آن موقع که امام حسین «هل من ناصر» گفت؛ اصلش این است که فقط خدا لبیک گفت. لبیک حسین جان! حالا روز رجعت، آن لبیک را افشا میکند...
آن موقع که امام حسین «هل من ناصر» گفت؛ اصلش این است که فقط خدا لبیک گفت. لبیک حسین جان! حالا روز رجعت، آن لبیک را افشا میکند [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت را بهتر بشناسیم]
چه کسی جلوی امام زمان را می گیرد؟! چه کسی در مقابل حضرت می ایستد؟! همانهایی که حسین ما را کشتند؛ یعنی نماز شب خوانها، بیتوته کنها، الغوث کشها، جهاد بروها....
چه کسی جلوی امام زمان را می گیرد؟! چه کسی در مقابل حضرت می ایستد؟! همانهایی که حسین ما را کشتند؛ یعنی نماز شب خوانها، بیتوته کنها، الغوث کشها، جهاد بروها. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: گنجینه]
هفتاد هزار نفر به نام اسلام به طرف برانگیخته آن جلسه رفتند و به ولایت پشت کردند!...
امام حسین فرمود: من کشته جلسه بنی ساعده ام. هفتاد هزار نفر به نام اسلام به طرف برانگیخته آن جلسه رفتند و به ولایت پشت کردند! همان عده بودند که در صحرای کربلا حاضر شدند و امام حسین را کشتند. حالا همانها با اسلام جلوی امام زمان را می گیرند؛ اما دیگر فایده ای ندارد چون امام زمان محدود نیست؛ به امر خدا، مقصد خداست و تمام این عالم را می گیرد. این است که می گوید انتظار الفرج افضل العبادة! انتظار الفرج، انتظار رجعت است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: گنجینه]
الان بالای گنبد امام حسین پرچم قرمز است؛ یعنی هنوز احقاق حق نشده است. در رجعت است که احقاق حق می شود؛ پس اصل رجعت است...
الان بالای گنبد امام حسین پرچم قرمز است؛ یعنی هنوز احقاق حق نشده است. در رجعت است که احقاق حق می شود؛ پس اصل رجعت است [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: گنجینه]
چرا میگوید من از حسینم؟ یعنی تمام زحمتهایی که من کشیدم و مردم به آن عمل نکردند، حسین (علیه السلام) باید بیاید و زحمتهای مرا آبیاری کند...
«یا ثارالله و ابن ثاره» ، «حسین منی و انا من حسین» . حسین از پیغمبر است، چرا میگوید من از حسینم؟ یعنی تمام زحمتهایی که من کشیدم و مردم به آن عمل نکردند، حسین (علیه السلام) باید بیاید و زحمتهای مرا آبیاری کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: وقایع عاشورا]
امام حسین (علیه السلام) عقیدهاش ولایت است، پیامبر هم عقیدهاش خدا و ولایت است، خدا هم عقیدهاش نبوت و ولایت است...
پیامبر فرمود: «حسین منی و انا من حسین» حسین از من است و من از حسینم؛ یعنی ما با هم یک عقیده داریم امام حسین (علیه السلام) عقیدهاش ولایت است، پیامبر هم عقیدهاش خدا و ولایت است، خدا هم عقیدهاش نبوت و ولایت است. خدا آنها را دوست دارد و بقیه طفیلی هستند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: افشای ولایت]
«حسین منی و أنا من حسین» اما من از حسینم یعنی چه؟ هر چیزی پایبند به دینش است. یعنی دین ارزش دارد...
«حسین منی و أنا من حسین» اما من از حسینم یعنی چه؟ هر چیزی پایبند به دینش است. یعنی دین ارزش دارد. ارزش هر بشری به دینش است. ما روایت داریم، میفرماید: در همین عالم میمیرند و زنده میشوند. من اول این جمله را بگویم که شما حرف را قبول کنید. چون هر حرفی باید توأم با روایت و حدیث باشد. اگر نباشد، خیلی پایه ندارد. مثل یک عمارتی است که پایه ندارد. شخصی است کافر است، مسلمان میشود، میشود زنده. شخصی است میبینی مسلمان است، کافر میشود، میمیرد. معلوم میشود، ارزش هر چیزی به دینش است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: درباره امام حسین]
امام حسین (علیه السلام) دفاع کرد، نه قیام...
حالا اگر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) میگوید: حسین منی، أنا من حسین؛ امام حسین (علیه السلام) دید که با مادرش اینطور رفتار کردند، با پدرش اینطور رفتار کردند، جدش را زهر دادند، اینها کمر بستند تمام زحمتهای جدش را از بین ببرند. امام حسین (علیه السلام) دفاع کرد، نه قیام [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام حسین]
اگر آقا رسول محترم؛ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: «حسین منی و أنا من حسین» درست میگوید؛ ما نمیکشیم. حسین از من است، من از حسین. هدف اینها دین خداست...
اگر آقا رسول محترم؛ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: «حسین منی و أنا من حسین» درست میگوید؛ ما نمیکشیم. حسین از من است، من از حسین. هدف اینها دین خداست، هدفشان ولایت است؛ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام حسین]
حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) شب تا صبح، کناری میرفت و عبادت میکرد، با خدا نجوا میکرد...
ائمه (علیهم السلام) نجوا میخواهند، هیاهو و سر و صدا نمیخواهند. اگر ائمه (علیهم السلام) عبادت میکنند، آنها با خدا نجوا میکنند. امیرالمؤمنین (علیه السلام) یک شمشیر زده، افضل از عبادت ثقلین. علی (علیه السلام) خودش ثقلین است. چرا؟ چون به ما میگوید: من که حمایت از دین کردم، یک نفسم افضل از عبادت ثقلین است؛ این را به دوستانم میدهم. علی (علیه السلام) دارد کار، برای شما میکند. عزیزان من، ائمه (علیهم السلام) خودشان روحند؛ مقصد خدا هستند. خدا در قرآن به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «قم اللیل الا قلیلاً» ثلث شب، نماز شب بخوان! حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) شب تا صبح، کناری میرفت و عبادت میکرد، با خدا نجوا میکرد. عبادت از برای خلق است، خلق باید عبادت کند تا به جایی برسد. ائمه (علیهم السلام) در دنیا آمدهاند تا ما را به جایی برسانند [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: نجوا]
آقا موسی بن جعفر (علیه السلام) فرمود: هر کسی توهین به یک مؤمن کند، انگار خانه خدا را خراب کرده است...
آقا موسی بن جعفر (علیه السلام) وقتی که مکه معظمه مشرف شد، محکم خانه خدا را گرفت؛ یعنی ایشان یک حدودش را گرفت و سخنرانی کرد. فرمود: ای مردم! بدانید این مکه معظمه خیلی شرافت دارد. هر که آن را بسازد، هر که تعمیر کند، هر که به اینجا بیاید،… خیلی ایشان سفارش خانه خدا را کرد. (من عقیدهام این است که تمام عظمت مکه به واسطه امیرالمؤمنین (علیه السلام) است؛ یعنی زایشگاه علی (علیه السلام) است.) بعد فرمود: هر کسی توهین به یک مؤمن کند، انگار خانه خدا را خراب کرده است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ناراحتی از حرف خلق]
چرا اینها را مثل پدر و مادرتان حساب میکنید؟ چرا معرفت در حق حجت خدا ندارید؟...
مگر شخصی نمیآید خدمت امام صادق (علیه السلام) عرض میکند، یابن رسول الله، بعد از شما حجت خدا چه کسی است؟ ببین، چطور راهنمایی میکند؟ میگوید: برو سر گهواره. حالا میرود، سلام میکند، موسی بن جعفر سه روزش است. چرا اینها را مثل پدر و مادرتان حساب میکنید؟ چرا معرفت در حق حجت خدا ندارید؟ ببین، آقا امام صادق (علیه السلام)، رئیس مذهب ما چه کار میکند؟ حالا میرود سلام میکند. میگوید: برو اسم دخترت را عوض کن. بابا جان من! عزیز من! تو را به دینت! نرو توی نماز شب. نرو توی ذکر، ذکری میشوی، نماز شبی میشوی. من مکرر کنم. خیال نکنید من فضیلت نماز شب را نمیدانم. حضرت میفرماید: هر کسی نماز شب کند، صبح بگوید من محتاجم، دروغ میگوید. نماز شب، این همه فضیلت دارد؛ اما تو دلت نورانی باشد، نماز شب بخوان. بیا دلت از ولایت نورانی بشود، بعد نماز شب بخوان. نماز شب که به تو نور نمیدهد. حالا ببین، موسی بن جعفر چه میگوید؟ میگوید: برو اسم دخترت را عوض کن. این شخص میآید…
موسی بن جعفر مرتب به او گفت: تو ثواب کردی، اینقدر گفت از عبادت خودش بالاتر برد. آقا من چه کردم؟ گفت: پا شدی، آب خوردی، «یاد» لب تشنه جدم حسین کردی...
آقا موسی بن جعفر یک عمله دارد، آنجا کار میکند. شب آنجا خوابید. قدری که از شب رفت، دید موسی بن جعفر کناری رفت، مرتب، «ابکی، ابکی» میکند، تا صبح با خدا مناجات کرد. مناجات موسی بن جعفر یک خلقت است، خود امام یک خلقت است، مناجاتش یک خلقت است. حالا توجه بفرمایید من میخواهم با این زبان الکنم به امید خدا «یاد» را پرورش بدهم. حالا این عمله هم آمد پیش موسی بن جعفر، گفت: آقا جان، من هر وقت پا میشدم، دیدم شما «ابکی، ابکی» میکنی، من هم دلم میخواست؛ خب خستهام. (من عملگی کردهام، خیلی آدم خسته میشود، خدا قسمتان نکند، خدا همیشه شما را فرمانده قرار بدهد. بیایید فرمان ببرید، فرمانده بشوید) موسی بن جعفر مرتب به او گفت: تو ثواب کردی، اینقدر گفت از عبادت خودش بالاتر برد. آقا من چه کردم؟ گفت: پا شدی، آب خوردی، «یاد» لب تشنه جدم حسین کردی [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: یاد]
صحبتهای متقی نجات بشر است، نجات بشر در سینه متقی نوشته شده است. امام موسی کاظم هم به متقی فرمود: «حسین! غصه نخور! حرفهایت را در جهان پخش میکنیم»...
