روایت: تأسی امام رضا به امام حسین هنگام شهادتشان
إمامنا الرضا علیهالسلام في آخر لحظات حياته قال لولده الجواد علیهالسلام: بُنَیّ محمّد! أبلغ شيعَتي عَنّي السلام، ثم قال: علي بِشَيء مِن الماء، فَلَمّا أدنى الماء مِن فَمِه بَكى وَ قال: يا ماء! أنتَ الَّذي مَنَعَ مِنكَ جَدّي الحُسين بِكَربَلاء. ثُمَّ طَلَبَ مِنه أن ينزع الفراش مِن تَحتِه فَبقي عَلى وَجه التُراب مُواسياً جَدّه الحسين علیهالسلام.
امام رضا علیهالسلام در آخرین لحظات عمر شریفش به فرزندش امام جواد علیهالسلام فرمود: پسرم محمد! سلام مرا به شیعیانم برسان. سپس فرمود: مقداری آب بیاورید. پس هنگامی که آب را نزدیک دهانش برد، گریه کرد و فرمود: ای آب! تو همان آبی هستی که از جدم حسین علیهالسلام در کربلا دریغ کردند. سپس از او خواست که زیرانداز را از زیرش بردارد تا مانند جدش حسین علیهالسلام بر روی خاک بماند.
معرفت کربلا، نوشته مهدی قازان، ص۷۴