روایت: بیعت نکردن بلال با ابابکر
روى الوحيد في التعليقة عن جده، أنه قال: رأيت في بعض كتب أصحابنا، عن هشام بن سالم، عن الصادق علیهالسلام، و عن أبي البختري، قال: حدثنا عبدالله بن الحسن بن الحسن، أن بلالا، أبى أن يبايع أبابكر، و أن عمر أخذ بتلابيبه، و قال له: يا بلال! هذا جزاء أبيبكر منك أن أعتقك، فلا تجيء تبايعه؟ فقال: إن كان أبوبكر أعتقني لله فليدعني لله، و إن كان أعتقني لغير ذلك فها أنا ذا؛ و أما بيعته، فما كنت أبايع من لم يستخلفه رسول الله صلی الله علیه و آله، و الذي استخلفه بيعته في أعناقنا إلى يوم القيامة. فقال عمر: لا أبا لك! لا تقم معنا. فارتحل إلى الشام.
هشام بن سالم از امام صادق علیهالسلام: بلال از بیعت با ابوبکر خودداری کرد، پس عمر گریبان او را گرفت و به او گفت: ای بلال! این گونه پاداش ابوبکر را میدهی که تو را از بردگی آزاد کرد و اکنون تو برای بیعت با او نمیآیی؟ بلال گفت: اگر ابوبکر مرا به خاطر خدا آزاد ساخته است، مرا به خاطر خدا واگذارد، و اگر به خاطر غیر این مرا آزاد کرده، پس آگاه باش که من همین هستم. اما بیعت با او، من با کسی که رسول خدا صلی الله علیه و آله او را خلیفه قرار نداده است، بیعت نمیکنم؛ در حالی که بیعت آن کسی که رسول خدا او را خلیفه قرار داد، تا روز قیامت بر گردن ماست. پس عمر گفت: ای بیپدر! کنار ما نباش. پس بلال از آنجا به شام رفت.
روضة المتقین، ج۱۴، ص۶۹ و تعليقة على منهج المقال، ص١٠٠