صحبتهای متقی نجات بشر است، نجات بشر در سینه متقی نوشته شده است. امام موسی کاظم هم به متقی فرمود: «حسین! غصه نخور! حرفهایت را در جهان پخش میکنیم» [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: احکام ولایت]
تو هم حالا باید امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را قبول داشته باشی تا رستگار شوی...
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، امیرالمؤمنین (علیه السلام) را معرفی کرد و فرمود: «الیوم أکملت لکم دینکم»؛ ای مردم دنیا! باید امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را قبول داشته باشید. این فرمایش پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به مردم کل عالم است که تا قیام قیامت هر کسی در این دنیا میآید، باید امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را قبول داشته باشد تا رستگار شود؛ نه اینکه فقط مختص آن زمان باشد. تو هم حالا باید امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را قبول داشته باشی تا رستگار شوی. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: آخرالزمان]
خدا به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: ای رسول من! اگر حرف تو را عمل نکنند کافرند؛ اما تو این همه زحمت کشیدی، عصاره تمام زحمتهایت امیرالمؤمنین علی (علیه السل�...
خدا به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: ای رسول من! اگر حرف تو را عمل نکنند کافرند؛ اما تو این همه زحمت کشیدی، عصاره تمام زحمتهایت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) است. تمام زحمتهایی را که کشیدی، ما قبول داریم، ائمه (علیهم السلام) قبول دارند؛ حالا ما میخواهیم یک برتری به تمام این عالم بدهیم و آن امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) است! من کسی را دارم مافوق تو! بلند شو و او را معرفی کن. او را روی شانهات بگذار تا نگویند علی، دیگری است! برو آنجا سفارش امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را بکن و به این جمعیت بگو: «الیوم أکملت لکم دینکم»[۱]، ای مردم! اگر میخواهید رستگار شوید، علی (علیه السلام) را باید به «الیوم أکملت لکم دینکم»[۱] قبول داشته باشید؛ دین تو، ای محمد! به علی (علیه السلام) افشا شد! ای مردم! امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بالاتر است! از کجا میگویی بالاتر است؟ ما حرف خدا را میزنیم؛ میفرماید: اگر تمام انس و جن عبادت کنند و…
این همه که ملائکه اجر دارند، خدا به متقی گفت: حسین! من مَلَک روی سرت میریزم!...
نمیخواهم خدای نخواسته پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را کوچک کنم! هفت آسمان داریم، خدا میداند در این هفت آسمان چقدر ملائکه هست. تمام ملائکه را امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) خلق کرده است! حالا به امیرالمؤمنین (علیه السلام) خطاب شد: امریه صادر شده است که شما در زمین بیایید. آن وقت ملائکه گفتند: ما چه کار کنیم؟ فوراً هفت بیت المعمور، در هفت آسمان به وجود آمد! آن وقت هفت علی، در آن هفت بیت المعمور هست که ملائکه میروند و او را زیارت میکنند. «این همه که ملائکه اجر دارند، خدا به متقی گفت: حسین! من مَلَک روی سرت میریزم! تو چه کار میکنی؟! میخواهی این حرف را بکش؟! میخواهی نکش؟! این حرفهایی که من میزنم، مثل این است که به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) گفت: امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را معرفی کن. من هم دارم امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را معرفی میکنم! وقتی این حرفها را بخواهی، خدا ثوابش را به تو میدهد! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: آخرالزمان]
مگر از غدیر مهمتر در خلقت هست؟ نه در این خلقت، در ماورا هم نیست، در آسمانها هم نیست...
مگر از غدیر مهمتر در خلقت هست؟ نه در این خلقت، در ماورا هم نیست، در آسمانها هم نیست [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: منیت پرچم شیطان است]
میگویند عید غدیر، عید سیدهاست، [بلکه] عید شیعههاست....
میگویند عید غدیر، عید سیدهاست، [بلکه] عید شیعههاست. اگر سید هم شیعه هست، عید او هست، اگر شیعه نیست، عید او نیست. ما داریم چه میگوییم؟ یک چیزهایی پدر و مادرمان در بیابانها گفتند، این طرف، آن طرف گفتند، عوام بودند، شما همین را قبول کردید. اصل، شیعهگی هست. باز من روایت دیگر بگویم که مطلب جا بیفتد. زید، برادر امام رضا است، اما امام رضا به او زید النار میگوید، ببینید، توی کتابها نوشته، خود امام رضا گفته است. میگوید: برادر، گول مردمان مکه و مدینه را نخور که به تو میگویند برادرت امام هست، پدرت امام هست. خدا تو را میسوزاند. ما داریم چه میگوییم؟ اصلاً اصل، ولایت است [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: درباره امام حسین]
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) کفواً احد است، حضرت زهرا (علیها السلام) کفواً خلقت است....
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) کفواً احد است، حضرت زهرا (علیها السلام) کفواً خلقت است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: آخرالزمان]
غدیر که برای ما چهار نفر نبوده است، غدیر در آسمانها بوده...
بابا جان! من یک وقت دیگر هم اشاره کردم، غدیر که برای ما چهار نفر نبوده است، غدیر در آسمانها بوده. غدیرِ اول که برای ملائکه شد. این غدیر ما، دوباره و شاید چندمی است. شاید در هر کراتی یک غدیر شده است. شما خیال میکنید. شما والله! ولایت را نشناختید. من یک وقت که وارد ولایت میشوم اصلاً میخواهم از نادانی بیشتر مردم سکته کنم. چرا نشناختیم؟ معلوم میشود که چه زمانی بوده که در بهشت آمده است. غدیر در عالم بوده است [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: هدایت و اصحاب یمین]
خدا امیرالمؤمنین (علیه السلام) را تایید کرده. در غدیر فرمود: «الیوم اکملت لکم دینکم»...
در جلسات بنی ساعده نقش خلقی امیرالمؤمنین (علیه السلام) را تعریف و تبلیغ میکنند. در جلسه بنی ساعده که خلق است خودشان را تایید میکنند، آن تکذیب است. خدا امیرالمؤمنین (علیه السلام) را تایید کرده. در غدیر فرمود: «الیوم اکملت لکم دینکم» حالا امام حسین (علیه السلام) میفرماید: من کشته جلسه بنی ساعده هستم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: افشای ولایت]
علی دین است...
حالا از طرف خدا جبرئیل نازل شد که یا محمد، امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را معرفی کن: «یا أیّها الرسول بلّغ ما انزل الیک من ربّک فإن لم تفعل فما بلغت رسالته» تا پیامبر ذرهای مسامحه کرد، خدا گفت: اگر علی (علیه السلام) را معرفی نکنی، هیچ کاری نکردهای. حالا پیامبر فوراً اطاعت کرد. خدا گفت: علی (علیه السلام) را روی دست بیاور و بلند کن که همگان بدانند جانشین و وصی تو و حجت خدا این است تا اینکه کس دیگری را به عنوان جانشین تو معرفی نکنند. حالا تازه این، معرفی امیرالمؤمنین (علیه السلام) است نه حقیقت علی (علیه السلام) . حالا امیرالمؤمنین (علیه السلام) را روی دست آورد. گفت: «من کنتُ مولاه فهذا علیّ مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله… » حالا وقتی رسولالله (صلی الله علیه و آله و سلم) ، امیرالمؤمنین (علیه السلام) را معرفی کرد، یکدفعه خدا افشاء کرد: «الیوم اکملت لکم دینکم» علی (علیه السلام) دین است. مقصد خدا این است. آن دینی که خدا میخواهد، این است. آن اسلامی که خدا میخواهد، این است؛ یعنی امر خدا و مقصد خدا،…
حالا این صحبتها به تمام خلقت پخش میشود...
متقی هم در مکه صحبت کرده که: هرکسی که گناه بکند و دوباره گناه بکند و حال توبه نداشته باشد، مصر به گناه است و خدا او را نمیآمرزد. حالا وقتی از مکه آمد، در خواب به ایشان گفتند: ما صحبتهایی که در مکه انجام دادی به لوح نوشتیم؛ حالا این صحبتها به تمام خلقت پخش میشود. بیایید متقی شوید و دست از متقی برندارید [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: نجوا]
گفتم: بیبی جان! اگر اینها داخل خانه من بودند، دفاع میکردم...
این علی آقای ما، همسر و پدر و مادر همسرش در بمباران، از دنیا رفتند. حرم حضرت معصومه (علیها السلام) رفتم، گفتم: بیبی جان! اگر اینها داخل خانه من بودند، دفاع میکردم. شما میتوانی، چرا دفاع نمیکنی؟ وقتی از حرم بیرون آمدم، دیدم قلبم منور است. عدهای بودند که خانوادههایشان را در آبادیها گذاشته بودند، اینقدر دل من منور شد که به آنها گفتم: بروید خانوادههایتان را بیاورید! دیگر بمباران نمیشود، والله، دیگر بمباران نشد [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: نجوا]
ندای ولایت بر زبان متقی جاری میشود...
ندای ولایت بر زبان متقی جاری میشود. حنجرهاش، حنجره ولی خداست. این کتابها و نوارها ندای ولایت است و وقتی شما ندای متقی را گوش دادی، لذت میبری و زهرای عزیز خشنود میشود. چرا؟ چون چهارده معصوم (علیهم السلام) امر خدا میباشند و متقی امر چهارده معصوم (علیهم السلام) است [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: نجوا]
امام حسین (علیه السلام) فرموده است: «بروید از وکیل من اجازه بگیرید»...
شماها باید «دائم النجوا» باشید؛ با خدا حرف بزنید، خدا خوشش میآید. چه وقت خدا با شما نجوا میکند؟ موقعی که یاد خدا باشید. من کارم این بود که جمعهها در بیابان میرفتم و با خدا نجوا میکردم، یک شب خواب دیدم که دو نفر آمدند و گفتند: میخواهیم صحن امام حسین (علیه السلام) را تعمیر کنیم؛ امام حسین (علیه السلام) فرموده است: «بروید از وکیل من اجازه بگیرید» اینجا امام حسین (علیه السلام) با متقی نجوا میکند [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: نجوا]
آن قلبی که علی (علیه السلام) بگوید، با زهرا (علیها السلام) محرم است....
