روایت: آماده بودن قبر امیرالمؤمنین از زمان نوح نبی
وَ كَانَ امیرالمؤمنین عَلَيْهِالسَّلاَمُ قَدْ قَالَ لِوَلَدَيْهِ الحَسَنِ وَ الحُسَيْنِ عَلَيْهِمَاالسَّلاَمُ عِنْدَ الوَفَاةِ: «إِذَا أَنَا مِتُّ فَاحْمِلاَنِي عَلَی سَرِيرِي وَ اِنْتَظِرَا حَتَّی إِذَا اِرْتَفَعَ لَكُمَا مُقَدَّمُ السَّرِيرِ فَاحْمِلاَ مُؤَخَّرَهُ». فَلَمّا مَضی ربع مِن الليل قامَ الحَسَن وَ الحُسَين عَلَيهِماالسلام وَ خَواصهما وَ ارتَفَع مُقَدّم السرير فَحَمَلا مُؤَخِّره. قَال مَن حَضَر مِن خَواصهم: كُنّا حال حَمَل الجنازة نَسمَع دوي المَلائِكة بِالتسبيح وَ التَكبير وَ التَهليل وَ ناطِقاً لَنا بِالتعزِيَة يَقول: «أحسَنَ الله لَكُم العَزاء في سَيدكُم وَ حُجَّةُ الله عَلی خَلقِه في أرضِه»؛ حَتی أتينا الغريين، فَإذا صَخرَة بَيضاء تَلمُعُ نوراً، فَوَضَعَ المُقَدم عِندَها وَ وَضعنا المُؤخر وَ حَفَرنا الصخرة فَإذا ساجة مَكتوب عَلَيها «هذا قَبر ادخره نوح النبي عليهالسلام لِوَصي مُحَمّد صَلّی الله عَلَيه وَ آلِه قَبلَ الطوفان بِسَبع مِائة عام» فَدَفَناه عَلَيهالسلام هُناك وَ أخفي قَبره الشَريف وَ بَقي مَخفياً حَتّی زَمان الرشيد وَ ظَهَرَ في زَمانه.
امیرالمؤمنین علی عليهالسلام به دو فرزندش حسن و حسين عليهماالسلام هنگام وفات فرموده بود: «هنگامی که من از دنیا رفتم، مرا در تابوتم قرار دهید و منتظر بمانيد، هنگامی که قسمت جلوی تابوت بلند شد، شما قسمت عقب را حمل كنيد». و چون پاسی از شب گذشت، حسن و حسين عليهمالسّلام و خواص اصحابشان برخاستند و جلو تابوت بالا رفت و آنها قسمت عقب را حمل کردند. خواص اصحاب که حضور داشتند گفتند: هنگامی که در حال حمل پیکر بودیم، صدای تسبيح و تكبير و تهلیل ملائکه را میشنیدیم و در مقام تعزیت به ما میگفتند: «خدا در مصيبت سیدتان، حجّت خدا بر خلق در زمینش، به شما صبر دهد»؛ تا اینکه به بيرون شهر رسيديم، ناگاه تخته سنگ سفيدی دیديم كه نور از آن میدرخشید و جلو تابوت کنار آن فرود آمد و ما هم عقب تابوت را بر زمين گذاشتيم و آن سنگ را برداشتيم، ناگاه ديديم تختهای است كه بر آن نوشته شده: «اين قبری است كه نوح نبی عليهالسّلام آن را برای وصیّ محمد صلّی اللّٰه عليه و آله هفتصد سال پيش از طوفان آماده ساخته»، پس پیکر حضرت را آنجا دفن کردیم و قبر شريفش را مخفی نمودیم و همچنان مخفی بود تا زمان هارون الرشيد که آشکار شد.
إرشاد القلوب، ج۲، ص۴۳۵