روایت: خبر دادن امیرالمومنین به واقعه کربلا پس از جنگ صفین

از ولایت حضرت علی و حضرت زهرا
پرش به:ناوبری، جستجو

أَحْمَدُ بْنُ الحَسَنِ القَطَّانُ عن الحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ السُّكَّرِيُّ عن مُحَمَّدُ بْنُ زَكَرِيَّا عن قَيْسُ بْنُ حَفْصٍ الدَّارِمِيُّ عن حُسَيْنٌ الأَشْقَرُ عن مَنْصُورُ بْنُ الأَسْوَدِ عَنْ أَبِي‌حَسَّانَ التَّيْمِيِّ عَنْ نَشِيطِ بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ رَجُلٍ مِنْهُمْ عَنْ جَرْدَاءَ بِنْتِ سَمِينٍ عَنْ زَوْجِهَا هَرْثَمَةَ بْنِ أَبِي‌مُسْلِمٍ قَالَ: غَزَوْنَا مَعَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي‌طَالِبٍ عَلَيْهِ‌السَّلاَمُ صِفِّينَ، فَلَمَّا اِنْصَرَفْنَا نَزَلَ كَرْبَلاَءَ فَصَلَّی‌ بِهَا الغَدَاةَ ثُمَّ رَفَعَ إِلَيْهِ مِنْ تُرْبَتِهَا فَشَمَّهَا ثُمَّ قَالَ: «وَاهاً لَكِ أَيَّتُهَا التُّرْبَةُ! لَيُحْشَرَنَّ مِنْكِ قَوْمٌ يَدْخُلُونَ الجَنَّةَ بِغَيْرِ حِسٰابٍ». فَرَجَعَ هَرْثَمَةُ إِلَی‌ زَوْجَتِهِ وَ كَانَتْ شِيعَةً لِعَلِيٍّ عَلَيْهِ‌السَّلاَمُ، فَقَالَ: أَ لا أُحَدِّثُكِ عَنْ وَلِيِّكِ أَبِي‌الحَسَنِ نَزَلَ بِكَرْبَلاَءَ فَصَلَّی‌ ثُمَّ رَفَعَ إِلَيْهِ مِنْ تُرْبَتِهَا فَقَالَ: وَاهاً لَكِ أَيَّتُهَا التُّرْبَةُ! لَيُحْشَرَنَّ مِنْكِ أَقْوَامٌ يَدْخُلُونَ الجَنَّةَ بِغَيْرِ حِسٰابٍ. قَالَتْ: أَيُّهَا الرَّجُلُ! فَإِنَّ أَمِيرَالمُؤْمِنِينَ لَمْ يَقُلْ إِلاَّ حَقّاً. فَلَمَّا قَدِمَ الحُسَيْنُ عَلَيْهِ‌السَّلاَمُ، قَالَ هَرْثَمَةُ: كُنْتُ فِي البَعْثِ اَلَّذِينَ بَعَثَهُمْ عُبَيْدُاللهِ بْنُ زِيَادٍ، فَلَمَّا رَأَيْتُ المَنْزِلَ وَ الشَّجَرَ ذَكَرْتُ الحَدِيثَ، فَجَلَسْتُ عَلَی‌ بَعِيرِي ثُمَّ صِرْتُ إِلَی‌ الحُسَيْنِ عَلَيْهِ‌السَّلاَمُ، فَسَلَّمْتُ عَلَيْهِ فَأَخْبَرْتُهُ بِمَا سَمِعْتُ مِنْ أَبِيهِ فِي ذَلِكَ المَنْزِلِ اَلَّذِي نَزَلَ بِهِ الحُسَيْنُ عَلَيْهِ‌السَّلاَمُ، فَقَالَ: مَعَنَا أَنْتَ أَمْ عَلَيْنَا؟ فَقُلْتُ: لاَ مَعَكَ وَ لاَ عَلَيْكَ، خَلَّفْتُ صِبْيَةً أَخَافُ عَلَيْهِمْ عُبَيْدَاللهِ بْنَ زِيَادٍ. قَالَ: فَامْضِ حَيْثُ لاَ تَرَی‌ لَنَا مَقْتَلاً وَ لاَ تَسْمَعُ لَنَا صَوْتاً، فَوَ اَلَّذِي نَفْسُ الحُسَيْنِ بِيَدِهِ لاَ يَسْمَعُ اليَوْمَ وَاعِيَتَنَا أَحَدٌ فَلاَ يُعِينُنَا إِلاَّ كَبَّهُ اَلله لِوَجْهِهِ فِي جَهَنَّمَ.

هرثمة بن ابی‌‌مسلم گويد: همراه علی‌ بن ابی‌‌طالب عليه‌السّلام در جنگ صفين بوديم. هنگام بازگشتمان، حضرت در كربلا فرود آمد و نماز صبح را آن‌جا خواند. سپس از خاک آن برداشت و بویید، آنگاه چنين فرمود: خوشا به حال تو ای‌ خاک! قطعاً گروهی‌ از تو برخيزند كه بی‌‌حساب وارد بهشت می‌شوند. هرثمة نزد همسرش كه از پيروان علی‌ عليه‌السّلام بود بازگشت و گفت: آیا به تو از ولیّت ابوالحسن نگویم؟ او در كربلا فرود آمد و نماز خواند و از خاک آن برگرفت و گفت: خوشا به حال تو ای‌ خاک! قطعاً گروهی‌ از تو برخيزند که بی‌‌حساب وارد بهشت می‌شوند. همسرش گفت: ای مرد! همانا اميرالمؤمنین عليه‌السّلام جز حق نمی‌‌‌گوید. پس هنگامی كه حسين عليه‌السّلام به سرزمين كربلا آمد، هرثمة گفت: من در لشکری‌ بودم كه عبيد‌الله بن زياد فرستاد. هنگامی كه آن جایگاه و درخت‌ را ديدم، کلام امیرالمؤمنین را به یاد آوردم، پس بر شترم سوار شدم و نزد حسين عليه‌السلام رفتم. پس سلام كردم و او را خبر دادم به آنچه از پدرش شنیدم در این منزل که او اکنون فرود آمده. حضرت فرمود: تو با ما هستی‌ يا علیه ما؟ گفتم: نه با تو و نه علیه تو. كودكانی‌ در خانه دارم و از عبيدالله بن زياد بر آنها بيمناكم. فرمود: پس دور شو كه جای كشته شدن ما را نبينی‌ و صدای‌ ما را نشنوی‌. سوگند به كسی‌ كه جان حسين در دست اوست، امروز اگر كسی‌ فرياد ما را بشنود و ما را یاری ننماید، خداوند او را به صورت در جهنم می‌‌افكند.

الأمالی للصدوق، ج۱، ص۱۳۶ و مدینة معاجز الأئمة الإثنی‌عشر و دلائل الحجج علی البشر، ج۲، ص۱۷۰ و بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمةالأطهار علیهم‌السلام، ج۴۴، ص۲۵۵ و عوالم العلوم و المعارف و الأحوال من الآیات و الأخبار و الأقوال، ج۱۷، ص۱۴۷

[ فهرست آیات و روایات ]

صفحاتی که به این آیه/روایت ارجاع داده‌اند

حاج   حسین خوش لهجه نابغه ولایت؛ حاج حسین خوش لهجه