یک وقت دشمن تعریف میکند، یک وقت دوست. عایشه تعریف میکند، میگوید تا زهرا (علیها السلام) بود، یک نوری بود تمام مدینه را گرفته بود. به تمام آیات قرآن، من آن نور را دیدم. تو اگر زهرا (علیها السلام) را بشناسی، نورش را میبینی. اینها یک چیزها نیست که پیش ما نباشد. به دینم، نه اینکه نورش را ببینی، از نورش استشفاء میکنی؛ اما چشمی که جایی دیگری نگاه نکند، چشمی که در اختیار زهرا (علیها السلام) باشد، مشامی که در اختیار ولایت باشد. این دیگر چیز دیگری نمیفهمد. همانطور که آنها انتظار خباثت دارند، مؤمن انتظار اینها را میکشد. به تمام آیات قرآن، زهرا (علیها السلام) به من دست داده است. به دینم، راست میگویم؛ اما این دست، جای دیگری نرفته باشد، این دست در اختیار باشد، این چشم، در اختیار باشد، این پا، در اختیار باشد. [حضرت زهرا] صیغه محرمیت خواند. صیغه محرمیت؛ یعنی صیغه ولایت خوانده است. حالا این مهدی است. میگفت: وقتی تو را عمل میکردند، آن طرف میگفت این چه کسی است؟ میگفت: قلبش دارد میگوید:…
یکی از اسماء خدا، «یا قدیم» است؛ یعنی ای کسی که همیشه بودهای. ولایت هم «یا قدیم» است؛ همیشه بوده، مثل خداست...
یکی از اسماء خدا، «یا قدیم» است؛ یعنی ای کسی که همیشه بودهای. ولایت هم «یا قدیم» است؛ همیشه بوده، مثل خداست [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امیرالمؤمنین؛ ولایت را بهتر بشناسیم]
قدرت تمام این خلقت که به ثمر میرسد باید «علی» بگویند...
قدرت تمام این خلقت که به ثمر میرسد باید «علی» بگویند [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امیرالمؤمنین؛ ولایت را بهتر بشناسیم]
اگر علی (علیه السلام) را نشناختی، خدا را هم نشناختی...
به تمام آیات قرآن! شناسائی علی (علیه السلام)، شناسائی تمام خلقت است. اگر علی (علیه السلام) را نشناختی، خدا را هم نشناختی؛ چون که خدا گفته علی (علیه السلام)، امر خدا علی (علیه السلام) است. خودش فرمود: «اگر عبادت ثقلین کنی، اما علی (علیه السلام) را به «الیوم اکملت لکم دینکم»، قبول نداشته باشی، به رو در جهنم میاندازمت» پس اگر علی (علیه السلام) را قبول نداشته باشید، خدا را هم قبول ندارید [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: افشای احکام]
خدا برای نماز و روزه، اگر بیولایت باشد، عزت قائل نیست. خدا، عزت برای ولایت قائل است....
خدا برای نماز و روزه، اگر بیولایت باشد، عزت قائل نیست. خدا، عزت برای ولایت قائل است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: هدایت با خداست نه با خلق]
کسی که امیرالمؤمنین (علیه السلام) را نشناسد نه در دنیا، بلکه در تمام خلقت مذمت شده است...
کسی که امیرالمؤمنین (علیه السلام) را نشناسد نه در دنیا، بلکه در تمام خلقت مذمت شده است [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امیرالمؤمنین؛ ولایت را بهتر بشناسیم]
قبولی عبادت، ولایت است و قبولی ولایت، اطاعت است...
قبولی عبادت، ولایت است و قبولی ولایت، اطاعت است. حالا شیعه باید فرمان امام را ببرد و برای خودش مصداق درست نکند. (بعضی مقدسها برای خود مصداق درست میکنند) شاه عبدالعظیم حسنی خدمت امام هادی (علیه السلام) میرسد و عرض میکند آمدهام عقایدم را بگویم. میفرماید: بگو عزیزم. میگوید: واجبات را به جا میآورم و ترک محرمات میکنم. اگر شما که امام و حجت من هستی، امر کنی سیبی یا اناری نصفش حلال است و نصفش حرام، نیمه حلالش را میخورم و نیمه حرامش را دور میاندازم و پس از این با همین عقیده کنار رفت. چرا؟! چون او به غیر از امام کسی را واجب الاطاعة نمیبیند، حجت خدا را واجب الاطاعة میداند. حالا خدا به او عظمت میدهد. میفرماید: هر کس شاه عبدالعظیم حسنی را زیارت کند امام حسین (علیه السلام) را زیارت کرده؛ چون امر امام را زیارت کرده. رفقای عزیز! من هم دلم میخواهد شما اینطور باشید. امر وجود مبارک حجت بن الحسن، امام الانس و الجن (عج الله فرجه) را اطاعت کنید تا شاه عبدالعظیم حسنی…
یک روزی این خورشید، به قصر سلاطین میتابید، در قلههای کوه بودند، امروز به قبرشان میتابد...
یکی از خلفا آمده امام هادی را برده است. میگوید: برای ما شعر بخوان. میگوید: ما از شعر خیلی بری نیستیم. گفت: نه، باید بخوانی. آن اشعاری که شما از ما بهتر بلدید، گفت. مضمونش این بود: یک روزی این خورشید، به قصر سلاطین میتابید، در قلههای کوه بودند، امروز به قبرشان میتابد. عزیز من، بدان که دنیا فانی است. نگاه به آن چهار نفر نکن که دورتان را میگیرند. اینها همهشان محتاج هستند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عیدی ما ولایت]
امام (علیه السلام) در جواب ایشان نوشتند: لبت را حرکت بده! حرف بزن! بگو! ما دور نیستیم. یعنی نجوا کن...
شخصی، از یکی از شهرهای دور، به امام هادی (علیه السلام) نامهای نوشت که آقا! من دور از شما هستم، گاهی حاجتی دارم، مشکلاتی دارم، در هر حال چه کنم؟ امام (علیه السلام) در جواب ایشان نوشتند: لبت را حرکت بده! حرف بزن! بگو! ما دور نیستیم. یعنی نجوا کن [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: نجوا]
شما هم اگر خودتان را در مقابل خدا و امام زمان (عج الله فرجه) تقصیرکار بدانید، هم خدا به شما نظر میکند، هم امام زمان (عج الله فرجه) و حضرت زهرا (علیها السلام)...
شما هم اگر خودتان را در مقابل خدا و امام زمان (عج الله فرجه) تقصیرکار بدانید، هم خدا به شما نظر میکند، هم امام زمان (عج الله فرجه) و حضرت زهرا (علیها السلام) تمام غم و غصه دنیا را از دلتان بیرون میبرند. شخصی بود که بیست سفر به مکه رفته بود، خدمت امام هادی (علیه السلام) آمد و حضرت تمام آنها را رد کرد و فرمود که تو اولاً بیتوته با خدا نداشتی و دیگر این که سخی نبودی و اینها را از خودت میدانستی؛ این است که تمام عبادتهایت ردّ است. پس ما باید دسترنجی که از ما صادر میشود را از خدا بدانیم و بگوییم که خدایا! تو این کار را کمک کردی و یادم دادی. من شبها میگویم: «خدایا! اگر بهشت بروم تو کردی، تو این حرفها را یادم دادی، نماز شب را تو یادم دادی، بیتوته شب را تو یادم دادی، کمک به فقرا را تو یادم دادی؛ پس اگر بهشت بروم تو کردی!» [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان با متقی]
شخصی بود که بیست سفر به مکه رفته بود، خدمت امام هادی آمد و حضرت تمام آنها را رد کرد و فرمود: تو اولاً بیتوته با خدا نداشتی و دیگر این که سخی نبودی و اینها را از خودت می�...
شخصی بود که بیست سفر به مکه رفته بود، خدمت امام هادی آمد و حضرت تمام آنها را رد کرد و فرمود: تو اولاً بیتوته با خدا نداشتی و دیگر این که سخی نبودی و اینها را از خودت میدانستی [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان با متقی]
اصل این است که ما امیرالمؤمنین (علیه السلام) را به خلافت رسول الله قبول داشته باشیم...
خدا میگوید به عزت و جلال خودم اگر عبادت ثقلین کنی، علی را دوست نداشته باشی، به رو تو را در جهنم میاندازم. یعنی چه؟ کسی که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را به خلافت رسول الله قبول نداشته باشد [را به رو در جهنم می اندازد]. اصل این است که ما امیرالمؤمنین (علیه السلام) را به خلافت رسول الله قبول داشته باشیم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: تولی و برائت]
این مردم رشد کردند، از آن موقعی که دنبال امیرالمؤمنین (علیه السلام) نمیرفتند، حالا هم دنبال متقی نمیآیند...
خدا در تمام این خلقت دوازده امام، چهارده معصوم (علیهم السلام) را تأیید کرده و آنها متقی را تأیید میکنند. امام حسین هم میفرماید: «متقی وکیل من است». حالا این متقی که این همه سفارش شده است، ای کاش به حرفش نبودند، به او توهین هم میکنند! خدا میفرماید: «اگر عبادت ثقلین کنی، امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را به الیوم أکملت لکم دینکم قبول نداشته باشی، تو را با صورت به آتش جهنم میاندازم». این را فقط متقی به شما میگوید. حالا میگویم: این مردم رشد کردند، از آن موقعی که دنبال امیرالمؤمنین (علیه السلام) نمیرفتند، حالا هم دنبال متقی نمیآیند [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: احکام ولایت]
اطاعت از پیامبر اطاعت از جسم پیامبر نیست. اطاعت از امر پیامبر است. امر پیامبر، علی بن ابی طالب است....
اطاعت از پیامبر اطاعت از جسم پیامبر نیست. اطاعت از امر پیامبر است. امر پیامبر، علی بن ابی طالب است. اگر بخواهید به این حرفها خوب توجه کنید باید اهل دنیا نباشید. اهل دنیا بودن نمیگذارد بفهمی و گرنه تا رسول الله یک قدری کُندی کرد خدا میفرماید «و ان لم تفعل فما بلغت رسالته» اگر این کار را نکنی کاری نکردهای. پس آنها باید امر پیامبر را قبول کنند. «الیوم اکملت لکم دینکم» دین، علی (علیه السلام) است. اگر اسلام، علی (علیه السلام) را قبول کرد اسلامِ حقیقی است. و گرنه خودشان درست کردهاند. آن دو نفر، خودشان درست کردند. اسلام حقیقی باید چهارده معصوم را قبول کند، چون اینها نمایندههای خدا هستند. تو اگر نماینده را قبول نداری بقیه چیزهای دیگر را هم قبول نداری؛ چون که خدای تعالی چنان سفارش نمایندهاش را کرده که میفرماید: اگر کسی عبادت ثقلین کند و علی (علیه السلام) را به «الیوم اکملت لکم دینکم» قبول نداشته باشد به رو به جهنم میاندازمش [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: روح، ولایت است]
خدا نمیگوید: اگر مرا قبول نداشته باشی، به عزت و جلالم عبادت ثقلین بکنی، من تو را میسوزانم...
