معلوم نیست عاقبتش چیست، او مؤمن گناهکار است که از حدود خود تجاوز کرده و نمیدانـد کارش به کجا میکشد، خبرها به صورت مبهم و ترسـناک به او میرسـد. پس خـداوند عزوجل هرگز چنین فردی را با دشـمنان ما مساوی قرار نمیدهد [که در آتش مخلد باشند]، بلکه با شفاعت ما او را از آتش میرهاند. پس عمل کنـید و اطاعت نمایید و [به محبت ما بـدون اطاعت] تکیه نکنیـد و عقوبت خدای عزوجل را کوچک مشمارید؛ زیرا بعضی از این گناهکان هستند که شفاعت ما پس از سیصد هزار سال عذاب به آنان میرسد.
معانی الاخبار، ج۱، ص۲۸۸ و الإعتقادات، ج۱، ص۵۱ و نوادر الأخبار فیما یتعلق بأصول الدین، ج۱، ص۳۱۳ و بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمةالأطهار علیهمالسلام، ج۶، ص۱۵۳