خدا نمیگوید: اگر مرا قبول نداشته باشی، به عزت و جلالم عبادت ثقلین بکنی، من تو را میسوزانم؟ [نمیگوید:] تو را میسوزانم، چرا مرا قبول ندارد؟ خدا نمیگوید اگر نبی را قبول نداشته باشی و عبادت ثقلین کنی، تو را میسوزانم. آیا مغز ما میکشد یا نه؟ حالا میگوید اگر علی (علیه السلام) را قبول نداشته باشی، عبادت ثقلین انجام دهی، تو را میسوزانم. کجا این را گفته است؟ مگر ما میفهمیم؟ پس ما باید چه کار کنیم؟ ما باید قبول کنیم. حرف خدا را قبول کن. اگر حرف خدا را قبول کردی، ولایت را از هر چیزی بالاتر میدانی. بیا حرف خدا را قبول کن. بیا حرف پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را قبول کن [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ولایت، عدالت، سخاوت]
اگر شما امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را معرفی نکنید، حرف پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را نشنیدهاید...
اگر شما امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را معرفی نکنید، حرف پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را نشنیدهاید. ائمه طاهرین (علیهم السلام) نور واحدند، اینها یکی هستند؛ اما خداوند میفرماید: «به عزت و جلالم قسم اگر عبادت ثقلین کنی، ولی امیرالمؤمنین علی را قبول نداشته باشی، تو را با صورت به آتش جهنم میاندازم.» این حرف فقط راجع به امیرالمؤمنین (علیه السلام) است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان با متقی]
خلق ارزش ندارد؛ ولایت، ارزش دارد. اگر بخواهی ارزش پیدا کنی، باید اتصال به ولایت باشی....
خلق ارزش ندارد؛ ولایت، ارزش دارد. اگر بخواهی ارزش پیدا کنی، باید اتصال به ولایت باشی. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ام ابیها]
اصلاً اگر ما بخواهیم درباره ولایت عرض اندام کنیم، یا فاسق هستیم یا فاسد...
اصلاً اگر ما بخواهیم درباره ولایت عرض اندام کنیم، یا فاسق هستیم یا فاسد؛ مگر اطاعت کنیم، مگر سر فرود بیاوریم. خدایا، نه تو را شناختیم و نه علی را. خدایا، نه تو را شناختیم و نه امام زمان را. خدایا، به ما شناخت بده! از خدا بخواهیم به ما شناخت بدهد [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ولایت، عدالت، سخاوت]
عزیز من، خدا، میزبان ولایت است....
بابا، احیا [این است که] دلت را احیا کن، احیا این است دلت را احیا کن، در دلت را به روی دنیا ببند، ولایت توی دلت بیاید. کجا میروی؟ چه نظافتی؟ والله، این کثافت است. چه احیایی؟ دلت را احیا بکن. این آقا میگوید که خدا میزبانت است، تو باد هم به خودت بکن که روزه گرفتی، خدا هم میزبانت است! بخور تا بیاورد! عزیز من، خدا، میزبان ولایت است. این خدایی که گفته اگر علی را قبول نداشته باشید، به عزت و جلالم قسم، اگر عبادت ثقلین کنی تو را میسوزانم، حالا این آقایی که دشمن علی است، خدا میزبانش است؟! چرا ما عقل نداریم؟ عزیزان من، چرا با عقل فکر نمیکنیم؟ خدا، میزبان ولایت است [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رمضان 77 – احیاء و صراط مستقیم]
مکه، یعنی ولایت...
مکه، یعنی ولایت. کوه ابوقبیس که حضرت میفرماید: عصارهاش این است. اگر تو ولایت نداشته باشی، در راه خدا کوه ابوقبیس را بدهی، ارزش ندارد. چرا میگوید از متقی، از مؤمن اعمال قبول میشود؟ تو باید مؤمن به علی باشی، حالا که آنجا میروی، به تو میگوید کوه ابوقبیس را بدهی، دور زایشگاه علی نگردی، به درد نمیخورد. ما باید مبنای این چیزها را بفهمیم. به من بگو، آقای مهندس، این کجای کتاب نوشته است؟ سندش کجاست؟ به تو میگویم برو در محضر! سندش را از محضری بگیر! سندش آنجاست! سندش عقل تو است. میگوید اگر عبادت ثقلین کنی، علی را دوست نداشته باشی، تو را به رو در جهنم میاندازم. این هم سندش [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: پیرامون حضرت زینب]
روح عبادت، اطاعت است. روحش علی (علیه السلام) است...
رفقای عزیز، من خدمت شما عرض کردم که مردم بعد از رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) عبادتی شدند. آن عبادتی شدن همینطور ادامه دارد. آنوقت آخرالزمان زیادتر شد که مردم همه عبادتی شدند. این عبادت اگر با امر مطابق باشد، صحیح است؛ اگر نباشد شما یک عبادتی کردهاید؛ یعنی ما گفتیم: روح عبادت، اطاعت است. روحش علی (علیه السلام) است. چون که خدا هم میگوید: به عزت و جلالم قسم، اگر عبادت ثقلین کنی، علی بن ابی طالب، وصی رسول الله را قبول نداشته باشی، تو را به رو در جهنم میاندازم. پس عبادت بیعلی، علیکشی است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان و ذکر الله]
[کتاب نویس باید] بنویسد که شرط قبولی عبادت، ولایت است...
شخص به اصطلاح خودش، خیلی بزرگ است. این را مردم بزرگ کردهاند، نه خدا بزرگ کرده باشد. اگر خدا بزرگ کند، خودش حافظ آن است. حالا این همه روایت و حدیث گفته است! مثلاً اینجا، آنجا، نماز بخوان، ذکر بگو، سبحان الله بگو، نماز شب بخوان، زیارت برو، آنقدر نوشته است که بشر گیج میشود، اما نگفته است که شرط عبادت، ولایت است. نگفته است! تمام کتابها را نگاه کنید. اگر پیدا کردید، پاداش میدهم. یعنی به این نحو بگوید، نه اشاره بکند! بنویسد که شرط قبولی عبادت، ولایت است. این جمله را بنویسد که خدا میگوید: اگر عبادت ثقلین کنی، اما علی (علیه السلام) را به «الیوم اکملت لکم دینکم» قبول نداشته باشی، تو را به رو در جهنم میاندازم. پس چرا تو خریدار این حرف نیستی که در این کتاب بنویسی؟! من الان دارم با تو کتابنویس حرف میزنم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان را بشناسیم تا به مرگ جاهلیت نمیریم]
خواستن خدا اطاعت امر خداست. امر خدا علی بن ابی طالب است...
خواستن خدا اطاعت امر خداست. امر خدا علی بن ابی طالب است [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: افشای احکام]
دو حکومت داریم: حکومت الله، حکومت ولایت. حالا خدا حکومت خودش را هم به علی (علیه السلام) داد...
دو حکومت داریم: حکومت الله، حکومت ولایت. حالا خدا حکومت خودش را هم به علی (علیه السلام) داد. اینقدر خدا ولایت را بالا برد. گفت: اگر عبادت ثقلین کنی و علی (علیه السلام) را قبول نداشته باشی، تو را میسوزانم. رفقای عزیز، باید از کار کنار بروید، باید از دنیا کنار بروید، از خدا و امام زمان (عج الله فرجه) فکر صحیح بخواهید. یک گوشهای بنشینید، گوش کنید ببینید من چه میگویم. خدا، تمام خلقت را فدای علی (علیه السلام) کرد. تمام ممکنات را فدای ولایت کرد، گفت: اگر عبادت همه ثقلین را بکنی، تو را میسوزانم. پس معلوم میشود ثقلین را در مقابل ولایت هیچ چیز کرد. ما ولایتمان اینطوری هست؟ چرا بیدار نمیشویم بفهمیم علی (علیه السلام) چیست؟ بفهمیم امام یعنی چه؟ آنوقت اگر اینطور باشد، امام را در گلولههای خونت قرار میدهی [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: بوی ولایت]
مگر این نیست که پیغمبر اکرم میفرماید: یا علی، صد و بیست و چهار هزار پیغمبر، محال است [که از تو سرپیچی کنند]؛ اما اگر ذرهای خدشه از ولایت تو کم داشته باشند؛ خدا قسم خو...
مگر این نیست که پیغمبر اکرم میفرماید: یا علی، صد و بیست و چهار هزار پیغمبر، محال است [که از تو سرپیچی کنند]؛ اما اگر ذرهای خدشه از ولایت تو کم داشته باشند؛ (یعنی چه جور کم داشته باشند؟ یعنی بخواهند یک اعتراضی کنند. ما همه کم و زیاد داریم. توجه بفرمایید که اینها بخواهند یک ذره از ولایت تو سر پیچی کنند) خدا قسم خورده، صد و بیست و چهار هزار پیغمبر را میسوزانم. مگر نیست این علی (علیه السلام) که دربارهاش خدا میفرماید: اگر عبادت ثقلین کنی، علی را دوست نداشته باشی، تو را میسوزانم. خدا، تمام ثقلین را فدای ولایت میکند. چرا نمیفهمیم؟ والله، من آتش میگیرم. چندین سال درس خواندید، باز هم اینطرف و آنطرف میزنید. مگر این علی نیست که پاککننده تمام خلقت است؟ مگر این علی نیست که یک کافر، اگر ولایت در قلبش دمیده بشود، پاک میشود؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ولایت و خباثت]
بابا جان من، اگر این خلق ارزش دارد، چرا خدا یک خلقتی را زمین میزند؟ میگوید: اگر محبت علی نداشته باشی، اگر عبادت ثقلین کنی به رو توی جهنم میاندازمت...
تمام این خلقت دارد روی ماورای امام و قرآن و خدا و شیعه میگردد. یک شیعه ارزش به یک عالم دارد. ما نفهمیدیم ولایت یعنی چه؟ ما باید گریه کنیم، ما باید اینها را بشناسیم، ما باید معرفت در حق اینها داشته باشیم. چرا؟ بابا جان من، اگر این خلق ارزش دارد، چرا خدا یک خلقتی را زمین میزند؟ میگوید: اگر محبت علی نداشته باشی، اگر عبادت ثقلین کنی به رو توی جهنم میاندازمت؛ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ام ابیها]
عقیده من این است: هر روایتی و هر حدیثی، هر آیه قرآنی، هر نقلی و هر حرفی در این عالم درست است؛ اما حقیقت آن علی (علیه السلام) است...
عقیده من این است: هر روایتی و هر حدیثی، هر آیه قرآنی، هر نقلی و هر حرفی در این عالم درست است؛ اما حقیقت آن علی (علیه السلام) است. تمام اینها اگر به ولایت اتصال نباشد، باطل است. اگر به ولایت اتصال نباشد، خودت به آن برق دادهای، اما این حرفها به نور ولایت وصل نیست. این حرفها یک مدتی برق دارد، مثل این است که برق قطع میشود. پس هر حدیث و روایتی، حتی خود آیه قرآن که بالاتر از آن نداریم، تمام این حرفها و عبادتها و نماز درست است، اگر درست نباشد، ما کافر هستیم. تمام سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) محترم هستند، تمام درست هستند، توجه فرمودید؟ اما این یک برقی دارد، خودشان با این لامپهای دنیایی درست میکنند، اما اگر میخواهید درست بشود، [باید] به ولایت وصل باشد. وقتی به ولایت وصل شد، ابدی هست. اگر عبادت به ولایت وصل نباشد، ابدی نیست. ابدیت آن باید وصل به ولایت باشد. چرا میگوید اگر عبادت ثقلین کنی و امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را…
ه دینم قسم! اگر خواستن امیرالمؤمنین (علیه السلام) بهشت نبود و به من میگفتند که افضل از تمام خلقت کیست؟ میگفتم علی (علیه السلام) است!...
ه دینم قسم! اگر خواستن امیرالمؤمنین (علیه السلام) بهشت نبود و به من میگفتند که افضل از تمام خلقت کیست؟ میگفتم علی (علیه السلام) است! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: افشای احکام]
متقی در مورد این بیماری [کرونا] فرمود: «خدا مردم را عذاب کرد، این کار معلوم نیست آرام بگیرد! مگر اینکه مردم دست از کارهایشان بردارند!»...
متقی در مورد این بیماری [کرونا] فرمود: «خدا مردم را عذاب کرد، این کار معلوم نیست آرام بگیرد! مگر اینکه مردم دست از کارهایشان بردارند!» متقی نظرش این است؛ چون که مردم به معصیت خوش هستند! آن مردک زن دارد، اما به فکر بچههای مردم است؛ باید به سزایش برسد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان با متقی]
متقی مثل ائمه طاهرین (علیهم السلام) از اولش بوده، میفرماید: خدا بود و علی بود و متقی؛ پس بیایید حرف متقی را بشنوید و به آن عمل کنید....
متقی مثل ائمه طاهرین (علیهم السلام) از اولش بوده، میفرماید: خدا بود و علی بود و متقی؛ پس بیایید حرف متقی را بشنوید و به آن عمل کنید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان با متقی]
خانه واقعی، خانه متقی است. چرا؟ چون که ائمه (علیهم السلام) خانه شما نیامدهاند، اینجا آمدهاند...
خانه واقعی، خانه متقی است. چرا؟ چون که ائمه (علیهم السلام) خانه شما نیامدهاند، اینجا آمدهاند. امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمده، حضرت زهرا (علیها السلام) آمده، امام حسین (علیه السلام) آمده است؛ پس خانه واقعی اینجاست! کجا میروید عزیزان من؟! چه کسی این حرفها را میزند؟ فقط متقی. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان با متقی]
متقی به شما آگاهی میدهد. تمام آنچه که برای مردم – در زمان- پیش میآید را متقی میداند...
متقی به شما آگاهی میدهد. تمام آنچه که برای مردم – در زمان- پیش میآید را متقی میداند. هیچ کس به جز متقی نمیتواند کارهایی که در زمان پیش میآید را برطرف کند. کسی که بلا و مصیبتهایی که برای مردم اتفاق میافتد را تغییر میدهد، فقط متقی است. مگر بارش باران را تغییر نداد؟! فرمود: به خدا گفتم: «خدایا! مردم گنهکارند، درختها چه گناهی کردهاند؟! اگر من بودم، باران را نازل میکردم.» خدا هم باران را فرستاد. مگر جلوی سیل و یخبندان را نگرفت؟! مگر با دعایش آلودگی هوا رفع نشد؟! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان با متقی]
مگر امام حسین (علیه السلام) من را به آغوش نکشید؟ به تمام آیات قرآن، راست میگویم، پاهایم به زمین کشیده نمیشد...
ما نباید بگوییم ما تسلیم هستیم، تسلیم ولایت هستیم؛ تسلیم امر ولایت باید باشید. بیشتر مردم مارک ولایت به خودشان میزنند؛ مثل این روغن نباتی، روغن خوش را با سیب زمینی قاطی میکنند یک مارک به آن میزند که روغن حیوانی است. بیا یک مارک حیوانیت به خودت نزن! کجا مارک حیوانیت به خودت میزنی؟ موقعی که امر اینها را اطاعت نمیکنی، خودت امر میشوی، خودت امر خیالی میشوی، بیا امر اینها بشو. کجا امر آنها میشوی؟ «سلمان منی اهل البیت»، عزیز من، بیا بشو. مگر نمیشود شد؟ اینقدر پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شما را احترام کرده است، میگوید: اگر اینجور شدید، با من، در درجه من محشور میشوید. مگر درجه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) کم است؟ اما ببین پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) چطور است؟ حالا میگوید: یا رسول الله، با اجازه آمدیم [هنگام قبض روح]. گفت: من یک حرفی دارم؛ میخواهم امت من را خدای تبارک و تعالی بیامرزد. الان تو هم باید همینجور باشی؛ دارد به فردوس،…
اگر همه دنبال امام حسین (علیه السلام) آمده بودند که او را مُجرم و کافر نمیکردند، شریح قاضی لعنة الله علیه فرمان قتلش را صادر نمیکرد!...
اگر آقا امام حسین (علیه السلام) در جبل الرحمه میرود و آنجا خطبه میخواند، دارد با مکه و منا، صفا و مروه و حجرالاسود وداع میکند. چه کسی این را میدید و میفهمید؟ اهلش میدیدند؛ اما همه نااهل بودند! اگر همه دنبال امام حسین (علیه السلام) آمده بودند که او را مُجرم و کافر نمیکردند، شریح قاضی لعنة الله علیه فرمان قتلش را صادر نمیکرد! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان با متقی]
اصلاً خلق حق امر ندارد؛ یعنی خودش باید به امر باشد...
عزیز من! قربانتان بروم! ببین آنها که اینطوری شدند، امر خلق را اطاعت کردند. اصلاً خلق حق امر ندارد؛ یعنی خودش باید به امر باشد، امر را به ما بگوید. این درست است. آنها چه کار کردند. آنها رفتند و امیرالمومنین را در خانه گذاشتند و این کار را کردند. حالا ببین چه کار کردند؟ حالا شما کمی فکر کنید ببینید ما مصداق آنها نباشیم. حالا آمدند جلسه بنی ساعده درست کردند، به اصطلاح خودشان خلیفه هم درست کردند، از اینجا به مکه رفتند، زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را کردند. حالا به حج رفتند. حالا امتحان آمد. حالا امام حسین (علیه السلام) هم خطبهای که در جبل عامل خواند، (بروید بخوانید، ببینید چقدر امام حسین (علیه السلام) صحبت کرده است) آن را هم کنار گذاشتند و دنبال امام حسین (علیه السلام) هم نیامدند و حج به جا آوردند و به کوفه رفتند. حالا یک امتحان پیش آمد. به حرف او رفتند، همین حاجیها آمدند و امام حسین (علیه السلام) را کشتند. تو چه کارهای؟ چرا؟…
مجلس ولایت: عرفه 1390...
خدایا، اولاً که ما را نگه دار. حالا اگر تقدیر تو شده که ما را ببری، ما با تقدیر تو کاری نداریم. اگر میدانی ما بمانیم بیدین میشویم، ما را ببر. خدایا، میدانی من میخواهم توی دنیا حاجت کسی را برآورده کنم و گرنه دنیا را نمیخواهم. تو را به حق پنج تن، با ولایت سالم، بدن سالم، جان ما را بگیر. ما در رخت خواب نیفتیم، کسی را اذیت کنیم. خدایا، تو را به حق پنج تن، این دعاها را مستجاب کن. خدایا، القاء و افشاء بهمان بده، از خودمان حرف نزنیم. خدایا، تتمه عمر ما را در راه خودت قرار بده؛ نه در راه بدعتگذار و دشمنانت. «اهدنا الصراط المستقیم» در راه صراط مستقیم، علی بن ابی طالب باشیم. خدایا، ما پابند دنیا نباشیم، طیران کنیم به آسمان خدایا، حضرت معصومه فرمود: زیارت میکنند قبر ما، را اطاعت نمیکنند امر ما را. امام رضا گفت: [زیارت] کارشان است؛ ما کارمان نباشد. اگر حضرت معصومه میروید، هیکلتان را نبرید، اطاعتتان را ببرید که آنها خوشحال شوند. خدایا، تتمه عمر ما…
والله، روایت داریم: اگر شب قدر آمرزیده نشویم، کار ما مشکل است. میگوید: باید بروی عرفه تا آمرزیده شوی...
والله، روایت داریم: اگر شب قدر آمرزیده نشویم، کار ما مشکل است. میگوید: باید بروی عرفه تا آمرزیده شوی [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: نجوا]
جان امام حسین (علیه السلام) خریدن بهتر است یا دور سنگها گشتن؟...
حالا انصافاً، وجداناً، امام حسین (علیه السلام) در جبل عامل دارد میگوید که من میخواهم به کوفه بروم، دارد افشا میکند، یک نفر دنبال امام حسین (علیه السلام) بلند نشد برود. اگر پانصد نفر یا یک میلیون از اینها حرکت میکردند و دنبال امام حسین (علیه السلام) میرفتند؛ جان امام حسین (علیه السلام) خریدن بهتر است یا دور سنگها گشتن؟ چرا اینها معرفت ندارند؟ تو هم یک مقدار اینطوری هستی، دور سنگها میگردی. تو باید دور امر بگردی، نه دور سنگها. اگر آن ارزش دارد، چرا خدا به ابراهیم میگوید: چه کردی؟ ابراهیم، مزد میخواهد. خدا به او گفت: چه کار کردی؟ برهنهای پوشاندی یا گرسنهای را سیر کردی؟ شما وقتی این پولها را میدهید، خیلی باید سجده شکر به جا آورید. شما شجره توحید پرورش میدهید وگرنه به مکه و منا، چهل تا مرغ آوردند، چهل لنگه برنج آوردند؛ اگر من یک دانه از اینها را برداشتم، به دین یهودی میمیرم. من که برای خودم نمیگویم، من دارم برای یک نفر دیگر گدایی میکنم؛ اما میبینم الان هیچ چیز مثل…
مواظب یوم باشید...
حالا اینها حج به جا آوردند و به کوفه رفتند. این که من به شما میگویم یوم دارد، مواظب یوم باشید؛ الان یومی که اینجا اتفاق افتاد چه کسی از عهده آن برمی آید؟ شما باید مواظب یوم باشید. یوم وقتی پیش آمد، باید آگاهی یوم داشته باشید، نه اینکه تسلیم یوم باشید. جداً نباید تسلیم شوید، تو تسلیم حق بشو، تسلیم ولایت بشو، نه تسلیم یوم. همین کسانی که در کوفه هستند بغض علی دارند، بغض امیرالمؤمنین دارند. اگر نداشتند، چرا عوض اینکه به زینب سرسلامتی بدهند، به ام کلثوم بدهند، آنها را بیرون کردند؟ حالا چه موقع بروز کرد؟ آن موقع که امام حسین گفت: برای چه من را میکشید؟ گفتند: «بغضاً لابیک»، اینجا بروز کرد. پس اینها از اول بغض امیرالمؤمنین داشتند، نه اینکه حب داشتند. ما هم باید حب داشته باشیم. عزیز من، قربانت بروم، «حب» کاری میکند. وقتی «حب» داشته باشی، میگوید برو انفاق کن، برو حاجت برادر مؤمن را برآورده کن. تو کارساز «حب» میشوی؛ اما اگر بغض داشته باشی، کارساز شیطان میشوی، کارساز شهوت…
حالا [امام حسین] هشتم محرم بیرون آمده، جرم است! جرم، برای غیر حجت است. حجت که جرم ندارد. مگر حجت گناه میکند؟ اینها خیلی نفهم هستند، مگر حجت خدا گناه میکند؟ حجت، روح ا...
حالا [امام حسین] هشتم محرم بیرون آمده، جرم است! جرم، برای غیر حجت است. حجت که جرم ندارد. مگر حجت گناه میکند؟ اینها خیلی نفهم هستند، مگر حجت خدا گناه میکند؟ حجت، روح است؛ روح که گناه نمیکند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: تاسوعای 86]
جدش فرموده بود: حسین جان! اُخرج بعراق، باید به عراق بروی. او دارد امر جدش را اطاعت میکند...
[چرا امام حسین از مکه حرکت کرد؟] آقا امام حسین (علیه السلام) دید خونش لوث میشود. یعنی چه؟ یعنی، اینها در اینجا نمیگذارند، دستور جدش رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و امر خدا اطاعت شود. چون با خدعه میخواهند امام حسین (علیه السلام) را شهید کنند. امام حسین (علیه السلام) هم وقتی که میخواهد بیاید، سر قبر جدش رفته بود. جدش فرموده بود: حسین جان! اُخرج بعراق، باید به عراق بروی. او دارد امر جدش را اطاعت میکند. پس دید اینها دارند یک کاری میکنند و میخواهند امر اطاعت نشود. و این است که هشتم مُحرّم آقا امام حسین (علیه السلام) از مکه رو به کوفه آمد [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: درباره امام حسین]
چرا این حرفها را میزنید که میگویید امام حسین (علیه السلام) نمیدانست [شهید میشود]؟...
چرا این حرفها را میزنید که میگویید امام حسین (علیه السلام) نمیدانست [شهید میشود]؟ ای بیولایت! اصلاً ولایت در قلب تو خطور نکرده است. آیا امام حسین (علیه السلام) نمیدانست؟ حالا وقتی میآید، روایت داریم به یکی از آبادیهای عراق که رسید، امام حسین (علیه السلام) میگوید: منادی ندا داد اینها دارند رو به مرگ میروند. آقا علی اکبر فرمود: پدر جان! مگر ما بر حق نیستیم؟ گفت: چرا، گفت: ما را چه ترس از مرگ. ما که وحشتی نداریم. لحظه به لحظه، امام حسین (علیه السلام) دارد میگوید کشته میشویم. یک چیزی نیست که مخفی باشد. شب عاشورا هم امام حسین (علیه السلام) به اصحابش گفت که ما کشته میشویم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: درباره امام حسین]
آن سنگهای سیاه یا سنگهای سفید، اینها ارزش دارند یا حجت خدا ارزش دارد؟...
امام حسین (علیه السلام)، هر سال مکه میرفت. از مدینه به مکه مهاجرت کرد. آنجا آقا امام حسین (علیه السلام)، به علم امامت دید اینها با شمشیر که زیر احرامهایشان دارند، میخواهند او را بکشند. یک نفر که اصلاً ولایت در قلبش خطور نکرده، اما حرف ولایت میزند. من بارها گفتم ولایت سه جور است: یک ولایت خلقی داریم، یک ولایت تجاری داریم و یک ولایت داریم که امیرالمؤمنین (علیه السلام)، تکلیفش را معلوم کرده است. میگوید: یا کمیل! دست و جوارح خودت را در نزد خدا بگذار. آن وقت دست تو میشود دست خدا، چشم تو میشود چشم خدا. آن وقت، کلام تو میشود القای خدا. حالا این مرد بیسواد میگفت که امام حسین (علیه السلام) دید احترام خانه میرود. تو داری چه میگویی؟ آن سنگهای سیاه یا سنگهای سفید، اینها ارزش دارند یا حجت خدا ارزش دارد؟ آخر، نادان! این چه حرفی هست میزنی که میگویی احترام میرود؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: درباره امام حسین]
موهایی که در بدن امام حسین (علیه السلام) است و دور میریزد، از خانه خدا، عظمتش بیشتر است....
خلقت خدا، به واسطه حجت است. موهایی که در بدن امام حسین (علیه السلام) است و دور میریزد، از خانه خدا، عظمتش بیشتر است. چرا؟ به این دلیل: خدای تبارک و تعالی، اول نگاه به زوار امام حسین (علیه السلام) میکند، بعد به نگاه به زوار خودش. این دلیلش. و قبر امام حسین (علیه السلام)، عظمتش از خانه خدا بالاتر است. تو چه میگویی؟ چرا فکر نمیکنی و حرف میزنی؟ اول باید امام را بشناسی، بعد حرف بزنی، بعد صحبت کنی. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: درباره امام حسین]
امام حسین، هشتم بلند شد از آنجا [مکه] بیرون آمد. اگر همه از امام اطاعت میکردند که امام حسین را نمیکشتند. همه رفتند آنجا که حاجی بشوند، [به آنها بگویند:] حاج آقا سلام، ...
امام حسین، هشتم بلند شد از آنجا [مکه] بیرون آمد. اگر همه از امام اطاعت میکردند که امام حسین را نمیکشتند. همه رفتند آنجا که حاجی بشوند، [به آنها بگویند:] حاج آقا سلام، حاج آقا سلام. حاج آقا هم یک باد به خودش بکند؛ دنبال امام حسین (علیه السلام) نیامدند [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام حسین]
چه کسی این بو را میشنود؟ امام صادق [و امام باقر] ؛...
مگر امام صادق (علیه السلام) نمیفرماید عدهای از یمن نزد پدرم امام باقر (علیه السلام) آمدند، پدرم اینها را در آغوش میگرفت و میگفت: صادق جان! اینها بوی ولایت میدهند؟! چه کسی این بو را میشنود؟ امام صادق [و امام باقر] ؛ پس بیایید مشامتان را از دنیا خالی کنید! تا کی نگاه به دنیا و اهلش میکنید؟! تا کی نگاه غیرِ امر میکنید؟! اینها که بو ندارد! بوی ظلمت دارد! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان با متقی]
بشیر گفت: دو مرد باقی مانده. یکی امام سجاد (علیه السلام)، یکی امام باقر (علیه السلام). خدا میداند مدینه چه خبر شد...
امام سجاد (علیه السلام) گفت: اینها را حرکت بدهید. اینها را حرکت دادند رو به مدینه. مدینه که رسیدند، امام سجاد (علیه السلام) گفت: بشیر پدرت شاعر بوده. تو برو اهل مدینه را خبر کن. او آمد پرچم سیاه دست گرفت و وارد مدینه شد. مدینه هم خبر شدند و همه آمدند. گفت: بیایید سر قبر رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) میگویم. حالا سر قبر رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد. آنها هم میگویند حسین چه شد؟ آنها هم میگویند اکبر چه شد؟ آنها هم میگویند قاسم چه شد؟ او میگوید ابالفضل چه شد. تمام اهل مدینه سراغ میگیرند. بشیر گفت: دو مرد باقی مانده. یکی امام سجاد (علیه السلام)، یکی امام باقر (علیه السلام). خدا میداند مدینه چه خبر شد [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: اربعین 92]
[امام] گفت: ای جوان، از سر این کار بگذر. این زینی که الان روی اسب هست، میدانم درختش را چه کسی نشانده است...
منصور گفت: امام باقر (علیه السلام) را برو سوارش کن و بیاور. [امام] گفت: ای جوان، از سر این کار بگذر. این زینی که الان روی اسب هست، میدانم درختش را چه کسی نشانده است، چه کسی بریده است، چه کسی ساخته، چه کسی به آن زهر زده است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: اربعین 87]
امام صادق (علیه السلام) فقه و اصول را در نزد شما گذاشت. او را عوض نکنید. چرا عوض میکنید؟...
عزیزان من، این فقه و اصول را امام باقر و امام صادق (علیه السلام) گفتند. چرا به حضرت، باقر العلم میگویند؟ چون علم را شکافت. یک مدت زمانی بنی امیه با بنی عباس دعوا میکردند، اینها یک ذره فرصت پیدا کردند. حالا چه کسی باز مانع شد؟ باز بنی عباس شد. حالا این فقه و اصول را از آنها داری… امام صادق (علیه السلام) فقه و اصول را در نزد شما گذاشت. او را عوض نکنید. چرا عوض میکنید؟ به تو یک شمش طلا داده است، تو جایش یک عروسک کردهای. آن شمش طلا بود، چرا این طوری میکنی؟ عزیز من، قربانت بروم، بترس! یک روزی تمام اینها حساب دارد. تمام اینها کتاب دارد. فقه و اصول را امام صادق (علیه السلام) و امام باقر درآورند [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان و ذکر الله]
عزیزان من، ای آقایی که فقه میخوانی، ای آقایی که اصول میخوانی، باید به امر امام صادقت باشی، باید به امر امام باقرت باشی، باید به امر امام زمان خودت باشی...
عزیزان من، ای آقایی که فقه میخوانی، ای آقایی که اصول میخوانی، باید به امر امام صادقت باشی، باید به امر امام باقرت باشی، باید به امر امام زمان خودت باشی [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان و ذکر الله]
اگر علی را قبول نداشته باشی به عزت و جلالم! اگر عبادت ثقلین کنی تو را میسوزانم...
شما یک قطرهاید، من یک قطرهام، در مقابل امر؛ یعنی در مقابل آقا امام زمان (عج الله فرجه)، آن امر است، امیرالمؤمنین (علیه السلام) امر است، قرآن امر است، ما باید امر را اطاعت کنیم. آنها امر خداست، آنها یک امر به ما دارند. ببین! آنها امر خدا هستند، میگوید اگر علی را قبول نداشته باشی به عزت و جلالم! اگر عبادت ثقلین کنی تو را میسوزانم [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: آخرالزمان یا شر الازمنه]
آیا ما متوجه شدیم تولی و تبری چیست؟ تولی و تبری آن است که خدا گفته، میگوید: اگر عبادت ثقلین کنی، علی را دوست نداشته باشی، تو را میسوزانم...
آیا ما متوجه شدیم تولی و تبری چیست؟ تولی و تبری آن است که خدا گفته، میگوید: اگر عبادت ثقلین کنی، علی را دوست نداشته باشی، تو را میسوزانم. علی (علیه السلام) آنجا یک شمشیر زده، میگوید: افضل عبادت ثقلین، اینجا هم میگوید اگر [علی را] دوست نداشته باشی، عبادت ثقلین کنی تو را میسوزانم، شما چه چیزی میگویی؟ حالا برو یک عمری کتاب بخوان، اگر این را نفهمی، چه چیزی فهمیدهای؟ بیا با این حرفها یقین کن، آشنا شو. مگر آقا امام رضا نمیگوید: «لا اله الا الله حصنی، دخل حصنی، انا من شروطها»؟ شرط لا اله الا الله ماییم، شرط لا اله الا الله علی است، زهرا است، الان وجود مبارک آقا امام زمان است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: حب و بغض]
اگر ذکر میگویی، باید امیرالمؤمنین (علیه السلام) را قبول داشته باشی...
ما باید بدانیم که ذکر حرف است، حاجت نمیدهد. ذکر، علی ابن ابی طالب (علیه السلام) است: «أنا ذکر الله». ذکر، امر است؛ یعنی به تو گفته این ذکر را بگو؛ نه اینکه از ذکرت حاجت بخواهی. این ذکر است، امیرالمؤمنین (علیه السلام) امر است. این ذکر را تو خودت میگویی؛ اما امر، امیرالمؤمنین (علیه السلام) است؛ یعنی اگر ذکر میگویی، باید امیرالمؤمنین (علیه السلام) را قبول داشته باشی. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: آخرالزمان]
خدا برای نماز و روزه، اگر بیولایت باشد، عزت قائل نیست. خدا، عزت برای ولایت قائل است...
خدا برای نماز و روزه، اگر بیولایت باشد، عزت قائل نیست. خدا، عزت برای ولایت قائل است. چرا میگوید: به عزت و جلالم، اگر عبادت ثقلین کنی؛ اما علی (علیه السلام) را به «الیوم الکملت لکم دینکم» قبول نداشته باشی به رو در جهنم میاندازمت؟ چرا؟ هشدار داده که باید دنبال مقصد من باشی [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عیدی ما ولایت]
امر خدا و پیامبر، امیرالمؤمنین علی است...
اگر امر را قبول نداشته باشی، تمام ذکرهایت هیچ است. چرا؟ چون خدا میگوید: اگر عبادت ثقلین کنی؛ اما امیرالمؤمنین علی را قبول نداشته باشی، من خودم تو را در جهنم میاندازم. آنها ذکر است، باید امر را قبول داشته باشی. امر خدا و پیامبر، امیرالمؤمنین علی است [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: آخرالزمان]
چرا به پیغمبر میگوید رحمة للعالمین؟...
چرا به پیغمبر میگوید رحمة للعالمین؟ دید ولایت من این است که پیغمبر؛ یعنی ولایت را به کل خلقت پخش کرد، ولایت، رحمت برای کل تمام خلقت است، نه نبوت. نبوت، تبلیغکن ولایت است. پیغمبر بود که به امر خدای تبارک و تعالی علی (علیه السلام) را معرفی کرد. مگر نبود که یک ذره کندی کرد، گفت: کاری نکردی. معلوم میشود این نماز، این روزه، این حج، ( این حرفها را قدر بدانید) اینها همه کار است، کار پیغمبر این بود که این کارها را بکند. چرا؟ از اینجا من متوجه میشوم. میگوید: یا محمد، اگر علی را معرفی نکنی، کاری نکردی. [میگوید:] کاری نکردی، پس معلوم میشود روی فرمایش پیغمبر، اینها کار است. حالا پیغمبر چه کرد؟ حالا امیرالمؤمنین را معلوم کرد. حالا چه چیزی نازل شد؟ «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی» یعنی ای پیغمبر، ای خلقت، بدانید پیغمبر رحمت است، اما ولایت نعمت است. حالا نمیگوید اگر رحمت من را قبول نداشته باشی، (این جواب کسی است که قرآن را معنی میکند و نمیفهمد) به عزت…
[خدا به پیغمبر] میگوید: اشرف مخلوقات؛ یعنی آنچه که من مخلوق در تمام خلقتها دارم، نه این خلقت، این پیغمبر اشرف است. اما امرش از خودش مهمتر است...
وجود خود شخص پیغمبر خیلی معظم است. اگر میخواهید بفهمیم وجود پیغمبر چقدر معظم است، میگوید: اشرف مخلوقات است؛ یعنی آنچه که خلقت دارد، پیغمبر معظمتر است. یک وقت یک کجدهنی، یک حرفی نزند، من اینها را میدانم، اینقدر پیغمبر مهم است که میگوید: اشرف مخلوقات؛ یعنی آنچه که من مخلوق در تمام خلقتها دارم، نه این خلقت، این پیغمبر اشرف است. اما امرش از خودش مهمتر است. امرش خداست، خدا از پیغمبر مهمتر است. خدا امرش است، پیغمبر امرش است. عزیزان من، قربانتان بروم، فدایتان بشوم، توجه بفرمایید، اگر میخواهید توجه بفرمایید که این یک قدری در شما تاثیر بگذارد، نمیگوید: اگر پیغمبر را قبول نداشته باشی، به عزت و جلالم اگر عبادت ثقلین کنی، تو را میسوزانم. نگفته، اما میگوید: اگر علی را قبول نداشته باشی، عبادت ثقلین کنی، تو را میسوزانم. چرا؟ امیرالمؤمنین مقصد خداست، مقصد تمام این خلقت است؛ یعنی روح تمام این خلقت است [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: روح خلقت ولایت است]
اگر علی (علیه السلام) را شناختید، خدا نمیشوید؛ اما صفات خدا میشوید!...
اگر علی (علیه السلام) را شناختید، خدا نمیشوید؛ اما صفات خدا میشوید! چون فقط خداست که علی (علیه السلام) را میشناسد، هیچ کسی او را به طور کامل نمیشناسد! خدا درباره هیچ کسی نفرموده به عزت و جلالم قسم! اگر عبادت ثقلین کنی و امیرالمؤمنین (علیه السلام) را به «الیوم اکملت لکم دینکم» قبول نداشته باشی تو را به رو در جهنم میاندازم! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: گنجینه]
امیرالمؤمنین (علیه السلام) «کفواً احد» است، حضرت زهرا (علیها السلام) «کفواً خلقت» است...
امیرالمؤمنین (علیه السلام) «کفواً احد» است، حضرت زهرا (علیها السلام) «کفواً خلقت» است؛ چون خدا میگوید: به عزت و جلالم قسم، اگر عبادت ثقلین کنی، اما امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را به «الیوم اکملت لکم دینکم» یعنی وصی رسول الله قبول نداشته باشی، با صورت به آتش جهنم میاندازمت [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: نجوا]
اگر تمام خلقت علی نگویند، خدا قبولشان نمیکند. این قانون خدا است! اگر امیرالمؤمنین را شناختید، تمام خلقت را شناختید وگرنه هیچ چیزی را نشناختهاید...
اگر تمام خلقت علی نگویند، خدا قبولشان نمیکند. این قانون خدا است! اگر امیرالمؤمنین را شناختید، تمام خلقت را شناختید وگرنه هیچ چیزی را نشناختهاید [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: گنجینه]
حضرت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال کرد، بهترین چیز برای زن چیست؟ حضرت زهرا (علیها السلام) فرمود: نه او نامحرم را ببیند، نه نامحرم او را...
حضرت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال کرد، بهترین چیز برای زن چیست؟ حضرت زهرا (علیها السلام) فرمود: نه او نامحرم را ببیند، نه نامحرم او را. حالا عوض نامحرمی در بغل پسرها میرود! بیحیاگری نکنم، چاره ندارم. این دخترها چه کسانی هستند که به دانشگاه میروند؟ دخترهای انگلیسی و آمریکایی و یهودیها هستند یا دخترهای شما هستند که مکه و حج عمره میروید؟ کجا آنها را در این دانشگاه، که خراب است، روانه میکنید. یک دیپلم گرفت، دیگر بس است. درود خدا به روح علما. خدا حاج شیخ عباس را رحمت کند میگفت: دختر همین قدر که بتواند یک چیزی را بخواند، بس است. میگفت: سوره حضرت یوسف را به دختر نگویید، پررو میشود. فردا، شما جواب خدا را چه میدهید؟ این دختر و پسر شما شجره توحید است، تو این جورابها را برای او میخری، او که پول ندارد، از جای دیگر میآورد؟ تو این پیراهن بدننما را برای او میخری؛ اما پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: در آخرالزمان، زنها شبیه…
حالا [حضرت زهرا] وقتی آن جنایت را دید، یک دفعه گفت: دست از علی بردارید، نفرین میکنم...
حالا [حضرت زهرا] وقتی آن جنایت را دید، یک دفعه گفت: دست از علی بردارید، نفرین میکنم. شیعه و سنی نوشتهاند، هنوز نفرین نکرده، ستونها از جا حرکت کرد. این ستون مثل یک چیزی که جمع شد. این هم یک حرفی است؛ یعنی این ستون وقتی که حرکت میکند باید از طاق بالا برود، بالا نرفت. چنان این ستون به امر حضرت زهرا (علیها السلام) جمع شد که مردم از زیر ستونها میرفتند. هنوز نفرین نکرده است. یک نفس ناراحتی برای علی کشید؟ آیا تو یک نفس ناراحتی برای امام زمان (عج الله فرجه) کشیدی که دارد گریه میکند یا پای رقاصی، پای ویدیو، ماهواره و اینها میروی؟ آیا تو یک نفس کشیدی؟ زهرا (علیها السلام) یک نفس راجع به ولایت کشیده ستونها از جا حرکت کرده است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: شناخت امام]
اصلاً غیرت تمام شده است!...
[حضرت زهرا] گفت [بهترین چیز برای زن این است که]: نه نامحرم او را ببیند، نه او نامحرم را. روایت داریم، سه دفعه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بلند شد، زهرا پدرت به فدایت، زهرا پدرت به فدایت، زهرا پدرت به فدایت. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نشسته است، یک نابینا میآید، زهرا بلند شد و رفت. زهرا جان، این که نابینا است، گفت: خود شما گفتی که نامحرم یک بویی دارد، زن آن بو را استشمام میکند. چرا این حرفها را کنار گذاشتید؟ مگر این حرف پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و خدا درست نبوده است؟ اگر درست بوده، چرا کنار گذاشتید؟ چرا اینطوری شدید؟ اصلاً غیرت تمام شده است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: وابستگی]
این آدم توحید دارد؟ این آدم مسلمان است؟...
یکی از رؤسای بانک میگوید: یک نفر از این طلبهها گفت زن من میخواهد به اینجا بیاید. میگویم: ما دویست نفر هستیم، میخواهد بین ما بیاید؟ گفت: میخواهم کمک خرجی من باشد. این آدم توحید دارد؟ این آدم مسلمان است؟ میخواهد کمک خرجی او باشد! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: وابستگی]
به تمام آیات قرآن، در جمع تمام ماوراء نگاه میکنم، هیچ کس مظلومتر از حضرت علی و حضرت زهرا نبوده و نیست...
به تمام آیات قرآن، در جمع تمام ماوراء نگاه میکنم، هیچ کس مظلومتر از حضرت علی و حضرت زهرا نبوده و نیست [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: وابستگی]
چرا متقی به آسمان راه دارد؟ عیسی یک سوزن و نخ داشت، در آسمان چهارم نگهش داشت؛ اما متقی اصلاً سوزن و نخ ندارد...
چرا متقی به آسمان راه دارد؟ عیسی یک سوزن و نخ داشت، در آسمان چهارم نگهش داشت؛ اما متقی اصلاً سوزن و نخ ندارد. شما که کارخانه سوزن و نخ دارید! بیایید دنبال متقی! خدا، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و امام رضا (علیه السلام) به متقی میگویند: حرف بزن! به شما میگویند: بروید حرف متقی را بشنوید! اسم من حاج حسین خوش لهجه است، بیایید به حرف متقی بروید! ایمان به جلسه داشته باشید، نه این که بیایید و بروید. من خودم که نمیگویم! ائمه (علیهم السلام) خودشان اینجا آمدهاند. بیایید نتیجه داشته باشید؛ هیچ کجا خبری نیست! مردم دنبال خلق رفتند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان با متقی]
ما فراموشکاریم، فقط متقی به ما یادداشت میدهد....
ما فراموشکاریم، فقط متقی به ما یادداشت میدهد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان با متقی]
به تمام آیات قرآن، من میلیارد حوریه را به کفش زهرا صلح نمیکنم...
شما الان نگاه به بهشت میکنی، خیال میکنی که آنجا هم یک چهار تا درخت کاشتند؟ چهار تا درخت گل پونه کاشتند، چهار تا درخت سیب کاشتند؟ چه کسی کاشته است؟ مگر بهشت جنگل است؟ نه، بابا جان! خدا اراده کرد، درخت طوبی را خلق کرد. بهشت و اینها همه از درخت طوبی خلق شدهاند. عزیز من، قربانت بروم، کجایی؟ یک بهشتی را که داری میبینی، دست دوم است. من میخواهم شما دست اول بشوید؛ داد میزنم! تو بیا دست اول بشو، چرا دست دوم میشوی؟ مگر بهشت مخلوق نیست؟ مگر عرش مخلوق نیست؟ من امروز به شما باسوادها [میگویم]؛ مگر بهشت مخلوق نیست؟ مگر عرش مخلوق نیست؟ مگر جنات مخلوق نیست؟ خالق است یا مخلوق است؟ حالا یک مرتبه به تو میگوید: تو اشرف مخلوقاتی! بابا جان، من درست دارم میگویم، تو درست بشنو، درست بفهم، یک مرتبه میگوید: تو اشرف مخلوقاتی، چرا میگوید اشرف مخلوقاتی؟ بهشت، رشد ندارد؛ یک حدی دارد، فردوس، یک حدی دارد، جنات، یک حدی دارد، تو حد نداری اصلاً. خدا تو را جوری خلق کرده…
در نظر متقی، اینجا و زمین و آسمان یکی است...
در نظر متقی، اینجا و زمین و آسمان یکی است. به من بگویید کدام یک از شما به آسمان راه دارید؟! خودتان با خودتان نجوا کنید. حرفهایی هست که نمیتوانم بزنم؛ چون کشش ندارید! همین حرفهایی که گفتم را عمل نمیکنید. روی سنگ قبرم با خط درشت بنویسید که با جگر پُر خون از دنیا رفتم و نتوانستم حرفم را بزنم؛ نه به یهودیها، به شما خوبها نتوانستم حرفم را بزنم؛ چون شما خوبها هنوز از امتحان در نیامدهاید! مگر ممکن است آدم، واقعیت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و زهرای عزیز (علیها السلام) را بگوید؟! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان با متقی]
چه کسی این عالم را میشناسد؟ فقط متقی...
یک کاری کنید که متقی شما را قبول کند. چه کسی این عالم را میشناسد؟ فقط متقی. اگر شما سخی باشید و دنبال خلق هم نروید، حالا وقتی میخواهید عالم را بشناسید، باید از متقی بشناسید. کس دیگری این عالم را نمیشناسد. الآن عوض این که متقی را بشناسند، حرف هم به او میزنند! این عده از همانهایی هستند که به امیرالمؤمنین (علیه السلام) حرف زدند. شما از آنها نباشید! بیایید سخی باشید و از اینجا دست برندارید! اگر از اینجا نروید، آن وقت از نابغههای عالم خطاب میشوید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان با متقی]
حضرت زهرا (علیها السلام) حجت خداست. تمام این عالم در قبضه قدرتش هست...
حضرت زهرا (علیها السلام) حجت خداست. تمام این عالم در قبضه قدرتش هست، امام حسین (علیه السلام) هم فرمود: نفسهایی که میکشید در قبضه قدرت اوست. حالا کسی که حضرت زهرا (علیها السلام) را میشناسد، علی (علیه السلام) هست. علی (علیه السلام) ، زهرا (علیها السلام) را میشناسد و زهرا (علیها السلام)، امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را میشناسد [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: شناخت امام]
کوثر، به معنی هستی خداست؛ یعنی آنچه که خدا خلقت کرده، هستیاش زهرا (علیها السلام) است...
تا کوثر میگوییم، شما به خیالتان یک نهر است که به آن کوثر میگویند و خدا آن را به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) داده است. این نیست. کوثر، به معنی هستی خداست؛ یعنی آنچه که خدا خلقت کرده، هستیاش زهرا (علیها السلام) است. مگر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نمیفرماید: «ام ابیها»؟ یعنی: اگر زهرا (علیها السلام) نبود، خلقت نبود. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ناراحتی از حرف خلق]
معنویت را حضرت زهرا (علیها السلام) داشت...
معنویت را حضرت زهرا (علیها السلام) داشت. در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) اشخاصی در مدینه بودند که یهودی بودند. اینها به خواستگاری حضرت زهرا (علیها السلام) آمدند. گفتند: ما چند هزار شتر میدهیم، چقدر طلا میدهیم. حضرت فرمود: اختیار زهرا (علیها السلام) با خداست، با من نیست. اینها قدری ناراحت شدند. یکی از یهودیها یک دختری داشت. این دختر را میخواست شوهر بدهد. خدا میداند این چقدر طلا داشت. تختی از طلا درست کرد. همه لباسهایش زرباف بود. (یهودیها از اول هم پولدار بودند. خدا دنیا را نمیخواهد به اینها داده است. اینها را هم نمیخواهد. ما نباید حواسمان این طرف و آن طرف برود.) بعد آمدند حضرت زهرا (علیها السلام) را دعوت کردند. حالا حضرت زهرا (علیها السلام) یک چادر پینهای دارد، یک کفش پینهای دارد. فوراً جبرئیل نازل شد. یا محمد! به حضرت زهرا (علیها السلام) بگو: دعوت اینها را بپذیرد. حضرت پذیرفت. فوراً جبرئیل نازل شد و لباس برای حضرت زهرا (علیها السلام) آورد. همین که حضرت وارد خانه شد، فرمود: بسم الله…